|
درود
من اینبار تصمیم گرفتم به برخی ترانه ها هم بپردازم.از جمله از محبوب ترین ترانه ها که هنردوستان محترم مطمئنا اون ها رو شنیدند و انس خاصی هم چه افراد هنری چه غیر هنری با آنها دارند پس بی بهره نخواهد بود که برخی موارد رو برای درک بهتر و بیشتر از این ترانه ها استفاده کنیم
خوشبختانه انسانهای بسیار خوش ذوق و هنرپروری هستند که دوباره آثار موسیقی ملی از دست رفته ما رو دوباره به منازل ما برگردوندند.وبلاگ نویسهای بسیار زحمتکش.وبلاگنویسان بسیار هنرمند و هنردوست.
اینکه مرضیه عمری زحمت کشید و آثاری به جای گذاشت و محبوب شد بحثی هست اما اینکه این دوستان ما این آثار مفقود شده و آثار مشهور تا کمیاب و حتی نایاب رو که حتی در گذشته هم پیدا نمیشد بدست بیاورند و با کمال میل به مردم داخل و خارج ایران عرضه کنند.
خیلی مهم هست که در نتیجه زحمات مرضیه و حمیرا و گلپا و ایرج و ... افرادی می آیند و با چنان عشقی اثاری رو آپلود و حتی وبلاگهایی رو به طور اختصاصی بروز میکنند چنان آثاری رو دوباره منتشر میکنند که حتی طرفداران آن هنرمند در زمان خودش هم اینقدر عمیق و با چنین حمایت و ساپورتی روبرو نبود که امروز هست.افرادی که فرهنگ و هنر رو با دل و جان ایندفعه میپرورند.اینبار قدر میدانند و آنچه که شاید در آن زمان هم به صورت سطحی برای مردم جلوه میکرد و سطحی از آن عبور میکردند رنگ و بوی دیگری در این سالها به خود گرفته.
امروزه هنردوستان تشنه اشعار و موسیقی ایرانی هستند.امروزه به خوبی ما درک میکنیم شعری را که بگوید پس چرا عاشق نباشم؟ و درک میکنیم وقتی صدای ویولن ملک طنین انداز شود چه ذوق و شوقی در ما ایجاد میکند.انگار با تار و پود وجود ما بازی میکند.
نتیجه صحبت آنکه اگر مرضیه ۶۰ سال خواند و برخی آثارش نایاب و ناشنیده ماند و برخی بسیار محبوب و مشهور شد اینبار با داشتن هنردوستانی مثل فرهاد اردکانی،محمد آذر،فرهاد رحیمی و آرتین! محسن و باران که با چه زحمتی دوباره این آثار رو حفظ و اشاعه میکنند بحث دیگریست و این بازتاب ۱۰ برابر بیشتر از هنریست که هنرمندان ارائه کرده بودند و زحمت کشیدند.بازتاب این جریان بسیار مهم هست
اما ترانه ای که انتخاب کردم در موردش یه توضیحی بدم از مرضیه میباشد
ترانه دو سه شبه که چشمام به دره
این ترانه که ساخته بزرگ لشگری هست یکی از آثار بسیار معروف مرضیه شد و برای شنونده تاثیر دیگری میگذاشت.
من چندین بار درباره لشگریها تاکید کردم و هرچه بیشتر بر این معتقد هستم که اگر لشگریها در موسیقی ملی ما نبودند ۵۰٪ موسیقی ما ناقص بود و یه جای این موسیقی لنگ میزد.
در مورد متد آهنگسازی و دسته بندیهای آهنگسازی موسیقی ملی ایران و دورانهای اونها پیشتر عرض کردم.
متد آهنگسازی لشگریها البته (بزرگ لشگری و جواد لشگری) گویی دنیایی بودند که ۳۰ سال تمام موسیقی ما رو احاطه کرده بودند.ارکستراسیون لشگریها و اون متد آهنگسازی آنها و معنی بخشیدن به تصنیف چیزی بود که گلهای رادیو و آهنگسازی دوران خود را احاطه کرده بود به طوریکه میتوان گفت اکثر تصنیف های گلها طبق متد آهنگسازی و ارکستراسیون لشگری ها و با آن حال و هوا بود.فضایی عاطفی و سنگین و آرام.که در آثار پوران و مرضیه و الهه و رویا و یاسمین بخوبی مشاهده میکنیم و راه دست همه آهنگسازان هم شده بود که یک تصنیف را چگونه تلفیق شعر و موسیقی کنند و با چه حال و هوایی ارائه دهند.اینها همه از لشگریها بود
البته منوچهر لشگری عموی دو برادر لشگری خود دنیایی دیگر است و ارکستری خاص و آهنگسازی خاص خود را داشت اما آنچه که مسلم است فراگیر بودن و جلب توجه کردن ارکستراسیون برادران لشگری فراگیر بوده و تاثیر عمده ای بر این موسیقی گذاشته و از جمله خوانندگان نام برده همگی از شاگردان لشگریها بودند و تصنیفهایی را به جا گذاشتند
اما اینبار حرف از ترانه است.ترانه ای که متفاوت از سبک اصلی بزرگ لشگری است و تصنیفی با آن حال و هوای سنگین و آرام و عاطفی نمیباشد.بلکه این ترانه روان و صریح و دارای شور و اوج خاص خود است.به خوبی در ذهن و زبان جاری و روان است.
این ترانه در دستگاه دشتی میباشد که از متعلقات گام شور است و ازقضا ابتدای همین ترانه با شعر دو سه شبه که چشمام به دره به مایه ای خاص از دشتی شروع میشود و بر روی خود شور می ایستد.من هرچه نگاه کردم که ببینم آیا این مایه مربوط به گوشه خاصی هست چندان به نتیجه نرسیدم اما در نوازندگی علی تجویدی توجه کردم و تنها چیزی که نزدیک باشه و ایشون هم ابتدای همین ترانه رو نواخت شاید بتوان گفت نزدیک به مایه های حاجیانی باشد.
دو سه شبه که چشمام به دره
خدا کنه که خوابم نبره
تو این قفس که زندون منه
دلم گرفته و منتظره
خدا کنه که خوابم نبره
میخوام که دل به دریا بزنم
یه سینه حرف و یکجا بزنم
چرا کسی نمیگه بمن
عشق و امیدم به کجا رفته
شبا وقتی که تنها بمونم
با غصه ها تو دنیا بمونم
به کی آخه میتونه بگه
او که پشیمونه چرا رفته
دو سه شبه...
فردا دوباره پاییز میشه باز
دلش ز غصه لبریز میشه باز
ای آسمون بهش بگو پشیمون میشی
به سوز عاشقی قسم که دلخون میشی
دو سه شبه...
اما اینکه این ترانه چه ظرافت قشنگی داره برمیگرده به چند سال پیش که من یادمه چندتا دوستان با هم جمع شده بودیم و داشتیم ساز میزدیم و گفتگو میکردیم.
تا اینکه نوبت به یکی از دوستان ازقضا ویولنیست رسید و این ترانه رو نواخت.سر هر ترانه صحبت میکردیم و بحث میکردیم و اگر خنده ای بود میخندیدیم که من طبق عادت یه سوالی پرسیدم و گفتم این قسمتی که مرضیه میخونه میگه میخوام که دل به دریا بزنم ... که با رنگ نارنجی در بالا برای شما مشخص کردم چه گوشه ای هست؟
خب دستگاه که دشتی بود و این قسمت هم در اوج خودش بود و بهرحال برخی که جواب میدادند گفتند عشاق باید باشه.
بعد من گفتم یه بار دوباره با سازتون این قسمت رو بزنید ببینید چیه؟ با ساز زدند و اتفاقا همگی هم به شک افتاده بودند و اظهار کردند سوال خوبی هست و آنچه که ساز نواختند گفتند حتی از نظر جایگاه و فواصل هم این قسمت همان عشاق هست
اما دوستان توجه داشته باشند اشتباهی که ما در اون محفل میکردیم نباشه.این قسمت ترانه گوشه عراق هست.اتفاقا در اون زمان هم دوستان میگفتند عراق که مربوط به افشاری و ماهر هست چطور اینقدر جالب با دشتی جور در اومده!
خب این همان ظرافت کار هست.مدولاسیون اگر قرار باشد به گوش شنونده شوک وارد کند و یا دچار تغییر احساسی آهنگ بشود ۱۰ شاهی هم نمی ارزد.
امروزه که میبینید و مشاهده میکنید آقایان چنان مدولاسیون اجرا میکنند که ماهور رو به اصفهان تبدیل میکنند و به قول یکی از کارمندان قسمت موسیقی وزارت ارشاد که اعاده فضل جلوی اینجانب میکردند که آقای شجریان در حینی که ماهور میخواند اصفهان هم میخواند! منم گفتم به به آفرین
در اروپا هم تابحال دیده نشده کسی گام ماژور رو در وسط آهنگ به مینور بکشاند که امروزه در ایران ما شاهد چنین افتضاحی هستیم و مایه تفاخر هم گویا هست
بهرحال اگر قرار باشد مدولاسیونی در قطعه باشد به گونه ای باشد که گویی آب سرد را به روی آب گرم نریزد.
حالا اشتباه دوستان ما چه بود؟ این اشتباه ناشی از توجه نکردن به چند کلمه میباشد که در مطالب قبلی بسیار درباره آن صحبت کردم.
مقام
گوشه و یا لحن
دستگاه
گام
اینکه دوستان من آمدند یکبار دیگر اون قسمن مربوطه را نواختند و باز تصور کردند عشاق است به این برمیگردد که آنها از نظر مقامی به این نتیجه رسیده بودند.
بله درسته.عراق و عشاق از نظر مقام نسبت به ابتدای گام!(نه دستگاه) و نسبت به فواصل یکی است و تنها لحن فرق دارد.همین فرق داشتن لحن موجب تشکیل یک گوشه جدید میشود.که اینجا همان عراق هست.
اما ادامه ترانه که با رنگ صورتی نوشته شده باز صدای مرضیه به اوج میرود و اینجا برای مقایسه بسیار خوب و جالب هست که در این قسمت اینبار عشاق دشتی اجرا میشود و این ترانه مثال بسیار خوبی هست برای اینکه اولا بخوبی توانسته باشم تفاوت مقام و گوشه را بازگو کنم به عنوان تایید مطالب قبلی و دوم مدولاسیون زیبا را به شما نشان بدهم که از آهنگسازیهای زیبای بزرگ لشگری بوده است
این مدولاسیون اتفاقا یکی از قسمتهایی هست که مردم اگر این ترانه را بشنوند بیشتر این قسمت اوج را دوست دارند یعنی این مدولاسیون تا این اندازه برای این ترانه مفید بوده است که خیلی این ترانه را در نظر شنوندگان جلا بخشیده و هم اینکه خود عراق از نظر فواصل با بیات ترک فرقی ندارد باز اینجا باید توجه کرد در یک فواصل معین خاص شاید بتوان بیش از ۵۰ گوشه را هم اجرا کرد یعنی مقام یکی است اما لحن طوری دیگر.اینکه حالا اگر در مایه دشتی به گوشه بیات ترک اون هم در این مقام که مربوط به گام اصلی خود نیست اشاره کنیم فکر میکنم چنان اشتباه بزرگی میتوانست باشد که این ترانه هیچوقت مورد علاقه قرار نمیگرفت.فقط با یک تغییر لحن ساده!
اما دیگر اینکه در ابتدا هم عرض شد گام شور است.در لحن و دستگاه دشتی
یکی دیگر از ظرافتهای این ترانه دشوار بودن همان دو قسمت اوج این ترانه است.من خیلی زیاد دیدم چه خواننده و یا نوازنده در این دو قسمت دچار مشکل میشود و عملا کار را خراب میکنند و آن هم به دلیل این هست که سنکوپ و ضدضرب خاصی این دو قسمت دارند که باید با تامل و آشنایی کامل اجرا شود که متاسفانه خیلی اوقات برعکس این مشاهده شده و دوم فرود قسمت عراق به دشتی است که اتفاقا ساده هم هست ولی شاید به دلیل اینکه لحن خاصی دارد در هنگام فرود بعضی خوانندگان آماتور من دیدم دچار مشکل شدند البته شاید ایراد مربوط به آنچه که عرض کردم نباشد اما به ذهنم اینطور رسید که شاید به دلیل لحن عراق که تازگی براشون داره نتونسته باشند به دشتی به خوبی و راحتی برگردند
خب ببینید که مرضیه کی هست و چه آثاری رو اجرا کرده.
تنها چیزی که بارها هم عرض کردم و شاید برای کسانیکه مطالب رو دنبال مبکنند و من اتفاقا تاکید زیاد هم میکنم اینکه خواننده ای که زن باشه تا چه حد به وجهه زنانه هنرنمایی کند.
آقا قمر نمیدونم اصلا از کره ماه اومده بود آقا هیچکس قمر نمیشه آقا قمر نمیدونم فلان است و چنین است و ...
هرچه که بود قمر زن نبود!
قمر مرد بود
دلکش مرد بود
ملوک ضرابی مرد بود
روحپرور مرد بود
وقتی مرضیه آمد شما ببینید این یعنی خواننده زن آواز زیبا و خوب و ترانه خوانی بسیار ماهر ولی با جلوه و صورت یک زن.ناز و اداهای زنانه در ترانه ها و شیطنتهای زنانه.تا اینکه زن بودن و هنر زن ادامه پیدا میکنه تا میرسیم به پوران و الهه و مهستی ودر نهایت حمیرا
حمیرا که جلوه گر و نماد کامل یک زن در موسیقی ملی ایران بود.آنچه که قدرت زن در موسیقی رو نشون میده حمیرا هست.
حمیرا هم که میدونید آوازش بسیار عالی هست.تحریر عالی و یکی از زیبایی های دیگر لرزش های صدای بسیار قشنگ که قبلا هم عرض کردم عینا از ویولن برگرفته شده است.
دقیقا سیر تاریخی خوانندگان و هنرمندان رو هم نگاه کنید این تکامل رو میبینید و چقدر جالب که نسل بعدی یک پله بالاتر از نسل گذشته بودند و جای پیشرفت همینطور ادامه داشت.
نکته ای باید توضیح بدم تا مخاطبین دچار اشتباه نشوند و بحث کامل باشد.
اینکه اگر گفتیم قمر و روحپرور و دلکش و ... مردانه میخواندند اشتباه نشود با اینکه جنس صدای آنها آلتو و یا حتی بمتر بوده!
زنانه خواندن با بم بودن صدا دو قضیه کاملا جداست
هایده هم صدایی بم داشت یعنی آلتو ود.اما زنانه میخواند ضمن اینکه بسیار هم قدرتمند بود.قدرتمند چه در حجم صدا چه در وسعت صدا و هم در لطافت ترانه خوانی که متاسفانه میبینیم فقط در امر لطیف ترانه خواندن در ایران امروز مشکل داریم و چه برسد پارامترهای دیگر که اکتسابی و برخی هم ژنتیکی هستند.
اما در انتها همین ترانه رو که از مرضیه داشتم توضیح میدادم رو از وبلاگ مرضیه جاودانه تقدیم میکنم که که وبلاگ نام برده اجرای کنسرتی این ترانه رو که مربوط به سال ۵۲ هست به تقدیم کرده بودند.ارجاع میدم به وبلاگ مرضیه
اجرای کنسرتی ترانه دو سه شبه که چشمام به دره_اثری جاودانه از مرضیه و بزرگ لشگری
|