استاد جلیل
شهناز نوازنده پیشکسوت موسیقی و نوازنده تار در سن 92 سالگی دار فانی را وداع گفت.
جلیل شهناز پس از یک دوره بیماری صبح دوشنبه 27 خردادماه در بیمارستان آراد درگذشت.
استاد
شهناز در سال ۱۳۰۰ در اصفهان به دنیا آمد. تقریباً همه اعضای خانواده وی با موسیقی
آشنایی داشتند و در رشتههای مختلف هنر از جمله تار، سهتار، سنتور و کمانچه مقام
استادی رسید. پدرش شعبان خان علاقه وافری به موسیقی اصیل ایرانی داشت و علاوه بر
تار که ساز اختصاصی او بود، سهتار و سنتور هم مینواخت. عموی او غلامرضا سارنج هم
از نوازندگان کمانچه بود. جلیل شهناز از کودکی به
موسیقی علاقهمند شد و نواختن تار را در نزد عبدالحسین شهنازی و برادر بزرگ خود
حسین شهناز به خوبی ساز مینواخت، آغاز کرد. پشتکار زیاد و استعداد شگرف جلیل به
حدی بود که در سنین جوانی از نوازندگان خوب اصفهان شد. شهناز در
جوانی با حسن کسایی آشنا شد که این آشنایی آغاز همکاری بلندمدت آن دو بود. جلیل
شهناز از سال ۱۳۲۴ در تهران ساکن شد و با رادیو تهران شروع به کار کرد و در بسیاری
از برنامهها به عنوان تکنواز شرکت کرد. جلیل شهناز با سفر به تهران و
اقامت در این شهر کارمند افتخاری شهرداری شد. این زمان مصادف بود با پخش برنامههای
تخصصی موسیقی از رادیو و تلویزیون که جلیل شهناز از تکنوازان بی بدیل این دوران
بود. امکانات ضبط و استودیوهای
تازه به خدمت گرفته رادیو تلویزیون این فرصت را به او داد تا بتوانند با پنجه و
مضراب سحرآمیز خویش دل هر شنونده و بینندهای را تسخیر کند. ضبط برنامههای فراوان
و نیز کنسرتهای مختلف با نوازندگان و خوانندگان معروف آن عصر در تهران حاصل این
دوران است.
این
نوازنده تار در طول زندگی هنری خود با هنرمندان والای کشور از جمله فرامرز پایور،
حبیب الله بدیعی، پرویز یاحقی، همایون خرم، علی تجویدی، منصور صارمی، رضا ورزنده،
امیر ناصر افتتاح، جهانگیر ملک، اسدالله ملک، حسن کسایی، محمد موسوی، تاج اصفهانی،
ادیب خوانساری، ايرج، محمودی خوانساری، عبدالوهاب شهیدی، اکبر گلپایگانی، و تا حدي
محمدرضا شجریان همکاری داشتهاست. وی در دههٔ 60 همراه
بافرامرز پایور، علی اصغر بهاری، محمد اسماعیلی و محمد موسوی گروه اساتید را تشکیل
داد و با این گروه، مسافرتهای متعددی به کشورهای اروپایی، آسیایی و آمریکا داشت. وی
در سال 83 به عنوان چهره ماندگار هنر و موسیقی برگزیده شد. همچنین در ۲۷ تیر
سال ۱۳۸۳، مدرک درجه یک هنری (معادل دکترا) برای تجلیل از یک عمر فعالیت هنری به
جلیل شهناز اهدا شد. جلیل شهناز، علاوه بر نواختن تار که ساز اختصاصی او بود با
نواختن ویولون، سنتور و تمبک نیز آشنایی داشت.
آواز بيات ترك استاد ايرج با تار استاد شهناز
http://www.youtube.com/watch?v=n0TR134hT3s
حضور استاد آواز ايران در مراسم تشييع جنازه جليل شهناز

فریدون حافظی استاد و نوازنده خوش ذوق تار ایران با جامعه هنری وداع کردند
در مورد آقای حافظی فقط همین قدر عرض کنم که هرچقدر آقای شاپوری در مهربانی و اخلاق و عطوفت در موسیقی ایران زبانزد و الگو بودند اقای حافظی هم دقیقا چنین شخصیتی میداشتند.چنان این دو هنرمند مهربان و خوش برخورد و همیشه خیرخواه دیگران بودند که من مطمئن هستم اشخاصی که با ایشان ارتباط نزدیک داشتند و هنرمندانی که همکاری با ایشان داشتند همان تاسف و همان غمی را که در از دست دادن آقای شاپوری احساس کردند اینبار هم با رفتن استاد حافظی احساس کرده اند و برای آنها تکرار شده است.
توصیه من این هست که در موسیقی ملی ایران دو شخصیت را همیشه الگوی برخورد و منش رفتاری به یاد داشته باشید.مرحوم استاد عباس شاپوری و دوم استاد فریدون حافظی.
با تاکید عرض کردم! چنانچه هرگز از جانب من حرف بیهوده و تمجیدها و تعاریف بی دلیل بازگو نشده و اگر نام این دو شخصیت را برده ام حتما بدانید که اگر این دو شخصیت را الگوی رفتاریمان در موسیقی قرار دهیم آن زمان باز هم چون گذشته موفق خواهیم بود و ارزش ها پدید خواهد آمد
مطلب درباره گام چهارگاه،دستگاه چهارگاه و گلهای تازه شماره ۱۸ میباشد
در ادامه مطلب پیشین که تحلیل خوبی رو به فوریت خانم حسینی ارائه دادند،جا داره که مفصلا در مورد چهارگاه توضیحاتی رو بیان کنم و بر این باور هستم این توضیحات کاملترین تشریحی هست که علاقه مندان به موسیقی و هنرمندان موسیقی خواهند یافت چرا که در اثر تحقیق،تجربه و مطالعه اینجانب کسب و دسته بندی شده است
ابتدا واژه چهارگاه:
باید بازگو کرد که چهار چه هست و گاه چه هست.
گاه به معنی جایگاه پنجه بر روی ساز میباشد که وقتی میگوییم چهارگاه یعنی از ۴ جایگاه پنجه بر روی دسته ساز تشکیل شده که این جایگاه ها فواصلی از گام چهارگاه هستند که ملودی و مایه خاصی در این جایگاه ها برقرار میشود که از آن بعنوان مقام یاد میشود.
پیشتر در مطالب گذشته بازگو کرده بودم که مقام به معنی جایگاه و در اصل رتبه و مقامی هست که از اولین نت گام که به آن تونیک گام میگویند، فاصله داشته باشید.
از این رو در دستگاه های ایرانی اکثرا!! مقام درآمد اولین و پایه ترین جایگاهی از گام هست که نواخته میشود.تا اینکه گاه ها و مقامهای بالاتری اجرا شود که به اوج دستگاه برسیم.
پس تا اینجا مفهوم گاه بیان شد و حالا باید به تاکید گفت که چهارگاه یعنی دستگاهی که عمدتا در برگیرنده چهارمقام باشد.
۱.مقام درآمد
۲.مقام زابل
۳.مقام حصار
۴.مقام مخالف
از این رو میگوییم چهارگاه
جای تاکید و توضیح دارد که اشخاصی که پافشاری بر ردیف و بازی کردن با گوشه ها دارند باید بدانند که بیش از ۴ گوشه در اجرای یک آواز مرسوم چهارگاه لزومی ندارد! و تا این حد نباید از مفهوم و سادگی و مبنای این دستگاه سواستفاده کرد.نوازنده و خواننده ای که تنها همین ۴ گوشه را ارائه دهد یک چهارگاه کامل اجرا کرده است که که طبق ردیف و سیر افت و خیز آن از درآمد شروع شده و نهایتا از مخالف دوباره به درآمد فرود می آید. از این رو بازی کردن با گوشه ها و به منجلاب کشاندن دستگاه و ردیف به معنای بی سوادی و به حاشیه بردن یک آواز هست.مبنای دستگاهی و اجرای آوازی ما درست بوده و زیبایی آن نشات گرفته از سادگی و چهارچوب درستی بود که دربرداشت.
در همین وبلاگ چقدر از هنرجویان و هنرمندانی رو طی چند سال شاهد بودیم و هستیم که میگویند فلان خواننده چهارگاه خونده با ۱۲ گوشه اما ایرج با ۳ یا ۴ گوشه اجرا میکند.کدام استاد ترند؟!ـــ این حرف واقعا نشانه حماقت و کم شعوری مخاطب من رو نشون میده.از کی تا حالا استادی موسیقی به معنی گزافه گویی کردن و بیجا خواندن است؟ در کدام منطق و مسلکی آش شوله قلمکار درست کردن به معنای محتوا داشتن است؟
بهرحال به ادامه مطلب چهارگاه میپردازیم
اما گام چهارگاه:
موسیقی ایران از سه گام عمده تشکیل شده است.
۱.گام ماهور یا ماژور
۲.گام شور
۳.گام چهارگاه
درباره گام شور پیشتر توضیح داده شد بهرحال بازهم بازگو خواهم کرد
اما گام چهارگاه گامی مادر هست که از آن گامهای دیگر و مایه های دیگر که به دستگاه مرسوم هستند نشات میگیرد.
گام چهارگاه شامل مایه (دستگاه) چهارگاه ، همایون، شوشتری،اصفهان و سه گاه میباشد
که البته باید عرض کنم که مایه سه گاه که بر گام سه گاه سوار شده است مشتق شده از گام چهارگاه میباشد و با تغییر علامت عرضی گامی بنام سه گاه تشکیل شده است که مایه سه گاه را شامل میشود.
گام شور هم بار دیگر بیان میکنم.گام شور گامی است که دستگاه ها ( مایه های) شور،ابوعطا،بیات ترک،نوا،افشاری،دشتی و وصال(شوراصفهان) را دربرمیگیرد. گام همان گام شور است و فواصل آن همان گام شور میباشد و هیچگونه تغییر علامت عرضی ندارد.
با تاکید بیشتر که برمبنای تئوری موسیقی میباشد، به گام مینور و ماژور باید اشاره کرد
گام مینور همان فواصل ماژور است اما در مایه ( که در ایرانی دستگاه میگوییم) تفاوت دارد
برای مثال گام لا مینور همان فوصل گام دو ماژور است.تونیک آن تفاوت دارد که باز در ایرانی برای اینکه مایه ای جدید رخ دهد میگوییم نت شاهد و نت ایست که در اصل همان مفاهیم تئوری موسیقی است مانند نت تونیک و ...
و در ایرانی گام شور همان گام فواصل گام ابوعطاست با این تفاوت که تونیک آن فرق دارد.
برای مثال گام شور لا همان گام ابوعطای سی کرون است که تونیک آنها متفاوت است که باعث میشود دستگاه متفاوت ایجاد شود.مانند دستگاه شور و حتی (دستگاه) ابوعطا و یا افشاری و ...
مقصود آنکه مفهوم گام با دستگاه تفاوت دارد.و یک گام شامل چندین دستگاه و مایه های مختلف است.گام شور شامل چندین دستگاه و گام چهارگاه شامل چندین دستگاه و البته مشتقات! مانند سه گاه میباشد که اساسا علامت عرضی آن تفاوت میکند.
پس نتیجه آنکه: گام مینور تئوریک همان گام ماژور است و در اصل یک گام میباشد و آنچه که مایه مینور و مایه ماژور را ایجاد میکند تونیک گام هست! که به اصطلاح میگوییم یک گام هستند که تنالیته متفاوت دارند.
یک ترانه که دارای گامی خاص با علامت عرضی سی بمل است یا میتوان گفت گام ر مینور و یا گام فا ماژور. آنچه که باعث میشود ما نهایتا تشخیص دهیم منظور چه مایه ای است آیا مینور و آیا ماژور؟ ،تونیک و یا همان اصطلاح شاهد و ایست در موسیقی ایرانی هست که بکار میبریم و گردش گام و ایستی که گام میکند ــ اگر بر ر باشد و نت ر مرکزیت داشته باشد مایه مینور ایجاد میشود و اگر نت فا ایست کند و یا مرکزیت داشته باشد مایه ماژور ایجاد میشود.که در این صورت با اطمینان میگوییم گام فا ماژور که تنالیته ماژور دارد
در موسیقی ایرانی بهمین ترفند.اگر در گام شور لا بر سی کرون ایست کنیم تنالیته ابوعطا و اگر بر دو ایست کنیم بیات ترک و در ادامه...
چهارگاه هم همین روند است.
اما توضیحی راجع به روند چهارگاه.
همانطور که عرض شد همایون در خود گام چهارگاه است و به تاکید عرض میکنم مقام مخالف چهارگاه همان مایه همایون است! باز شوشتری به همین شکل که باز در تونیک تفاوت دارد اما فواصل همان فواصل مخالف چهارگاه و فواصل همایون میباشد.
از این رو اگر یادمان باشد در آوازی که استاد ایرج با یتیم سه گاه شروع میکردند و به مخالف چهارگاه گریز میزدند ابهامی بوجود آمد که اگر گوشه یتیم سه گاه هست پس چرا به مخالف چهارگاه گریز زدند.درصورتیکه یتیم سه گاه که به این نام البته شهرت یافته بدلیل اجرای توام آن از سه گاه به مایه همایون باید باشد نه مخالف چهارگاه! که با توضیحی که در بالا عرض کردم چون مخالف چهارگاه همان همایون است و متاسفانه من مشاهده میکنم خیلی از موزیسین ها این را نمیدانند بی تردید دچار اشتباه میشوند و فکر میکنند یا مایه یتیم سه گاه نبوده و یا اصلا مخالف چهارگاه نبوده و یا اصلا اجرا از بیخ غلط هست!!
واقعا جای تاسف داره.این بیسوادی در موسیقی ایران و اصلا در جای جای ایران باب شده که ما به این روز دچار شدیم و متاسفانه روز به روز موسیقی ایران از تئوری موسیقی فاصله میگیرد و روز به روز مهجورتر و سرافکنده تر میشویم.چرا که هیچ استانداردی را نمیشناسیم و اطلاعات کسب نمیکنیم و زمانیکه مملکتی مثل ایران خودش را ایزوله میکند و میگوید تئوری موسیقی جهان که شامل سیصد و اندی کشور است به کنار و ایران هم به کنار! این یعنی فاجعه.
وقتی ما مفاهیم خودمان که همان دستگاه و گوشه و مقانم هست نمیدانیم و بیخ آن که گام و فواصل میباشد را تشخیص نمیدهیم و هیچ ارتباطی بین اینها نمیتوانیم برقرار کنیم اینطور میشود! نمیدانیم تنالیته چیست.مد چیست.گام چیست.مقام چیست.گوشه چیست و اصلا چرا گوشه بوجود آمده! نمیدانیم! که البته قبلا این موارد رو توضیح دادم و بازگو کردم گوشه چه هست و مقام یا مد چه هست و گوشه شامل دو بخش است و ...
اما توضیح درباره یکی از مشتقات گام چهارگاه که تغییر در فواصل آن رخ داده مانند مینور هارمونیک و مینور تئوریک! چهارگاه و سه گاه هم همین وضعیت را پیدا کرده اند
( در ردیف کلنل وزیری به عنوان تعریفی از سه گاه آمده است که سه گاه حالت مالیخولیایی شده چهارگاه است!) خدا رحمتشان کند کلنل وزیری میدانستند چه میگویند اما قدرت تفهیم و انتقال آن را نداشتند.کلنل وزیری بنیانگذار موسیقی ملی بودند که هرچه داریم و هر مفاهیم و دستاوردی همگام با موسیقی جهان داریم از کلنل وزیری و البته مرحوم خالقی است!
با این حال سه گاه شاخه ای از گام چهارگاه است که تغییری در علامت عرضی آن رخ داده و مایه ای به نام سه گاه بوجود آمده که شامل سه گاه میباشد!
یک دستگاه سه گاه کامل طبق تعریف مرحوم خالقی:
۱. درآمد
۲.زابل
۳.مخالف
که تشکیل دهنده یک چهرچوبی به نام دستگاه! دستگاه سه گاه میباشد و گوشه های دیگر همان اتودهای آوایی هستند که به خوانندگان و نوازندگان در ردیف آموزش میدهند که با ملودیها و جایگاهها و فرکانسها آشنا شوند و گرنه در تعریف سه گاه گزافی بیش نیست و یک سه گاه درست به معنی ـ دستگاهی ـ همین سه مورد است
در مدولاسیون یعنی تلفیق مقامها میتوان مایه چهارگاه و سه گاه رو به یکدیگر گره زد.بطوریکه در قسمی از ملودی، سه گاه داشته باشید و در قسمی دیگر مایه ای از دستگاه چهارگاه.که مثلا اتودی را به عنوان یادگیری آوایی خواننده و یادگیری نوازنده تدریس میکنند بنام زابل که این اتود که به گوشه مرسوم شده است فصل مشترکی است از سه گاه و چهارگاه.
به عبارتی تلفیق گام چهارگاه و سه گاه گامی به نام همایون ایجاد میکند که میتوان با اشاره تونیک آن مایه همایون و یا مایه دیگر که بین سه گاه و چهارگاه است دست یافت!
پی باز با تاکید تلفیق گام چهارگاه و سه گاه شامل دو مایه میباشد:
۱.مایه همایون: که اگر مایه همایون تولید شود میگوییم گام همایون و دستگاه همایون
۲. مایه تلفیقی سه گاه و چهارگاه که باز همان همایون است اما چون مقصود ایجاد مایه ای بین سه گاه و چهارگاه هست دیگر به آن دستگاه همایون نمیگوییم بلکه میگوییم مایه تولید شده مدولاسیونی از سه گاه و چهارگاه در( مایه است)
چون مدولاسیون دو نوع است: مدولاسیون در گام/مدولاسیون در مایه
حالا در گام چهارگاه به توضیح مدولاسیون (گامی ) میپردازیم
همانطور که به درستی در مطلب قبل خانم حسینی فرمودند میتوان با ترفندی مدولاسیون در گام چهارگاه ایجاد کرد (البته ایشان واژه مدولاسیون را بکار نبردند)
مدولاسیون در گام یعنی با حفظ مایه و دستگاه فقط گام آن عوض شود.یعنی دستگاه همان دستگاه باشد ولی گام تغییر پیدا کند. مثل مدولاسیون از گام دو مینور به گام سل مینور.مایه همان مایه مینور است! فقط گام از ر مینور به سل تبدیل میشود.که معادل آن همان تبدیل گام می ماژور به سی بمل ماژور است.( چون عرض کردم گام مینور و ماژور یکی هستند فقط در مایه تفاوت دارند لذا اگر مقصود مدولاسیون گامی ماژور باشد میگوییم مثلا از گام می ماژور به سی بمل ماژور و یا اگر منظور مایه مینور آن باشد میگوییم مدولاسیون گامی از دو مینور به سل مینور)
در چهارگاه هم به همین شکل با حفظ مایه میتوانیم گام را تغییر دهیم به دو طریق:
۱. گوشه حصار/ در ردیف و تئوری موسیقی ملی برای اینکه بتوان مدولاسیون چهارگاه را آموزش داد نامی برای آن گذاشتند بنام گوشه حصار که هنرآموز براحتی فرامیگیرد که اگر نام حصار برده شد منظور از درجه پنجم گام است که باید بخواند و مایه حصار را هم اجرا کند که در این صورت مدولاسیون گام چهارگاه روی میدهد و از این رو اگر آواز در مایه چهارگاه لا باشد در صورت رسیدن و اجرا کردن گوشه حصار( یعنی مقام و مایه حصار) گام چهارگاه لا به گام چهارگاه می تغییر پیدا میکند
۲.گوشه مویه/ باز همان فلسفه در موسیقی ملی وجود دارد که در بالا عرض شد و اینبار به هنرجو می آموزند که اگر نام مویه برده شد باید بداند از درجه چهار (که معرف مقامش است) و با ایجاد مایه مویه این گوشه را اجرا کند.که میگویند گوشه مویه (مقام+مایه مویه) در این صورت به هنرآموز میگویند که مدولاسیون گامی در چهارگاه رخ میدهد و بعنوان مثال چهارلا به چهارگاه ر تبدیل میشود!
پس این هم به اختصار توضیح درباره مدولاسیون و تغییر گام در چهارگاه که خواننده حرفه ای و نوازنده ماهر آشنا با تئوری موسیقی بخوبی میداند
در مورد مدولاسیون مایه ای هم عرض کردم.تلفیق سه گاه و چهارگاه که گام حاصل گام همایون هست که اگر مقصود تولید مایه همایون باشد با رعایت تونیک آن مایه همایون از این گام حاصل میشود و در غیر این صورت اگر مقصود تولید مایه ای بین سه گاه و چهارگاه باشد میگوییم اجرای مدولاسیونی که تواما شامل دو یا چند مایه است.
حالا نمونه ای از اجرای دستگاه همایون را به مهارت و بداعت آقای یاحقی ارائه میکنم که بیاموزیم میتوان دستگاه همایون را در خود گام همایون با ایجاد مایه ای از سه گاه شروع کرد و به همایون که از لحاظ مقامی هم بالاتر است پیش رفت و افت و خیز بجا و خوبی داشت! توضیح آنکه تلفیق سه گاه و همایون همان تلفیق سه گاه و چهارگاه است چرا که عرض کردم مخالف چهرگاه همان همایون است و کافیست تونیک رعایت شود تا برفرض مایه همایون و یا مایه ای از چهارگاه مثل مخالف روی دهد.این بار آقای یاحقی گام همایون را مینوازند که شامل مایه سه گاه همایون است
سولوی ویولن استاد پرویز یاحقی_اجرای همایون با شروع سه گاه 1
قسمت اول کلا در سه گاه و قسمت دوم در اواخر به همایون.قطعه ضربی که کلا در همایون هست آپلود نکردم اگر نیاز بود حتما آپلود خواهم کرد
سولوی ویولن استاد پرویز یاحقی_اجرای همایون با شروع سه گاه 2
در مطالب گذشته بازگو کرده بودم.الزاما نباید آواز را دستگاهی خواند یا نواخت.آواز رتا میتوان گامی اجرا کرد که شامل چند دستگاه و مایه باشد اما آنچه که باید رعایت شور حفظ مایه و دستگاه هست و طبق اصولی که برای آن گذاشتند اینست که شما در پایان بر هر مایه ای فرود بیایید تعریف چهارچوب دستگاه شما میشود.
اینبار آوازی از وفایی را تقدیم میکنم که در برنامه موسیقی ایرانی گوینده میفرماید دستگاه چهارگاه اما نوازنده ویولن در گام چهارگاه و مایه زابل مینوازد و که به سه گاه تمایل دارد و جناب آقای وفایی که به حق استاد هستند آواز را از همان مایه سه گاه آغاز کرده و حتی مخالف سه گاه را اجرا میکنند و در انتها به درآمد چهارگاه به زیباترین حالت فرود می آیند و ویولن هم جواب آن را در درآمد چهارگاه میدهد و نهایتا آواز درمایه چهارگاه به اتمام میرسد.باید گفت آواز در گام چهارگاه و تلفیق دو مایه سه گاه و چهارگاه اجرا شده.در این برنامه چه چهارگاه زیبایی الهه میخواند!
دانلود آواز چهارگاه استاد وفایی_ شروع از سه گاه
اما توضیحی درباره درآمد دستگاه چهارگاه.درآمد دستگاه چهارگاه برعکس درآمد های دیگر با اشاره از درجه پنجم و ششم شروع میشود .در ابتدا مطلب عرض کردم که درآمد هر دستگاه اکثرا!! با اشاره از تونیک گام که پایه ترین حالت میباشد تعریف میشود.
اما در چهارگاه چنین نیست بلکه درآمد آن از تونیک گام نیست و خواننده یا نوازنده وقتی میخواهد دستگاه چهارگاه را اجرا کند احساس میکند که پایه ترین حالت میتواند درآمد نباشد!! لذا در تئوری موسیقی ملی از تونیک گام چهارگاه مایه ای را تعریف کرده اند که به منصوری مشهور است! که برای یادگیری سلفژ گام چهارگاه و آموختن مایه منصوری و جایگاه آغاز آن ،این نام را داده اند که به فوریت شخص هنرجو به راحتی تشخیص دهد منظور از این اتود چه مایه و چه مقامی است/گوشه منصوری( مقام منصوری+مایه منصوری)
از این رو با توجه به اتودهای سلفژی تعریف شده در دستگاه چهارگاه درمیابیم که اتود منصوری که به گوشه منصوری در موسیقی مشهور است پایه ترین و نشست ترین قسمت آواز چهارگاه است.
از این رو برخی خوانندگان مبدع و خوش ذوقی چون ایرج برای اینکه نه تنها افت و خیزها و داستانی بودن موسیقی بخوبی رعایت شود و هم اینکه کلیشه وار و دیکته شده نباشد، آواز را گاهی از منصوری و یا مقامی بالاتر از آن یعنی زابل شروع میکنند.
از این رو یک آوازی هم از ایرج قبلا تقدیم کرده بودیم که از منصوری شروع میشد و خانم حسینی تحلیل کرده بودند. پس دلیل این نوع بداعت را هم عرض کردم!
نکته ای که باید در اواز رعایت شود کلیشه خواندن آواز نیست.آواز نباید الزاما از درآمد شروع شود و الزاما هم میتواند مانند منصوری که در چهارگاه پایینتر از درآمد هم هست شروع نشود بلکه اصلا از یک مقام میانی و یا اصلا از اوج شروع شود!
آنچه که مهم است افت و خیز درست آواز میباشد!.آواز باید مانند یک کوه از کوهپایه آغاز شود و از قله به پایین فرود آید.آگر آواز اوج میخوانیم مثا آواز مخالف سه گاه یا چهارگاه دیگر نمیتوانیم برویم زابل دوباره برویم مخالف دوباره برویم منصوری و دوباره مخالف! چون اینجا افت و خیز آواز رعایت نمیشود و شنونده فورا دچار سردرگمی و بی منطق بودن آواز میشود.
اگر آواز را از مخالف شروع میکنیم نهایت کاری که میتوان انجام داد اینست که مثلا به یک مقام بالاتر مثل مغلوب اشاره کرد و بعد فرود آمد به درآمد.یعنی سیر آواز ار اوج به فرود است! و آواز خاتمه پیدا کند.که شما در اثار ایرج و گلپا به وفور در میابید آواز های مخالف سه گاه و چهارگاه که یا فقط مخالف میشود و در اوج تمام میشود و یا نهیتا از اوج فرود می آید ولی هرگز افت و خیز آن بی نظم نمیشود که بعد از مخالف زابل اجرا شود و بعد مویه و بعد دوباره مغلوب و بعد درآمد!
در پاسخ یکی از مخاطبین وبلاگ که پرسیدند آواز را میتوان از هر گوشه و دلبخواه خواند و مدولاسیون کرد؟ بله! میتوان از هر گوشه ای گوشه ای شروع کرد ولی نباید افت خیز گوشه های اشتباه گرفته شود.همیشه میگویند شوشتری و منصوری! نمیگویند منصوری شوشتری.چون وقتی شما مدولاسیون شوشتری منصوری اجرا میکنید در اصل شما از شوشتری به منصوری میروید و بعد دوباره به شوشتری برمیگردید!! ما آوازی نداریم که اجرای شوشتری منصوری آن به شکلی باشد که شوشتری برود منصوری و یا برنگردد و یا برعکس اجرا شود.چون افت و خیز بهم میریزد اگر هم ازشوشتری به منصوری بروید و به شوشتری برنگردید پس حتما به مایه دیگر فرود می آیید و گرنه غیر ممکن است!
میگوییم یتیم سه گاه و همایون و یا یتیم سه گاه و مخالف چهارگاه! و برعکس اجرا نمیکنیم چون باید از یک حالت پایه به گوشه بالاتر رفت و دوباره فرود آمد حالا به هرگوشه و یا مایه ای که حالت فرود داشته باشد.
الان به یاد دارم آوازی حتی از استاد گلپا دارم که از اوج دشتی شروع میشود.
پس آواز میتواند از هر گوشه ای شروع شود ولی باید افت و خیز درست و حالت داستانی خود را حفظ کند این به معنای آواز کامل و بدیع میباشد
حالا با این همه مفاهیم موسیقی و مفاهیمی که بر مبنای تئوری موسیقی ! عرض کردم ببینید ما چه هنرمندان و بزرگانی داریم و داشتیم و چه قدر این هنرمندان انس با موسیقی داشتند و به چه نکاتی دست یافته بودند
سولویی را با ویولن آقای یاحقی تقدیم میکنم که در گام همایون میباشد(یعنی تلفیقی ار سه گاه و چهارگاه) که با شنیدن این سولو در همان ثانیه اول فکر میکنید سه گاه هست و بعد فورا میرود به چهارگاه و باز در قطعه ضربی مایه بین سه گاه و چهارگاه به زیبایی هرچه تمامتر گردش میکند!
سولوی ویولن پرویز یاحقی_سه گاه و چهارگاه