گل های آواز ایران
وبلاگ تحلیلی موسیقی ملی ایران: آزاده حسینی (به قلم: نادر)
لينكستان
وبلاگ رسمی استاد اکبر گلپایگانی/فرهاد رحیمی وبلاگ اسداله ملک (نادر) قول و غزل در ساز و سخن/محمدرضا ممتاز واحد نواهای ایرانی/عبدالرضا زارعی آخرین سوار/آرش شاه حسینی پیدای پنهان/باران نوای ایرانی/ سیاوش صالحی رسانه های قبل انقلاب/فریبرز شعر و موسیقی/ مجتبی گنجینه موسیقی ایرانی/فرهاد اردکانی وبلاگ طرفداران استاد ایرج و استاد گلپا/میثم بلوکات وبلاگ آوای ایرج/آقای دهدار وبلاگ گلها/ سعید انصاری وبلاگ قدیمی ها/ نظری وبلاگ رادیو گلها/شاهدان-سعید معتمدی وبلاگ پرویز یاحقی/آرش وبلاگ آواهای ماندگار وبلاگ مرغ سحر_باران وبلاگ شاهدان/سعید معتمدی وبلاگ مرحوم استاد پایور/نسیم احمدیان وبلاگ ندای گلها وبلاگ هنر خوشنویسی و سیاه مشق/خانم سپیده مبرهن وبلاگ رجز/کامران دانش پژوه وبلاگ مرضیه جاودانه وبلاگ بانو پوران/ محمد آذر وبلاگ استاد عباس خوشدل وبلاگ بانو مهستی/جناب شبگرد وبلاگ شیدا/حسین ابازری وبلاگ پويا سرايي وبلاگ آوای گلپا/ علی شریفی وبسایت آوای گلپا/علی شریفی وبلاگ هنرمند و استاد گرامی جمشید کهربایی وبلاگ گلهای رنگارنگ/ عبدالوند وبلاگ آواز ایرانی/کسری وبلاگ موسیقی ایرانی/آرشیو موسیقی صوتی و تصویری ملی ایران وبلاگ هزارآوا وبلاگ ماهور/محمدرضا کشاورز وبلاگ مرحوم استاد بدیعی/محمدرضا کشاورز وبلاگ گلبانگ عشق/بهرامی وبلاگ شورانگیز وبلاگ گلستان ارم/جناب یادگار وبسایت نوای گلها/جناب رنجبر ویلون/فرهاد قالب بلاگفا
دوراندیشی در هنر مهمتر از ارائه هنر است
با درورد به هنردوستان موسیقی ملی ایران

اگر که افتخار ندارم مثل گذشته مطالب آموزنده،تحلیل آواز،مطالب تجربی،مقایسه ها پیشرفتها و دگرگونیها رو درج کنم تنها به این دلیل هست که احساس کردم مطلب دیگری باقی نمونده و حتی دقیقترین و جزئی ترین مسائل مربوط به آواز سبکها و تواناییها در مورد این حرفه و همینطور در مورد ایرج بزرگ و هنرمندان دیگر عرض شده است.چون از تکرار کردن و بازی با کلمات همان محتوا،لذتی نمیبرم و فکر میکنم با کمی دقت و تامل در نوشتارهای پیشین در وبلاگهای متعدد که درج کردم و برخی هم متاسفانه شاید از بین رفته باشد، مطلبی جا نمونده و به صرافت و ظرافت بیان شده است.پس وظیفه خودم، علاقه و سلیقه خودم رو تا حد ممکن ادا کردم.ضمن اینکه ارائه اثر و موسیقی گویا تر از تحلیل و بررسی و نوشتار و تعاریف و تمجید هست و در اصل این کار را در دنیای موسیقی بیهوده و بیماری میدانم! مثلا ایرج را که نمیتوان با مقاله و خاطرات و تحلیل و بررسی شناخت.موسیقی و صدای ایرج را باید گوش کرد!! 

اما مطلبی که دوست دارم امروز در موردش عرض کنم این هست که اخیرا مشاهده میکنم با آشنایی بیشتر برخی از هنرمندان جدید و اهل ذوق و سلیقه،تمایلات و ابراز علاقه هایی نسبت به ایرج گرامی بوجود آمده مبنی بر اینکه آقا لطفا این هنر و صدا رو از ما دریغ نکنید و لطفا اجراهای مختلف،آلبوم و کنسرت برگزار کنید.

بسیار خب ،ایده دلسوزانه و قابل احترامی هست.از طرفی چون خود این هنرمندان جوان خیلی با انگیزه هستند و خیلی دوست دارند با یک هنرمند بزرگ حتی در نوازندگی همراهی داشته باشند و در فعالیتهای هنری ایشان شرکت کنند این امکان مسلما وجود دارد و قابل تقدیر هم هست

ولی من بنابر یک پیشنهاد منطقی و آبرومندانه ،تقاضایی از استادان بزرگ مثل ایرج،گلپا،نادر گلچین و حتی نوازندگان محترم دارم.همونطور که در تیتر این نوشته درج کردم، دور اندیشی در هنر مهمتر از ارائه هنر هست.هنرمندی مثل ایرج و کلا هنرمندان موسیقی پهلوی وقتی پا به سن میگذارند و اون فضای گذشته عوض میشود و انسانهای اطرافشان عوض میشود و به گونه ای کلا شخصیتها متفاوت میشود بهتر هست کمی هم با احتیاط عمل کنند.

به پیشنهاد من، هنرنمایی ایرج گرامی در چنین عرصه ای کمی منطقی نیست.ضمن اینکه مردم اگر نام ایرج را میشنوند صرفا برای تداعی گذشته و خاطرات تمایل پیدا میکنند.ایرج را با آن اعتبار میشناسند.من نمیگم که ایرج نخواند.ولی ایرجی که 25 سال به هر دلیلی اجازه فعالیت نداشت و بطور دقیق عرض کنم مردم از ایرج کناره گیری کردند! و تا آن زمان کسی حتی نگفت ایرج کجاست پس دلیلی ندارد که اعتبار گذشته، پایمال احساسات و خاطرات گذشته این مردم شود.همه چیز خیلی فرق کرده!! به گونه ای مخاطبان وبلاگ میدانند که 180 درجه تغییرات رخ داده است و انتقال دادن اون اعتبار و اون کاراکتر آن هم بعد از 25 سال عدم فعالیتی که جدایی بین هنر و مردم پدید آورده، ظاهر کردن ایرج به عنوان مهره برتر صلاح نیست! بله ایرج مرد اول آواز ایران و مردی استثنایی در آواز و موسیقی هست.ولی مثل گذشته نمیتوان مانور داد.عرض کردم به علت تغییر شرایط و دنیای امروز ما!

هنرمندی که مثل ایرج کارنامه پر رنگ با بیش از 200 آواز ضبط شده که البته اجرای های خصوصی هم شامل آن هست و بیش از 800 ترانه که شامل سبکهای مختلف آنسامبلها و ارکسترهای مختلف و باز شامل آن کمدی موزیکالهای بینظیر فیلم که در تاریخ موسیقی موزیکال ایران رتبه اول را دارد ؛چرا باید اینها هنوز به گوش علاقه مندان موسیقی که دم از اعتبار ایرج میزنند و یا حتی  هنرمندانی که بهرحال نوازنده و خواننده هستند (و ایرج را به نام میشناسند و فقط نام اعتبار او را آن هم به واسطه همین وبلاگ و کانالهایی که بعد از 10 سال منجر به فراگیر شدن آن شد تا به گوششان برسد)ناشنیده بماند!!

آخه مگه میشه نوازنده پیانوی این مملکت هنوز یک اثر از ایرج نشنیده به غیر از چند اثری که آن هم توسط هنرمندان دیگر اجرا شده که میگویند مثلا مال ایرج هست! هنرمند ویولن این مملکت هنوز نمیدونه ایرج چه تعداد ترانه داره و اصلا نشنیده! و دم از موسیقی و جنس صدا و آواز هم میزنند

نوازندگان ارکسترال این مملکت فقط نام ایرج را میشناسند و از فاخر بودن او معجزه کردن او در اجراهای هنری اش خبر ندارند و ما بعد از 36 سال از انقلاب فرهنگی داریم ایرج 82 ساله را به رخ آنها میکشیم اون هم تازه نام ایرج را!

به خدا ما داریم به این هنر و این موسیقی ظلم میکنیم.ما به این هنرمندان باز هم داریم ظلم میکنیم.این چه نوع استدلالیست که ایرج آلبوم بدهد و دائم در این مراسم و آن مراسم بخواند و دائم از طرف هنرمندان جوان آنتریک شود که کنسرت برگزار کند آن هم با صدای 82 سالگی که بگوییم ایرج کیست در صورتیکه لطف نمیکنید این همه آثار بینظیر موسیقی ایران که توسط ایرج با بهترین نوازنده بهترین تامل و فرصت و بهترین فراغ خاطر و نوازندگان ماهر ضبط و ماندگار شده ، رونمایی کنیم! این چه معرفتیست؟؟

اگر رسیدن صدای ایرج و معجزه آواز و ترانه خوانی ایرج مطرح هست و حفظ کردن اعتبار ایرج چرا هنوز شما هنردوستان و هنرمندان به سراغ آثار ایرج نمیروید؟

اصرار بر اینکه ایرج فعالیت زنده داشته باشد چیست؟ چرا با این همه نقد نویسی که دائم در وبلاگها و رسانه های دیگر ما میبینیم و تعریف و تمجیدهایی که از ایرج میکنید زحمت نمیکشید و با این وزارت ارشاد و این خانه موسیقی و برنامه ریزیهای مرتبط با آن این آثار متروک مانده ایرج را رونمایی کنید؟

نوشتن شرح حال و خاطره و کتاب نوشتن و مقاله در مورد ایرج و مصاحبه الکی چه فایده داره

واقعا پیشنهاد من این هست اول اینکه استاد ما ایرج نخوانند! چون ایرج اعتبار دیگری دارد و معتقدم ایرج را باید در زمان خودش میشناختیم حالا که نشناختیم چهره فاخر او رو نابود نکنیم!

عرض دوم من این هست که اگر قرار هست از این همه آثار ضبط شده از ایرج بالاخره بطور قانونی!! رونمایی بشه و دوباره نام ایرج زنده بشه نباید به صورت عادی در سی دی فروشی ها و ... منتشر بشه برای اینکه مطمئن باشید کسی از نسل جوان سراغ آن نخواهد رفت چرا؟ خیلی مشخص هست آثار قدیمی هستند و 99% مردم طبق روز عمل میکنند و کسی بر آثار دیروز و دِمُده! سرمایه گذاری نمیکند! مثل این میمونه که ما مبل سلطنتی دست ساز ساخت فرانسه یا ایتالیا را که آنتیک هست و مربوط به 100 سال پیش باشد در بازار امروز رونمایی کنیم! خب بله مبل با ارزش و بینهایت گران و جایگاهش در موزه مثلا گلستان بوده و ضمن اینکه این اثر نه تنها گران قیمت هست و 100% جامعه نمیتوانند آن را تهیه کنند بلکه ارزش معنوی آن که باعث گران شدن قیمت میشود از حساب و کتاب امروز خارج هست و از لحاظ اقتصادی و معنوی نامانوس به حساب می آید.

کادیلاک بهرتین ماشینه و بنز سلطنتی همینطور ولی کسی مگه سوارش میشه؟

پس این دیگه به خرد ما و منطق ما  برمیگرده خواه میتوان ایرج را بر فرش نشاند خواه بر عرش! معرفت شما چیست؟؟

پیشنهاد من به اهل هنر مثل دکتر خورشید دوست عزیز و بهداد احمدخوانی عزیز دوست نازنین و دلسوز من لطفا بر این مساله تلاش بشه که آثار کمیاب و نایاب ایرج مجوز پخش قانونی بگیره ولی نوع عرضه آن به صورت آثار امروزی که شجریان و ... دارند نباشد، بلکه باید در هر سال چندین مرتبه از طرف سازمانهای هنری مثل خانه موسیقی و یا وزارتخانه و یا خیریه های فرهنگی هنری گردهمایی برگزار شود و عوام و خاص شرکت کنند و در آن گردهمایی این آثار پخش و ارائه شود و در آنجا هم به فروش برسد.این یعنی شخصیت بخشی!!

این یعنی حفظ اعتبار و ارزش آثار هنری ایرج!!

ضمن اینکه پیشنهاد دیگر من که به استاد عزیز ایرج دارم این هست که با وقت کافی و نوازندگان دلسوز جوان و آهنگسازیهای همین جوانان دلسوز آثاری ضبط شود و اینها انباشته شوند و هر سال یک یا دو قطعه از این آثار منتشر شود تا نام ایرج زنده بماند.چون سن و سال بالا میرود صدا وقت و حوصله کم میشود و اون کیفیت لازم دیگر قابل برگشت نیست.پس تا دیر نشده با کیفیتی مطلوب و سنجیده، آثاری ضبط شوند و حتی با همین روش انتشار، تا چند ده سال دیگر حتی پس از زندگانی خود استاد ایرج باز آثار رونمایی نشده وجود دارند! و هر سال دو اثر منتشر میشود! کاری که هنرمندان خوش ذوق و معتبر اروپا انجام دادند! حتی حتی مایکل جکسون که فوت کرد آثار پخش نشده داشت که هر سال میبینیم یک اثر منتشر میشه! یعنی انگار که همیشه زندست و آهنگ جدید وارد بازار میشود.

بعد از 20 سال میبینیم از الویز و تام جونز اثری جدید منتشر میشه با کیفیت خوب! خب این یعنی فکر درست

به استاد گلپا هم غیر مستقیم این پیشنهاد رو دادم و میدانم که ایشان تقریبا 8 قطعه دارند که با بهترین صدا و کیفیت ضبط شده و رونمایی نکردند و احتمالا اگر بپسندند با همین روش رونمایی کنند!

یا مثلا یادتون هست آلبوم قدر محبت گلپا که اصلا مربوط به سال 57 و 58 بود که رونمایی نشده بود و تقریبا سال 84 به بعد بود که برای اولین بار ترانه های این آلبوم به گوش رسید چقدر تازه و چقدر بدیع بود؟ خب این بطور ناخداگاه  و از دست روزگار هم که باشد خیلی جالب و بدیع جلوه میکند.خب ما صدای گلپا رو در 45 سالگی داشتیم در صورتیکه در سال 84  به عنوان مثال ایشان 70 سالشان بود!

این زیباست

جسارت من رو ببخشید و و این کمترین تلاشی بود که توانستم عرض کنم و دلم نیومد که نگم.امیدوارم در این عرصه همفکری و دست گیری شود

ارادتمند همه شما بزرگوارانم_نادر

نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم آذر 1393ساعت 12:20 توسط آزاده حسینی |
در حضور استاد

عکس بنده (دکترعلی محمدخورشیددوست) در محضر استاد آواز ایران: ایرج بزرگ

این عکس در هنگام ملاقات استاد در "آموزشگاه آوای ایرج" گرفته شده است.

در این دیدار کتاب "ایرج: نابغه آواز ایران" به قلم اینجانب به صورت نسخه اولیه تقدیم استاد شد و استاد فرمودند پس از مطالعه کتاب آن را به ناشری در اصفهان خواهند داد تا چاپ کند.

ملاقات همسر هنردوست و مهربان استاد سرکار خانم "فرزانه عمیمی نژاد" و نیز "استاد آواز آقای معزی" نیز از نتایج این دیدار بود. متاسفانه علی رغم قرار قبلی موفق به دیدار آقای "احسان فدایی" شاگرد کبیر استاد ایرج به علت گرفتاری ایشان نشدم.

قرار شد هم آقای معزی و هم آقای "بهداد احمدخانی" علاقمند به استاد و از نزدیکان ایشان پی گیری کار انتشار کتاب و احتمالا افزودن خاطرات ایرج به کتاب را متقبل شوند.

 

نوشته شده در جمعه بیست و سوم آبان 1393ساعت 23:35 توسط آزاده حسینی |
با عرض تسلیت
درود به علاقه مندان موسیقی ملی ایران

متاسفانه باید عرض کنم که دوست و همدل ارجمند ما "باران" از هنرمندان و هنردوستان محترم ما و کسی که زحماتی شگرف در وبلاگ مرغ سحر کشیدند در نبود ما از دنیا رفتند و متاسفانه شخصا خیلی دیر متوجه شدم

وبلاگ مرغ سحر،گلباگ و گلبانگ عشق،مرغ شباهنگ،پیشکسوت ما گنجینه موسیقی ایرانی فرهاد خان اردکانی،سعید انصاری بزرگوار، فرهاد رحیمی وبلاگ گلپا ،باز خودم در وبلاگ اسداله ملک ،محمد آذر وبلاگ مرضیه جاودانه،وبلاگ گلستان ارم (ایرج) جناب یادگار عزیز ،بلاگ آوای ماندگار ، فرامرز پایور و وبلاگ ایرج آقای سعید خان   از جمله وبلاگها و اشخاصی بودیم که در نهایت همدلی و در نهایت عشق و یکپارچگی در کنار هم همکاری کردیم مطالبی عرضه کردیم

باید بگم که از جمله نکات بسیار قابل توجه، یک موضوع و یک هدف بودن مسیر نوشتاری ما و دیدگاه و ماموریت ما، مساله ای بود که وجود یکایک ما رو بی نهایت ارزشمند و صمیمی کرد

زحماتی که شاید بگم در این 35 سال اخیر کسی در این گستردگی در ارائه و بیانگری مفاهیم موسیقی ملی ما نکشیده بود

و باید عرض کنم که فراگیر بودن و تاثیر این وبلاگها چنان بزرگ و عظیم بود که بعد از اینکه من مدتی از نوشتار درباره موسیقی کنار رفتم تازه متوجه شدم که ماهواره و رادیو - هنردوستان و هنرمندان بزرگ و مخاطبان عمده موسیقی ایرانی تا چه اندازه از ما تاثیر میگرفتند و تا چه اندازه ما برد درون اجتماعی و خارج از کشور داشتیم!_ غیر از تسلیت عرض دیگری ندارم

ارادتمند شما نادر

نوشته شده در شنبه هجدهم مرداد 1393ساعت 12:56 توسط آزاده حسینی |
به زودی:

نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم خرداد 1393ساعت 23:55 توسط آزاده حسینی |
آلبوم "من و استاد" آخرین آلبوم استاد ایرج
آلبوم "من و استاد" آخرین آلبوم استاد آواز ایران منتشر شد:


آلبوم "من و استاد" با صدای استاد ایرج و امیر احسان فدایی به بازار آمد.

استاد ایرج بعد از 30 سال "گنج قارون" و "اومدم از هند اومدم"  را بازخوانی می کند.

جدیدترین و آخرین آلبوم استاد ایرج به نام ( من و استاد ) توسط شرکت  موسیقی نت هشتم منتشر شد:

این آلبوم که به صورت دو صدایی  به همراهی و همخوانی شاگرد استاد ایرج ( امیر احسان فدایی ) که در کارنامه خود آلبوم منو حس کن را دارد، آماده شده است. امیر احسان فدایی که بیش از 17 سال دوشادوش استاد ایرج بوده است،  از محضر اساتید بزرگی چون استاد اکبر گلپایگانی ، استاد اسداله ملک ، استاد فرهنگ شریف ، استاد حسن کسائی ، استاد همایون خرم ، استاد علی تجویدی ، استاد جلیل شهناز، استاد پرویز یاحقی ،استاد  فضل اله توکل ،  استاد جهانگیر ملک ... بهره برده است او پیش از این در آلبومهای پرنده ، آلبوم بیاد فردین و قطعه معروف صفای استاد با استاد ایرج همخوانی کرده است.

این آلبوم شامل 12 قطعه بوده که هر 12 قطعه بصورت دو صدایی آماده شده و تجدید خاطره ای خواهد بود بعد از 40 سال با قطعاتی همچون ( گنج قارون ، اومدم از هند اومدم ، خسته ترین عابر ، روزای طلایی، قطعه معروف صفای استاد) که با اشعاری جدید اجرا شده اند و همچنین آثاردیگری همچون (بازم صدای تو میاد، تو موندگاری، درد کهنه، صبح بخیر ایران، تقدیر و ....) که با اشعاری از حسین متولیان، زهرا کلاته، بابک رادمنش، محمد بکرانی و بامداد جویباری اجرا شده اند.

علاوه بر بهنام خدارحمی موزیسینهای بنامی همچون بابک رادمنش ، امید حجت ، شاهین خسرو آبادی ، میثم جمشید پور، بارُن و خود امیر احسان فدایی موسیقی و تنظیم این آلبوم را بر عهده داشتند، همچنین میکس و مستر این آلبوم بر عهده احمد میرمعصومی بوده است.

و البته جمعی از بهترین و به نام ترین نوازنده ها در این آلبوم هنر نمایی کرده اند

به گفته خود استاد ایرج آلبوم دو صدایی "من و استاد" آخرین اثر بنده به یادگار برای هوادارانم خواهد بود.

باشد که گنج قارونی شود برای دلهای پر مهرتان

نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1392ساعت 21:29 توسط آزاده حسینی |
جای خالی ضبط و ثبت تاریخ شفاهی!

در پی مراسم تجلیل از ایرج؛ به عنوان صدای ماندگار ایران

جای خالی ضبط و ثبت تاریخ شفاهی!

 

نگارش: محمدرضا ممتازواحد

در شامگاه جمعه هشتم شهریور ماه با حضور جمعی از هنرمندان در فرهنگسرای اندیشه، «حسین خواجه امیری» هنرمند و آوازه خوان پیشکسوت مورد تجلیل و تقدیر قرار گرفت.(1) این گونه حرکت های زیبا و ماندگار مدتی است که آغاز شده و انشاالله در دولت تدبیر و امید نیز گسترش خواهد یافت.

هنوز از برگزاری جشن سایت موسیقی ما و حرکت تحسین برانگیز تجلیل از شخصیت هنری عبدالوهاب شهیدی دو سه ماهی بیشتر نگذشته، که این اقدام شایان توجه را در خصوص ایرج نیز شاهد شدیم. حضور هنرمندان صاحبنظر، از محمدرضا شجریان گرفته تا دکتر اسماعیل آذر و تنی چند از بزرگان عرصه موسیقی، ادبیات و سینما و سخنان ارزنده آنان، زینتبخش این مراسم بود.

پارامترهای صدای ایرج به ویژه به لحاظ کوآلیته، تنالیته و تناژ، در تاریخ فرهنگ صوتی ما کم نظیر است. این مساله موضوع صحبت های شجریان در خصوص ایرج بود و ایشان صدای ایرج را در تاریخ آوازخوانی، متر و معیار عنوان کرد که هر کس بخواهد در بالاترین حد حنجره، صدایی را مثال بزند می گوید، صدا شبیه صدای ایرج است. تحلیل این مطلب آن هم از جانب صاحبنظری چون محمدرضا شجریان که به غیر از اشراف تام به آواز عملی، به آواز نظری نیز احاطه تمام دارد، قابل تامل است.

ایرج را باید مردمی ترین هنرمند موسیقی کلاسیک ایرانی در عرصه آواز دانست. البته نه این که دیگران مردمی نبودند، خیر؛ ولی در قرن اخیر هیچ آوازخوان و خواننده ای چون ایرج چنین پرکار و پرنفوذ در توده بین مردمی نبوده است که البته به غیر از صدای مولفه مند و پارامتریک خاص وی، این مساله تا حدی برگرفته از فرهنگ آوازی و آگاهی او از سلیقه شناسی مخاطب است. البته این مهم شاید از شخصیت حقیقی خود هنرمند نیز منفک نباشد که به قول دکتر اسماعیل آذر هیچ گاه در طول عمرش کسی از وی [ایرج] منم نشنید؛ ایرج متواضع ترین شخصیت هنرمند کشورمان بوده و هست.(2)

به غیر از این بزرگداشت – که البته در خصوص این هنرمند پتانسیل بیشتری در این زمینه احساس می شود-، ساخت فیلم مستندی به نام «پهلوان آواز» نیز، حرکت بجا و ماندگاری بود که چند ماه پیش منتشر شد. حال تحلیل این فیلم مستند به لحاظ فنی و کیفی جای خود را دارد، ولی در این میان مساله مهم، همت قابل توجه دست اندرکاران این اثر ارزنده به ویژه کارگردان و تهیه کننده آن می باشد که با وجود بیش از ده سال از فراز و نشیب ساخته شدن این فیلم، نسبت به تکمیل تدریجی و نهایی آن اهتمام ورزیدند. حال در این بین، جای خالی یک کتاب به خوبی احساس می شود. کتابی مشتمل بر خاطرات، آثار، آرا و نظرات حسین خواجه امیری که به طور قطع در زمینه بسط تاریخ شفاهی (oral history) به خصوص وقایع نگاری دهه های بیست، سی، چهل و پنجاه موسیقی ایران حائز اهمیت و تاثیرگذار خواهد بود.

از نگارنده در خصوص هنرمند گرامی جناب ایرج، چند نوشتار در همین ویژه نامه ادب و هنر به چاپ رسیده است که دو مورد آن با موضوع شش دهه خاطره (شماره 1 و 2) نظر هنردوستان را برانگیخت.(3) این مقالات با کمک دوست ارجمند آقای "بهداد احمدخانی" که شناخت بسیار خوبی از آثار ایرج دارد، صورت پذیرفت. بماند که این نوشته ها با اجازه و یا بدون اجازه روزنامه اطلاعات و نگارنده در وبلاگ ها و وبسایت ها قرار گرفت! ولی به هر حال نقش پر رنگ و موثر مطبوعات را به عنوان خادم هنرمندان موسیقی این دیار و زنده نگهدارنده یاد و خاطره آنان نمی توان نادیده انگاشت. در این بین ویژه نامه ادب و هنر روزنامه اطلاعات و حضور تاثیرگذار رضا رفیع در این سال ها، خدمات بسیاری را در این مقوله منجر گشته است که این خود بحث و تحلیل جداگانه ای را به همراه خواهد داشت؛ ولی به هر حال وسع مطبوعات در خصوص نگارش، تحقیق و تدوین چنین مقالات مفصل و پر دامنه ای، تا حدی محدود است. اینجاست که جای خالی آن کتاب مطروحه، بیشتر احساس می شود.

حال اگر این اقدام با تولیت نهادی فرهنگی و هنری و با حضور صاحبنظران و محققان شناخته شده موسیقی کلاسیک ایرانی، تحت مدیریتی مدبرانه و با یک برنامه ریزی کارشناسانه و مدون صورت پذیرد، قطعا از بر فنا شدن قسمت عظیمی از تاریخ شفاهی موسیقی کشورمان که چون گنجی ذیقیمت برای فرهنگ و هنر این مرز و بوم محسوب می شود، اجتناب خواهد شد. این مهم با وجود ردیف دانان و استادانی چون حاتم عسگری فراهانی، نصرالله ناصح پور، رامبد صدیف، کریم صالح عظیمی، محمدرضا شجریان، علی اصغر شاه زیدی، شاهپور رحیمی و هنرمندان استادی چون عبدالوهاب شهیدی، امین الله رشیدی، ایرج، نادر گلچین، کوروس سرهنگ زاده و محمدصفار منتشری؛ یک رسالت و فریضه بزرگ ملی-هنری را برای مسئولان و متولیان فرهنگی – هنری کشور جهت تبلور جایگاه مهم تاریخ شفاهی، ضبط و ثبت واگویه های استادان و هنرمندان از ناگفته های مهم تاریخی- هنری و اقدام شایسته و بایسته در این خصوص را رقم خواهد ساخت.(4)

استادان و هنرمندانمان را بهتر و بیشتر قدر بداریم و پاسداشت مقام شامخشان را همانگونه که در شان و منزلت آنان است، ادا نماییم.

 

پی نوشت:

(1)   این مراسم، سومین همایش باشگاه هنرمندان ایران بود.

(2)   در این مراسم به غیر از محمدرضا شجریان و دکتر اسماعیل آذر، جواد طوسی، نصرت الله وحدت، محمد موسوی، فرهنگ شریف و ... نیز به ایراد سخن پرداختند.

(3)   شماره اول این مقاله در خصوص آثار ارکسترال، تصانیف و ترانه های ایرج و شماره بعدی در زمینه آوازهای برجسته ایشان (به غیر از گنجینه گلها) می باشد که به ترتیب در سال های 89 و 91 در ویژه نامه ادب و هنر روزنامه اطلاعات به چاپ رسید.

(4) این مهم در خصوص ردیف نوازان، نوازندگان و آهنگسازان نیز مصداق خواهد داشت.

 

این مقاله در تاریخ ۱۹/۰۶/۹۲ در ویژه نامه ادب و هنر شماره ۲۴۱ روزنامه اطلاعات به چاپ رسید و به مناسبت ماه میلاد ایرج، تقدیم حضور خوانندگان محترم وبلاگ گردید.

 *****************************************************

با تشکر از دوستان خوب که همواره به وبلاگ مخصوص استاد ایرج کمک می کنند، در رابطه با مطلب مطرح شده که بسیار هم به جا و ارزشمند بود، خبر زیر را به اطلاع علاقه‌مندان استاد ایرج می رسانم:

به زودی:

چاپ کتابی در ارتباط با آثار، مصاحبه ها، و دلنوشته های مربوط به استاد ایرج (در صورت کسب مجوز وزارت ارشاد و با هماهنگی شخص استاد ایرج). این کتاب مرحله ویرایش نهایی را نیز گذرانده است. از اسامی پیشنهادی دوستداران استاد برای این کتاب و هر گونه پیشنهاد یا ارائه مطلب و مصاحبه و ... استقبال می کنم.

اسم فعلی کتاب:

ایرج: نابغه آواز ایران

به قلم: دکتر‌علی‌محمدخورشیددوست


نوشته شده در دوشنبه شانزدهم دی 1392ساعت 23:50 توسط آزاده حسینی |

اجرای برنامه آوازی استاد ایرج در برنامه بزرگداشت و تجلیل از ایشان

از این لینک نگاه کنید

http://www.youtube.com/watch?v=if5WsDMkATQ#!


بزم خصوصی ایرج و احمد آزاد در آلمان (قطعاتی در بیات اصفهان و شوشتری)

از لینک زیر نگاه کنید:

http://www.youtube.com/watch?v=-TznBSZLbx4


اجرای آواز شور استاد ایرج و احمد عبادی

از لینک زیر نگاه کنید

http://www.youtube.com/watch?v=WD-1J6PH-Yg



نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم آبان 1392ساعت 9:50 توسط آزاده حسینی |
گلپا: ایرج گردن کلفت آواز ایران است

درخواست از استاد نادر برای همکاری و آماده کردن مطلب بعدی

از این دوست و همکار ارجمند خواهشمندم بعد از مدت ها غیبت و به درخواست دوستان زحمت تدوین مطلب بعدی وبلاگ را بکشند.

با تشکر: خورشیددوست

اکبر گلپایگانی معروف به گلپا همانند حسین خواجه‌امیری، خواندن را به شکل حرفه‌ای از سنین پایین آغاز کرد و همانند او سال‌ها از خواندن محروم ماند. با این حال او سال‌ها قبل به دعوت دانشکده «میوزیک بیلد‌ینگ» کالیفرنیا به همراه استاد فرهنگ شریف به تدریس موسیقی ایرانی پرداخت. 
گلپا در عمر هنری خود اجرا‌های متفاوتی در سالن‌های مهمی چون رویال‌ دایان لندن داشته است و توانسته دکترای افتخاری در رشته آواز از دانشگاه کلمبیای آمریکا، دکترای افتخاری اقتصاد و هنر از سازمان یونسکو و دکترای افتخاری از دانشگاه مجارستان را دریافت کند، 
اینها در حالی است که او ایرج را از معدود کسانی می‌داند که در آواز ایران صاحب سبک خاص است. با او درباره ایرج و راز ماندگاری‌اش سخن گفتیم:
اگر موافق باشید، صحبت را از اینجا شروع کنیم که چه اتفاقی می‌افتد که خواننده‌ای چون ایرج با‌وجود آنکه سی‌ و چند ‌سال از خواندن بازمانده است. همچنان خواننده‌ای شناخته شده است و از آن مهم‌تر نسل جوان با آثار ایشان ارتباط برقرار کرده و او را دوست دارند. اصلاً این ماندگاری‌ای که تعدادی از خوانندگان با آن مواجه هستند، از کجا می‌آید.
ایرج از همان ابتدا خواننده بسیار خوبی بود و صدای خوبی داشت. از همان زمان که فعالیت‌های خود را به شکل حرفه‌ای در زمینه آواز آغاز کرد، این توانایی‌ها مشهود بود و حالا هم که در آستانه 80 سالگی می‌خواند، می‌بینید که همچنان خوب می‌خواند. جز این هم انتظاری از این نیست؛ چراکه ایرج گردن کلفت آواز ایران است. 
شما به این مساله اشاره کردید که ایشان 30 سال نخواند که به نظر من این یک خسران بزرگ برای موسیقی ایران است؛ چراکه باید از صدا‌ و توانایی‌های او بهره گرفته می‌شد، اما متأسفانه این کار را نکردند. من نمی‌دانم چرا هنرمندانی مثل او باید مدت‌های زیادی از ادامه فعالیت‌شان باز بمانند، تنها این را می‌دانم که هنر به هیچ وجه و تحت هیچ شرایطی به سیاست کاری ندارد، اما اینکه ایرج با این فاصله‌ای که در ارایه هنرش افتاده است، همچنان ماندگار است و خواننده‌ای شناخته شده به حساب می‌آید، هیچ دلیل دیگری جز همین توانایی‌های او ندارد. طبیعی است که اگر خوانده بدی بود، تاکنون نامش محو شده بود؛ همانطور که در حال حاضر حتی نام بسیاری از خوانندگان هم فراموش شده است؛ ایرج اما سبک و جایگاه خاص خودش را دارد به نظر هنوز هم فرصت است تا او از توانایی‌هایش بهره گیرد.

با همه اینها به نظر می‌رسد که هم اکنون آواز بیات تهران تا حدودی به فراموشی سپرده شده است؟
باید دید که مردم چه می‌خواهند این مهم‌ترین چیزی است که یک هنرمند می‌تواند به آن توجه داشته باشد. اتفاقاً شخصیتی چون ایرج به این خاطر تا این اندازه در زمینه آواز ایران پدیده مهمی است که به این مساله توجه داشته و می‌دانست در آن زمان مردم این شکل آوازی را دوست دارند، به همین خاطر در کنار قطعاتی که براساس ردیف‌های موسیقی ایران می‌خواند؛ آواز کوچه‌باغی را نیز اجرا می‌کرد. حالا هم زمانه تغییر کرده و به نسبت آن سلایق مردم هم دچار این تغییرات شده است. 
من اطمینان دارم که هم‌اکنون اگر قرار باشد آقای ایرج به فعالیت‌های خود در زمینه آواز ادامه دهد، به شکلی متفاوت می‌خواند. شکلی که مردم امروز هم بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند، هرچند که همچنان آثار قدیمی‌شان مورد توجه است، اما ایشان به خاطر هوشی که در زمینه هنر دارند؛ مانند 50 یا 60 سال پیش خود نمی‌خوانند ایرج دارای چنان صدای طلایی‌ای است که می‌تواند در هر سبکی آواز بخواند و دیگران را مجذوب صدایش کند. مثل او هم کم هستند

ایرج را باید از معدود خوانندگانی دانست که توانست سبک مخصوص به خودش را داشته باشد. چگونه این اتفاق افتاد؟ به خاطر توانایی حنجره‌اش بود؟ تکنیکش یا بهره‌گیری از استادان تراز اول؟
ما با هم مدت‌ها در رادیو همکار بودیم و به همین خاطر می‌توانم به راحتی درباره او صحبت کنم. سبک ایرج نه تنها به خاطر توانایی‌های بالایش در حنجره که به خاطر علم و آگاهی‌اش نسبت به ردیف ایرانی و گوشه‌هاست. او سازها را هم به خوبی می‌شناخت. طبیعی است که با این توانایی‌ها، می‌تواند سبک خاص خودش را داشته باشد. شما تا چهار عمل اصلی ریاضی را بلد نباشید، نمی‌توانید مسائل سخت و... را حل کنید، این روز‌ها مشکل این است که خوانندگان ردیف نمی‌دانند؛ اما می‌خواهند در کارشان موفق باشند. خوب این اتفاق نمی‌تواند رخ دهد.

خیلی‌ها بر این اعتقادند که ایرج با حضورش در سینما، باعث شد که شخصیت موسیقیایی‌اش تحت تأثیر شخصیت سینمایی فردین قرار گیرد.
اینها همه حاشیه است. یک خواننده ممکن است هنرش را به شکل‌های مختلف عرضه کند. دلیل اینکه چرا او چنین تصمیمی را گرفت تا به جای فردین در فیلم‌ها بخواند، مساله‌ای است که باید خودش درباره آن توضیح دهد. اما به هر حال باید به تصمیمات یک هنرمند احترام گذاشت، ضمن اینکه اینها اهمیتی ندارد، مهم این است که او صدای بسیار زیبایی دارد و کمک زیادی به فرهنگ این سرزمین کرده است و من امیدوارم که ایشان همچنان برای مردم بخوانند.

شما و آقای ایرج سی‌ و چند سال از خواندن محروم ماندید، اما همچنان در ایران ماندید. این کمی عجیب نیست؟ یعنی این ماندن هزینه سنگینی برای شما نداشت؟
نمی‌دانم. شاید ما بیش از اندازه وطن‌پرست هستیم. تمام علایق من اینجاست. مخاطب من اینجاست و پدر و مادر من در همین سرزمین دفن هستند. ما شهروند این کشور هستیم. به همین خاطر ماندیم و به قول شما هزینه دادیم. ما به تصمیمی که گرفتند، احترام گذاشتیم. گفتند نمی‌توانید بخوانید، ما هم نخواندیم. 
خود من شاگرد نور‌علی برومند بودم و مدت ده سال از حضور ایشان بهره بردم. تمام سال‌هایی هم که خواندم، برای مردم بود. به نظر من هم تصمیم‌گیران اصلی همین مردم هستند. آن‌ها هستند که هنرمندی را ماندگار می‌کنند یا نه. مهم نیست که یک مراسم برگزار شود و چهره‌ای را به عنوان «چهره ماندگار» معرفی کنند. این اتفاق توسط چند نفر رخ می‌دهد که ممکن است از صدا یا قیافه کسی خوش‌شان نیاید، اصلاً اهمیتی ندارد. مهم این است که مردم تصمیم بگیرند که چه کسی را می‌خواهند به عنوان چهره ماندگار بپذیرند. 
من خودم سال‌هاست که در خانه نشستم و گاهی هم برنامه‌هایی را در خارج از کشور به اجرا در آورده‌ام. در خانه‌ام هم همیشه برای نسل جوان باز بوده و حتی برای کلاس‌‌هایی که برگزار می‌کنم، پولی هم از شاگردان نمی‌گیرم. چون به نظر خودم حالا به همین شکل می‌توانم به فرهنگ سرزمینم خدمت کنم.

منبع مطلب:

http://www.khabaronline.ir/detail/312083/culture/music

نوشته شده در دوشنبه هجدهم شهریور 1392ساعت 1:15 توسط آزاده حسینی |
مصاحبه خواندنی با احمد آزاد
با کسب اجازه از محضر استاد نادر این مطلب جالب به من فرستاده شده بود که در وبلاگ قرار می دهم (خورشیددوست)
گزارش اختصاصی سایت موسیقی ما از مراسم بزرگداشت استاد «حسین خواجه امیری» (ایرج) با حضور بزرگان موسیقی و هنر
آوازخوانی استاد «ایرج» در روز بزرگداشتش
موسیقی ما – بهمن بابازاده: مراسم بزرگداشت استاد آواز ایران «حسین خواجه امیری» (ایرج)، از ساعت 19:30 دقیقه شب گذشته (جمعه 8 شهریور) در فرهنگسرای اندیشه تهران، با حضور جمع کثیری از بزرگان موسیقی و هنر برگزار شد. در ابتدای این برنامه که از سوی باشگاه ورزشی هنرمندان تهیه و تدارک دیده بود، پویا جهانمردی یکی از شاگردان استاد ایرج، با ویلن به تکنوازی برخی از قطعات پر خاطره ایشان پرداخت که «آقا خودش خوب میدونه» و «پرنده» جزو این قطعات بود.در ادامه «احسان فدایی» (از دیگر شاگردان حسین خواجه امیری) به اجرای برنامه زنده پرداخت و قطعاتی را با ارکستر خود بروی صحنه برد. ارکستری که صدادهی و رنگ بندی اش ، بیشتر به ارکستر های مجلسی شبیه بود.

در ادامه با دعوت مجری برنامه، استاد «حسین خواجه امیری» و «محمد رضا شجریان» به صورت همزمان وارد سالن برگزاری برنامه شدند تا کل جمعیت حاضر در سالن به یک باره از حضور این دو چهره سرشناس و محبوب، غافلگیر شوند. همه به صورت ایستاده به تشویق هنرمندان محبوبشان پرداختند.

در این برنامه چند تن از بزرگان مطبوعاتی و منتقد مورد تقدیر قرار گرفتند و بخش هایی از مستند «پهلوان آواز» در سالن به نمایش در آمد تا سرانجام انتظارها به پایان برسد و «حسین خواجه امیری» برای یک اجرای زنده روی صحنه برود. اتفاقی نادر که در همه این سال ها علاقه مندان استاد در انتظار این مهم بودند.

حسین خواجه امیری با استقبال شدید دوستدارانش روی سن رفت و در حالی که تمامی حضار به احترام ایشان ایستاده بودند، ابتدا پشت تریبون قرار گرفت و سخنانش را این چنین آغاز کرد: «دوستان گفتنی ها را گفتند و من نیز از حضور همه شما که امروز در این محل جمع شده اید ممنونم. از همه بزرگوارانی هم که امروز تشریف آورده اند تشکری ویژه دارم و جا دارد از محمد رضا شجریان نیز سپاسگذاری کنم که امروز اینجا هستند که حضورشان هم باعث خوشحالی من و هم باعث خوشحالی همه شده است. امروز می خواهم سرتان را درد بیاورم و چند بیتی را برایتان شعرخوانی کنم و بعد با چند قطعه شاد در خدمت تان هستم.» ایرج با گفتن این جمله و در بین تشویق های ممتد حاضرین در سالن پشت میکروفن قرار گرفت و شروع کرد به خواندن. ابتدا شعرخوانی و بعد با قطعات پرطرفدارس مثل «پرنده»، حاضرین در سالن را به وجد آورد.


پس از اجرای مسلط و جالب توجه «ایرج»، که اشک خیلی از حاضرین در سالن را در آورد، مجری برنامه از چند تن از اساتید حاضر در سالن از جمله «محمد رضا شجریان» و «فرهنگ شریف» دعوت کرد تا برای اهدای لوح تقدیر و هدایای استاد «حسین خواجه امیری» روی صحنه بیایند.

در این بخش «محمد رضا شجریان» پشت تریبون قرار گرفت و درباره این برنامه و خاطباتش از «ایرج» گفت: «وقتی دوستان با من تماس گرفتند و از من خواستند تا در مراسم بزرگداشت جناب استاد «خواجه امیری» شرکت کنم، با افتخار قبول کردم. ایشان آن زمانی که من نوجوان بودم، ایشان در اوج آواز ایران قرار داشت و به واقع پهلوان آواز ایران بود. می خواهم بگویم که ایشان امشب دقیقا مثل چهل سالگی شان خواندند و ایشان امروز ثابت کردند که می شود تا 100 و حتی 120 سالگی هم آواز خواند بدون هیچ تغییری. این را هم عرض کنم که ایرج نازنین واقعا پیشکسوت من بوده و هست. صدای ایرج یک متر و معیار در تاریخ آواز خوانی ایران است. وقتی در تاریخ درباره یک صدای باشکوه و ویژه می خواهند حرف بزنند قطعا صدای ایرج عزیز متر و میزان این مبحث است. از قدرت و صلابت و پاکی و آن چه چه های مردانه که ایرج در آثارش دارد، باعث شده به این نترو معیار تبدیل شود. امیدوارم صد سالگی استاد را همه با هم جشن بگیریم.»

در بخش دیگری از برنامه نیز یکی از فیلم سازان قدیمی کشور «نصرت الله وحدت»، به ذکر خاطره ای از ایرج پرداخت: «یکی از برنامه های زنده بود که در آن زنده یاد فردین قرار بود در آن شرکت کند و در آن برنامه به اصرار مجری ، فردین شروع به آواز خوانی کرد و در بهت خیلی ها متوجه شدیم که صدای فرزین دقیقا صدای ایرج است. بعد از دقایقی یکی از دوستان پرده ای را کنار زد و دیدیم خود ایرج ازآن پشت در حال خواندن بوده!» «محمد موسوی» نیز خاطره ای از ایرج را اینگونه بیان کرد: «در یکی از برنامه های زنده تلویزیونی، از استاد بنان در مورد بزرگترین آرزویشان سوال شد که ایشان در جواب گفتند:آرزو داشتم خداوند صدایی مثل صدای ایرج به من میداد...».

در اواسط برنامه «احسان خواجه امیری» که ساعاتی از اجرای برنامه اش در کیش نگذشته بود، در سالن حضور یافت تا در مراسم تقدیر پدرش حضور داشته باشد و مورد تشویق شدید حاضران قرار بگیرد.
 
لینک گزارش:

**************************

بهداد احمدخانی:

 در سالهای ابتدایی کودکی به دلیل افکار انسان دوستانه پدرش مجبور به سفر و زندگی در شهر اصفهان شد، شهری که از قدیم به پایتخت هنر معروف بود و این محیط نقش بسزایی در شکوفایی و پرورش استعدادهای این کودک علاقمند ایفا کرد و مسیر زندگی او را عوض کرد.

او در راه آموزش آواز کوشش های بسیاری کرده و از محضر هنرمندان بزرگی استفاده کرده است، از ایرج به عنوان استاد خویش نام می برد و رابطه نزدیکی هم با ایشان دارد. با وجود مشکلات بسیار برنامه موفق «شوء بامداد آدینه» را سالهاست هر جمعه اجرا می کند، که شاد کردن دل مردم و یاد کردن از هنرمندان بزرگ ایران، جزو الویتها و هدف گذاری های اصلی این برنامه می باشد.

این گفتگو را با صحبت در مورد زندگی و دوران کودکی احمد آزاد شروع کردیم تا به آواز و استاد ایرج و برنامه های مشترکی که با هم داشتند رسیدیم.

او خاطرات فراوانی از برنامه ها و کنسرت های مختلف با ایرج دارد که بسیار خواندنی است و همچنین نظرات صریح و روشنی در مورد هنر و آوازخوانی دارد.

جناب آقای آزاد لطف کنید شرح حالی از خودتان و خانواده تان بفرمایید.

من در استان سیستان و بلوچستان شهر زابل متولد شدم ، از طایفه بزرگ شهرکی هستم و از منطقه خمک میر مهدی خان که در واقع جد خود من است ، چند سال اول زندگی را در سیستان بودم و خیلی زود بدلیل افکار نوعدوستانه و عدالت خواهی پدرم از طبقه محروم جامعه و با توجه به موقعیت اجتماعی و خانوادگی که ایشان داشتند دولت آن زمان تصمیم گرفت که وجود ما در منطقه به صلاح آنها نیست و به همین دلیل خانواده ما به اصفهان تبعید شد و من دوران دبستان و دبیرستان را در اصفهان سپری کردم ، همانطور که میدانید این شهر خانه هنر است و در زمینه موسیقی هم صاحب سبک . که سبک موسیقی اصفهان فاخرترین سبک موسیقی ماست و این شهر پر آوازه در موسیقی ملی ما بزرگان بسیاری به مردم هنر دوست سرزمینمان بخشیده است و برای من که در کودکی و از طریق پدر بزرگم با نوای ساز آشنا شده بودم و از سه چهار سالگی خود را شیفته و دلباخته موسیقی میدیدم سفر به شهر هنر و موسیقی یک موهبت الهی بود و آشنائی با هنرمندان به نام و بر جسته موسیقی و استفاده از محضر پر بارشان نعمتی وصف ناپذیر .

آواز را از چند سالگی شروع کردید؟

از سال های دبستان و در برنامه های مدرسه معلمان که این برنامه ها را تدارک میدیدند ذوق هنری و استعدادم را در زمینه موسیقی پسندیدند و من در این برنامه ها حضور پر رنگی داشتم هم در اجرای نمایش ها و هم خواندن ترانه و آهن .

همین فعالیت ها آغازی شد که بکلاس درس استادان با تجربه و با دانش موسیقی راه پیدا کنم ، برای تعلیم تربیت صدا به کلاس های سلفژ آقای هوشنگ بهشتی میرفتم و بعد ها به کلاس آموزش ردیف ها و دستگاه های استاد بزرگ موسیقی اصفهان آقای تاج اصفهانی و طبیعا آشنائي و شاگردی مکتب ایشان فرصتی بود گرانمایه برای آشنائی با استادان دیگر از جمله استاد جلیل شهناز ، استاد کسائي و......

در چه سالی از ایران خارج شدید؟

 در سال ۱۹۷۸ که فکر میکنم ۱۳۵۷ باشد قبل از انقلاب از ایران خارج شدم .

فعالیت رسمی شما ازچه زمانی آغاز شد؟ نخستین آهنگی که خواندید چه نام داشت؟

اولین آهنگی که خواندم ساقی در سال ۱۹۸۵ از شرکت ترانه پخش شد . این آهنگ از ساخته های آقای ایرج فتحی بود که کورس (که بعد ها به گروه خواننده گان پیوست) آنرا تنظیم کرد و در کاستی بنام انتخابی ۵ به بازار آمد. در این کاست هنرمندان پر آوازه خانم ها هایده، حمیرا و شهره و آقایان ستار و شماعی زاده حضور داشتند .

 به فراگیری و آموزش ردیف ها قبل از خروج از کشور اشاره کردید، برای تکمیل دانسته هایتان بعد از خروج از ایران از محضر چه کسانی استفاده کردید؟

در خارج از ایران از فرصت هائی که پیش می آمد نهایت استفاده را میکردم ، در اینجا مدتی استاد حبیب اله بدیعی آمدند که به سوالات بی جوابی که داشتم پاسخ دادند ، با آقای مهدی تاکستانی از طریق پسرشان که در دانشگاه با او آشنا شدم دوست شدم و آنچه ایشان در موسیقی ملی ما میدانستند را پیش او آموختم و همکاری با سیاوش زندگانی در این زمینه برایم بسیار سودمند بود و هم چنین مدتی هم نزد آقای لقمان ادهمی به فراگیری موسیقی پرداختم .

همانطور که اطلاع دارید موسیقی اصیل ایرانی سالهاست که در حال رکود می باشد، چرا فاصله جوانان امروزی با موسیقی اصیل ایرانی روز به روز بیشتر می شود؟

دلایل بسیاری برای ایجاد این وضعیت وجود دارد .اولین دلیلش شاید این باشد که میدان فعالیت محدود شده است و همه کسانیکه صاحب ذوق و استعداد هستند آزادانه نمی توانند فعالیت کنند و حتی اگر هم امکان فعالیت هنری باشد این فعالیت ها باید در چهار چوب از قبل تعیین شده توسط افرادی باشد که خود در هنر هیچ استعداد و یا ذوقی ندارند و تنها وظیفه عقیدتی خود میدانند که هنر را در محدوده افکار و اندیشه و بینش فرهنگی و مذهبی واجتماعی خود نگهدارند.

یعنی هنر این روز ها به پرنده ای میماند که باید در قفس پرواز کند ، طبیعتا این حرکت را نمی توان پرواز نام داد ، به همین دلیل مرغان گرفتار هنری ما عده ای برای رضایت آنان که آب و دانه قفس را تامین میکنند گاه و بیگاه پری می جنبانند و شاید هم برای آزار شاهین های در بند به تقلید آسمان قفس را جولانگاه پرواز می پندارند و حرکت های کوچک را پرواز ، اما آنانکه قفس را میشناسند و پرواز راستین را تجربه کرده اند چنین پروازی را نمی پسندند و چنین حرکتی را در شان هنر خویش نمیدانند .

 بعد از انقلاب افراد بسیاری صحنه گردان شدند که اعتقادی به خلاقیت و نوآوری نداشته و بیشترین تمرکز و نظرشان به اجرای دقیق و مو به موی ردیف ها بود، نظر شما در مورد اجرای خشک  و بی خلاقیت ردیف ها توسط این افراد چیست؟ چه چیز می تواند در مطلوب شدن کیفیت موسیقی ما را یاری کند؟

در موسیقی ماردیف ها و دستگاه ها و گوشه ها ، همه دستور زبان موسیقی است . هنر جوی واقعی موسیقی باید این دستور زبان را بیاموزد تا بتواند هنرش را پسندیده تر و زیبا تر و عالمانه تر ارائه کند ، اما دستور زبان موسیقی از هیچ هنر جوئی هنرمند نمی سازد ، همانگونه که یک دانشجوی دانشکده ادبیات با اینکه به دستور زبان فارسی احاطه کامل دارد و همه زیر و بمش را میشناسد با داشتن این دانش نه حافظ میشود و نه سعدی. در موسیقی هم اگر خواننده و یا نوازنده ای که با موسیقی ملی ما سرو کار دارد با شناخت دستگاه ها و ردیف ها و گوشه های موسیقی کاملا آشنا باشد و ذوق و خلاقیت هنری هم داشته باشد می تواند از این دستور زبان استفاده بسیار ببرد و خالق آثاری باشد که حتما مانده گار و همیشگی است .

استادان ایرج و گلپا با استفاده از صدای گیرا و خلاقیت ذاتی خودشان به اجرای آواز بصورتی جذاب تر پرداختند و آن را از حالت تکراری و فرمولی خارج کردند و این مهم علتی شد تا توده های بسیاری از مردم با آواز ارتباط برقرار کنند، و بصورت ترانه آوازها را در کوچه و بازار زمزمه کنند.

آقایان ایرج و گلپا هر دو در خواندن آواز و ترانه، هنرشان را در چهار چوب یک قاعده و قانون از پیش نوشته شده گرفتار نکردند ، با زمان پیش رفتند و با تغییرات و تحولات زمان به موسیقی و آوازشان روح نیازمند زمانه خود را بخشیدند و ظرافت های روانی دورانی را که در آن فعالیت داشتند و خواسته مردمی که نیاز موسیقی آنان با اجدادشان کاملا متفاوت بود را درک کردند و به همین دلیل و البته جنس صدای بی نظیرشان در ربودن قلب عاشقان موسیقی از همه همکارانشان پیشی گرفتند و دل های بسیاری را به موسیقی ملی ما پیوند زدند. از جمله من که، قدرت  و طول و عرض صدای ایرج  و اجرای استادانه شعر در آواز گلپا را دوست داشتم و از این دو استاد بزرگ فراوان آموختم و از شنوندگان خوب برنامه گلها شدم .

استاد ایرج از معدود خوانندگانی است که بصورت فطری آواز را با رنگ و بوی شاد اجرا میکند و در صدای ایشان خبری از حزن و ناله و اندوه نیست، شما هم پیرو همین سبک و مکتب هستید و با آنکه برنامه های سنگینی همانند «شاخه گلی در غربت» را اجرا کرده اید اما به نوعی آواز را در برنامه «بامداد آدینه» بصورت بزمی تر و غیر یکنواخت اجرا می کنید.

برای درک بیشتر موسیقی ما باید در آغاز "غم و غصه"  این دو واژه را که معمولا با هم همراه میکنیم را از هم جدا کنیم چون غم یک حالت روحانی و عرفانی است و ریشه در دیگر خواهی دارد و به عاشقی میماند که گرچه از یار دور است و گله مند از  تقدیر اما یاد معشوق سراپای وجودش را به آتش میکشد ، آتشی سوزنده ولی دلچسب، پس غم در خود شادمانی هم نهفته دارد چون از احساس تملک و خود خواهی بدور است ، اما ناله و حزن و وغیره اسباب کار دنیا و دنیا داران است و با موسیقی ما که با اشعار عارفان بزرگ ما پیوند خورده و با هم به صحنه می آیند هیچ رفاقتی ندارد.

حال میرسیم به سبک های موسیقی ، مثلا سبک خراسان و سبک اصفهان و گذشته این سبک ها و اینکه چه کسانی در حفظ و نگهداریش کوشیده اند و به چه منظور و چه استفاده ای.

سبک موسیقی ایرج سبک اصفهان است این سبک قرن ها در ایران اجرا شده و توسط نوازندگان و خواننده گان حفظ شده است به همین دلیل تنها معرف دلتنگی از زمانه نیست بلکه  شور و شوق عاشق را هم به نمایش میگذارد و ایرج آواز را در مکتب پدر آموخته و پدرش هم از پدر خود که خواننده دربار بوده،  از این روست که در صدای او لرزش های عربی نقشی ندارند و حالت های روضه خوانی که خالق حزن و اندوهی است که از آن یاد کردید با صدای او غریبه هستند .

غیر از برنامه خصوصی که بصورت تصویری در آلمان موجود است، آیا همکاری های دیگری هم با ایشان داشته اید؟

من همراه استاد ایرج برای اجرای چند کنسرت به اروپا رفته بودم که در آلمان دوستان آقای ایرج دورهم جمع شدند و این بزمی که دیده اید حاصل آن گردهمایی دوستانه است. در آلمان به هامبورگ به اتفاق خانم لیلا فروهر و بیژن ، هانوفر کُلن ، در سوئد استکهلم و بسیاری از شهر های دیگر و به اتفاق استاد چندین کنسرت بسیار موفق در اروپا و استرالیا اجرا کردم که برای من توفیق بزرگی بود و ماه ها با استاد همراه بودن تجربه ای فراموش نشدنی و لذت بخش برای من بود.

اعضای ارکستر و نوازندگان این کنسرت ها چه کسانی بودند؟

 ارکستر آقای ایرج از جمع  آقایان فرهاد انوش نوازنده ویلون، جولایی نوازنده سنتور و آقای خلیل صمدی نوازنده تنبک تشکیل شده بود و من هم  یک ارکستر پاپ موزیک شامل درام و پرکاشن و کیبورد و بیس داشتم .

از این اجراها خاطره ای  با استاد دارید.

پس از چند ماه که از غرق شدن کشتی بزرگی که بین آلمان و سوئد در رفت و آمد هستند گذشته بود گروه ما هم یعنی آقای ایرج و نوازندگان با چنین کشتی از آلمان راهی سوئد شدیم، شبی بود بسیار تاریک و وحشتناک و ما باید در کوپه های قطارمان که در طبقه پائین کشتی پارک شده بود می خوابیدیم ، صدای باد و غرش کشتی در دل شب و تکان های گاه و بیگاه کشتی باعث شد که آقای ایرج تا صبح روی عرشه کشتی بماند و لحظه ای نخوابد البته نا گفته نماند که بنده هم وظیفه داشتم که در کنار ایشان بمانم که تنها نباشند به این امید که اگر این کشتی هم غرق شد ما به اتفاق استاد این چند صد کیلو متر را در آب چند درجه زیر صفر شنا کنیم و خود را به ساحل نجات برسانیم که به لطف خدا به خیر گذشت .

آیا با استاد ایرج هم به صورت مشترک روی سن حاضر شده اید ؟

زمانیکه من با استاد برنامه داشتم تلاشم این بود که هر دو یک نوع کار را اجرا نکنیم به همین دلیل من از خواندن آهنگ هائي استفاده میکردم که بیشتر حال و هوای پاپ داشت و با ارکستر پاپ، کیبورد و درام و غیره اجرا میشد و برای استاد ارکستر ایرانی داشتیم ویلون و پیانو و سنتور و تنبک و و طبیعتا آواز هم نمی خواندم. حتی به  در خواست خود استاد و تنها در چند برنامه خصوصی آنهم به اصرار استاد و برای ایشان آواز خواندم .

خوشبختانه من همه جور آهنگ دارم و برنامه های ما نه بصورت دو همکار بلکه، در تمام مدت من صحنه را برای استادم مهیا می کردم و همیشه معرفی استاد هم با من بود تنها در استرالیا آنهم برای جلوه بیشتر کار و هیجان بیشتر بیننده و شنونده کنسرت برای چند دقیقه با هم روی صحنه خواندیم که غوغائی بر پا شد ، شور و هیجانی که هرگز فراموش نمی کنم  و عکس آن موجود است، البته همه میدانند که من چند تا از آهنگ هائی که با صدای استاد اجرا شده است را باز خوانی کرده ام، بد نیست در اینجا به انکیزه ای که در این کار بوده اشاره کنم :

زمانی بود که استاد هیچگونه فعالیت هنری نداشت چون  اجازه این کار را نداشت و من صاحب موقعیت خوبی بودم و در سراسر جهان کنسرت و برنامه داشتم و در عین حال کار هنری ام را  مدیون دو الگوی هنری خود آقایان ایرج و گلپایگانی میدیدم و دوست داشتم در هر جا که هستم وجود و هنر این هنرمندان بزرگ محسوس باشد به همین دلیل با اجرای چند آهنگ از این استادان عزیز  که باز خوانی کرده بودم  این موقعیت را فراهم کردم که در هر جا برنامه ای داشتم حضار حضور ایرج و گلپا را هم کاملا حس کنند، و این عادتی است که هنوز هم از یاد نبرده ام و هنوز هم در هر برنامه هایم حتما از این دو  استاد یاد میکنم .

در مورد بازخوانی آثار استاد گفتید،  شما در ترانه سرایی و ملودی سازی هم دارای ذوق می باشید، و تا بحال بر روی چند تصنیف اجرا شده توسط ایرج شعر جدید گذاشته اید مانند ترانه "بیاد فردین"  در سه گاه  که  "بیاد ایرج"  اجرا کردید، هدف اصلی شما از این کار چیست.

من در شوی بامداد آدینه گاهی این کار را میکنم که بیشتر جنبه سرگرمی  دارد مثلا آهنگ آقا خودش خوب میدونه از استاد ایرج و در کارهای دیگر، گاهی یک بیت و یا دو بیت یک شعر را عوض میکنم تا پیامی را که شاید در آنجا نمی خواستند بیان کنند و یا پیامشان آن چیزی که من اینجا در سر دارم نبوده را بیان کنم .

چون به نظر من این روزها همیشه از عشق و عاشقی خواندن دور از واقعیت زندگی ما در اینجا و آنجاست، ما چالش ها و درد های دیگری هم داریم که باید از موسیقی در بیان بهتر آن کمک بگیریم .

استاد ایرج به دلیل جنس صدا و حنجره ممتازی که دارد حوزه فعالیتش بسیار گسترده و متنوع بوده، از اجرای آواز، ترانه و ضربی تا خواندن مناجات ها، مثنوی ها و برنامه های زورخانه ای و بیات تهران و در واقع خواننده ای بودند که در تمام برنامه های رادیو شرکت کردند.

ایشان در موسیقی ملی ما به همه جا سر زده اند و با زیبائی تمام با استر آواز به همه میدان های موجود در موسیقی تاخته اند از آواز کوچه باغی یا بیات تهران گرفته تا آواز مرشد در زورخانه وخواندن مناجات ها و مثنوی های کم نظیر تا قطعات ضربی خاص و غیره ، و در اجرای تمام این آوازها هم، از خود نبوغ قابل ملاحظه ای و یا بهتر است بگویم نبوغ بی نظیر و خارق العاده نشان داده اند که بسیاری با داشتن دانش کافی قادر به انجام آن نبوده و نیستند چون از کیفیت صدای ایرج برخوردار نبوده و نیستند، صدائی که چون آچار فرانسه قابلیت اجرای هر آواز و هر نوع ترانه ای را دارد و خلاقیت ذاتی او که به آسانی هر آوازی را آموخته ، اجرا کرده است.

 بد نیست که در این رابطه به این موضوع هم اشاره کنم که در آواز ایشان به نظر میرسد تنها خواننده ای است که یتیم سه گاه را در چهارگاه اجرا کرده است و در واقع چهارگاه را از یتیم سه گاه شروع می کند، مانند آواز« آرزو دارم که باز آن روی زیبا را ببینم» که شروع آواز در یتیم سه گاه و اشاره به مخالف چهارگاه و فرود به چهارگاه و زابل می باشد.

 منظور اینکه ایرج در خواندن آواز همیشه از خلاقیت های خاص خودش استفاده میکند . اما در خواندن ترانه هم توان اجرای آهنگ های بسیار شاد را دارد و هم آهنگ های غم انگیز را بخوبی اجرا کرده است. که باز هم میگویم  دلیلش جنس صدای ایرج است  که بسیار مرغوب می باشد.

صدای ایرج صدای شش دانگی است که صاحب طول و عرض بسیار زیادی است و این امتیاز را دارد که در فواصل بالا  باقدرت بخواند و در هر فاصله ای دلنشین  می باشد .

در پایان بفرمایید هم اکنون مشغول انجام چه کاری هستید؟

در حال تهیه آلبومی با همکاری و صدای همسرم مستانه هستم ، که دارای چند آهنگ دو صدائي و چند آهنگ تک صدائی می باشد .و امیدوارم با مشکلات فراوانی که موسیقی با آن دست بگریبان است به فرجام کار برسیم .

تشکر از لطف شما

نوشته شده در چهارشنبه سی ام مرداد 1392ساعت 22:48 توسط آزاده حسینی |
خونه عشق من و تو جز ویرانی نمانده
خونه عشق من و تو خونه پوشالی نیست

خونه عشق من و تو از حقیقت خالی نیست

خونه عشق من و تو اون بالا تو آسمون

میدرخشه چون بلور مثل یک رنگین کمون

ستونای مرمرش تیغه های روشن خورشید

پایه های محکمش عشق و امیده

خونه عشق من وتو مگه از خشت و گله

پایه هاش مگه رو آبه خونه تو ساحله؟

میدونی که اون بالا به آدم نمیرسه دیگه دست آدما

خونه عشقمونو نمیریزه تا ابد دستی به جز دست خدا

 

 آنجا که روزی خانه ی عشق و صفا بود

سقفی که بامش سایه ی لطف خدا بود

دیگر به جا نیست  دیگر به جا نیست

از آتش ما غیر خاکستر نمانده

این خانه ویران گشته جز یک در نمانده

آنهم دری نیست  ره گستری نیست

اول که من رامت شدم  پا بسته ی دامت شدم

عاشق ترین بودی برایم

حال اخرینم بهر تو  رنج آفرینم بهر تو

کم خنده کن بر گریه هایم

اول که من رامت شدم  پا بسته ی دامت شدم

عاشق ترین بودی برایم

حال اخرینم بهر تو  رنج آفرینم بهر تو

کم خنده کن بر گریه هایم

از آتش ما غیر خاکستر نمانده

این خانه ویران گشته جز یک در نمانده

آنهم دری نیست  ره گستری نیست

چون ایینه با من نشستی   نقش مرا در خود شکستی

همچون سرابی در بیابان تنها امید من تو هستی

چون ایینه با من نشستی   نقش مرا در خود شکستی

همچون سرابی در بیابان تنها امید من تو هستی

آنجا که روزی خانه ی عشق و صفا بود

سقفی که بامش سایه ی لطف خدا بود

دیگر به جا نیست  دیگر به جا نیست

از آتش ما غیر خاکستر نمانده

این خانه ویران گشته جز یک در نمانده

آنهم دری نیست  ره گستری نیست

آنهم دری نیست  ره گستری نیست

در این وبلاگ اینقدر ننوشتم تا اینکه گلپای بزرگ و فضل اله توکل بزرگ من رو به حالتی کشاندند که احساس میکنم آدم نیستم.

ای کاش امروز به خودم نمیومدم.

خدایا چی شد؟ چرا تا این حد به عمق روزمرگیها پی نبردم؟ چگونه روزگار وارونه شد؟

یه زمانی خونه عشق من و تو خونه پوشالی نبود

امروز باید بگم آنجا که روزی خانه عشق و وفا بود!!

بیدار شدم دیدم گلپا چه خواند؟ یه نگاهی به خودم انداختم دیدم فضل اله توکل چه باری را از ۴۰ سال پیش تا الان به دوش داشت!

گلپا چگونه اینطور سخن راند؟ گلپا کدام دنیا رو برای من به صحنه کشید؟ چطور شد خونه ای که ستونهای مرمرش تیغه های خورشید بود برای گلپا شد دری که آن هم نمانده!

خونه عشق من و تو که اون بالا تو آسمون بود!!

چطور شد که این خانه ویران گشته جز یک در نمانده!

پایه های محکمش عشق و امید بود

چرا از آتش گذشته ما جز خاکستر نمانده؟

گلپا روزی از چه حکایت میکردی و با چه عشقی و با چه شور و احساسی از وجودت ماهور خونه عشق من و تو را میخواندی و با افتخار به اوج و به عرش بردی و توصیفش کردی

حالا چرا بعد از ۴۰ سال با تیغ برنده صدا و آهنگت این چنین اشاره بر اون آهنگ کردی؟

واقعا فضل اله توکل با چه نگرشی این ترانه را  در ماهور ساخت!

هر دو ماهور این کجا و آن کجا؟

امروز انگار شرمنده خودم شدم.شرمنده هنرمندان ملی ایران.

عرق شرم و خجالت وجود من رو گرفت!!

گلپا  آن روز چگونه با افتخار از عشق خواندی و امروز چه شد؟

احساس میکنم واقعا وجود ندارم.یا اگر هستم این من هستم که شرمنده ۴۰ سال تباهی خونه عشق من و تو شدم

کو آن ستونها و کاخ مرمر؟ کو آن اوج آسمانت؟ کجا دست آدمها به آن نمیرسید؟

کاری کردم که دستمالی همه آدمها بشه!!!!

من ویران کردم!

من تو را ویران کردم

من عشق بین خودم و خودت را ویران کردم

من نابودت کردم گلپا

واقعا استدعا میکنم از هنرمندان موسیقی ملی ایران هنرمندانی که خشت خشت و آجر به آجر فرهنگ و عشق ایران رو ساختند دیگر نخوانند! دیگر نگویند.

وقتی که گلپا نت سکوت را میخواند خیلی کمتر آزرده کننده بود تا این چند سال اخیر!

بعضی اوقات واقعا انسان نباید خیلی مسائل را به روی خودش بیاورد چون هیچ پاسخی نیست جز شرمنده شدن!

هیچ هنری و هیچ تاریخی و هیچ اندرز و نصیحتی نمیتوانست تا حدی من را شرمنده خودم و روزگاران گذشته بکند که این ترانه ای که باز در ماهور بود!

این ۴۰ سال چه شد؟

کی فکرش را میکرد کار به اینجا بکشه؟

اون هم گلپا!!!

نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1392ساعت 2:55 توسط آزاده حسینی |
گفتگو با استاد ایرج و همسرشان خانم خواجه امیری

گفتگو با استاد ایرج و همسرشان خانم خواجه امیری

شهناز «مرد هزار ملودی» به جاودانگی پیوست


مقدمه :

بعد از مراسم استاد شهناز گفتگویی با استاد ایرج و همسرشان خانم خواجه امیری انجام دادم. ایرج در برنامه های گلها بیشترین همکاری را با مرحوم شهناز دارد و حتی آهنگی  که ایشان ساخته است را اجرا کرده است. استاد ایرج و خانواده اش خاطرات بسیاری با مرحوم شهناز دارند که در ادامه می خوانید.

گفتگو : بهداد احمدخانی

استاد ایرج لطفا در مورد نحوه آشنایی خودتان با مرحوم شهناز و سبک نوازندگی ایشان نظرتان را بفرمایید، زیرا استاد شهناز دریایی از ملودی در ذهنشان بود که در نوازندگی و جواب آواز آهنگسازی هم می کردند و به معنی واقعی کلمه بداهه نواز بودند.

قبل از هر چیز من این ضایعه بزرگ را خدمت خانواده محترم جلیل شهناز، جامعه هنری و ملت بزرگ و هنر دوست ایران تسلیت عرض میکنم.

من از سالهای اولیه ورود به رادیو با مرحوم شهناز آشنا شدم، بطوری که خود ایشان برای من تعریف کرد، کار موسیقی را با آواز و سپس نواختن تنبک  شروع کرد. تا اینکه نواختن ساز تار را شروع کرد و گمگشته و همدم واقعی خود را پیدا کرد و با این ساز به جاودانگی رسید و واقعا تحولی عظیم و بزرگ در این ساز ایجاد کرد.

آقای شهناز نوازنده ای بود که هیچ وقت در کارش تکرار وجود نداشت هر ملودی که می نواخت تازه و بدیع بود، نوازنده بسیار بزرگ و خوبی بود که خواننده هر چه می خواند آقای شهناز عینن همان را به زیبایی جواب می داد. من بعید می دانم در آینده چنین سولیست یا نوازنده ای تکرار شود که با پنجه شیرین و ساحرش مانند ستاره ای درخشان در آسمان موسیقی ایران بدرخشد و جاودان شود.

در برنامه های گلها بعد از آقای یاحقی شما با مرحوم شهناز بیشترین همکاری را داشته اید، خودتان به کدام برنامه ها علاقه بیشتری دارید و از لحاظ اجرای آوازی می پسندید؟

البته ایشان هر چه نواخته عالی و بی نقص بوده، ولی آواز دشتی چپ کوکی که با ایشان خواندم، یا برنامه گلهای رنگارنگ 510 با صدای الهه در مخالف سه گاه ،آواز بیات ترکی که با همکاری ایشان و یاحقی اجرا کردم و یا آواز افشاری در برگ سبز 220 که در ابتدای برنامه مرحوم کسایی هم حضور داشتند از جمله برنامه هایی است که با مرحوم شهناز اجرا کرده ام و همیشه اهل فن و مردم عادی از آنها یاد کرده اند.

استاد شهناز سولیست بسیار قابلی بودند ولی اطلاع دارم بر خلاف معمول ایشان برای شما آهنگ هم ساخته اند، نام این اثرچیست؟

بله هنر اصلی ایشان تکنوازی بود ولی یک آهنگی برای من ساخت به نام «گل من» در بیات اصفهان که آقای مشفق کاشانی هم شعر این ترانه را سروده است.

شما با آقای شهنار برنامه ای در تلویزیون ملی با گروه سماعی در ماهور اجرا کرده اید، آیا همکاری های دیگری هم در تلویزیون ملی با ایشان داشته اید؟

تا آنجا که من بررسی کردم اصولا آقای شهناز در تلویزیون یک یا دو برنامه بیشتر حاضر به شرکت نشد.

یکی از این برنامه ها با من در دستگاه ماهور بود که با آهنگی از عبدالحسین برازنده بر روی شعر سالک اجرا شده است و ایشان بعنوان سولیست در برنامه حضور پیدا کردند و در اجرای آواز مرا همراهی کردند.

بعد از انقلاب برنامه های خصوصی بسیاری با آقای شهناز اجرا کرده اید، مانند اجرای آواز افشاری بصورت مشترک با علیرضا افتخاری و شاهزیدی، در قبل از انقلاب هم آیا با استاد شهناز در برنامه های خصوصی همکاری داشته اید؟

در سالهای ابتدایی دهه چهل شخصی بنام ارباب مهدی که صاحب املاک و باغات بسیاری بود و دوستی نزدیکی با مرحوم مرتضی محجوبی داشت، از ایشان خواسته بود ایرج را به باغ من دعوت کنید تا شبی در کنار هم باشیم.

به هر حال من از طریق مرحوم مرتضی محجوبی به باغ ارباب مهدی در لواسانات دعوت شدم و در آنجا با همکاری مرتضی محجوبی و جلیل شهناز آوازی اجرا کردیم، که اتفاقا خاطره جالبی از آن شب دارم که امیدوارم به زودی از طریق کتاب خاطراتم که در حال کار کردن روی آن هستیم بیان کنم.

آخرین دیدار شما و آقای شهناز مربوط به چه زمانی بود؟

چند روز قبل از فوت ایشان با منزلشان تماس گرفتم و چون میدانستم کسالت دارند خبر دادم که اگر اوضاع حال ایشان مناسب است برای احوال پرسی به عیادتشان بروم. تا اینکه با من تماس گرفتند و از قول استاد شهناز گفتند که «یکی از افتخارات من این است که ایرج به دیدن من بیاید».

فردای آن روز به منزل ایشان رفتم و مرحوم شهناز را بسیار خندان، مرتب و شیک دیدم و خانم ایشان به شوخی گفتند دو ماه بود ایشان از اتاق بیرون نمی آمد و ما خنده ایشان را ندیده بودیم، شما آمدی اینجا آقای شهناز سرحال شد و هم دوباره خنده بر لبانشان دیده می شود.

استاد شما در مراسم مرحوم شهناز از نزدیک حضور داشتید، نظرشما در مورد اجرای این مراسم چیست؟

اجازه دهید در این مورد صحبت نکنم !

با سپاس و آرزوی سلامتی و تندرستی برای شما استاد عزیز، لطفا کلام آخرتان را بفرمایید.

امروز که نگاه میکنم خیلی خوشحالم که به دیدار استاد شهناز رفتم و امیدوارم همیشه قدر بزرگان را بدانیم.

خانم خواجه امیری شما اولین بار کی استاد شهناز را از نزدیک دیدید و چه خاطره ای از ایشان دارید؟

خانم خواجه امیری :

من هم به نوبه خودم این مصیبت بزرگ را به خانواده محترم استاد جلیل شهناز و مردم هنردوست ایران تسلیت عرض میکنم.

زندگی کردن با این اسایتد بزرگ تمام خاطره است و ما با این اساتید خاطرات خانوادگی بسیاری داریم، اولین باری که من آقای شهناز را از نزدیک دیدم مربوط به اجرای مشترک ایشان و استاد ایرج در تلویزیون ملی بود که خوشبختانه فیلمش موجود است و من در استودیو با سن کمی که داشتم شوخی میکردم و مرحوم شهناز یکی دوبار به من تذکر داد که ساکت باشم تا تمرکزشان بهم نریزد.

خاطره دیگری که برایم من خیلی جالب است و هیچ وقت فراموش نمی کنم مربوط به زمانی است که احسان کم سن بود و استاد شهناز به منزل ما آمده بود، موقع رفتن ساز ایشان منزل ما جا ماند و احسان با سن کمی که داشت شروع به نوازندگی کرد و وقتی مرحوم شهناز برای بردن تار به منزل ما برگشت، من برای ایشان از نوازندگی احسان تعریف کردم، استاد خیلی خوشحال شد و با دست به پشت احسان زد و گفت امیدوارم روزی هنرمند بزرگی شوی و جا پای پدر بگذاری.

امیدوارم همیشه قدردان و قدرشناس هنرمندان پیشکسوت باشیم. روحش شاد و یادش گرامی

با سپاس از شما خانم خواجه امیری.

 ++++++++++++++++

استقبال باشکوه مردم از حضور استاد ایرج در کنسرت احسان خواجه امیری

 

 

 

نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر 1392ساعت 10:32 توسط آزاده حسینی |
چهارگاه

استاد جلیل شهناز نوازنده پیشکسوت موسیقی و نوازنده تار در سن 92 سالگی دار فانی را وداع گفت. جلیل شهناز پس از یک دوره بیماری صبح دوشنبه 27 خردادماه در بیمارستان آراد درگذشت.

استاد شهناز در سال ۱۳۰۰ در اصفهان به دنیا آمد. تقریباً همه اعضای خانواده وی با موسیقی آشنایی داشتند و در رشته‌های مختلف هنر از جمله تار، سه‌تار، سنتور و کمانچه مقام استادی رسید. پدرش شعبان خان علاقه وافری به موسیقی اصیل ایرانی داشت و علاوه بر تار که ساز اختصاصی او بود، سه‌تار و سنتور هم می‌نواخت. عموی او غلامرضا سارنج هم از نوازندگان کمانچه بود. جلیل شهناز از کودکی به موسیقی علاقه‌مند شد و نواختن تار را در نزد عبدالحسین شهنازی و برادر بزرگ خود حسین شهناز به خوبی ساز می‌نواخت، آغاز کرد. پشتکار زیاد و استعداد شگرف جلیل به حدی بود که در سنین جوانی از نوازندگان خوب اصفهان شد. شهناز در جوانی با حسن کسایی آشنا شد که این آشنایی آغاز همکاری بلندمدت آن دو بود. جلیل شهناز از سال ۱۳۲۴ در تهران ساکن شد و با رادیو تهران شروع به کار کرد و در بسیاری از برنامه‌ها به عنوان تک‌نواز شرکت کرد. جلیل شهناز با سفر به تهران و اقامت در این شهر کارمند افتخاری شهرداری شد. این زمان مصادف بود با پخش برنامه‌های تخصصی موسیقی از رادیو و تلویزیون که جلیل شهناز از تکنوازان بی بدیل این دوران بود. امکانات ضبط و استودیوهای تازه به خدمت گرفته رادیو تلویزیون این فرصت را به او داد تا بتوانند با پنجه و مضراب سحرآمیز خویش دل هر شنونده و بیننده‌ای را تسخیر کند. ضبط برنامه‌های فراوان و نیز کنسرت‌های مختلف با نوازندگان و خوانندگان معروف آن عصر در تهران حاصل این دوران است.

این نوازنده تار در طول زندگی هنری خود با هنرمندان والای کشور از جمله فرامرز پایور، حبیب الله بدیعی، پرویز یاحقی، همایون خرم، علی تجویدی، منصور صارمی، رضا ورزنده، امیر ناصر افتتاح، جهانگیر ملک، اسدالله ملک، حسن کسایی، محمد موسوی، تاج اصفهانی، ادیب خوانساری، ايرج، محمودی خوانساری، عبدالوهاب شهیدی، اکبر گلپایگانی، و تا حدي محمدرضا شجریان همکاری داشته‌است. وی در دههٔ 60 همراه بافرامرز پایور، علی اصغر بهاری، محمد اسماعیلی و محمد موسوی گروه اساتید را تشکیل داد و با این گروه، مسافرت‌های متعددی به کشورهای اروپایی، آسیایی و آمریکا داشت. وی در سال 83 به عنوان چهره ماندگار هنر و موسیقی برگزیده شد. همچنین در ۲۷ تیر سال ۱۳۸۳، مدرک درجه یک هنری (معادل دکترا) برای تجلیل از یک عمر فعالیت هنری به جلیل شهناز اهدا شد. جلیل شهناز، علاوه بر نواختن تار که ساز اختصاصی او بود با نواختن ویولون، سنتور و تمبک نیز آشنایی داشت.

آواز بيات ترك استاد ايرج با تار استاد شهناز

http://www.youtube.com/watch?v=n0TR134hT3s

حضور استاد آواز ايران در مراسم تشييع جنازه جليل شهناز

 فریدون حافظی استاد و نوازنده خوش ذوق تار ایران با جامعه هنری وداع کردند

در مورد آقای حافظی فقط همین قدر عرض کنم که هرچقدر آقای شاپوری در مهربانی و اخلاق و عطوفت در موسیقی ایران زبانزد و الگو بودند اقای حافظی هم دقیقا چنین شخصیتی میداشتند.چنان این دو هنرمند مهربان و خوش برخورد و همیشه خیرخواه دیگران بودند که من مطمئن هستم اشخاصی که با ایشان ارتباط نزدیک داشتند و هنرمندانی که همکاری با ایشان داشتند همان تاسف و همان غمی را که در از دست دادن آقای شاپوری احساس کردند اینبار هم با رفتن استاد حافظی احساس کرده اند و برای آنها تکرار شده است.

توصیه من این هست که در موسیقی ملی ایران دو شخصیت را همیشه الگوی برخورد و منش رفتاری به یاد داشته باشید.مرحوم استاد عباس شاپوری و دوم استاد فریدون حافظی.

با تاکید عرض کردم! چنانچه هرگز از جانب من حرف بیهوده و تمجیدها و تعاریف بی دلیل بازگو نشده و اگر نام این دو شخصیت را برده ام حتما بدانید که اگر این دو شخصیت را الگوی رفتاریمان در موسیقی قرار دهیم آن زمان باز هم چون گذشته موفق خواهیم بود و ارزش ها پدید خواهد آمد

مطلب درباره گام چهارگاه،دستگاه چهارگاه و گلهای تازه شماره ۱۸ میباشد

در ادامه مطلب پیشین که تحلیل خوبی رو به فوریت خانم حسینی ارائه دادند،جا داره که مفصلا در مورد چهارگاه توضیحاتی رو بیان کنم و بر این باور هستم این توضیحات کاملترین تشریحی هست که علاقه مندان به موسیقی و هنرمندان موسیقی خواهند یافت چرا که در اثر تحقیق،تجربه و مطالعه اینجانب کسب و دسته بندی شده است

ابتدا واژه چهارگاه:

باید بازگو کرد که چهار چه هست و گاه چه هست.

گاه به معنی جایگاه پنجه بر روی ساز میباشد که وقتی میگوییم چهارگاه یعنی از ۴ جایگاه پنجه بر روی دسته ساز تشکیل شده که این جایگاه ها فواصلی از گام چهارگاه هستند که ملودی و مایه خاصی در این جایگاه ها برقرار میشود که از آن بعنوان مقام یاد میشود.

پیشتر در مطالب گذشته بازگو کرده بودم که مقام به معنی جایگاه و در اصل رتبه و مقامی هست که از اولین نت گام که به آن تونیک گام میگویند، فاصله داشته باشید.

از این رو در دستگاه های ایرانی اکثرا!! مقام درآمد اولین و پایه ترین جایگاهی از گام هست که نواخته میشود.تا اینکه گاه ها و مقامهای بالاتری اجرا شود که به اوج دستگاه برسیم.

پس تا اینجا مفهوم گاه بیان شد و حالا باید به تاکید گفت که چهارگاه یعنی دستگاهی که عمدتا در برگیرنده چهارمقام باشد.

۱.مقام درآمد

۲.مقام زابل

۳.مقام حصار

۴.مقام مخالف

از این رو میگوییم چهارگاه

جای تاکید و توضیح دارد که اشخاصی که پافشاری بر ردیف و بازی کردن با گوشه ها دارند باید بدانند که بیش از ۴ گوشه در اجرای یک آواز مرسوم چهارگاه لزومی ندارد! و تا این حد نباید از مفهوم و سادگی و مبنای این دستگاه سواستفاده کرد.نوازنده و خواننده ای که تنها همین ۴ گوشه را ارائه دهد یک چهارگاه کامل اجرا کرده است که که طبق ردیف و سیر افت و خیز آن از درآمد شروع شده و نهایتا از مخالف دوباره به درآمد فرود می آید. از این رو بازی کردن با گوشه ها و به منجلاب کشاندن دستگاه و ردیف به معنای بی سوادی و به حاشیه بردن یک آواز هست.مبنای دستگاهی و اجرای آوازی ما درست بوده و زیبایی آن نشات گرفته از سادگی و چهارچوب درستی بود که دربرداشت.

در همین وبلاگ چقدر از هنرجویان و هنرمندانی رو طی چند سال شاهد بودیم و هستیم که میگویند فلان خواننده چهارگاه خونده با ۱۲ گوشه اما ایرج با ۳ یا ۴ گوشه اجرا میکند.کدام استاد ترند؟!ـــ این حرف واقعا نشانه حماقت و کم شعوری مخاطب من رو نشون میده.از کی تا حالا استادی موسیقی به معنی گزافه گویی کردن و بیجا خواندن است؟ در کدام منطق و مسلکی آش شوله قلمکار درست کردن به معنای محتوا داشتن است؟

بهرحال به ادامه مطلب چهارگاه میپردازیم

اما گام چهارگاه:

موسیقی ایران از سه گام عمده تشکیل شده است.

۱.گام ماهور یا ماژور

۲.گام شور

۳.گام چهارگاه

درباره گام شور پیشتر توضیح داده شد بهرحال بازهم بازگو خواهم کرد

اما گام چهارگاه گامی مادر هست که از آن گامهای دیگر و مایه های دیگر که به دستگاه مرسوم هستند نشات میگیرد.

گام چهارگاه شامل مایه (دستگاه) چهارگاه ، همایون، شوشتری،اصفهان و سه گاه میباشد

که البته باید عرض کنم که مایه سه گاه که بر گام سه گاه سوار شده است مشتق شده از گام چهارگاه میباشد و با تغییر علامت عرضی گامی بنام سه گاه تشکیل شده است که مایه سه گاه را شامل میشود.

گام شور هم بار دیگر بیان میکنم.گام شور گامی است که دستگاه ها ( مایه های) شور،ابوعطا،بیات ترک،نوا،افشاری،دشتی و وصال(شوراصفهان) را دربرمیگیرد. گام همان گام شور است و فواصل آن همان گام شور میباشد و هیچگونه تغییر علامت عرضی ندارد.

با تاکید بیشتر که برمبنای تئوری موسیقی میباشد، به گام مینور و ماژور باید اشاره کرد

گام مینور همان فواصل ماژور است اما در مایه ( که در ایرانی دستگاه میگوییم) تفاوت دارد

برای مثال گام لا مینور همان فوصل گام دو ماژور است.تونیک آن تفاوت دارد که باز در ایرانی برای اینکه مایه ای جدید رخ دهد میگوییم نت شاهد و نت ایست که در اصل همان مفاهیم تئوری موسیقی است مانند نت تونیک و ...

و در ایرانی گام شور همان گام فواصل گام ابوعطاست با این تفاوت که تونیک آن فرق دارد.

برای مثال گام شور لا همان گام ابوعطای سی کرون است که تونیک آنها متفاوت است که باعث میشود دستگاه متفاوت ایجاد شود.مانند دستگاه شور و حتی (دستگاه) ابوعطا و یا افشاری و ...

مقصود آنکه مفهوم گام با دستگاه تفاوت دارد.و یک گام شامل چندین دستگاه و مایه های مختلف است.گام شور شامل چندین دستگاه و گام چهارگاه شامل چندین دستگاه و البته مشتقات! مانند سه گاه میباشد که اساسا علامت عرضی آن تفاوت میکند.

پس نتیجه آنکه: گام مینور تئوریک همان گام ماژور است و در اصل یک گام میباشد و آنچه که مایه مینور و مایه ماژور را ایجاد میکند تونیک گام هست! که به اصطلاح میگوییم یک گام هستند که تنالیته متفاوت دارند.

یک ترانه که دارای گامی خاص با علامت عرضی سی بمل است یا میتوان گفت گام ر مینور و یا گام فا ماژور. آنچه که باعث میشود ما نهایتا تشخیص دهیم منظور چه مایه ای است آیا مینور و آیا ماژور؟ ،تونیک و یا همان اصطلاح شاهد و ایست در موسیقی ایرانی هست که بکار میبریم و گردش گام و ایستی که گام میکند ــ اگر بر ر باشد و نت ر مرکزیت داشته باشد مایه مینور ایجاد میشود و اگر نت فا ایست کند و یا مرکزیت داشته باشد مایه ماژور ایجاد میشود.که در این صورت با اطمینان میگوییم گام فا ماژور که تنالیته ماژور دارد

در موسیقی ایرانی بهمین ترفند.اگر در گام شور لا بر سی کرون ایست کنیم تنالیته ابوعطا و اگر بر دو ایست کنیم بیات ترک و در ادامه...

چهارگاه هم همین روند است.

اما توضیحی راجع به روند چهارگاه.

همانطور که عرض شد همایون در خود گام چهارگاه است و به تاکید عرض میکنم مقام مخالف چهارگاه همان مایه همایون است! باز شوشتری به همین شکل که باز در تونیک تفاوت دارد اما فواصل همان فواصل مخالف چهارگاه و فواصل همایون میباشد.

از این رو اگر یادمان باشد در آوازی که استاد ایرج با یتیم سه گاه شروع میکردند و به مخالف چهارگاه گریز میزدند ابهامی بوجود آمد که اگر گوشه یتیم سه گاه هست پس چرا به مخالف چهارگاه گریز زدند.درصورتیکه یتیم سه گاه که به این نام البته شهرت یافته بدلیل اجرای توام آن از سه گاه به مایه همایون باید باشد نه مخالف چهارگاه! که با توضیحی که در بالا عرض کردم چون مخالف چهارگاه همان همایون است و متاسفانه من مشاهده میکنم خیلی از موزیسین ها این را نمیدانند بی تردید دچار اشتباه میشوند و فکر میکنند یا مایه یتیم سه گاه نبوده و یا اصلا مخالف چهارگاه نبوده و یا اصلا اجرا از بیخ غلط هست!!

واقعا جای تاسف داره.این بیسوادی در موسیقی ایران و اصلا در جای جای ایران باب شده که ما به این روز دچار شدیم و متاسفانه روز به روز موسیقی ایران از تئوری موسیقی فاصله میگیرد و روز به روز مهجورتر و سرافکنده تر میشویم.چرا که هیچ استانداردی را نمیشناسیم و اطلاعات کسب نمیکنیم و زمانیکه مملکتی مثل ایران خودش را ایزوله میکند و میگوید تئوری موسیقی جهان که شامل سیصد و اندی کشور است به کنار و ایران هم به کنار! این یعنی فاجعه.

وقتی ما مفاهیم خودمان که همان دستگاه و گوشه و مقانم هست نمیدانیم و بیخ آن که گام و فواصل میباشد را تشخیص نمیدهیم و هیچ ارتباطی بین اینها نمیتوانیم برقرار کنیم اینطور میشود! نمیدانیم تنالیته چیست.مد چیست.گام چیست.مقام چیست.گوشه چیست و اصلا چرا گوشه بوجود آمده! نمیدانیم! که البته قبلا این موارد رو توضیح دادم و بازگو کردم گوشه چه هست و مقام یا مد چه هست و گوشه شامل دو بخش است و ...

اما توضیح درباره یکی از مشتقات گام چهارگاه که تغییر در فواصل آن رخ داده مانند مینور هارمونیک و مینور تئوریک! چهارگاه و سه گاه هم همین وضعیت را پیدا کرده اند

( در ردیف کلنل وزیری به عنوان تعریفی از سه گاه آمده است که سه گاه حالت مالیخولیایی شده چهارگاه است!) خدا رحمتشان کند کلنل وزیری میدانستند چه میگویند اما قدرت تفهیم و انتقال آن را نداشتند.کلنل وزیری بنیانگذار موسیقی ملی بودند که هرچه داریم و هر مفاهیم و دستاوردی همگام با موسیقی جهان داریم از کلنل وزیری و البته مرحوم خالقی است!

با این حال سه گاه شاخه ای از گام چهارگاه است که تغییری در علامت عرضی آن رخ داده و مایه ای به نام سه گاه بوجود آمده که شامل سه گاه میباشد!

یک دستگاه سه گاه کامل طبق تعریف مرحوم خالقی:

۱. درآمد

۲.زابل

۳.مخالف

که تشکیل دهنده یک چهرچوبی به نام دستگاه! دستگاه سه گاه میباشد و گوشه های دیگر همان اتودهای آوایی هستند که به خوانندگان و نوازندگان در ردیف آموزش میدهند که با ملودیها و جایگاهها و فرکانسها آشنا شوند و گرنه در تعریف سه گاه گزافی بیش نیست و یک سه گاه درست به معنی ـ دستگاهی ـ همین سه مورد است

در مدولاسیون یعنی تلفیق مقامها میتوان مایه چهارگاه و سه گاه رو به یکدیگر گره زد.بطوریکه در قسمی از ملودی، سه گاه داشته باشید و در قسمی دیگر مایه ای از دستگاه چهارگاه.که مثلا اتودی را به عنوان یادگیری آوایی خواننده و یادگیری نوازنده تدریس میکنند بنام زابل که این اتود که به گوشه مرسوم شده است فصل مشترکی است از سه گاه و چهارگاه.

به عبارتی تلفیق گام چهارگاه و سه گاه گامی به نام همایون ایجاد میکند که میتوان با اشاره تونیک آن مایه همایون و یا مایه دیگر که بین سه گاه و چهارگاه است دست یافت!

پی باز با تاکید تلفیق گام چهارگاه و سه گاه شامل دو مایه میباشد:

۱.مایه همایون: که اگر مایه همایون تولید شود میگوییم گام همایون و دستگاه همایون

۲. مایه تلفیقی سه گاه و چهارگاه که باز همان همایون است اما چون مقصود ایجاد مایه ای بین سه گاه و چهارگاه هست دیگر به آن دستگاه همایون نمیگوییم بلکه میگوییم مایه تولید شده مدولاسیونی از سه گاه و چهارگاه در( مایه است)

چون مدولاسیون دو نوع است: مدولاسیون در گام/مدولاسیون در مایه

حالا در گام چهارگاه به توضیح مدولاسیون (گامی ) میپردازیم

همانطور که به درستی در مطلب قبل خانم حسینی فرمودند میتوان با ترفندی مدولاسیون در گام چهارگاه ایجاد کرد (البته ایشان واژه مدولاسیون را بکار نبردند)

مدولاسیون در گام یعنی با حفظ مایه و دستگاه فقط گام آن عوض شود.یعنی دستگاه همان دستگاه باشد ولی گام تغییر پیدا کند. مثل مدولاسیون از گام دو مینور به گام سل مینور.مایه همان مایه مینور است! فقط گام از ر مینور به سل تبدیل میشود.که معادل آن همان تبدیل گام می ماژور به سی بمل ماژور است.( چون عرض کردم گام مینور و ماژور یکی هستند فقط در مایه تفاوت دارند لذا اگر مقصود مدولاسیون گامی ماژور باشد میگوییم مثلا از گام می ماژور  به سی بمل ماژور و یا اگر منظور مایه مینور آن باشد میگوییم مدولاسیون گامی از دو مینور به سل مینور)

در چهارگاه هم به همین شکل با حفظ مایه میتوانیم گام را تغییر دهیم به دو طریق:

۱. گوشه حصار/ در ردیف و تئوری موسیقی ملی برای اینکه بتوان مدولاسیون چهارگاه را آموزش داد نامی برای آن گذاشتند بنام گوشه حصار که هنرآموز براحتی فرامیگیرد که اگر نام حصار برده شد منظور از درجه پنجم گام است که باید بخواند و مایه حصار را هم اجرا کند که در این صورت مدولاسیون گام چهارگاه روی میدهد و از این رو اگر آواز در مایه چهارگاه لا باشد در صورت رسیدن و اجرا کردن گوشه حصار( یعنی مقام و مایه حصار) گام چهارگاه لا به گام چهارگاه می تغییر پیدا میکند

۲.گوشه مویه/ باز همان فلسفه در موسیقی ملی وجود دارد که در بالا عرض شد و اینبار به هنرجو می آموزند که اگر  نام مویه برده شد باید بداند از درجه چهار (که معرف مقامش است) و با ایجاد مایه مویه این گوشه را اجرا کند.که میگویند گوشه مویه (مقام+مایه مویه) در این صورت به هنرآموز میگویند که مدولاسیون گامی در چهارگاه رخ میدهد و بعنوان مثال چهارلا به چهارگاه ر تبدیل میشود!

پس این هم به اختصار توضیح درباره مدولاسیون و تغییر گام در چهارگاه که خواننده حرفه ای و نوازنده ماهر آشنا با تئوری موسیقی بخوبی میداند

در مورد مدولاسیون مایه ای هم عرض کردم.تلفیق سه گاه و چهارگاه که گام حاصل گام همایون هست که اگر مقصود تولید مایه همایون باشد با رعایت تونیک آن مایه همایون از این گام حاصل میشود و در غیر این صورت اگر مقصود تولید مایه ای بین سه گاه و چهارگاه باشد میگوییم اجرای مدولاسیونی که تواما شامل دو یا چند مایه است.

حالا نمونه ای از اجرای دستگاه همایون را به مهارت و بداعت آقای یاحقی ارائه میکنم که بیاموزیم میتوان دستگاه همایون را در خود گام همایون با ایجاد مایه ای از سه گاه شروع کرد و به همایون که از لحاظ مقامی هم بالاتر است پیش رفت و افت و خیز بجا و خوبی داشت! توضیح آنکه تلفیق سه گاه و همایون همان تلفیق سه گاه و چهارگاه است چرا که عرض کردم مخالف چهرگاه همان همایون است و کافیست تونیک رعایت شود تا برفرض مایه همایون و یا مایه ای از چهارگاه مثل مخالف روی دهد.این بار آقای یاحقی گام همایون را مینوازند که شامل مایه سه گاه همایون است

سولوی ویولن استاد پرویز یاحقی_اجرای همایون با شروع سه گاه 1

قسمت اول کلا در سه گاه و قسمت دوم در اواخر به همایون.قطعه ضربی که کلا در همایون هست آپلود نکردم اگر نیاز بود حتما آپلود خواهم کرد

سولوی ویولن استاد پرویز یاحقی_اجرای همایون با شروع سه گاه 2

در مطالب گذشته بازگو کرده بودم.الزاما نباید آواز را دستگاهی خواند یا نواخت.آواز رتا میتوان گامی اجرا کرد که شامل چند دستگاه و مایه باشد اما آنچه که باید رعایت شور حفظ مایه و دستگاه هست و طبق اصولی که برای آن گذاشتند اینست که شما در پایان بر هر مایه ای فرود بیایید تعریف چهارچوب دستگاه شما میشود.

اینبار آوازی از وفایی را تقدیم میکنم که در برنامه موسیقی ایرانی گوینده میفرماید دستگاه چهارگاه اما نوازنده ویولن در گام چهارگاه و مایه زابل مینوازد و که به سه گاه تمایل دارد و جناب آقای وفایی که به حق استاد هستند آواز را از همان مایه سه گاه آغاز کرده و حتی مخالف سه گاه را اجرا میکنند و در انتها به درآمد چهارگاه به زیباترین حالت فرود می آیند و ویولن هم جواب آن را در درآمد چهارگاه میدهد و نهایتا آواز درمایه چهارگاه به اتمام میرسد.باید گفت آواز در گام چهارگاه و تلفیق دو مایه سه گاه و چهارگاه اجرا شده.در این برنامه چه چهارگاه زیبایی الهه میخواند!

 دانلود آواز چهارگاه استاد وفایی_ شروع از سه گاه

اما توضیحی درباره درآمد دستگاه چهارگاه.درآمد دستگاه چهارگاه برعکس درآمد های دیگر با اشاره از درجه پنجم و ششم شروع میشود .در ابتدا مطلب عرض کردم که درآمد هر دستگاه اکثرا!! با اشاره از تونیک گام که پایه ترین حالت میباشد تعریف میشود.

اما در چهارگاه چنین نیست بلکه درآمد آن از تونیک گام نیست و خواننده یا نوازنده وقتی میخواهد دستگاه چهارگاه را اجرا کند احساس میکند که پایه ترین حالت میتواند درآمد نباشد!! لذا در تئوری موسیقی ملی از تونیک گام چهارگاه مایه ای را تعریف کرده اند که به منصوری مشهور است! که برای یادگیری سلفژ گام چهارگاه و آموختن مایه منصوری و جایگاه آغاز آن ،این نام را داده اند که به فوریت شخص هنرجو به راحتی تشخیص دهد منظور از این اتود چه مایه و چه مقامی است/گوشه منصوری( مقام منصوری+مایه منصوری)

از این رو با توجه به اتودهای سلفژی تعریف شده در دستگاه چهارگاه درمیابیم که اتود منصوری که به گوشه منصوری در موسیقی مشهور است پایه ترین و نشست ترین قسمت آواز چهارگاه است.

از این رو برخی خوانندگان مبدع و خوش ذوقی چون ایرج برای اینکه نه تنها افت و خیزها و داستانی بودن موسیقی بخوبی رعایت شود و هم اینکه کلیشه وار و دیکته شده نباشد، آواز را گاهی از منصوری و یا مقامی بالاتر از آن یعنی زابل شروع میکنند.

از این رو یک آوازی هم از ایرج قبلا تقدیم کرده بودیم که از منصوری شروع میشد و خانم حسینی تحلیل کرده بودند. پس دلیل این نوع بداعت را هم عرض کردم!

نکته ای که باید در اواز رعایت شود کلیشه خواندن آواز نیست.آواز نباید الزاما از درآمد شروع شود و الزاما هم میتواند مانند منصوری که در چهارگاه پایینتر از درآمد هم هست شروع نشود بلکه اصلا از یک مقام میانی و یا اصلا از اوج شروع شود!

آنچه که مهم است افت و خیز درست آواز میباشد!.آواز باید مانند یک کوه از کوهپایه آغاز شود و از قله به پایین فرود آید.آگر آواز اوج میخوانیم مثا آواز مخالف سه گاه یا چهارگاه دیگر نمیتوانیم برویم زابل دوباره برویم مخالف دوباره برویم منصوری و دوباره مخالف! چون اینجا افت و خیز آواز رعایت نمیشود و شنونده فورا دچار سردرگمی و بی منطق بودن آواز میشود.

اگر آواز را از مخالف شروع میکنیم نهایت کاری که میتوان انجام داد اینست که مثلا به یک مقام بالاتر مثل مغلوب اشاره کرد و بعد فرود آمد به درآمد.یعنی سیر آواز ار اوج به فرود است! و آواز خاتمه پیدا کند.که شما در اثار ایرج و گلپا به وفور در میابید آواز های مخالف سه گاه و چهارگاه که یا فقط مخالف میشود و در اوج تمام میشود و یا نهیتا از اوج فرود می آید ولی هرگز افت و خیز آن بی نظم نمیشود که بعد از مخالف زابل اجرا شود و بعد مویه و بعد دوباره مغلوب و بعد درآمد!

در پاسخ یکی از مخاطبین وبلاگ که پرسیدند آواز را میتوان از هر گوشه و دلبخواه خواند و مدولاسیون کرد؟ بله! میتوان از هر گوشه ای گوشه ای شروع کرد ولی نباید افت خیز گوشه های اشتباه گرفته شود.همیشه میگویند شوشتری و منصوری! نمیگویند منصوری شوشتری.چون وقتی شما مدولاسیون شوشتری منصوری اجرا میکنید در اصل شما از شوشتری به منصوری میروید و بعد دوباره به شوشتری برمیگردید!! ما آوازی نداریم که اجرای شوشتری منصوری آن به شکلی باشد که شوشتری برود منصوری و یا برنگردد و یا برعکس اجرا شود.چون افت و خیز بهم میریزد اگر هم ازشوشتری به منصوری بروید و به شوشتری برنگردید پس حتما به مایه دیگر فرود می آیید و گرنه غیر ممکن است!

میگوییم یتیم سه گاه و همایون و یا یتیم سه گاه و مخالف چهارگاه! و برعکس اجرا نمیکنیم چون باید از یک حالت پایه به گوشه بالاتر رفت و دوباره فرود آمد حالا به هرگوشه و یا مایه ای که حالت فرود داشته باشد.

الان به یاد دارم آوازی حتی از استاد گلپا دارم که از اوج دشتی شروع میشود.

پس آواز میتواند از هر گوشه ای شروع شود ولی باید افت و خیز درست و حالت داستانی خود را حفظ کند این به معنای آواز کامل و بدیع میباشد

حالا با این همه مفاهیم موسیقی و مفاهیمی که بر مبنای تئوری موسیقی ! عرض کردم ببینید ما چه هنرمندان و بزرگانی داریم و داشتیم و چه قدر این هنرمندان انس با موسیقی داشتند و به چه نکاتی دست یافته بودند

سولویی را با ویولن آقای یاحقی تقدیم میکنم که در گام همایون میباشد(یعنی تلفیقی ار سه گاه و چهارگاه) که با شنیدن این سولو در همان ثانیه اول فکر میکنید سه گاه هست و بعد فورا میرود به چهارگاه و باز در قطعه ضربی مایه بین سه گاه و چهارگاه به زیبایی هرچه تمامتر گردش میکند!

سولوی ویولن پرویز یاحقی_سه گاه و چهارگاه

نوشته شده در دوشنبه ششم خرداد 1392ساعت 14:56 توسط آزاده حسینی |
اصول هنری و اخلاقی موسیقی ملی
با درود

چند وقتی هست که هرچند کمتر به پیگیری وبلاگ ایرج میپردازم اما مشاهده میکنم که اشخاصی گویا یک مقدار اصول اولیه هنری و اخلاقی در موسیقی پهلوی ما رو فراموش کردند!

بماند برخی اظهارات اخیر و اشاراتی که مستقیم و غیر مستقیم به من میزنند و از روی بی ادبی و نزاکت! فکر میکنند که اینجانب اخیرا از پشت کوه پیدا شدم، تاکید میکنم حدود و جایگاه خودتون رو ابتدا بدونید و مطلع باشید کجا و با چه کسی روبرو هستید

استاد بزرگ ما آقای تهرانی میگفتند اول آدم باشیم بعدا هنرمند

پس لطف کنید مرحله اول رو حداقل دارا باشیم و حفظ کنیم!

مطلب دیگر اینکه گویا تعدد مطالب زیاد این وبلاگ و بلاگهای مشابه که تلنگری در آگاهی و و آشنایی با ریز نکات موسیقی ما داشتند گویا برای برخی اذیت کننده هم شده.یک سری منطق و اصولی در موسیقی پهلوی حاکم هست که البته بنیان موسیقی ملی! که به مذاق برخی خوش نمیاد.که البته اگر خوش میومد که دیگه این موسیقی به این افتضاح کشیده نمیشد.

اما مخاطبین محترم وبلاگهای موسیقی ایرانی! خواهش میکنم زمانی با اطمینان و جسارت مطلبی رو بیان کنید که اطلاعات کافی و انس کافی با موسیقی و آشنایی با فضای موسیقی ملی ایران داشته باشید!

بارها عرض شد خواهش میکنم جایگاه هنرمندان رو رعایت کنید.هیچ هنرمندی لایق ادای بی شرمی شما و کم لطفی شما نیست.

تنها زمانی شما حق دارید در مورد ایرج سخن بگید که نه تنها حداقل ۱۲۰ آواز از ایشون گوش داده باشید و ضمن اینکه آهنگسازان ایشون و سبکهای مختلف وارد بر موسیقی ملی رو تسلط و آشنایی داشته باشید و برفرض بدونید کمدی موزیکال موسیقی ما چی هست! موسیقی فیلم چگونه هست و چی هست! و شما باید بر موسیقی جهانی تسلط داشته باشید و گوش داده باشید بر شعرها بر محتوا بر مضامین و بر بینشی که اینها بنا شد و مورد لطف مردم قرار گرفت و ایران هم همون روند رو تکرار کرد و یا سبکهای دیگر در زمینه آواز در زمینه ترانه خواندن و جدای از اون تصنیف خواندن.در زمینه ارکسترال در زمینه ابعاد ارکسترال اعم از مجلسی و سمفونیک و فیلارمونیک.در مورد هارمونیهای ارکستر.در مورد موسیقی پاپ ایرانی در مورد جایگاه بزم در موسیقی.در مورد سبک کافه ای.در مورد سبک خراباتی و روحوضی.در مورد مضامین مختلف موسیقی آشنایی داشته باشید.

اینجا بعد از ۸ سال دیگه من نباید تازه بیام بگم آقا ارکستر جهان پناه و ایرج چه بود چگونه بود.این از مخاطب توقع میره که بدونه.ارکستر همایون خرم با ایرج چه بود و چگونه بود وآثارش چه هست!

من نباید دوباره به مخاطب بفهمونم که موسیقی فیلم چه هست و باید چگونه باشه و شعرش و محتواش چی هست! مخاطبی که موسیقی فیلم رو مورد تمسخر قرار میده من برای شعور و وجود این انسان دیگر ارزشی قائل نیستم!

کسیکه کافه موسیقی ایران رو اصلا آشنایی نداره و اطلاعاتی نداره از حوصله من خارج هست که تشریح کنم چه بود و چرا آمد و جایگاهش چه هست و چگونه باید گوش داد! اصلا چه اشخاصی با چه روحیاتی باید گوش کنند و چه اشخاصی اصلا نباید گوش کنند

زمانیکه مخاطب موسیقی ملی ایران هنوز آثار مرضیه رو از نایاب و کمیاب و آثار ارکسترال و سمفونیک مرضیه گوش نداده من نمیتونم حرفی با مخاطب داشته باشم.که بگم آقا اثر سمفونیک نقش رویا با اجرای مرضیه چه هست! در چه جایگاهی هست! باز اثر ارکسترال آیینه ساخته بزرگ لشگری چه هست! اینها دیگه وظیفه شماست

کسیکه مصطفی کسروی، مرتضی حنانه، حسین دهلوی،همایون خرم،تجویدی،خالقی رو بخوبی نمیشناسه و آثارشون رو بررسی نکرده در مورد موسیقی ملی ایران نمیتونه اصلا صحبتی داشته باشه!

بارها عرض کردم اگر میخواهید نام شجریان رو بیارید و از آثار ایشون صحبت کنید و نظراتتون رو بفرمایید باید جایگاه ایشون رو بخوبی بشناسید.خدایی نکرده الهه رو با شجریان اشتباه نگیرید!

موسیقی هم مانند نوشتار یک اصولی داره و مقدمه ای داره یک شروع و بنام خدایی داره

وقتی نام برفرض شجریان برده میشه قبلش باید بگید به نام پوران!!.... حالا از شجریان حرف میزنیم

وقتی نام پوران رو میبرید باید بگید بنام  بزرگ لشگری ....حالا از پوران حرف میزنیم

وقتی میگید ایرج باید بگید بنام استاد خالقی حالا نام ایرج رو میبریم

مخاطب موسیقی ملی وقتی میخواد حرف بزنه باید کلامش سنگین و محتواش کاملا مشخص و سنجیده باشه.

سخنانی که از مخاطبین وبلاگ گفته میشه کاملا نشان از محدودیت آشنایی اونها با آثار و تاریخ موسیقی ملی ما رو نشون میده.

مگه میشه شما حداقل ۵۰ آواز از محمودی خوانساری نداشته باشید و بعد بتونید شجریان رو توصیف کنید.تا به امروز مخاطب موسیقی من! باید بیش از ۲۱۰ آواز گلپا داشته باشه اگه نداشته باشه یعنی اصلا بهتر هست صحبتی نکنه!

باید بیش از ۲۰۰ ترانه از الهه با شناسایی ارکسترها و آهنگسازان و ترانه سراها و در پی اون درک مفاهیمی در مورد تصنیف و ترانه و هارمونی ارکستر پیدا کنه و داشته باشه!! اگه اینطور نباشه اصلا خواهش میکنم به این وبلاگ وارد نشید!

وقتی جسارت میکنید و در مورد آواز خواندن مطلب بازگو میکنید باید کاملا بر آواز نادر گلچین آواز وفایی آواز عقیلی آواز ایرج و گلپا و ادیب خوانساری مسلط باشید و آثار رو کامل گوش داده باشید و درک کافی داشته باشید و سبک و سیاقها و بداعت ها رو بخوبی تشخیص بدید.تواناییها و معیارهای هریک رو بخوبی بدونید!

اینکه خدایی نکرده اگر نام وفایی بیاد فلان مخاطبی از روی بی شرمی شروع به ملیجک بازی در این وبلاگ در بیاره یعنی کاملا از شعور ساقط هست!! کاملا از مرحله پرت هست! و این وسط حرفی برای گفتن نمیونه

وقتی شما آثار عهدیه و ارکستر معروفی و آثار شمس و ناهید و روحبخش و رامش و گوگوش و حمیرا و مهستی و هایده نداشته باشید و نایابترین آثار اونها رو گوش نداده باشید و مورد لطف تحلیلی و تفهیمی و احساسی قرار نداده باشید یعنی از موسیقی چیزی نمیفهمید!

اینها مبانی موسیقی ملی ماست! مگه میشه شما بدون اینکه اینها رو شنیده باشید و از این دنیای وسیع و عظیم بهره ببرید شروع کنید در مورد یک قطره آبی که در بیابان امروزی مزه مزه کردید برای من بشینید تعریف کنید! شما کجا و این دنیا کجا!

واقعا من میبینم برخی افراد اصلا از مرحله پرت هستند و .... اصلا نمیشه صحبتی کرد!!

یکبار من سوال کردم تصنیف ارکسترال ریزد اشکم نم نم کم کم از الهه چی هست! و چگونست.یک نفر وقتی عرضه گوش دادن به موسیقی ملی رو نداشته باشه دیگه چطور میخواد در مورد ایرج و ... صحبت کنه! در مورد شجریان چه میخواد بگه؟!

عرض کردم موسیقی یه بنام خدایی داره تا شما بنام خدا رو نگفته باشید چطور جرات میکنید نام اشخاصی رو ببرید که شکوفه اون ریشه و درخت هستند!

چطور جرات میکنید جایگاه هنرمندان رو به این سادگی زیر پا بذارید و فلان خواننده رو با فلان هنرمند دیگر اصلا قیاس کنید! شما اول باید سنخیت انوشیروان روحانی و جایگاه روحانی رو بدونید که بعد در مورد شجریان صحبت کنید.در مورد حمیرا بدونید و بعد در مورد پریسا صحبت کنید.طرف بزرگ لشگری و آثار لشگری رو نمیشناسه و اصلا سبک و سیاقها رو تشخیص نمیده و معیار های ترانه ساختن رو مورد بررسی قرار نمیده بعد شروع میکنه از یک قطره آب در مقابل دریایی چون لشگری برای من صحبت میکنه! این مزخرفات در مغز من نمیره !

 

من متاسفانه شعور و منطقی بعد از ۸ سال در این وبلاگ نمیبینم.

یکی از دوستان باز یه کامنت خصوصی گذشاته که شما که این همه نام هنرمندان و آهنگسازان و ارکسترهای خاص و آشنایی با سبکهای مختلف و خاص میزنید چرا آپلود نمیکنید

دلیلش این هست که من بعد این مدت نفهمیدم به ایرج برسم که این شکوفه موسیقی رو برای شما تشریح کنم و یا دیگر بزرگان چون مرضیه و کسروی و سرشار و رهبری و دهلوی!!! این دیگه وظیفه خود شماست! من توقع دارم وقتی حرف از ایرج میزنیم مخاطب من دیگه باید اشراف کامل بر تمامی ریزنکات آثار مرضیه داشته باشه که بفهمه حالا ایرج این وسط چی هست!

خیلی واضح عرض میکنم برید وبلاگ مرضیه از دوست محترم ما آقای آذر خواهش کنید که به شما لطف کنند!! آثار مورد نظر شما رو از مرضیه برفرض بذارند! این دیگه وظیفه من نیست.

برید وبلاگ گلبانگ عشق از جناب بهرامی خواهش کنید که به شما لطف کنند اثار هنرمندان زن ایران و آثار بینظیر و دریای وسیقی از موسیقی ملی رو به شما عرضه کنند.از وبلاگ گلبانگ بخواهید که جناب محسن کمی از محمودی خوانساری برای شما تشریح کنند.وبلاگ ملک هم که باز اینجانب در هر زمینه ای جدای از اسداله ملک مطلب نوشتم و تا اینجای کار احساس کمبود و ابهام در این وبلاگ ندیدم!

واقعا اذیت کنندست وقتی در مورد دریایی از موسیقی و هنرمندان و حتی مسائل ریز هنری که بیشتر هم در وبلاگ ملک مطرح کردم،بازگو میکنیم و بعد یک مخاطب پیدا میشه در مقابل این دریا میخواد از یک قطره صحبت کنه و به من تازه بفهمونه که من لاشعور هستم!! این دیگه خیلی حرفه

 **************

تحليل گل های تازه شماره ي 18 (مرد عشق)

با همكاري استادان:

ايرج

فرهنگ شريف (تار)

حبيب الله بديعي (ويلون)

منصور صارمي (سنتور)

جهانگير ملك (تنبك)

گوينده: فخري نيكزاد

اشعار: سعدي

صدابردار: ايرج فهيمي

دستگاه: چهارگاه

تحليل آواز: آقاي دكتر و سركار خانم آزاده حسيني

دكلمه:

دوست مي دارم من اين ناليدن دلسوز را

تا به هر نوعي كه باشد بگذارنم روز را

شروع چهارگاه در گوشه های درآمد و زابل (تار و ویلون)

ادامه دكلمه:

اگر تو فارغي از حال دوستان يارا

فراغت از تو ميسر نمي شود ما را

همنوازي استاد فرهنگ شريف و حبيب الله بديعي

ادامه دكلمه:

تو را در آيينه ديدن جمال طلعت خويش

بيان كند كه چه بودست ناشكيبا را

بيا كه وقت بهار است تا من و تو به هم

به ديگران بگذاريم باغ و صحرا را

به جاي سرو بلند ايستاده بر لب جوي

چرا نظر نكني يار سرو بالا را

كه گفت در رخ زيبا نظر خطا باشد

خطا بود كه نبيند رو زيبا را

كسي ملامت وامق كند به ناداني

حبيب من كه نديدست روي عذرا را

تكنوازي ويلون

 

 آواز:

درآمد مركب سه گاه و چهارگاه با تحریر (جواب با سنتور). نت شاهد (تونیک) این دستگاه نیز در راست کوک «دو» است. حالت آغازین درآمدهای چهارگاه، با نت «لا» واضح و مشخص است اگر سه گاه از نت لا شروع شود درجه پنجم نت می کرون مي شود و به این وسیله به راحتی می‌توان آن را از سایر گام‌ها تشخیص داد، ولي گام چهارگاه هم از نظر آوایی و هم گوشه‌های مشترک، شباهت زیادی با گام سه‌گاه دارد كه استاد ايرج در درآمد اين آواز اين امر را آشكارانه نشان مي دهند و در واقع به صورت مركب درآمد سه گاه و چهارگاه را روي نت "لا" اجرا مي كنند كه واقعا كار سختي است اما فقط از عهده ايرج و سبك آواز خاص وي بر مي آيد.

شعر:

کس این کندکه دل از یار خویش بردارد

 مگر کسی که دل از سنگ سخت تر دارد        

(زابل مركب با ارائه تحرير شفاف با تاكيد بر مصوت كلمه هاي خويش تر و سخت تر)

شعر:

اگر نظر به دو عالم کند حرامش باد

که از صفای درون با یکی نظر دارد

گوشه زابل با تاكيد بر مصوت كلمه باد

شروع گوشه حصار با تحریر

شعر:

هلاک ما به بیابان عشق خواهد بود

کجاست مرد که با ما سرسفردارد

(اجراي استادانه و بي نظير گوشه ي دشوار حصار)

نکته: حصار از فاصله پنجم یا درجه پنجم چهارگاه شروع می شود. (حصار چهارگاه همان درآمد چهارگاه گام بعدی است، یعنی خواننده یا نوازنده با گرفتن فاصله پنجم، درآمد چهار گاه را در گام دیگر مثلا سه گاه شروع می کند. به همین جهت اجرای آن سخت است، مخصوصا"برای خواننده و البته همانطور که می شنوید، استاد ایرج با تبحر کم نظیری این گوشه را اجرا می کند).

مثال : نت شاهد حصار در چهارگاه DO  نت SOL می باشد.

(اجرای گوشه مخالف با تحریر)

شعر:

از آن متاع که در پای دوستان ریزند

مرا سری است ندانم که او چه سر دارد

(گوشه ي مخالف)

(اشاره به تحریر مغلوب و فرود به درآمد پایانی چهارگاه)   

دانلود گل هاي تازه شماره 18

http://www.mediafire.com/?9p4rfoo715m7l0p


 

 

ادامه پست . . .
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1392ساعت 1:23 توسط آزاده حسینی |
مصاحبه با علی جهاندار در حضور استاد ایرج/ « ایرج خواننده ای که طلایی می خواند»

                              مصاحبه با علی جهاندار در حضور استاد ایرج

 

         « ایرج خواننده ای که طلایی می خواند»

 

گفتگو : بهداد احمدخانی

مقدمه :

با علی جهاندار وقتی به گفتگو پرداختم حس حق شناسی را در کلامش به خوبی مشاهده کردم خصوصا وقتی با احترام از استاد حسن کسایی نام برد و همکاری با ایشان در آلبوم «دختر گل فروش» را یکی از افتخارات هنری خودش ذکر کرد. آقای علی جهاندار از شاگردان آقای شجریان هستند و در طول فعالیت هنری شان کارهای مشترکی با آقایان محمد موسوی، پرویز مشکاتیان، حسین پرنیا، شهرام میرجلالی، محمد جواد ضرابیان و... ارائه داده است و همچنین کنسرت های فراوانی در نقاط مختلف اجرا کرده است. وی صحبت های جالبی در مورد آوازهای شاخص استاد ایرج، قدرت حنجره ایشان و صدا سازی در موسیقی بیان کردند که در ادامه می خوانید:

 

جناب آقای جهاندرا در ابتدا برای اینکه محور اصلی گفتگو مشخص شود، لطفا در مورد سبک آوازی و آوازهای اجرا شده توسط استاد ایرج توضیحاتی بفرمایید؟

صحبت کردن در وصف استاد ایرج بسیار کار مشکلی است خصوصا در مورد آوازهای ایشان ولی بصورت خلاصه اشاره ای خواهم کرد، البته دوستان مطلع هستند من در این راه تحقیق و مطالعه وسیعی بر روی آوازهای بزرگان موسیقی اصیل این سرزمین انجام داده ام و در واقع خوشه چینی کرده ام.

در مورد کارهای استاد ایرج خصوصا آوازهای ایشان، در رادیو یا هر جای دیگری که فرصتی بوده و تریبونی در اختیار داشته ام بارها گفته ام که به نظر من بعضی از کارهای ایرج را دیگر هیچ انسانی قادر نیست بخواند و از لحاظ حنجره، توانایی و کشش دیگر کسی این قدرت و این حنجره استثنایی را ندارد که به آن نقطه برسد و دوباره آن آوازها را اجرا کند و یا بتواند تکرار کند.

البته اگر جا باشد ذکر میکنم مقصودم کدام برنامه ها می باشد و سعی می کنم بطور اجمالی نگاهی دقیق تر بر آثار ایشان داشته باشم.

پس برای دقیق تر شدن و مُستند شدن این گفتگو، همچنین انتخاب و شکل گیری صحیح موضوعِ بحث آوازها یا برنامه های خاصی که مد نظر دارید نام ببرید ؟

یک آواز سه گاه ایشان در برگ سبز 176 اجرا کرده اند که وقتی مخالف را درآمد میکنند و غزل «ای مدعی برو که مرا با تو کار نیست» را میخوانند سپس تحریری در مخالف خوانده اند که من اصلا فکر نمی کنم کسی بتواند این تحریر را با این صلابت و قدرت اجرا کند و ایشان در این برنامه سه تا در یک تحریر و سه تا هم بعنوان فرود آواز اجرا می کنند و واقعا عجیب و غریب است و با متر درست و با ریتم صحیح به زیبایی تمام بدون اینکه کم بشود یا نفس کم بیاورند آواز را طوری فرود می آورند که انگار اصلا آن اوج  با آن قدرت خوانده نشده است.

آواز افشاری ایشان با همکاری مرحوم یاحقی بر روی غزل سایه در برنامه «تا تو با منی» که فرم خاصی از گوشه عراق را در این آواز خوانده اند و منحصر به سبک ایرج می باشد و کار هر کسی نیست.

 یا افشاری بسیار خاص و معروفشان با استاد شهناز در برگ سبز 220 نیز به همین صورت می باشد.

حصار و مخالفی که در آواز «مرد عشق» اجرا کرده اند، یا سه گاه معروفشان با مرحوم بدیعی که استادانه مغلوب را اجرا می کنند.

همچنین ایشان دو آواز دشتی بسیار عالی و پُر مطلب به مانند یک کلاس آموزشی دارند که یکی با استادان خرم و ورزنده بر روی نت سُل در گلهای رنگارنگ 534 و دیگری در دشتی با استاد جلیل شهناز اجرا شده است.

یا ماهور بسیار عجیب و غریب ایشان در برنامه «گلستان ارم» با همکاری استاد یاحقی که بسیار بدیع و خلاقانه اجرا شده است.

آواز همایون ایشان در گلهای تازه 14 با مرحوم خرم و استاد شهناز و مرحوم صارمی که تحریری در اواخر برنامه ایشان اجرا میکند که با مدلاسیون و قدرتی عالی در مایه بالا اجرا شده است که واقعا کار هر کسی نیست. و آوازهای بسیار دیگری که تقریبا در حدود 40 _50 برنامه از ایرج در ذهن من است که واقعا بعضی تکه ها و تحریرها در این برنامه ها دست نیافتنی می باشد.

شما فرمودید که بر روی مکاتب و سبک های آوازی تحقیق کرده اید و با خیلی از هنرمندان بحث و گفتگو کرده اید، نظر دیگر خوانندگان و دیگر هنرمندان در مورد آثار استاد ایرج بخصوص سبک آوازی و آوازهای اجرا شده توسط ایشان به چه صورت است؟

من خیلی ها را امتحان کردم و کارهای همه را شنیده ام و با همه بحث و گفتگو هم کرده ام، حتی خواستم ببینم می توانند این کارها را اجرا کنند ولی خیلی ها حتی نتوانستد نزدیک به کارهایی که این بزرگ مرد اجرا کرده است بشوند چون واقعا کار هر کسی نیست، پس رسیدن به قله مهم است که باز هم تکرار می کنم کار هر خواننده ای نیست.

من وقتی بعد از این همه تحقیق می گویم هیچ انسانی قادر نیست این کارهای شاخص ایرج را تکرار کند با اطلاع و آگاهی می گویم البته مکن است که هنرمندان دیگری درصد و یا یک رنگی از این کارها را داشته باشند ولی جمله بندی ها، تحریر و تنوع و ادوات تحریر که آن شکل و اِشل صدا و قدرت صدا بدون هیچ ساختگی بودنی اجرا شده است فقط مخصوص به صدا و قدرت حنجره ایرج می باشد.

ما دو خواننده داشتیم که صداشان ساختگی نبود یکی استاد تاج و دیگری استاد ایرج (اهالی فن متوجه می شوند منظور من از ساختگی بودن چیست) استاد تاج جایگاه خودشان را در موسیقی دارند ولی استاد ایرج در تمام ابعاد وقتی می خواند صدا ساختگی نیست و کاملا طبیعی می باشد.

البته اگر فرصت بود من در مورد خوانندگان مختلفی مثال می زدم که در این مقطع بودند مانند استاد اکبر گلپایگانی که ایشان هم بسیار زحمت کشیده اند.

در مورد صدا سازی و تمایزهای موجود در این کار و قدرت حنجره خواننده توضیحاتی بفرمایید.   

خیلی ها خواننده هستند و می خوانند ولی صدایشان را می سازند اما باز هم این صدای ساخته شده کم و کسر دارد یعنی ما زرگری که نگین را به درستی و دقیق بر روی انگشتری بنشاند بسیار کم داریم و منظور من همین می باشد. خدا حفظ کند آقای دکتر کدکنی را که در یک دیداری صحبت از حافظ شد و از خدمت ایشان پرسیدم شما با چه نگاهی و با چه دیدگاهی به حافظ نگاه می کنید؟ ایشان فرمودند حافظ یعنی آن میلی متر قله، یعنی اگر شما از نوک قله فقط 10 سانتی متر هم پایین تر بیایید امثال حافظ با دیوان های بسیار حجیم تر و وسیع تر از ایشان وجود دارد ولی هیچ وقت حافظ نشدند و جایگاه حافظ یک جایگاه دست نیافتی است. پس وقتی خدمت شما می گویم که بعضی از آوازهای ایرج را هیچ انسانی قادر به اجرایش نیست به دلیل قله و در اوج بودن این کارها می باشد و به دلیل قدرت حنجره استثایی و تکرار نشدنی ایشان می باشد.

همانطور که مطلع هستید استاد ایرج در اجرای آواز دارای سبک منحصر به خودشان هستند و در واقع پای هر اثری مهر و امضاء مربوط به خودشان را دارند و در بعضی دستگاهها نوآوریهایی کرده اند که البته قرار است در ردیف آوازی ثبت و ضبط شود.   نظر و دیدگاه شما در مورد مکاتب آوازی و سبک آوازی ایشان چیست؟ همچنین مستحضر هستید که در مکتب اصفهان بر روی تلفیق شعر و موسیقی، اجرا و تحویل صحیح کلمات و شعر بسیار تاکید شده است، در این مورد هم نظرتان را بفرمایید؟

سوال خوبی است و برای توضیح بهترِسوالتان مثالی میزنم. شما یک فرش 12 متری دستباف و درجه یک ایرانی را در نظر بگیرید استاد ایرج 10 سانتی متر در 10 سانتی متر از این فرش نفیس را بعنوان الگو پیدا کرده است ولی 12 متر بعدی را با توجه به خلاقیت و سبک آوازی خودشان بافته اند و درواقع صرفا از الگو پیروی نکردند و خود با خلاقیتشان دارای الگو وسبکی شده اند، البته درست است که ایشان از بزرگان چیزهایی آموخته اند ولی در خواندن آواز (با رعایت اصول) سبکی مخصوص به ایرج را پدید آوردند که مهر و امضا ایرجانه را پای هر آواز و اثرش  به خوبی مشاهده می کنید.

وقتی گفته می شود مکتب اصفهان شما دقت کنید هر کسی یک جایی از صدایش طلایی است مثلا یکی عشاق را و دیگری بیات راجع را عالی می خواند ولی ما نداریم خواننده ای که از اول تا آخر را طلایی بخواند با این اِشل ، با این قدرت، با این کمال و درستی بی نظیر و تکرار نشدنی در آواز و بقول آقای فخرالدینی خواننده ای که طلایی می خواند.

من همانطور که گفتم روی صدای خوانندگان، سبک و مکاتب آوازی بسیار تحقیق و پژوهش کرده ام اما به جرات می گویم اکثر خوانندگان صدا را می سازند ولی آقای ایرج تمام را طلایی می خواند. مثلا وقتی می خواهد شور بخواند بعد از درآمد وقتی رضوی یا قرچه را اجرا می کند با همان قدرت اجرا می کند و صدا را باریک نمی کند ولی اکثر خوانندگان صدا سازی می کنند و دیگر آن رنگ و بو را ندارد. بنابراین در مکتب اصفهان آقای ایرج دارای سبک آوازی با ویژگی های مخصوص به خودشان هستند و ایشان با خلاقیت خودشان آن الگوی اولیه را کامل تر کردند .

در مورد شعر از نظر من ایرج تنها خواننده ای است که این پنج شش هجاهای ادبیات ما را به درستی و با دقت اجرا کرده است و دقیقا شنونده را به جایی می برد که باید ببرد و آن حالت و تصویر واقعی مربوط به غزل را در ذهن شنونده ساخته و پرداخته می کند.

 نکته مهم این است که بیان شفاف شعر در پرده های بالا کار هر کسی نیست اما ایرج با حنجره استثنایی  که دارد در این امر مهم تبحر فراوانی دارد و شعر را بسیار زیبا و شفاف تحویل میدهد.

میدانم که شما سالهاست دوستی عمیق و نزدیکی با استاد ایرج دارید از خصوصیات اخلاقی ایشان و همچنین از برخورد و واکنش های مردم و جامعه نسبت به استاد و آثارش بفرمایید.

اشخاص هنرمند بسیاری هستند که متاسفانه از مردم و جامعه فاصله می گیرند و دور می شوند ولی استاد ایرج از آن دست هنرمندانی است که من همیشه از نزدیک شاهد بوده ام با روی گرم و مهربانه پذیرای جوانان و علاقمندان صدایش بوده است. البته همه بدانند که خالق هر ظرفی را این محتوا و گنجایش بالا را درونش قرار نمی دهد، یعنی بی نیازی و ظرفیت را در وجود ایرج دیده است که هر چه خواسته به ایشان اعطا کرده است چون این ظرف گنجایش و تحمل بالایی داشته است.

در مورد قسمت دوم سوالتان نکته ای که برای خود من هم جالب است علاقه بسیار زیاد مردم به ایشان است بطوری که من وقتی به زادگاهم یا شهرهای دیگر می روم و یا گاهی در جاهایی قرار است که آواز بخوانم همه از من می خواهند که آوازهای ایشان را بخوانم، در واقع مردم عاشقانه ایشان را دوست دارند و از من می خواهند که شرایطی فراهم کنم تا با استاد دیداری داشته باشند.

دیشب جایی بودم و در جمع ما چند جوان دانشجو حضور داشتند که علاقمند به موسیقی و آواز بودند، من آواز شور استاد ایرج با سه تار مرحوم احمدخان عبادی را برایشان پخش کردم بعد از اتمام آواز جوانها به من گفتند این صدا یک رنگ منحصر و خاصی دارد و چشمه ای که از آن بیرون می آید یک چشمه خاص و بکر می باشد.

با سپاس و تشکر از شما جناب آقای جهاندار برای این گفتگو، اگر صحبت خاصی دارید بفرمایید؟

افتخاری است برای ما ایرانیان که در عصری زندگی می کنیم که چنین بزرگانی در فرهنگ، هنر و ادب خودمان داریم و خوشبختانه هم دوره ما هستند و همیشه موجب بالندگی و افتخار ما ایرانیان بوده و هستند .

مردم ما با صدای گرم و بی نظیر ایرج خاطرات بسیاری در ذهنشان نقش بسته است و من اگر مسئول بودم اولین کاری که انجام می دادم ساختن مجسمه استاد ایرج بود و مطمئنم روزی این مهم صورت می پذیرد.

 

در پایان این گفتگو آقای جهاندار به پاس قدردانی از زحمات استاد ایرج آواز افشاری معروف ایشان را در حضور خود استاد اجرا کردند.


www.facebook.com/pages/Iraj-khajeh-amiri/355703861110256

نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1392ساعت 16:6 توسط آزاده حسینی |

ماندگارترين برنامه ي سرِ كاري شبكه من و تو!!

انتقادي از انتخاب 100 ترانه ماندگار تاريخ موسيقي ايران

 شبکه ی ماهواره ای من و تو مجموعه ای با عنوان "ترانه های ماندگار" تهیه و پخش کرده است. این مجموعه شامل 100 ترانه ماندگار ایرانی بود که به گفته دست اندرکاران برنامه، با شرکت حدود 1.5 میلیون نفر انجام شد. . در خوب بودن ایده این کار شکی نیست و یکی از دلایل جذابیت اون هم ایده این کار بوده که کمتر تابه حال چنین گزینشی انجام شده بود. از مجری برنامه می شد ایراداتی به آن وارد کرد. شاید مجری با این تیپ و لباس بهتر بود برای معرفی ترانه های روز و معمولی و شاد و...  مورد استفاده قرار بگيرد نه ترانه های ماندگار. البته در اینکه در بین این ترانه ها، ترانه هايی وجود داشتند که به نوعی با دست اندرکاران این برنامه ارتباط داشتند، جای سئوال داشت.  و اينكه چطور ترانه ای که دو سه ماه يا سال از ساخت آن مي گذرد ماندگار شده است. انتخابابل قبول و منطقي نيست چرا كه در بين این 100 آهنگ ترانه هايي وجود داشتند که بين 10000 ترانه منتخب هم به زور جا می شدند (مانند ترانه "يه حرفايي" آكادمي!!!! گوگوش كه در رتبه 30 قرار گرفت!!). در نقطه مقابل ترانه های بیاد ماندنی ای هم بودند که در این لیست جایی نداشتند و در واقع بايد جاي لااقل 80 ترانه ماندگار!!! انتخابي عاليجنابان!! را مي گرفتند!!

بسياري از شنیدن مجدد برخي از این آهنگ‌ها لذت بردند، خیلی‌ها هم یاد دوران گذشته می‌افتادند و خاطراتی که در کنار این آهنگ‌ها شکل گرفته. اما نتایج نظرسنجی مردم برای ماندگارترین ترانه‌های ایران به هيچ منطقي پذيرفتني نيست. در واقع فارغ از اینکه این نظرسنجی چقدر درست بوده یا نه، یا اینکه شکل اجرا و نمایش آن خوب بوده یا نه، نگاهي به نتایج اين انتخاب بر روی نمودار بيندازيد (منبع: سايت اينترنتي ايريكس).

این لیستِ تمامی ۱۰۰ ترانه انتخاب شده:

۱) داریوش – دستای تو
۲) گوگوش – مرداب
۳) بنان – الهه ناز
۴) داریوش – یاور همیشه مومن
۵) فریدون فروغی – یار دبستانی
۶) فرامرز اصلانی – اگه یه روز
۷) گوگوش – پل
۸) هایده – شانه‌هایت
۹) داریوش – شقایق
۱۰) محمد نوری – جان مریم
۱۱) گوگوش – غریب آشنا
۱۲) ابی – پوست شیر
۱۳) داریوش – چشم من
۱۴) فرهاد – کودکانه
۱۵) هایده – سوغاتی
۱۶) شجریان – مرغ سحر
۱۷) داریوش – شام مهتاب
۱۸) ابی – ستاره‌های سربی
۱۹) گوگوش – همسفر
۲۰) شادمهر – تقدیر
۲۱) داریوش – فریاد زیر آب
۲۲) مهستی – بیا بنویسیم
۲۳) شادمهر – علامت سوال
۲۴) حسن گل‌نراقی – مرا ببوس
۲۵) ابی – مست چشات
۲۶) گوگوش – آدما
۲۷) هایده – ساغی
۲۸) رضا صادقی – وایستا دنیا
۲۹) سیاوش قمیشی – الکی
۳۰) آکادمی گوگوش – یه حرفایی
۳۱) داریوش – دوباره می‌سازمت وطن
۳۲) ابی – درخت
۳۳) طوفان – خدای آسمونا
۳۴) عارف – عشق تو نمی‌میرد
۳۵) داریوش – جشن دلتنگی
۳۶) احسان خواجه‌امیری – سلام آخر
۳۷) گوگوش – دو پنجره
۳۸) سیمین غانم – گل گلدون
۳۹) گوگوش – منو گنجشک‌ها
۴۰) فرهاد – گنجشکک اشی مشی
۴۱) داریوش و ابی – نون و پنیر و سبزی
۴۲) داریوش – بوی گندم
۴۳) ابی – خالی
۴۴) گوگوش – کویر
۴۵) داریوش – وطن
۴۶) مهستی – دلم تنگه
۴۷) ویگن و دلکش – بردی از یادم
۴۸) بنان – ای ایران
۴۹) ستار – صدای بارون
۵۰) فرهاد – جمعه
۵۱) کوروش یغمایی – گل یخ
۵۲) گوگوش – مخلوق
۵۳) ابی – خلیج فارس
۵۴) هایده – روزای روشن
۵۵) گوگوش – جاده
۵۶) ابی – محتاج
۵۷) فریدون فروغی – قوزک پا
۵۸) سیاوش قمیشی – فرنگیس
۵۹) محسن چاوشی – سنگ صبور
۶۰) داریوش – سال ۲۰۰۰
۶۱) هایده – مستی
۶۲) گوگوش – هجرت
۶۳) ابی – شب‌زده
۶۴) داریوش – طلایه‌دار
۶۵) ابی – کی اشکاتو پاک میکنه
۶۶) گوگوش – مرحم
۶۷) سیاوش قمیشی – جزیره
۶۸) ابی – گریه نکن
۶۹) ویگن – مهتاب
۷۰) عارف – سلطان قلبها
۷۱) سیاوش قمیشی – نقاب
۷۲) فرهاد – یه شب مهتاب
۷۳) سیاوش قمیشی – تصور کن
۷۴) داریوش – به بچه‌هامون چی بگیم
۷۵) ابی – با تو
۷۶) شهره – تو که نیستی
۷۷) ابی – شکار
۷۸) شادمهر – عادت
۷۹) افشین مقدم – زمستون
۸۰) رامش – رودخونه‌ها
۸۱) جواد بدیع‌زاده – شد خزان
۸۲) گوگوش – شب شیشه‌ای
۸۳) ویگن – چرا نمی‌رقصی
۸۴) داریوش – تکیه بر باد
۸۵) گوگوش – هیاهو
۸۶) شهرام شب‌پره – پریا
۸۷) شادمهر – ستاره
۸۸) مرضیه – سنگ خارا
۸۹) یاس – از چی بگم
۹۰) ناصر صبوری – دختر همسایه
۹۱) هایده – شب عشق
۹۲) فرزین – گریه نکن
۹۳) گوگوش – طلاق
۹۴) معین – سفر
۹۵) فرهاد – مرد تنها
۹۶) سیاوش قمیشی – غروب
۹۷) فرامرز اصلانی – دل اسیره
۹۸) منوچهر سخایی – کلاغا
۹۹) ستار – گل پونه
۱۰۰) مازیار – ماهیگیر

و اين هم نمودار فراواني ترانه هاي انتخابي به ازاء خواننده:

مشخص است كه مرادِ تهيه كنندگان اين برنامه برجسته كردن نام تعدادي از خواننده هاي پاپ بوده و بس، كه البته با شبكه مذكور بده بستاني داشته و دارند (تعدادي از اين نام ها مشخصا عبارتند از داريوش، گوگوش، ابي، و سياوش قميشي).

1- برخی ترانه های نام برده ی این متن در  فهرست ِ صد تای نهایی بوده اند، ولی در هر صورت بسیاری از انتقادهای این متن به قوت ِ خود باقی ست، از جمله عنوان ِ ماندگاری و در ثانی شکل ِ رای گیری که هر کسی هر  تعداد ترانه را می توانست ماندگار بداند و ...

2- اعلام ِ این نتایج باعث ِ اتفاقات ِ شگفت آوری شد و نشان از خط و ربط ِ این شبکه داشت و خود را هم این وسط با اين برنامه ي سرِ كاري ماندگار کردند! ...و اسماعیل خویی شد کارشناس ِ ترانه و عنوان کرد که «رها این ترانه را نوشت که بماند!!!» احسنت به این همه چاپلوسی و کارشناسی از جانب ِ کسی که تا به حال نه ترانه نوشته و نه آهنگ ساخته و نه خوانده، اما خب دخترش در این شبکه است و پیری است و ... و این نقد ِ مافوق ِ کارشناسانه یعنی این که: آی دوستِ ترانه سرا، موقع ِ نوشتن ِ ترانه نیت کن که ترانه ات بماند و بعد بنویس که می ماند و نیت فراموش نشود!

3- شايسته بود كه ترانه های ماندگار ِ دهه ی سی و قبل از آن ، دهه ی چهل، دهه ی پنجاه و ... انتخاب مي شدند، چرا که خاستگاه ِ ساخت و عرضه و ماندگاری ِ ترانه ای مانندِ امشب شب مهتابه با ای ایران یا پل یا سوغاتی یا یار دبستانی و ... فرق دارد و یا حداقل با توجه به سبک و گونه ی ترانه ها نظر سنجی برگزار شود. بدیهی است هم ترانه ی مرداب تا امروز ماندگار شده و هم الهه ی ناز و هم فلان ترانه ی فلان خواننده ی داخلی، ولی بین ِ این ها تفاوت بسیار است و هم نشینی ِ این ها «یلخی بودن ِ نظر سنجی» را می رساند و بس.

بهتر بود از يك جامعه ی آماری آزاد استفاده مي شد، تا نظراتِ مردم راجع به هر ترانه اي اعلام شود و به کسی هم اتفاقا ربطی ندارد، مثلا هر كسي می تواند در دهات خود حتي نظرسنجی بگذارد راجع به بهترین ترانه های دنیا از گذشته تا امروز، و تعجب نکنید اگر سکینه دایقزی اول شود و امثال ابي، يا سياوش قميشي يا شاهين نجفي حتي یک رای هم نیاورند. در هر صورت هر نظری در محدوده ی خود محترم است، اما نکته در مورد نظرسنجی ِ شبکه ی من و تو در استفاده از تعبیرِ  «ماندگار» است. ماندگاری  مفهومِ ِ مشخصی دارد و بستگی ِ مستقیمی به زمان، حال این که دوستان چه معیاری برای انتخاب دارند به خودشان مربوط است ولی سوال ِ مهمی از برگزارکنندگان این نظر سنجی دارم: لیست ِ 100 نفره هم منتشر کردید و در این بین نامی از ترانه هایی چون: امشب شب مهتابه، مرا ببوس، من يه پرنده ام، شمع و گل و پروانه، با من باش اي بانوي شاعرانه، درويش، مرا بوسه اي ده، شد خزان، تو اي پري كجايي، سیمین بری، و ... نبود چه جوابی داريد؟

می خواهید بگویید، این ها ترانه ها ماندگار نیستند؟ یا ژست بگیرید و بگویید: خب مردم این ها را انتخاب کردند و ما به انتخاب ِ مردم احترام می گذاریم! لطفا از این افه ی مردمی بودن دست بردارید و رک باشید، چرا که بر فرض، اگر نظر سنجی ای واقعي برگزار مي شد، با این سوال که آیا دوست دارید شبکه ی من و تو به فعالیتش ادامه بدهد یا نه؟ و نظر ِ اکثریت منفی باشید، آیا شما درِِ شبکه تان را تخته می کنید؟

نظر سنجی و مراجعه به آمار ِ عمومی استانداردهای خود را می خواهد  و بدیهی ترینش طرحِ منطقی ِ سوال است، ماندگاری در کدام بازه ی زمانی؟  این که ترانه ای که چند ماه پیش منتشر شده و هنوز کلیپش به کرات از شبکه های مختلف پخش می شود را نظردهندگانش ماندگار تشخیص داده اند،؛ فقط می تواند مبتنی بر علم غیب باشد! ماندگاری ِ ترانه ای مثل "عقرب زلف کجت" (استاد پوران در مايه ي شوشتري)  را چطور می توانید شما با فلان ترانه ای که دو ماه پیش منتشر شده مقایسه کنید، ترانه ای که بیش از 100 سال پیش ساخته شده و بارها بارها اجرا شده است و از همان اجرایی که دوستان به آن نظر داده اند، (پوران) نه خواننده اش در میان ِ ماست و نه تنظیم کننده اش و از اجرایش هم چیزی جز اصواتی بی کیفیت به جا نمانده است، حال منصف باشید چطور می توانید ماندگاری ِ این ترانه را با ترانه ای که دو ماه پیش کلیپ شده مقایسه کنید؟ آیا مضحک نیست؟ چطور می توان خواننده ای که دو سال بیشتر نیست می خواند را از لحاظ ماندگاری با خواننده ای مقایسه ای کرد که 50 سال فعالیت هنری کرده است؟! مگر به فرض علم غیب!!! در هر صورت ماندگاری موضوعی ست که متر و معیار ِ مشخصی دارد و وابستگی ِ کامل به زمان دارد. اعتبار ِ هر نظر سنجی به برگزار کنندگان و قواعدِ نظر سنجی هم مربوط است، لطفا دست از این شوخی ِ بی مزه بردارید، چطور می شود ترانه ای که دو ماه پیش منتشر شده را ماندگار فرض کرد؟ دو ماه کجا و 100 سال و خرده ای  کجا ؟!!!

و در این لیست چیزهای عجیب ِ زیادی دیده می شود، در هر صورت تاکید می کنم، چنین نظر سنجی هایی جدا از این که هیچ ارزشی ندارند توهین به مخاطب هم به شمار می آید. لطفا ابتدا تعریفی از ماندگاری ارائه دهید و بعد نظر سنجی کنید. نه این که دری را باز گذاشته اید که مثلا ما به انتخاب ِ مردم اهمیت می دهیم و بنویسید که: اگر خواننده مورد نظر شما در لیست های پایین نیست، آنرا به این لیست اضافه و به آن رای دهید! و اما سوالی دیگر از دوستان نظر دهنده و نظر گیرندها: چطور شما می توانید ترانه ای که خواننده ش مرده است و سال ها از بین ما رفته را با ترانه ای از خواننده ای که هنوز می خواند و کلیپ می سازد به لحاظ ماندگاری مقایسه کنید؟ و این که ترانه ی ماندگار اتفاقا ترانه ای است که در ناخودآگاه موسیقایی جامعه جای گرفته باشد، بی این که کسی به خواننده ش توجه کند، همانند ترانه های محلی، یا ترانه هایی مثل امشب شب مهتابه که اجراهای فراوانی دارد و هنوز هم هر کس با هر اجرایی که دوست داشته آن را به ذهن سپرده و زمزمه می کند، یا درويش، يا من يه پرنده ام، يا دوستي، يا دريغا،یا ای ایران ای مرز پر گهر و ... و باز بی شک پر اجرا ترین ترانه ی معاصر ترانه ی "چرا نمی رقصی " زنده یاد ویگن است که در عموم عروسی ها نواخته می شود و جماعتی با آن می رقصند و کمتر ایرانی ای را می توان یافت که ملودی و اجرایی از این ترانه نشنیده باشد و بد نبود دوستان می پرسیدند آیا شما با این ترانه رقصیده اید یا نه؟!  و یا ترانه ی بابا کرم و یا انبوه ترانه های کوچه بازاری که جایی در این لیست ندارند و حتما ماندگار هم نیستند! نظرسنجی یعنی رسیدن به حقایق ِ جامعه ی آماری و نه تزریقِ آنچه ما دوست داریم! ترانه هایی مثلِ آمنه و لب کارون و پارسال بهار، سپیده دم، قر تو کمرم فروونه و ... آیا ماندگار نیستند؟ بروید بپرسید! از همین خلق الله که آیا این ها را شنیده اید یا نه؟! و بعد یکی از همین ماندگارهای دو ماهه را هم بپرسید!

آيا ترانه هاي ايرج ماندگار نيستند؟! آيا حتي ترانه هاي فيلمي ايرج جزو ماندگارترين ها نيستند؟ آيا ترانه هاي گلپا ماندگار نيستند؟ آيا انتخاب و دستچين كردن تعدادي خواننده ي پاپ به عنوان ماندگارترين خواننده ها كه برخي اصلا فرق تحرير را با گام و پرده يا نت چنگ را با دولاچنگ و... نمي دانند،  اهانت و توهين مستقيم به شعور بينندگان و نيز جامعه ي موسيقي ايراني نيست؟ آيا واقعا گوگوش و داريوش و ابي و سياوش قميشي ماندگارترين ترانه هاي ايراني تاريخ را خوانده اند؟ آيا اصلا ترانه هاي خواننده اي چون سياوش قميشي را مي توان در بين صد ترانه ي ماندگار آورد؟ آيا ابي كارنامه اي درخشان در موسيقي ايراني از خود به جا نهاده است؟ آيا ابي مثلا فرق ماهور را با همايون مي داند؟! آيا همه ي ترانه هاي ماندگار موسيقي ايران در موسيقي (به قول استاد ايرج)  در ترانه هاي"من درآوري پاپ ايراني" خلاصه مي شوند؟ و....

من ليستي از چندين ترانه ي ماندگار را ارائه مي دهم كه هر كدام سواي جاودانه بودن، به حق جزو 100 يا 200 ترانه ي ماندگار تاريخ موسيقي ايران هستند. دقت شود كه خواننده اي چون اكبر گلپايگاني با وجود اجراي بسيار محدود ترانه و تصنيف از نظر تعداد، چنان شاهكارهايي را خلق كرده كه تا صد سال ديگر نيز تكرار نخواهند شد! (مثلا اين ترانه ها تكرار شدني نيستند و البته ماندگارترين ها: برو كه شور عشقي...، دريغا دريغا، دل خرابه، يه حرفي بر گفتن، قدر محبت، قهر و ناز، چرا عاشق نباشم، درويش، و....). يا اين ترانه هاي ايرج: با من باش، من يه پرندم، كوچه به كوچه، خاتون، دوستي، داغ محبت، شمع و گل و پروانه، پيوند زندگي، تو كجايي، و...... كه تا دويست سال ديگر هم غير قابل تكرارند، يا ترانه هاي معروفي چون: شبي مجنون به ليلي گفت-قمر، بيا و كشتي ما در شط شراب انداز- ملوك ضرابي، مي نوش كه عمر جاوداني اين است- روح انگيز، الهه ناز و دهها ترانه ديگر از بنان، تو اي پري كجايي و حيلت رها كن عاشقا- قوامي، تو اي شب تيره- پروانه، افسانه عشق-همايون پور، عطر گيسو- امين الله رشيدي، دختر كولي در دل شب و دهها شاهكار ديگر- مرضيه، قول و غزل- محمودي خوانساري، گلنار و زهره و چند ترانه ي ديگر- داريوش رفيعي، چندين ترانه از محمد نوري، اميد دلم بست بار سفر و چندين شاهكار ديگر- پروين، شيدا شده ام چه كنم با دل- عبدالوهاب شهيدي، سيا چشمم سياه بر كرده امروز و چندين شاهكار ديگر- سيما بينا، روز وصل دوستداران و چند ترانه ي ديگر- شجريان، چندين اثر به ياد ماندني از نادر گلچين، گل گلدون و چند ترانه ديگر- سيمين غانم، فايده نداره و چندين اثر فوق العاده ي ديگر از كوروس سرهنگ زاده، دهها ترانه از دلكش، الهه، پوران، مهستي، نعمت آغاسي، منوچهر سخايي، قاسم جبلي، تاجيك، عمادرام، هوشمند عقيلي، پريسا، مهرپويا، نسرين، ليلا فروهر، مازيار، داود مقامي، جواد يساري، حسين موفق، كوروش يغمايي، حبيب، شهرام ناظري، عليرضا افتخاري، بهرام حصيري، ايرج بسطامي، سلي، گيتي، عهديه، هایده، حمیرا، روح پرور، عباس قادري، شاهرخ، فرزين، شماعي زاده، و.... .... اينها فقط شمه اي از اسامي خوانندگان و ترانه هاي برتر و ماندگاري هستند كه در طول يك صد سال اخير اجرا شده اند و براي هميشه در خاطره ها نقش بسته و ماندگار شده اند. مسوولان محترم تهيه كننده ي برنامه ي كذايي صد ترانه ي ماندگار شبكه "من و تو" با اندك نگاهي به اين فهرست يا فهرست هايي كه هرگز در اين سخنِ كوتاه آورده نمي شوند، فقط مي توانند خجالت بكشند چون لاجرم كار ديگري از دستشان برنخواهد آمد!...

 

نوشته شده در جمعه نهم فروردین 1392ساعت 14:46 توسط آزاده حسینی |
آواز شوراصفهان(وصال)_ایرج
با درود

ضمن تبریک و شادباش نوروز ۲۵۷۲ به شما مخاطبان فرهنگی وبلاگ ایرج

خوشوقتم که در هشتمین بهار این وبلاگ هنری و فرهنگی سهیم هستم و در ارائه آثار موسیقی ملی ایران قدم برمیدارم.

آوازی رو در مایه وصال(شوراصفهان) تقدیمتون میکنم.

این آواز با همکاری ایرج و ویولن مرحوم اسداله ملک ضبط گردیده که مطمئنا باید مربوط به دهه ۵۰ باشه

این آواز نیازی به تحلیل نداره چرا که یک آوازی کاملا پرمایه هست که از لحاظ احساسی بسیار قوی و خاص خود استادی چون ایرج و سبک ایشون هست.

ملودی این آواز همونطور که عرض شد در مایه شوراصفهان که به وصال اشتهار داره گردش میکنه.در این آواز مثل برخی از اوازهای وصال جناب ایرج هنرمند بزرگ -در گامی مثل وصال- شاهد نغمعه هایی مثل اصفهان،بیات راجع،دشتی و شور هستیم که از ویژگی اصلی آوازهای تلفیقی مثل وصال هست که اصولا پرمایه بااحساس و دارای گردش ملودی وسیع و خلاقانه میباشد.

این آواز به تنظیم اسداله ملک و چهارمضراب خاص اسداله ملک آراسته شده که مطمئنا اشخاصی که آشنایی با سبک ایشون دارند میدونند که نقش قوی و پررنگ احساسی و دراصل سوز و هیجان کارهای ایشون به خصوص آثار اصفهان ایشون طعمی مجزا از عواطف و اجرای دیگر هنرمندان داره که مطمئنا این احساس و ملودی رو حتما حس خواهید کرد

اگر اجرای کامل این آواز رو کسی در اختیار داره حتما بمن اطلاع بدید

میخواستم یک ترانه هم آپلود کنم که فعلا فرصتی ندارم اما حتما در عید نوروز آپلود میکنم که بهداد گرامی دوست ارجمند من به من لطف کرده بودند

کامنتهای پست قبل رو هنوز جواب ندادم اگر باز مطلبی بود حتما بفرمایید جواب خواهم داد

 ایرج_اسداله ملک_آواز وصال(شوراصفهان)

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1391ساعت 18:47 توسط آزاده حسینی |
آواز مجلسی ایرج
درود به شما

یک آواز بسیار زیبا در دستگاه شور تقدیمتون میکنم

این اثر رو وبلاگ باارزش مرغ سحر(یادواره حمیرا) دوست محترم و نازنین من آقای باران چندی پیش شاید قریب به یک سال پیش آپلود کرده بودند

من این آواز رو جایی نشنیده بودم ضمن اینکه البته فکر میکنم این آواز یکی از آثار ضبط شده پرویز یاحقی در آرشیو شخصی خودشون باشه

این آواز با همکاری پرویز یاحقی با پنجه طلایی خودشون و فرهنگ شریف با تار و آواز ایرج ضبط شده

از دو جهت این آواز ارزشمند هست

ـــــــــاول اینکه این آواز یک دستگاه شور بسیار آنکادره و بی تکلف هست.

همیشه وقتی یک آواز و نام دستگاه خاصی رو مدنظر داریم اول باید یاد بگیریم چگونه یک آواز زیبا و با محتوا و ساده ای رو بخوبی درک کنیم

هر دستگاه و عبارت درستتر هر تنالیته ای یک محتوایی دارد یعنی یک مایه ای دارد

وقتی یک گام خاصی رو مثل شور در نظر داریم باید اول بدانیم چه تنالیته از این گام مدنظر هست تنالیته ابوعطا؟تنالیته افشاری؟ تنالیته نوا؟ تنالیته دشتی؟ و یا بیات ترک 

به عبارت ایرانی تر ،یعنی چه دستگاهی از گام شور رو مد نظر داریم؟

در این آواز از گام وسیع شور همان مایه شور و همان نغمگی شور مدنظر بوده.

این آواز آوازی مقامی و فراز و فرودی ردیفی خاصی نیست.

یک آوازی ساده و به صورت مفید دستگاهی در شور.اوج و فرود خاصی هم مدنظر نبوده.یعنی به مقام خاص و حتی گوشه های خاصی رجوع نشده.

در این آواز شما صرفا دستگاهی به نام شور در گام شور میشنوید.یک نغمگی در گام شور

ــــــــ دوم اینکه مدت زمان این آواز بسیار درخور یک آواز مجلسی خیلی مفید،۶ دقیقه هست.

سولوی زیبای پرویز یاحقی و فرهنگ شریف رو در ابتدا داریم و بعد یک چهارمضراب جانانه شور و بعد هم این آواز زیبا

*نکته دیگر اینکه وقتی ایرج مقدمه شور و یا درآمد این آواز میپردازند با لحنی که متمایل به اجرای گوشه سلمک هست شروع میکنند

عرض کردم هر گوشه شامل دو مفهوم هست! یکی مقام گوشه که یعنی در چه جایگاهی از گام قرار داره و در کجای این دستگاه قرار میگیره و دوم لحن خاص گوشه هست!

قبلا هم در مورد سلمک من صحبت کردم

لحن شروع آواز مثل سلمک هست اما مقام همان ابتدای شور یا همان درآمد شور هست.

 

*****************************

اما توضیحی در مورد دستگاه شور و گام شور

وقتی در موسیقی ایرانی حرف از دستگاه شور میزنیم و به بررسی ردیف میپردازیم با این موضوع مواجه هستیم که دستگاه شور از دو گام شور تشکیل شده است!!

مثلا میخواهیم آوازی در دستگاه شور و در گام خاصی مثل گام می اجرا کنیم.ردیف و تئوری آواز موسیقی ملی اینطور حکایت میکند که این دستگاه تواما از دو گام تشکیل میشود

شروع از درآمد شور که در همان تونیک یا ابتدای گام شور می هست.سپس طبق اصول مقامی به مراتب بالاتر میرویم تا میرسیم به درجه ۵! در درجه ۵ گام شور می به گوشه حجاز بر میخوریم و اگر همین گام را ادامه دهیم نهایتا به اشاره به حجاز و مایه دشتی مواجه میشویم و نهایتا فرود آواز دوباره ایست بر (می)

اما اگر همین گام شور می را از درآمد که همان می هست شروع کنیم و تا درجه ۵ پیش برویم و این بار به جای گام اصلی که گام می بود تغییر فواصل ایجاد کنیم به گوشه سلمک میرسیم.یعنی گوشه سلمک و مقام سلمک دقیقا جایگاهیست که اصطلاحا میگن آواز شور راست کوک و چپ کوک میشود!

یعنی در آواز شور (می) وقتی میخواهید سلمک رو اجرا کنید معادل همان درآمد شور (لا) میشود!

یعنی شور ۴ فاصله بالاتر! از این رو اجرای ردیفی دستگاه شور دقیقا یک دستگاه مدولاسیون هست!

و به آن مدولاسیون گامی گفته میشود.یعنی در دستگاه شور گام تغییر میکند.و در اصل دستگاه شور یا همان لحن و مایه شور طبق ردیف آواز متشکل از دو گام هست یعنی این مایه بر دو گام شور سوار شده است!

زمانیکه شما به سلمک میرسید گام عوض میشود و گوشه هایی مثل قرچه و رضوی و حسینی در اثر این تغییر گام و بعد از گوشه سلمک میسر خواهند بود! و اگر شما به جای سلمک همان گام اصلی آواز رو که در ابتدا به عنوان مثل گام می رو عرض کردم ادامه بدهید و به جای سلمک و تغییر فواصل دادن به درجه ۵ برسید و حجاز رو اجرا کنید دیگر نمیتوانید در آواز اشاره ای به قرچه و رضوی و حسینی و سلمک داشته باشید! چرا که شما ادامه گام اصلی رو رفتید و مدولاسیون انجام ندادید

توضیح بیشتر نمیدم چون از حوصله شما خارج هست

اگر سوالی در اینباره بود حتما مطرح کنید من عرض میکنم!

آواز شور_ ایرج_پرویز یاحقی_فرهنگ شریف

***********************************************

در ادامه این مطلب به یاد دارم یکی دو ترانه که اشاره به گوشه هایی خاص و یا مایه ای شده بود قبلا توضیح داده بودم

برخی از شما هم یادم هست اشاره میکردید که حتما از این ترانه ها آپلود کنم که کمک بیشتری در درک دستگاهها و مایه ها و درک بهتر ترانه ها و نکات تکنیکی و ارزشمند اونها داشته باشم

اینبار صحبت از گوشه سلمک شد بد نیست اشاره به دو ترانه جاویدان و ماندگار داشته باشم که شاید اکثر شما خیلی زیاد این ترانه ها رو شنیدید و از مایه و ملودی اون لذت بردید و همیشه آهنگساز و آهنگسازی اون رو مورد تحسین قرار دادید.من سعی میکنم از ترانه های پاپ ایرانی بیشتر برای درک مایه ها استفاده کنم چون لازم میدانم مخاطب بیشتری در بادی کار برای جلب به موسیقی ملی داشته باشم و میدانم گوش اکثر مردم به این ترانه ها پس از انقلاب بیشتر آشنا بوده.

یک ترانه تقدیم میکنم از حمیرا که این ترانه شاد و زیبا در گوشه سلمک ساخته شده

ویولن این اثر هم مجتبی میرزاده بودند که خب روحشون شاد و یادشون محترم و گرامی

بذار بگم دیوونتم_حمیرا_اجرا در سلمک

 ترانه دیگری هم از مهستی تقدیم میکنم به نام برگ گل که باز در گوشه سلمک ساخته شده و یک ترانه زیبا و بزمی و مایه داری هست که سنگینی خاص خودش رو هم داره

باز ویولن این اثر رو مجتبی میرزاده همراهی کردند که بر زیبایی اثر افزوده

برگ گل_مهستی_اجرا در سلمک

حیف هست واقعا این هنرمندان بسیار باذوق و ماهر مثل حمیرا و مهستی و این ترانه های بسیار زیبا و باشکوه اینها رو از نظر دور کنیم و مورد توجه قرار ندیم.

همین دو اثر اینها به هزار اثر پس از انقلابی داخل ایران بیبشتر میرزه و کار رو باید سپرد دست افراد این کاره! هنرمندان اهل فن و هنر!

اصلا چه هنری رو واقعا ما داریم حالا داخل ایران با چه اشخاصی قیاس میکنیم!!

مهستی و حمیرا کجا و این سنگ به سینه زنان موسیقی به قول خودشون سنتی امروزی کجا!

یک گوشه خاص مثل سلمک رو اینها به عرش میبردند با چه ذوق قریحه ای و با چه استعداد و مهارتی.

دستگاهی مثل همایون رو که قدیم به قول خود استاد بنان آوازهایی رو فقط سر قبر باید میخوندند چه کسی بود که نهایتا باعث شد همایون عزاداری تبدیل بشه برای مثال به ترانه (غمگین و تنها بودم) با صدای مهستی و یا ترانه دعا از مهستی که البته اینها کارهای پاپ ایرانی هستند و یا این همه کارهای ارکسترال گلها و رادیو از معروفی و انوشیروان روحانی و خالدی!! این همه همایون واصفهان رومانتیک از این آهنگسازان که به شما تسلی خاطر و آرامش روح بده!

اینها همه دستاورد موسیقی پهلوی هست که دراصل نکاتی هست که هرکسی امروزه توجه نداره.همایون رو به عرش بردند.شور رو به عرش بردند.مخالف سه گاه رو به عرش بردند.برای کی؟ برای ما!! که بشنویم و لذت ببریم.نه برای کلکسیون کردن و ویترین کردن یک اثر.برای مخاطب و احترام به گوش و ذهن مردم!

نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اسفند 1391ساعت 23:33 توسط آزاده حسینی |

خبر خوش:  فيلم پهلوان آواز ايران: ايرج منتشر شده است. 


صحنه هايي از استقبال گرم مردم از استاد ايرج در مراسم استاد همايون خرم

به نقل از خبرگزاري ها و نيز سايت موسيقي ما هجوم سيل آسای مردم براي گرفتن عكس و امضا از استاد ايرج در حضور بزرگاني چون بهرام گودرزي، شهرام ناظري، محمد اصفهاني، امين الله رشيدي و ديگران موجب حيرت و شگفتي آنان شد و در نتيجه در مراسم وقفه كوتاهي ايجاد گرديد كه در نهايت استاد به اجبار مسجد محل مراسم ختم همايون خرم را ترك كردند.

(آقاي نادر نيز انشالله به زودي مطلب جديد در وبلاگ قرار خواهند داد).

نوشته شده در پنجشنبه پنجم بهمن 1391ساعت 16:52 توسط آزاده حسینی |
تحلیل آوازی بیات ترک_ایرج
**درود به شما هنردوستان موسیقی ملی ایران**

تنالیته بیات ترک (دستگاه بیات ترک)/گام شور لا/شاخه گل ۴۵۸

شروع آواز با تحریر

درآمد بیات ترک

بگذشت باز و در من مسکین نظر نکرد

دوگاه

اندیشه زآب دیده و آه سحر نکرد

درآمد بیات ترک

تحریر

گوشه حزین

شرح نیاز و قصه شوقم زبان لال

چندان که گفت در دل سنگش اثر نکرد

درآمد بیات ترک

چهچهه

سلمک (گام شور سل)

جان گفت با دلم که دیگر پیش او مرو

سلمک

دل خود چنان برفت که جان را خبر نکرد

فرود به تنالیته بیات ترک (گام شور لا)

آواز بیات ترک خاص استاد ایرج

*************************************************

خوشحالم دوباره با در نهایت افتخار در خدمت شما هستم.

آوازی که صلاح دیدم برای گوش کردن و لذت بردن مطرح کنم در تنالیته بیات ترک هست که استاد ایرج در نهایت ظرافت و کوتاه! اجرا کردند

اولین مزیتی که یک آواز خوب داره کوتاه بودن آواز هست! گذشت آن زمان که ادیب خوانساری بیش از ۳۰ دقیقه آواز زمزمه میکرد.آن زمان وقت فراخ بود.بعلاوه اینکه فکر آزاد بود.موسیقی حرف خود را در نهایت فراخی و طمانینه بیان میکرد

امروزه باید طبق استادندارد جهانی پیش رفت.استاندارد موسیقی جهان امروزه چنین معیاری در نظر گرفته که موسیقی باید حرف خود و داشته خود را در کوتاهترین زمان و به طور مختصر و مفید و بسیار چکیده بیان کند!

زمانه اینطور اقتضا میکند.مردم میخواهند ببینند موسیقی چه حرفی برای گفتن دارد.باید به مخاطب حرفش را سریع بگوید!

امروزه جایگاهی نیست که ۳۰ دقیقه تکنواز ساز سولو بزند و ۱۵ دقیقه ارکستر ژیش درآمد بزند و ۳۰ دقیقه هم آواز اجرا شود دیگر از منطق و حوصله خارج هست ضمن اینکه موسیقی باید محتوایش را حفظ کند.بی محتوا نواختن و کشتن وقت از منطق موسیقی و استاندارد جهانی موسیقی خارج هست

امروزه ارکستر سمفونیک قرار نیست یه قطعه سمفونی را بطور کامل اجرا کند.از اول هم همیشه مراعات و برنامه ریزی در موسیقی بود و یک موومان خاصی را برای اجرا در نظر میگرفتند.سولو نواز ویولن و یا فلوت و یا پیانو یک اپوز خاصی از قطعه را به هنرنمایی میپرداخت.

اپرا جایگاهی دارد!آریا جایگاهی دارد.ضمنا انواعی دارند!

آن زمان که نه حرف از ترانه بود و نه ساز و موسیقی و ارکستر و شادی و زیبایی طرف داد از اواز در میاورد.آوازهای جان فرسا مال دورانی بود که وبا و جزام و ملاریا در ایران غوغا میکرد.گرسنگی بود.سازی نبود! ارکستر و بنیانی نبود! بدبختی و سیاهی شب بود! برق نبود! الان که نمیشه ناله و آواز سی دقیقه ای گوش داد آن هم با صدای خوانندگان متفرقه!!

موسیقی باید حرف خود را در کوتاهترین زمان بلد باشد که مطرح کند!! وگرنه آن موسیقی ارزش خاصی ندارد غیر از تلف کردن وقت مخاطب

مخصوصا این گرفتاری که در ایران پیش آمده! به جای اینکه طبق جریان آب حرکت کنیم دقیقا سعی میکنیم مخالفت کنیم! آوازهای بلند با صداهای کریه الصوت و گوشه های هرز و بیخودی و بازی با سیر ردیفی آوازها و ...

خواندن اشعار کم لطف و به واقع کم لطف! خواننده نمیدونه از یک غزل ۹ بیتی کدام بیتش رو برای آواز جدا کنه!

آواز گلپا و ایرج در قدیم کوتاهترین و زیباترین و تکنیکی ترین آوازهای ایرانی بودند.بهترین اشعار رو انتخاب میکردند و ابیات مناسب برای فهم و شنونده و احساس و درک شنونده به عنوان موسیقی برمیگزیدند

الان آن هم زیادست!

۵ بیت آواز!!؟

اولا امروزه کسی نباید آواز بخواند چون فعلا زمینه مهیا نیست و تکنیک و ظرافت هم بالا نیست.بماند که جنس صدا خوب نباشد اصلا بحثی جداست.ضمنا خ.واننده امروزی برای آواز هرگز وقت و تمرین کافی که ایرج و گلپا و شهیدی و خوانساری صرف میکردند ندارند!

آخه در آپارتمان که آوازه خوان در نمیاد!

در زیر زمین و انباری خواندن که آوازه خوان در نمیاد.نهایتا هم طرف آوازش رو باید در انباری بخونه! اون آواز به درد مجلس و کنسرت و بزم نمیخوره.اون آواز آواز زیرزمین و انباری هست!!!

پس جسارت بیجا نکردن در اینباره اهمیت داره! آبروی موسیقی هم بیشتر از اینها اهمیت داره.پس بهترست یک خواننده با چنین شرایطی سمت آواز اصلا نره و ضمن اینکه ظرافت و احساس و تکنیک و انتخاب شعر و زیبا خواندن و با کشش خواندن و گلپایی خواندن! ایرجی خواندن و مجلسی خواندن! با افتخار و سرور و شادی و هیجان خواندن هم مساله ای جداست!

اما به این آواز ایرج دقت کنید.اولا آوازهای ایرج اشعار عاشقانه زیبا و و عموما برگرفته از اوج مصرعهای غزل هست. کوتاه و مختصر!

آواز باید به این شکل باشد.

ایرج همیشه دو بیت و یا سه بیت و نهایت آواز ۶ بیت بوده.نباید از این بیشتر باشد.آوازخواندن شعر خواندن و غزل حافظ خواندن نیست! آواز آواز هست! باید تداعی و زمزمه ای از شعر باشد.باید عاشقانه ترین وبا احساسترین و پرکشش ترین موسیقی را در ۳ بیت خلاصه کند.جایی برای چهچهه و تحریر بگذارد! که ایرج حق مطلب را ادا میکند.آواز بدون چهچهه و تحریر یعنی رومانس.پس آواز نه تنها از نظر مدت باید کوتاه باشد بلکه یک چهچهه جانانه در اوج هر دستگاه موسیقی باید اجرا شود مثل گلپا و ایرج و تحریرهای خوب و اشعار کوتاه و روان!

همانطور که قبلا فرق بین چهچهه و تحریر گفته شد.اصولا یک آواز خوب دارای چهچهه هست.آوازی که چهچهه نداشته باشد ناقص است یعنی لطف و عصاره آواز هنوز ادا نشده! به تعداد اوجهای آواز که همیشه بیش از دو اوج نبوده باید چهچهه اجرا شود و آواز معنا پیدا کند.و آواز بهترست با در همان اوج خودش که چهچهه اجرا میشود همانجا فورا با چهچهه فرود بیاید و آواز به سرعت خاتمه پیدا کند و زیبایی و و لطف آواز و اوج و فرود آواز در مدت زمان کم خودنمایی کند و بگوش شنونده خوش بشیند

اینها نکاتی هست که درآوازهای ایرج و گلپا ما میبینیم و میباست عرض میکردم!

این آواز از این جهت انتخاب شد که اولا نمونه ای از اجرای کوتاه و کامل آواز هست و ضمنا یکی دو گوشه کمتر اجرا شده و تکنیکی مثل سلمک و دوگاه و حزین دارد که قابل اهمیت بود.

********************************

آواز منحصر بفرد و نایابی از دوست محترمم بهداد بزودی تقدیم خواهد شد!

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم دی 1391ساعت 17:24 توسط آزاده حسینی |
درود به شما

ضمن تبریک تولد استاد ایرج گرامی

سال جدید میلادی رو هم به شما تبریک عرض میکنم

پاینده موسیقی ملی ایران

با آرزوی شادباش برای شما

ضمنا چند روز آتی آوازی نایاب و گفتاری از خود استاد ایرج درج خواهد شد

وبسایت دوست محترم و قدیمی ما آقای رنجبر هم اضافه شد (نوای گلها)

نوشته شده در دوشنبه یازدهم دی 1391ساعت 22:58 توسط آزاده حسینی |
مصیبتی که از خود بینی میکشیم!
لینک وبلاگ مرغ سحر(اختصاصی بانو حمیرا) اصلاح گردید

درود به شما هنردوستان موسیقی ملی ایران

ابتدا نگاهی به مطلب پیشین راجع به موسیقی اصیل و تمجید از موسیقی ملی!

 موسیقی اصیل و موسیقی ملی

متاسفانه چند روز پیش خبرهایی زمزمه شد که حکایت از زمین خوردن دوباره موسیقی ما بود!

دو نفر از دوستان فورا به من زنگ زدند که آقا دیدی چه اتفاقی افتاده؟ دیدید سازمان یونسکو چه تصمیمی در مورد یک ساز اصیل ایرانی گرفته؟ درد و دل دوستان رو گوش دادم

خب مساله درباره ساز تار ما هست که یک ساز نه تنها بومی و محلی بلکه یک ساز ملی و ارکسترال ما هست.

رفتم دوباره از طریق اینترنت باز خودم مطلب رو پیگیری کردم دیدم بله قضیه بیخ پیدا کرده و گویا شوخی بردار هم نیست

رفتم به وبسایت خانه موسیقی ببینم اونها چه میگن چون اولین نهادی که طبیعتا باید واکنش نشون بده خانه موسیقی هست

گویا اون آقای سریر در مصاحبه با یک خبرگزاری نمیدونم چی! گفتن که ما نمیدونیم استانداردهای یونسکو و معیارهای یونسکو مبنی بر آذری بودن اصالت تار به آذربایجان برچه اساس بوده!!

من البته تعجب نکردم! چون پیشتر در مطلبی بارها به شما عرض کردم این بدبختیها از کجا آب میخوره!

بعد در ادامه اون آقا اظهار کردند که ما تازه باید یک جلسه بزرگی رو تشکیل بدیم و سند جمع کنیم و شواهد جمع کنیم که بتونیم طبق معیارهای یونسکو ثابت کنیم این ساز ساز شناسنامه دار ایرانیست!

خب الان دوباره مثل چند روز پیش فشار خون من و استرس عصبی من زیاد شده و حالا باید این افتضاح رو خدمت شما تشریح کنم!

اول از اینکه باید خاک بر سر آن موسیقی کرد که دم از اصیل بودن و اصالت موسیقی میزنه و هنوز نتونسته شواهد و کارنامه و شناسنامه برای سازهای به قول خودش اصیل اون موسیقی تدبیری پیشه کنه!

دوم از اینکه باز هم خاک بر سر آن موسیقی کنند که از هیچ استاندارد جهانی پیروی نمیکنه و هیچ معیار و منطقی رو در طول تاریخ قبول نکرده و همه را دستاورد غرب و شرق میداند و خودش را اصیلترین موسیقی آن هم با 10000 سال قدمت نه به جهان! بلکه به خودش معرفی میکند و باد سنگینی هم به قبقب مبارک می اندازد!

بدبختی ما از خودبینی ماست

هنرمندان و هنردوستان محترم و گرامی! موسیقی ما موسیقی اصیل نیست و هرگز هم اصالتی ندارد! ما تنها در کارنامه موسیقی ایران تنها اصالتی که از موسیقی داریم از بنیان موسیقی ملی ایران هست که توسط خالقی و به همت کلنل وزیری بنا شده بود و تا سال 57 هم بطور جد ادامه داشت و از 57 به بعد هم از جهت آکادمیک مثل گذشته به کار خودش ادامه میداد و هنوز هم میدهد

بدبختی موسیقی ما این هست که اصلا نه معیار موسیقی میدانیم چیست! نه اصالت در موسیقی میدانیم به چه مواردی بستگی دارد و نه میدانیم جهان و علم موسیقی و سازمانهای مرتبط با موسیقی چه استانداردها و معیارهایی رو تبعیت میکنند و چه مبنا هایی  رو در مبحث موسیقی بکار میبندند.

در مطلبی که سال پیش در وبلاگ اسداله ملک و همین وبلاگ رادیو گلها درج کردم به صراحت عرض کردم موسیقی ما نمیداند اصالت یعنی چه و ما دائم به اشتباه تصور میکنیم اصالت در موسیقی مثل اصالت خانوادگی و جامعه شناسی و ارث و میراثی  و توارثی هست! خیر قربان

ما حرف از موسیقی داریم میزنیم.وقتی میگوییم اصالت در موسیقی باید بدانیم چه مواردی هست که در موسیقی به عنوان اصالت محسوب میشود.مملکتی که با این همه دبدبه میگوید ما 10000 سال موسیقی داریم آقای هنرمند گرامی شما بفرمایید نام یک آهنگساز موسیقی رو در دوره قاجار مثلا زمان فتحعلی شاه نام ببرید.شما بمن بفرمایید نام یک سازنده تار در دوره آقا محمدخان قاجار رو نام ببرید؟ کدام شهر؟ کدام کارگاه؟نامش چه بود؟ شما بفرمایید آیا ایران با این همه اصالت پربار موسیقی آیا میدانیم دوران مثلا صفویه ارکستر موسیقی داشتیم یا خیر؟! اصلا نمیگم نداشتیم! خوشبینانه عرض میکنم نمیدانیم حتی داشتیم و یا نداشتیم!؟ چون تاریخی نداریم! شواهدی نداریم.اصلا بنیانی برای موسیقی در مملکت ما نبوده که بخواد رپرتوار جمع کنه

شما بفرمایید آقای موسیقی اصیل که ادعا میکنید گوشه جامه دران برمیگرده به عهد ساسانی بفرمایید از کجا متوجه شدید و بفرمایید اگر نتی داشتید نتتون رو ارائه کنید اگر تصویری از اون هنرمندی خاک بر سری که داشته جامه دران میخونده بر تنه درخت تصویری کشیده شده و یا سازی در دست داشته و یا بر پوستی نگاشته شده و یا اصلا شما کتابی درباره موسیقی داشتید که یک هنرمندی پیدا بشه و بیاد اصلا درمورد علم موسیقی و اصلا نگوییم علم بلکه در مورد هنر موسیقی و سازهای موسیقی فقط در شهر خودش! و در مورد نغمات و اشعاری که زمزمه میشده نه به صورت حالا بگیم رسمی بلکه همین نغماتی که مردم همینجوری زمزمه میکردند اصلا مطلبی بنویسید؟ اصلا کتابی در مورد موسیقی ایران به صورت جامع داریم؟

بله یک سری هنرمندانی بودند مثل ابراهیم موصلی اسحاق موصلی و پورسینا و رازی و فارابی و فراهانی و چند تن دیگر که نامشان به یاد ندارم از اول تاریخ اسلام اسم اونها درج شده که البته نامشون خوشبختانه از تصدق سر فرهنگ تجاوز شدمون عربی هست و کتابها عربی نوشته شدند و ضمنا طرف پژوهشگر و محقق موسیقی نبوده! بلکه یه هنرمندی بوده اومده گفته ما عود میزدیم و در فلان شهر خواندیم و بعد تازه افراد دیگر اومدند روایت!! روایت کردند که فلانی نمیدونم ابو ... شاگرد ابو ... بوده! ابو... همیشه پیش شیخ اعراب هنرنمایی میکرده.برخی هم مثل پورسینا و رازی و فارابی که بیار علمیتر بودند در مورد فواصل موسیقی و تقریبا گامها کم و بیبش صحبت کردند! البته میبینید به صورت همین دانشمندان تک و توک و اصلا بمیان و انجمنی در کار نبود و این انتقال و سلسله مراتب پژوهش در موسیقی صورت نمیگرفت!اینکه نشد شناسنامه موسیقی! اینکه نشد اصالت؟ اینکه نشد هنرپروری؟

اصلا کجای تاریخ ما حرف از موسیقی پروری بوده و شما رواج موسیقی رو یافتید که حالا یک شخص عاطل و باطلی هم پیدا بشه و یه پولی هم به بنده خدا بدهند بگن آقا شما بیا پژوهشگر موسیقی ما شو! اصلا آهنگساز باش! آهنگساز ما نداشتیم! اگر داشتیم کو آثارش؟ کدام کتابخانه؟ اصلا مگه نت بلد بودند این بدبختها! حالا من هنرمند موسیقی ایرانی بیام با سرافکندگی در سازمان یونسکو جسارت کنم و حرف از ارکستر موسیقی بزنم! نداشتیم آقا!!!

آقایون ایرانیان محترم هنرمند! 800 سال پیش در جهان بنیان موسیقی گذاشتند و موسیقی بدون مرز! موسیقی ای که از هر ده کوره ای اگر کسی میتوانست خدمتی کنه راه باز بود و میومد مثلا از انگلستان شاگرد آقای هندل در مثلا آلمان میشد.بهش بنیان موسیقی! موسیقی یک سخن بین المملی هست و همه فرکانسها و صداها تعریف شده هست! اولین اونها هم فیثاغورس بود که در اصل دسته بندی فرکانسها و فواصل موسیقی و نت رو بوجود آورد! این آقای ریاضیدان موسیقیدان بود!

این نت و نت نگاری و ساز نواختن و پیاده کردن بداهه ها و قریحه های شخصی به صورت و نت دست نوشته و طبقه بندی مباحث موسیقی و قواعد موسیقی و تئوری موسیقی! اتفاقا افتاد همه دنیا از این دستاورد منطقی و هنری و علمی حمایت کردند و به پیشباز اون رفتند و سعی کردند هنر خودشون رو اصالت ببخشند

پس اصالت یعنی چی؟ یعنی تا جایی که امکان داره قوانین داشته باشید! اسناد مثبته داشته باشید! وقتی در یک روستایی ،شخصی مثلا همون آلمان از سر ذوق و قریحه یک چنگی و سازی در دست گرفت خودش در همون کلبه خودش بیاد نت رو بنویسه و نام خودش رو هم زیر اون نت  بنویسه حالا یا چرم بود و یا فیبر گیاهی بود! هرچه که بود بر روی آن مینوشتند! هم نامش درج شده بود هم تاریخ داشت هم مشخص بود چه سازی میزنه و هم معلوم بود چی میزنه و چه چیزی در افکار این شخص هنرمند میگذره و پیاده کرده!

تا اینکه عرض کردم تئوری موسیقی اومد قوانین بوجود اومد و همه موارد ثبت و دارای شناسنامه شد.از همون اول کارگاه و آکادمی و مکتب و ... بوجود اومده بود! اشخاصی بودند که علم سازشناسی و تاریخ ساز و بومی بودن هر ساز رو بررسی میکردند و فورا ثبت میکردند و اینها یک دسته هنرمند موسیقی بودند.باز یک دسته هنرمند بودند که میومدند بر روی فیزیک ساز بحث میکردند و قوانین و تجربه کسب میکردند و به تدریج قوانینی رو به صورت کشف و دستاورد بود رو ثبت کردند تا شد علم فیزیک ساز و ساز سازی! و شروع به آموزش اون کردند.بعد دوباره یک دسته هنرمندان دیگر بودند به فیزیک صوت میپرداختند و صدادهی ها و فون ها رو بررسی میکردند!.مویقی پرور بودند و اون موقع که به صورت انسامبل و گروه هنرمندان جمعه میشدند و از دور افتاده ترین نقاط دنیا در معابر عمومی گرفته تا اینکه به فکرشون رسید اصلا همون کلیسا که از قبل در اون موسیقی مینواختند حالت اجرای کنسرتی پیدا کنه مثل باخ! اصلا کلیسا سالن تجمعات برای ارائه موسیقی بود و بعد به فکرشون رسید سالن کنسرت داشته باشند. (هال) داشته باشند.بعد مهندسین آمدند صدادهی ها رو در سالنها بررسی کردند.لوژهای مخصوص برای تماشا و گوش سپاردن به این موسیقی زیبا رو طراحی کردندوطاقها ساختند و هرچیزی که صدا رو بتونه رزونانس ببخشه.سالن اجرای موسیقی بهمراه رقص و و قطعاتی مثل والس و پارتیتا و روندو و ...قطعات بسیار زیاد برای انواع رقصها! ((آقای محترم الان در آلمان بالغ بر 2000 ارکستر فقط سمفونیک وجود داره! این یعنی اصالت موسیقی! از 270 سال پیش یک انجمنی هست در یکی از شهرهای آلمان به نام انجمن شات!!! با بتهوون و موتزارت قرار داد میبسته که آثار اونها رو ثبت و ضبط و هویت ببخشه و حق انتشار میگرفته و هنوز اون انجمن هست و داره ادامه میده.پیانوی شوپن در اون موسسه و کاخها هنوز هست.یک کاخ بزرگ فقط برای آرشیو رپرتوار و دست نوشته ها بنام شات هنوز دارند و بخوبی نگهداری داره میشه! این یعنی اصالت موسیقی.))/بعد صداهای انسان و سازها بخوبی دسته بندی شد.صدای زیر و بم و کودکان و خانمها و به دسته های بسیار وسیع وسعت صدا طبقه بندی شد.گامها در موسیقی بوجود آمده بود.آکوردها بوجود آمده بود.برای هریک منطق و قوانین مخصوص برای زیرصدا و هارمونی نگاشتند و شد علم. علم هارمونی! علم ارکستراسیون.چقدر قطعات مختلف تکنوازی و چه کنسرتوهای شگرفی رو مکتوب کردند! همه اسمها مشخص! اولین بار کدام هنرمند اجرا کرد و دومین بار کدام هنرمند اجرا کرد و هر هنرمند کجاها اجرا کردند و در چه  تاریخی و با چه سازی و نام قطعه چه بود و حالا ارکستر ارکستراسیون بوجود آمده بود! هر قطعه ارکسترال معلوم بود آهنگساز کیست و رهبر ارکستر کیست تمامی اسامی نوازندگان درج شده و مکتوب شده در هر ارکستر بود و بعد دوباره این قطعه را مثلا کدام ارکستر در چه تاریخی و درکجا اجرای دوباره کرد و دوباره همزمان با این ارکستر در کدام کشور این قطعه توسط کدام ارکستر و رهبری چه شخصی و چه تاریخی با چه هارمونی و چه نوع ارکستری اجرا گردید! همه اینها مکتوب هست! بعد دوباره یک دسته از هنرمندان بودند به تاریخ موسیقی میپرداختند و بهش میگن علم تاریخ موسیقی! و چقدر مباحث شگرفی داره.شما ببینید همه از این قوانین و رشته های گشترده موسیقی در همه کشورها رعایت میکنند! و موسیقی ملی خودشون رو اصیل و ماندگار میکنند و سازشناسی میکنند و به تاریخ ساز و اجرا ها و نام هنرمندان میپردازند هرکشور خیلی زودتر از ما موسیقی ملی خودش رو داشت جدای از پیوند موسیقی ملی خودشون که با موسیقی جهانی در ارتباط نزدیک بود! موسیقی ها رو به هم معرفی میکردند .هنرمندان هم هجمع میشدند و از ذوق و قریحه هر کشور و خطه و ناحیه ای الهام میگرفتند و شما میبینید دوران باروک خودش با چندین زیر شاخه تقسیم میه و اینها هرکدام مقاطعی از تاریخ بوده که اینها یک نوع موسیقی رو مورد اجرا و الهام گرفتن قرار میدادند تا اینکه جهش های حسی بزرگ از هنرمندان بزرگ کشورها و الهاماتی که موسیقی ملی و لحنها و ملودیهای ملی و محلی اونها اینقدر در تبادل بودند که عرض کردم جهشهای بزرگ مثل دوران باروک به دوران کلاسیک و از دوران کلاسیک به دوران رومانتیک و از رومانتیک به معاصر و دائما در حال دادو ستد موسیقی بودند.فلانی از فلانجا میومد شاگرد فلانی میشد و علم و هنر و دستاوردهای خودش رو دوباره میبرد مملکت خودش و به موسیقی و ارکستر مملکت خودش پیاده میکرد و بافت و لحن و هویت ملی خودش رو دوباره قوی میکرد و این سلسه ادامه پیدا میکنه در همه جای دنیا! به غیر از ایران که تا پهلوی می آید و خالقی و وزیری و ایرج و گلپا و مراضی حنانه ای و حسین دهلوی و علی رهبری و آقای شهناز و شریفی روی میدهد و همدیگر رو تکامل مبخشند و ما دائم تمسخر میکنیم و دائم ناسزا میگویمم به قطهات موسیقی خود توهین میکنیم و دائم خودبینی داریم از موسیقی 10000 ساله موهوم و فلان هنرمند را مسخره میکنیم.رقص را جز کارهای کثیف بشری میدانیم.همونطور که در بالا عرض کردم انواع موسیقی و قطعات برای رقصهای مختلف و تازه ابداع رقصهای مختلف و الهامات مختلف بود.ما از تصدق سر خالقی و این هنرمندان تا دهه 50 یه رنگ داشتیم که خودمون مسخرش کردیم که طرف 8/6 میزنه! یه والس اومد اومدیم گفتیم که آقا بیخود! اسمش که اصلا غربیه! ضمنا ما قطعه سه ضربی داریم نیازی نیست بهش بگیم والس! یه 4مضراب داشتیم که گفتند آقا یاحقی خیلی باحال میزنه چهارمضراب یعنی چهرمضراب میرزا عبداله! آقا بزن زخمه رو بزن باید بریم در حال صوفی و عرفانی و از اینجور مزخرفات منحط! یه چندتا راپسودی داشتیم که گفتند آقا راپسودی یعنی چی! اینم غربیه که حالا مردم دارند لذت میبرندها! همه هم دستگاههای ایرانی و گامهای ایرانی هست و لی نه ما باید برگردیم به عصر طلایی صفویه! حالا جالب اینه ما اصلا نمیدونیم عصر طلایی صفویه چه نوع موسیقی بوده و چه نوع گرووهایی بودند و آیا اصلا بودند! و آیا اصلا این ردیف موسیقی که از تصدق سر موسیقی ملی و امثال تجویدی و وزیری و خالقی نگاشته شد مگه همون آوازهای قدیم ایرانه؟ کی گفته؟ ردیف رو خالقی نوشته و قدمت اون نهایت مال 70 و خوشبینانه 100 سال هست! دیگه از قدمت وجودی خودش بالاتر نمیتونه بره که! با چه استنادی میتونید بگید این ردیف 100 ساله همون ردیف 300 ساله و یا 800 ساله نداشته ما هست!

بعد اومدند گفتند سازهای ملی مثل ویولن و پیانو یعنی چی؟ تار مگه ساز ملیه؟ نه تار همون ساز سنتی و محلیه! اومدند تمام دستاورد 50 ساله موسیقی ملی رئ نابود کردند و تازه خیلی هم موسیقی ملی عمری ندشات که در همه زمینه های موسیقی کشور کنکاش کنه و همه رو مدون کنه نیاز بود راه ادامه پیدا میکرد که آخه یه بدبختی بتونه امروز از هویت و اصالت تار ایران بنابر استناندارد و قوانین موسیقی یونسکو دفاع کنه.یونسکو تعریف کرده اصالت سازی یعنی چی؟ باید چه شواهد و معیارهایی داشته باشیم! ولی ما حرف حساب سرمون نمیره چون از اول موسیقی نداشتیم و اصالتی هم نداشتیم و هیچ سند و مدرک و هیچ دستاوردی از علم و هنر موسیقی که همه دنیا به اون دست پیدا کرده بودند ما نداشتیم!

و تنها بنیانی که به موسیقی ما خدمت کرد موسیقی ملی ایران هست که در عصر پهلوی و با سرمایه و بودجه بندی اونها بوجود اومد و به موسیقی خود اصالت بخشیدیم که حداقل 100 سال قدمت داشته باشیم!

در خیلی از زمینه ها وقت و بخت نشد که تحقیقات و پژوهشگران و هنرمندان بتونند به نتایج کامل برسند و اون هم مثل ساز شناسی تقریبا برمیگرده البته سازهای ملی همگی تعریف شده بود و در جهان تعریف شد که مثلا تار و تنبک و ویولن و پیانو و فلوت و قره نی و ابوا و ... جز سازهای ملی ایران و ارکسترال ایران هست! سازهای محلی هم تا حدودی معرفی شد اما هرگز شواهد اصالت اون از نظر محلی فرصتی دست نداد تا ارائه شه و امروز که خب پشت پا زدیم به اصلا سازهای ملی یعنی گفتیم سازهای ملی ما تازیه پیانو و ویولون و سلو و فلوت نیست.ما راه آقای شجریان رو میریم و شور انگیز و ساقی و ساغر و صراحی و این مزخرفات ساز ملی ماست که نه شناسنامه داره و نه هویت داره و نه اصلا استاندارد ساز شناسی و فیزیکی و صدادهی و جنبه های ارکستری اون مورد بررسی قرار گرفته!

هیچی دیگه بر باد هست

همونطور که در مطلب پیشین عرض شده بود و همونطور که الان میبینید کشورهای دیگه تازه از قدیم الایم دائما دوست داشتند سازهای محلی هر کشور رو بقاپند و با افتخار بگن و ما در مسویقی ملی خودمون از این سازهای استفاده میکنیم

تابحال من ندیدم یک احمقی در دنیا پیدا بشه بگه ویولن ساز ما نیست! همه میگن اصالت در ساز به بوجود آورنده اون ربطی نداره بلکه اصالت به کارنامه استفاده ما از اون ساز و متدهایی که ما از اون ساز داریم مربوط میشه! بخاطر همین شاید اصلا شما نشنیده باشید که اصلا فلوت مال کدام کشور هست!؟ نشدنیدید؟ یا ساز کلارینت مال کدام کشور هست!؟ برای اینکه اصالت به اسم و رسم نیست بلکه به کارایی استفاده شما از اون دستاورد هست! الان همه کشورهای دنیا میگن این سازها مال همه ماست! ویولن اولین بار در ایتالیا ساخته شد اما فرانسه میگه ما هم ویولن داریم! چون ما روی این ساز کار کردیم! نوازنده و استاد تحویل انسان دادیم! قطعات ساختیم و اصلا متد جداگانه برای این ساز داریم! روسها میگن ما هم متد جداگانه برای این ساز داریم و با این ساز کلی دستاوردهای مثبت داشتیم! اونها هم میگن مال ماست.خب ایتالیا هم میگه ما هم متد مخصوص خود  تاریخ مخصوص خود به صورت مکتوب و هنرمندان کار کرده با این ساز داشتیم و مال ما هم هست! آذربایجان هم قضیش نسبت به تار همین هست! میگه ما کار کردیم بر این ساز این همه سازنده و نوازنده و متد در نوازندگی و کارنامه های مستند! از قدیم! داریم ولی متاسفانه ایران...!! نتونستیم جمع و جور کنیم! از همت خالقی و وزیری به غیر از صدسال موسیقی دیگه چیز دیگری نداریم!

پس ببینید رقابته!

مشخصا اگر آذربایجان طبق استادرادهای یونسکو بتونه ثابت کنه این ساز اصلا اصالتش مال ماست این کار میکنه و کرد و میبینید هم تایید! و ما اصیل نیستیم! مردم زرنگند! میقاپند! همه میخوان اون دستاورد مال خودشون باشه چرا که نه؟! قضیه خلیج فارس هم عین همینه!

حالا ببینید ما چقدر احمقیم میگیم فلان ساز غربیه اصلا مال ما نیست و دوم ما افتخار نمیکنیم روی این ساز کار کنیم!!! عجب

کنترپوان و تئوری موسیقی مال غربه! ما کنترپوان و اصلا سیستم ارکستری نمیخوایم! هارمونی یعنی چی! ما دلمون بخواد کمانچه رو میذاریم بر هر مبنایی در ارکستر!

این همه آقای تجویدی و آقای یاحقی و وزیری و صبا و ... بر روی این ساز ویولن کار کردند و متد مخصوص نوازندگی ما داریم! و فواصل و صدادهی های خودمون رو بخوبی از این ساز تونستیم بیرون بکشیم ردیف نوشتیم.متد نوشتیم.گامها رو نوشتیم.اصلا کمانچه بخاطر ویولن ردیف دار شد و چهار سیمه شد این ویولن و این صبا و تجویدی بود که حتی به اون ساز مفلوک غلط ساخته شده کمانچه اصالت بخشید! در ارکسترها و اجرای همه نوع قطعات سربلند بودیم و همچنین پیانو این همه آهنگسازی با ساز پیانو انجام دادیم و این همه دستاورد مثبت در موسیقی ملی و فرهیختگان اون داشتیم !! آقایون میگن غلط!!!!

این مال غربه ما 10000 سال موسیقی داریم ما به این مزخرفات و دستاوردهای موسیقی ملی نیاز نداریم و جمع کنید ارکستر رو!

بشین رو زمین

تار رو بگیر دستت

آقای لطفی یک عری قشنگ در سالن رودکی شاهنشاهی بکش!

10 دقیقه سازت رو برای کوک کردن در صحنه تلف کن! و پولهای چند ده هزار تومنی و وقت گرانبها و ذوق خالص مردم به این موسیقی ایرانی رو گند بزن بهش

و با افتخار بر گلیم بنشین و فالش بنواز و فالش بخوان و ریشت را بلند کن و تارت را مثل مسلسل بگیر دستت

و بگو پیش به سوی عهد عتیق!

و با افتخار بگو اینست نوازندگی کلاشینکفی با تار!

اینست تار! و اینست ایران!

آقا جان تا این بساط هست! تار نوش جان آذربایجان! چون اصالت در موسیقی دارند و حفظ کردند و قوانین موسیقی رو رعایت میکنند! باور کنید با خون دل عرض میکنم! کجا نوش جان آنها؟ آخه این حق ما بوده ولی بخاطر کاستی ما و نداشتن کارنامه اصالتمند موسیقی در همه زمینه های آن به این روز دچار شدیم!

 

حالا یه مطلبی رو من دیدم خیلی هم گویا مخاطب پیدا کرده مال یه هنردوست دلوز بوده بنام آقای مستفیضی!

گله کرده که این ساز تار که کوکهاش به کوکهای میرزاعبداله و شریف و شهناز و پنجه هاش با پنجه های این افراد خو گرفته چطور باید مال آذربایجان باشه!

اولا ردیف میرزاعبداله و کوکهای ایران و شریف و شهناز هنرمندان 70 یا 80 سال پیش ما هستند و این تنها شناسنامه هنری بوده ک هشما از ساز تار و هنرمندان اون تونستید ارائه بدید که برمیگرده به چند دهه پیش و اون اصالت 80 الی 100 ساله هم از تصدق سر موسیقی ملی ایران و خود همین هنرمندان داریم که همه را مکتوب کردند!

عکستون هم مال دوران اواخر قاجار هست بهتون قول میدم هنرمندان داخل عکس رو هم نمیشناسید و نام و نشانی از آنها نیست!

اگه راست میگید یه عکس از دوران اوایل قاجار بذارید و اگر خیلی اصالت تاری ما استخونداره لطف کنید از دوران صفویه بذارید و یه ردیف موسیقی و نگاشته مخصوص تار برای اون دوران رو معرفی کنید!

قربان شما اینها تازه ایراداتیست که من گرفتم چه برسه یونسکو! کجایی کارید آقا حرف از شریف و شهناز شما دارید میزنید!؟

نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آذر 1391ساعت 14:14 توسط آزاده حسینی |
ترانه مگه میشه_ایرج-انوشیروان روحانی-اسداله ملک و مجری گری پرویز یاحقی
با درود

البته طبق اعلامیه ای که در پایین مطلب عنوان شد.یادم افتاد که ازقضا ایرج بزرگ هم بسیار آثار متفاوت و سبک و سیاق مختلفی با انوشیروان روحانی داره،چنانچه که در مطالب گذشته نیز تقدیم شد

مثل آواز دشتی با همراهی ارگ آقای روحانی و باز دوباره آوازی در برنامه بزم شاعران که بسیار بدیع و خلاقانه بود باز با همکاری انوشیروان روحانی و تار بینظیر فرهنگ شریف.یک اثر که هم ترانه هست و هم آواز بنام افسون که باز آقای روحانی همکاری کردند و که البته همراهی ساز فلوت و پیانو

باز چندین ترانه بسیار متفاوت و زیبا که باز آهنگساز و نوازنده آقای روحانی بود

یک اثر بسیار شاد و زیبایی هم من یادم هست سال ژیش در وبلاگ اسداله ملک گذاشته بودم

این اجرای بسیار خاص این ترانه رو که با صدای ایرج و ویولن مرحوم استادم اسداله ملک و پیانوی آقای روحانی و همچنین ضرب آقای صیرفی اجرا گردیده با کیفیت بسیار مطلوب تقدیم میکنم

ترانه مگه میشه در مایه افشاری_ایرج.انوشیروان روحانی.اسداله ملک

این برنامه برگرفته از برنامه شما و رادیو هست که به استاد پرویز یاحقی مجری این برنامه بودند و هنرمندان ایرج،انوشیروان روحانی،اسداله ملک با ویولن،صیرفی و همچنین گوگوش اجرای برنامه کردند

کامل این برنامه رو هم که شامل تکنوازی اسداله ملک در اصفهان و آواز ایرج در اصفهان و یک تصنیف ۸/۶ سنگین از ایرج و ملک و در ادامه همین ترانه زیبا با همکاری روحانی و ملک و ایرج و گفتارهای پرویز یاحقی بوده است تقدیم شما میکنم که البته کیفیت این برنامه کمی پایینتر از اون ترانه شادی هست که در بالا تقدیمتون شد.به همین دلیل هر دو اثر رو پیشکش میکنم که هر دو مورد استفاده قرار بگیرند

عکس فوتوژنیک پرویز یاحقی ویولنیست محبوب و مشهور ایران، مجری توانای برنامه های مختلف رادیویی و روزنامه نگار توانمند و آهنگساز خوش ذوق موسیقی.

باز داشتم نگاهی کلی به آثار ایرج می انداختم.این مرد هم تصانیف و ضربی های سنگین بسیار زیادی داره که خب سبک هنرمندان قدیمی تر هست و با نگاهی بچنین تصانیف و ضربیها اون مایه قدیمی و دلسوخته و پخته و ازقضا جاافتاده از لحاظ سن و سال ایرج بسیار چشمگیر هست و نظر مخاطب رو جلب میسکنه.در عینی که این صدا ویژگی ثابتی مثل لطافت و روانی در کلام و حجم صدای بالا و تکیه و تحریرهای زنده ای داره!

اینکه میگم صدای سن و سال دار یک عریضه بزرگ درباره این مطلب نوشت.خوانندگان قدیم با اینکه در آن زمان سن و سال کمی داشتند مثلا در سن ۲۵ سالگی شروع به خوانندگی کردند اما صدایی داشتند که گویی بسیار جاافتاده بوده و بیشتر از سن خودش نشون میده و غیر از مخاطبان جوان مخاطبان مسن رو بسیار جلب میکرده.مثل صدای خوانساری و داریوش رفیعی و گلپا و منوچهر همایونپور و کوروس سرهنگ زاده و فاخته ای و بنان و ... اینها همه اون موقع جوان و کم سن و سال بودند اما صدا...!

اسداله ملک

باز نگاهی به ترانه های ایرج می اندازم میبینم این بار این صدا صدایی شاد و طرب انگیز و جذاب و زنده هست و خیلی بزمی و گیرایی داره که این مختصات با مختصات قبلی متفاوت هست

باز نگاهی به ترانه های کافه ای و یا همون پاپ ایرانی ایرج میندازیم میبینیم اینبار باز این مختصات فرق داره و صدای ایرج یک صدای داش مشدی و ناب و سرمست و مسلط و شیرین زبون و اینگونه موارد هست

نگاهی به آواز می اندازم باز میبینم عجب حال و هوای دیگری داره که بارها در مورد هرکدام از سبک و سیاقها توصیف کرده ام

به ویژه نوع ترانه از سبک انوشیروان روحانی که سبکی رومانتیک هست که باز میبینیم صدای ایرج بسیار پاسخگوی این حال و هوا هم هست! حال و هوایی که درخور صدای پوران و الهه و عهدیه و این هنرمندان رومانتیک بود! باز ایرج در اینگونه آثار بسیار فضا و حال و هوای زیبایی بخشید!

با آواز خراباتی ایرج که مثال زدنی نیست.به قولی همون بیات تهران.ایرج زیبایی مسحور کننده ای در بیات تهران داره.

باز ترانه هایی با مایه پاپ و جار مثل ترانه خاتون! که عجب این صدا خوش میدرخشه

وارد ارکستر میشویم.ارکسترهای مجلسی و ارکستر موسیقی ملی رادیو باز ایرج آثاری داره که گوش هر شنونده به اون جذب میشه و بسیار متین و لطیف و مسلط اجرا میکنه

و این هنر بزرگ و تمام نشدنی ایرج هست که قابل ستایش در موسیقی ملی ایران و بنیان موسیقی ملی ایران هست.باید گفت این هنرمند در آواز و ترانه نهیت و گل سرسبد و متکاملترین هنرمند موسیقی ملی ما بوده است.این موسیقی ملی زمانی باشکوهترین و فاخرانه ترین و شادترین و منطقی ترین موسیقی بود که ورق دنیا امروزه برگشت!

هنرمندان اهل ذوق اهل تفاخر و مایه افتخار.هنرمندانی کاملا مردمی و بافرهنگ و با کلاس.وقتی شما شخصیتی مثل پرویز یاحقی با این گفتار و کلام قوی و قلمی قوی و این هنر بی بدیل رو بگیرید و یا ایرج و این شخصیت و این فرهنگ رو بگیرید و روحانی رو حذف کنید و گلپا رو از هنر مخلوع کنید و هنرمندان دیگر که بارها به آنها اشاره شده رو کنار بگذاریم دیگر چیزی نمیماند که میشود همین امروز!

فرهیختگی و هنرمندی! و سواد و نظم! آقا نظم خیلی مهمه! نظم شخصی و هنری! انضباط در امور کار هنری و زندگی! گفتار سنجیده و مودب.رفتاری محترمانه و بافرهنگ و ثبات گفتار و اخلاق. ظاهری آراسته لازمه هنرمند هست به ویژه هنرمند موسیقی ملی ایران که شما مقایسه کنید امروزه هنرمندان ما کدامیک از این ویژگیها رو بطور کامل دارند که این هنرمندان بزرگ مثل ایرج و گلپا و پرویز یاحقی و ملک و انوشیروان روحانی و همایون خرم داشتند!

برنامه کامل شما و رادیو_ایرج-اسداله مل-انوشیروان روحانی-به مجریگری پرویز یاحقی

*****************************************************

گلپای ایران در کنار همایون خرم آهنگساز اسطوره ای.

***کنسرت شب یلدای گلپا بهمراهی پیانوی اقای انوشیروان روحانی در استرالیا خواهد بود.

بی تردید باشکوه ترین و خاطره انگیزترین و مفتخرانه ترین رویداد موسیقی ماست که گلپا و انوشیروان روحانی بهمراه می آورد

نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم آبان 1391ساعت 0:29 توسط آزاده حسینی |
لیست ترانه ها و تصنیفهای استاد ایرج
 

اسامی تعدادی از ترانه ها و تصنیف های جاویدان استاد ایرج :

من که از داغ محبت
سخن از مهر تو گفتم
یاد از آن کن یاد از آن باغ پر از گل
که به مهر تو شگفتم
ترانه شرعی
ساقی دگر توبه شکست
گل اشک

با من باش ای خاتون شاعرانه

من آن باده گسارم که به دنبال شرابم
مرغ دل


دیدی چو گل غنچه دهد صبح بهاری
مثل تو بهار قشنگ نمیشه
توی سینه دل من باز داره پرپر میزنه (مهمان)
حیرانم
(همایون)

عهد جوانی
می خوردی
(همایون)
آن پری چهره
مبدا فیض
پریشان
پایان افسانه



همه چشمها به ایرانه
آینه گریلی
آهوی گریزان
بهار لاله رویان
دو چشمان تو
دیوانه شو
دیشب با دلم خلوتی داشتم
دفتری که بسته شد (شور)
قبله گاه
گفتی
مرغ دل

سازم شکسته
قسم
جز تو ناخدا ندارم
بیا که بی تو تنهایی به جون خسته ام افتاده
یارب این شمع شب افروز
چرا یک شب تو پیش من نمی مانی
نیمه شب به کلبه من
پونه وحشی
پرنده اسیر
من آن باده گسارم
یارب دل من تنها نماند

 

  1. شهر نور (افشاری گام شکسته و عراق) / آهنگساز:(واثقی)
  2. تصنیف ضربی رسم روزگار (دشتی و شور) /آهنگساز:
  3. تصنیف عروس شب (دشتی) / آهنگساز:(میرنقیبی)
  4. تصنیف بر اشکم خندیدی (همایون) /آهنگساز:(عبدالعلی وزیری)
  5. تصنیف ضربی یادگاری (شور)  /آهنگساز:(ابراهیم سرخوش)
  6. ترانه دفتری که بسته شد (شور) /آهنگساز:(حسین صمدی)
  7.  تصنیف آتش دل (ابوعطا)ــــــــــــــــــــــــــــــــــبازخوانی تصنیفی از تاج اصفهانی توسط ایرج /آهنگساز:(برازنده)
  8. نور سحری (ماهور) /آهنگساز:(جواد لشگری)
  9. شب بارانی (دشتی) /آهنگساز:(مجتبی میرزاده)
  10. شد از تو رسوا دل من (بیات ترک) /آهنگساز:(میرنقیبی)
  11. عقد آسمانی ( گام وصال ـ شوراصفهان) /آهنگساز:(اسفندیار منفردزاده)
  12. ترانه شمع و گل و پروانه (شوشتری منصوری اصفهان) /آهنگساز:(اسفندیار منفردزاده)
  13. پرنده (شور) /آهنگساز:(حسین صمدی)
  14. نیمه شب (چهارگاه) /آهنگساز:(اسفندیار منفردزاده)
  15. زاهد خلوت نشین (اصفهان) /آهنگساز:(همایون خرم)
  16. پریزاد (گام وصال ـ شوراصفهان) /آهنگساز:(پرویز مقصدی)
  17. نازآفرین (گام وصال ـ شوراصفهان) /آهنگساز:(اسفندیار منفردزاده)
  18. خلوت دل (مخالف سه گاه) /آهنگساز:(حسین صمدی)
  19. کوچه به کوچه ـ (سه گاه) /آهنگساز:(حسین صمدی)
  20. کاروان (شور و شور عرب) /آهنگساز:
  21. هیزم شکن (اصفهان و گام وصال) /آهنگساز:اسفندیار منفردزاده و ارکستر جوانان)
  22. گلدون بی گل (شور) /آهنگساز:(حسین صمدی)
  23. ای ساربان (شور) /آهنگساز:(جواد لشگری)
  24. دوباره آسمون من (سه گاه) /آهنگساز:(حسین صمدی)
  25. عجب (همایون) /آهنگساز:(واثقی)
  26. آیینه (دیشب که تو برابر آینه دیدم/جان تو که جان به پیکر آینه دیدم)
    (گام وصال شوراصفهان)
    /آهنگساز:(دکتر ناروند)
  27. یار شیراز (ماهور) /اهنگساز:(
  28. تصنیف ضربی نقش گناه (شور) /آهنگساز:(میرنقیبی)
  29. ای گل (سه گاه) /آهنگساز:(اسداله ملک)
  30. تقدیر (گام وصال شوراصفهان) /آهنگساز:(حسین صمدی)
  31. تا کی خشم و کینه جویی (شوراصفهان) /آهنگساز:(همایون خرم)
  32. میرسم وقتی به تو گله آغاز مکن (شور) /آهنگساز:(حسین صمدی)
  33. خاتون (گام وصال) /آهنگساز:(حسین صمدی)
  34. ای روزگار (دشتی) /آهنگساز:(جعفر پورهاشمی)
  35. تصنیف چه کنم (همایون) /آهنگساز:(جعفر پورهاشمی)
  36. برگ سبز (شور) /آهنگساز:(غیاثیان)
  37. والس ـ از دامن کوه بلند میرم تا دریای آسمونها (گام وصال) /آهنگساز:(پرویز مقصدی)
  38. یار من مگر همچو ابر نوبهاری (نوا) /آهنگساز:(بدیع زاده)
  39. گمگشته (شور) /آهنگساز:(واثقی)
  40. ای که داری قصد جانم (اصفهان) /آهنگساز:(اسداله ملک)
  41. خدایا دل من گناهی ندارد (همایون شوشتری) /آهنگساز:(
  42. والس جدایی (به دام تو افتادم ـ اصفهان) /|آهنگساز:(اسداله ملک)
  43. دل شکسته (دیدی آخر دل ما را شکستی-ماهور) / آهنگساز:(برازنده)
  44. پرنده اسیر (پرنده ای اسیرم سر زیر پر بگیرم)(اصفهان و گام وصال)
  45. صبرکن (صبر کن د وایسا! ترمز بزن جا) (رنگی مایه دار چهارگاه)
  46. ترانه؟ یادتو باشد که دل مست تماشای تو شدـ(سه گاه)
  47. ترانه تو شاخه یاسمنی (گام وصال)
  48. محبت (تا کی خشم و کینه جویی)(شوراصفهان)
  49. تلافی ( این همه با دل من جنگ چرا) (افشاری)
  50. حرف نگفته (بیات ترک)
  51. قسم (شوراصفهان)
  52. قناری (شور)
  53. افسون (دشتی)
  54. عاشق کور (شوراصفهان)
  55. از درگه خود راندی تو مرا (ابوعطا)
  56. از عشق بپرهیز (بیات شیراز)
  57. به یاد فردین (سه گاه)
  58. چه شکوه کنم (سه گاه)
  59. داغ محبت (شوشتری)
  60. دل ای دل (سه گاه)
  61. دلبرک بانمک (شور)
  62. دل من (بود آن کشتی دل من که جز تو ناخدا ندارد)(گام وصال)
  63. دیدار (همی امشب آیم به دیدار تو) (بیات ترک)
  64. ترانه؟ (دوباره آسمون من) (سه گاه)
  65. دنیای آرامش (بیا که بی تو تنهایی به جون خستم افتاده) (همایون)
  66. ای خدا (ای خدا منم که خسته با یه کوله باری از غم) (شوشتری)
  67. قفس ( در این عشق جگرسوز)( افشاری)
  68. غم تو (ابوعطا)
  69. گریزان (شور)
  70. تنها شدم (دشتی)
  71. ضربی (ای تیره غمت را دل عشاق نشانه)(دشتی)
  72. ترانه؟ روزگاری به تو پابنده دلم (شور)
  73. ساقی ای لبهای جام شراب (سه گاه)
  74. ساز سخنگو (چهارگاه)
  75. طبل بی عاری (شور)
  76. کوچیک و بزرگی گفتن (سه گاه)
  77. من که جمعتون حاضرم (سه گاه)
  78. میخوام پر درارم (ماهور)

تشکر از خانم آحادی نژاد

به تدریج و به کمک شما لیست کاملی از تصنیفها و ترانه های استاد ایرج در همین قسمت درج خواهد شد

***کنسرت شب یلدای گلپا بهمراهی پیانوی اقای انوشیروان روحانی در استرالیا خواهد بود.

بی تردید باشکوه ترین و خاطره انگیزترین و مفتخرانه ترین رویداد موسیقی ماست که گلپا و انوشیروان روحانی بهمراه می آورد

نوشته شده در یکشنبه هفتم آبان 1391ساعت 14:47 توسط آزاده حسینی |
سه اسطوره موسیقی در بزم ایرانی!
مجموعه فراز و فرود منتشر شد

مجموعه فراز و فرود که کاملترین ردیف آوازی تاریخ موسیقی ایران می باشد توسط حوزه هنری منتشر شد.این ردیف با صدای استاد حسن گلپایگانی برادر استاد اکبر گلپایگانی اجرا شده است و شامل گوشه ها و ردیف هایی می باشد که توسط استاد اکبر گلپایگانی و حسن گلپایگانی جمع اوری شده است.

تشکر و یک دنیا سپاس از بهداد ارجمند که با این همه زحمت و با خونگرمی تمام و وسعت فکری وسیعشون بزم نایابی رو برای اولین بار برای تمامی مخاطبین موسیقی ملی ایران در این وبلاگ اینترنتی پخش کردند

با درود

اما نوبت به بزم که برسه مطمئنا از استاد ایرج نمیشه گذشت

تصویری که مشاهده میکنید سالن بزمی ایرانی هست که دیگر نشانی از گلپا و هایده و ایرج و .. نیست! و این چرخش زمانست! کاریش نمیشه کرد.این فرهنگ و این سالن میبایست حفظ شود

ضمنا این سالن بزم سفارتخانه ایران در واشنگتن هست که پس از سی سال درهای بسته که هنوز هم این ساختمان به ایران تعلق دارد باز شد و عکس برداری از داخل این ساختمان صورت گرفت که این تصویر یکی از سالنهای این ساختمان باشکوه سفارتخانه ایران است که همانطور دست نخورده باقی مانده.تصویری از اردشیر زاهدی در این سالن گرفته شده که مربوط به قبل از انقلاب هست که گواهی از دست نخورده ماندن و بسته ماندن این سالن طی این سالها دارد و ملاحظه میشود که خیلی خاطراتیست.

*********************************************************************

باز نمونه دیگری از سالن بزمی که نموداری از فرهنگ موسیقی و اوج زیبایی و دراصل شکوفه و چهره خندان موسیقی ملی ماست یعنی همان موسیقی بزمی.دستاورد نهایی موسیقی ملی ایران

در تصویر استاد ارجمند بنان،استاد بانو حمیرا،سیاوش زندگانی با ویولن،هایده،سیمین با ساز قانون،فضل اله توکل با ساز سنتور،کوروس سرهنگ زاده و شهیدی رو ملاحظه میکنید

*****************************************************************۸

باز تصویری دیگر از سالن بزم و بزم نشینی  رو مشاهده میکنید که استاد وزیری،استاد ایرج و استاد ترانه خانم هایده حضور داشتند

خوشبختانه با تلاش همراهان و همینطور نگاهبانان موسیقی ملی ما آثار بسیار زیادی از جمله نایاب و کمیاب به آرشیو تاریخی موسیقی ما دوباره برگشتند و از این موارد به این بزمهای رادیویی باید تاکید کرد که خوشبختانه این بزمهای باارزش که نمود فرهنگی موسیقی ملی ایرانیست و نشان دهنده صمیمیت بین هنرمند و مخاطب هست برخی دوباره از زیر خاک و وقایع انقلاب و ما بعد انقلاب و بگیر و ببندها و نابود کردنها و مسائل متفاوت دیگر دوباره دردسترس قرار گرفت و مطمئنا باز درآینده بیش از اینها دردسترس خواهد بود

من نمیدونم واقعا فردایی که کار این چندتا وبلاگ از جمله وبلاگ ایرج (گلهای آواز ایارن) وبلاگ گلپا و وبلاگ گلبانگ و وبلاگ گلبانگ عشق و مرغ سحر و مرضیه و رادیو گلها و اسداله ملک و از این دسته موارد به پایان برسه آیا نتیجه خوبی حاصل شده است یا خیر؟ و آیا کسی از زحمات شخصی بنام بهداد و محسن و آقای آذر و فرهادها و ...یادی خواهد کرد یا خیر.با اینکه اشخاص همگی برای همه مخاطبین موسیقی ناشناس و غیر حقیقی و غیر حقوقی هستند اما واقعا بعنوان یک هنردوست و هنرمند و هموطن و خدمتگزار به میهن آیا کسی خواهد گفت بهدادی هم در این مملکت بود که تمام علایق و لذات شخصی خودش رو صرف جمع آوری آثار ایرج و آن هم آثاری که نابود شده بودند کرده باشد و قدر این همه زحمت فرهنگی را بداند و این همه وقایع چند سال اخیر را برای این هنر دستاورد تاریخی و بزرگ و فرای ذهن درگیر و روزمره امروزی بداند یا خیر؟!

امیدوارم این همه زحمت واقعا با نگرش شما انسانهایی که بهرحال در درجه اول عاقل هستید! و در درجه دوم بالغ!! هرگز نادیده گرفته نشه و این ثانیه ها و ساعتهای بسیار بسیار زیادی که تا نیمه شب همونطور که الان ملاحظه میکنید صرف درج چنین مطالب و آثاری میشه محفوظ بمونه

بزم وقتی به خانه ها و روح ایرانیها برگرده شکی نخواهد بود که روحیه رزم هم همراه اون به بهترین نحو خواهد برگشت همانطور که در دومین سال بعد انقلاب برای جنگ جوانان ایرانی برخوردار بودند.چون مردمی بزمی و رزمی بودند

قدر بزم را باید دانست.آن کس که احساس دارد و شاد است و روحیه عاشقانه دارد مرد رزم هست و سرش برود قولش نمیرود و همیشه مفتخر و همیشه سربلند است! روحیه ای مردانه دارد!

و من جا داره همینجا از تمامی کسانیکه( بخصوص نسل امروز) از موسیقی ملی و بزم در موسیقی ملی انتقاد میکنند  و متاسفانه اصلا و ابدا هیچ نوع نگرش و هیچ نوع درک موسیقی ندارند بعنوان انسانهای سوسول و بزدل و منزوی و ضد بشر و غیر اجتماعی یاد کنم!

انسانهای خشک مزاجی که در طول تاریخ سبب نابودی وجهه اجتماعی ایران شدند من جمله همین گروههای صوفی و تصوف که ریشه تاریخی در این مملکت دارند و انسانهایی به غایت مخنث و بی اراده هستند

و ضدبشر بودن دقیقا همین معنی را میدهد.اما بزم وقتی در خانه های ایرانی پیدا شد و انزوا از بین رفت و آداب و معاشرت و ارتباط جمعی با هنر آمیخته شد و روحیه بزمی و به روز و تجددگرایانه در روح انسانها شکل گرفت چه پیشرفتهای فکری و روحی و اقتصادی و اجتماعی و هنری که شکل نگرفت!

و امروزه در ایران اگر که انسانها منزوی و ضدبشر و غیر اجتماعی هستند و زن و مرد و دختر و پسر و پیر و جوان هنوز آداب و معاشرت و شوخ طبعی و منیع الطبع بودن را بلد نیستند و در این ارتباطات جمعی ضعیف هستند و احساس و عشق در بین انسانها به چشم نمیخورد و روز به روز در ارتباطات ضعیف میشویم و تکنولوژی زده میشویم و فکر و روحمان همراه تکنولوژی پیشرفت نمیکند در نتیجه آن میبینید که در هنر هم  آن روحیه اوج گرفتن موسیقی که همانا موسیقی بزمی هست و ارتباطات بزمی هست و شکوفه موسیقی و لبخند موسیقی و آن ذوق موسیقی و بداهه که همان بزم هست از بین رفته و میبینید همه چیز دست در دست هم داده که به کلی دنیایی را از خودمان دریغ کنیم!

بهرحال سپاس از بهداد گرامی و هنردوست محترم و ارزشمند که بزمی از سه اسطوره آواز ایران یعنی ایرج،گلپا،وفایی در اختیار ما گذاشتند

به واقع سه آوازه خوان طراز اول و شکوفه آوازی ایران که نهایتا هر سه در اوج خود نابود شدند!

بزمی در بیداد و عشاق و فرود شوشتری_ایرج_گلپایگانی_وفایی

بعضی صداها رو باید به صورت زنده شنید.از جمله که شما در بزمهای متفاوت هم مشاهده کردید صدای گلپا در بزمها و اجراهای زنده و کنسرتی چیز دیگریست و لطف خاص خودش را دارد.

استاد ایرج:

استاد گلپا بهمراه هنرجوی محترم و بزرگوارش جناب ابازری 

استاد وفایی مرد آوازه خوان خوش ذوق و شاد و بزمی ایران

اما بزم دیگری رو باز از ایرج در اختیار شما خودم قرار میدهم که این مطلب وبلاگ دیگه کامل باشه

بزمی در سه گاه_سال 1377_منزل سراستاد_ ایرج

این بزم مربوط به سال ۷۷ هست که شاید تازه صدای ایرج برای اولین بار خواست ظهور کنه

سال ۷۷ با بچه های گروه موافقت میکنیم که به شمال بریم و من هم کادیلاک سویل رو خریداری کرده بودم و همه بر این قول بودند که اقا این ماشین فقط برای جاده شمال ساخته شده و دیگه راه نداره باید همه سوار ماشین شما بشیم و بریم.من هم خب موافقت کردم و جای همه دوستان خالی که بسیار هم خوش گذشت

ازقضا که از پیش یکی از دوستان اطلاع هم داشت که استاد ایرج قرار هست به اون خطه سفر کنند و آقای جمشید مشایخی و یکی دیگر از کارگردانان هم در اونجا هستند و ازقضا ویلای ما هم نزدیک ویلای اونها بود گفتند که بله اتفاقا استاد ایرج هم هستند و سفر خیلی خوب خواهد بود

خب ما هم که اولین بار که میخواهیم استاد ایرج رو از نزدیک هم ببینیم مخصوصا بعد از ۲۰ سال بی اطلاعی کامل از چنین هنرمندی

گویا یکی از دوستان افسری استاد ایرج در اونجا رستورانی زده بودند و من ملاحظه کردم یه تبلیغات خیلی بی سر و صدا و خیلی محلی از حضور و هنرنمایی استاد ایرج در افتتاحیه این رستوران زدند.

البته رستوران خب خوب و بزرگی هم بود و فکر میکنم ۱۵۰ نفر گنجایش داشت.برای افتتاحیه بود که ما حضور یافتیم.صدای ایرج هم یادمه یا هنوز آزاد نشده بود و یا همون اوایل آزاد شدن صدای ایرج بود که اینگونه تبلیغات و بی سر و صدای محلی فقط بود.

در اونجا آوازی اجرا کردند و بعد من دیدم یه چندتا از این بومیها که معلوم نبود از کجا آمده بودند و اصلا درعالم خودشون بودند اومده بودند اون پشت نشسته بودند و سر و صدا میکردند و با لفظ بدی صحبت میکردند و و یا داد میزدن کوچه مردا کوچه مردا! و یا سوت میزدن که بخون و از اینجور حرفا

من ناراحت شدم و وسط همون اجرا رفتم به صاحب رستوران گفتم که آقای محترم شما بعد از ۲۰ سال حالا بخاطر دوستی که با آقای ایرج داشتید درخواست کردید و خب یه سه میلیونی هم گویا برای اجرای ایشون کنار گذاشتید اما این وضعش نیست! یه اطلاع رسانی درست و یا فضای درست و آرام برای اجرای این مرد درنظر باید میگرفتید ایشون آوازه خوان بزرگ و بسیار بلند پایه موسیقی ماست و بعد از ۲۰ سال سکوت اینطور نباید با این سر و وضع به استقبال ایشون اقدام کنید

بهرحال اون سه شب اجرا به پایان رسید و غرض از این گفتار یکی پیرو مطلب وبلاگ جناب یادگار بود که در چنین فضایی و خفقانی خواسته و ناخواسته و با تدارکات ضعیف هرچند خصوصی و محفلی میبایست کمی دلسوزی و کمی سلیقه عمل دوست داران موسیقی و این آقایون اسپانسر داشته باشند و این بی سلیقگی و فقط جنبه مالی درنظر گرفتن و نداشتن حسن هنری اصلا مناسب برای شخصی که سالها برای موسیقی زحمت کشیده نیست! اگر محفل خصوصی و دوستانه هست پس باید خصوصی و دوستانه باشه و نباید فضا رو اجازه بدهند که به گند بکشند!

وگرنه مخالفتی اصلا نیست که ایرج در محفل خصوصی بخونه یا سالن ۲۰۰۰ نفره مثل کنسرت ۸۲! بلکه حسن هنری و تدارکات کار بسیار مهم هست.خواننده هرجایی که دلش بخواد آزاد هست که بخونه و به هیچ کس هم ارتباطی نداره.اما مابقی کار که تدارکات به گردن اونهاست دیگه واقعا وظیفه ای انسان دوستانه و هنردوستانه هست!

نهایتا هم استاد ایرج با آقای مشایخی در ویلا بودند و بعد از یک هفته هم ما برگشتیم

این هم از خاطره شمال

این بزم سال ۷۷ هم بانی شد که این خاطره یادم بیاد

تشکر و یک دنیا سپاس از بهداد ارجمند که با این همه زحمت و با خونگرمی تمام و وسعت فکری وسیعشون بزم نایابی رو برای اولین بار برای تمامی مخاطبین موسیقی ملی ایران در این وبلاگ اینترنتی پخش کردند

رویدادی خاطراتی از تصنیف برف اومد از پوران و ارکستر فارابی_وبلاگ رادیو گلها

نوشته شده در شنبه هجدهم شهریور 1391ساعت 2:19 توسط آزاده حسینی |
بوسلیک خاص ایرج
متاسفانه مرد صدای ایران آقای ثابت ایمانی گوینده محترم درگذشتتند.

یادشان گرامی و کلامشان ماندگار

تحلیل آواز مدولاسیون گلهای رنگارنگ566_استاد وفایی_وبلاگ رادیو گلها

مطلبی باز فاجعه آمیز در موسیقی ما_وبلاگ رادیو گلها

درود به شما هنردوستان موسیقی ملی ایران

یک مطلب کوتاه و قابل تاملی هم در مورد ایرج اینبار توضیح خواهم داد

و آن هم باز از اصفهان خاص ایرج هست.

اینبار اشاره بر مقام بوسلیک به سبک و لحن ایرج رو نمونه قرار دادم تا باز مورد توجه قرار بگیرد.

متاسفانه باز باید گفت امروزه خوانندگان ما از بزرگشون گرفته تا کوچکشون کوچکترین ابتکار و کوچکترین بداعت برای این موسیقی نداشتند و افتخاری هم ندادند

اما بارها شما مشاهده کردید از گلپا و ایرج که چقدر خلاق بودند و چه نغمات و ملودیها و لحنهایی رو در آواز اجرا میکردند که اصلا شما نمیتوانید محصور و محدود به گوشه و ردیف کنید

این موسیقی موسیقی است که گسترده میباشد و جای پیشرفت دارد و در قالب و کلیشه نیست.بارها من از ایرج و گلپا سعی در تحلیل آواز داشتم اما آوازهای بسیاری بود که شاید قریب به ساعت وقت من رو گرفت که بتوانم به گوشه خاصی منسوب کنم که این کار اقرار میکنم کاری بسیار کثیف و نادرست هست.چرا که آنچه ایرج و گلپا اجرا میکنند بقدری گسترده و بقدری وسیع هست که اصلا نباید در قالب گوشه های کلیشه شده و چهارعمل اصلی و جدول ضرب کلیشه قرار داد.

مگر اصفهان یعنی قطعه ای که دارای ۵۰ گوشه باشد؟ یعنی تا هزار سال دیگر هم هرکسی بخواهد نغمه سرایی کند کلا در همین ۵۰ گوشه میچرخد؟ یعنی دیگر ملودی و نغمه خاصی خلق نمیشود؟ همه باید تکراری باشد؟ بماند که اصفهان به خودی خود کمتر از ۱۵ گوشه دارد که تازه از این ۱۵ تا نصف بیشتر آن چرت و پرت است.دنیا ما را مسخره میکند! بماند که چیزی بنام دستگاه و گوشه و آواز کلا بی منطق و من درآوردیست و اصلا مبنایی ندارد! که البته در اینباره بعنوان گام شناسی مطالبی در اینباره عرض شد و در آینده نیز بطور مفصل توضیح داده خواهد شد و اصول این سنت گرایی زیر سوال خواهد رفت

اما بپردازیم به این قطعه خلاقانه ایرج و اصفهان خاص ایرج که نه تنها از درآمد شروع نمیشود که نباید هم بشود! بلکه از مایه خاصی که اگر قرار باشد محصور ومحدود به نغمه های معروف بنام گوشه کنیم باید گفت این آواز از مایه بوسلیک و با لحنی خاص از ایرج شروع میشود.

این برنامه اجرای زنده ایرج هست که من شک دارم آیا برنامه شما و رادیو هست و یا بزم ساز و سخن؟! و در ادامه همین مد خاص که به مقام بوسلیک ارتباط دارد احتمالا یا گام آواز کلا عوض میشه یعنی احتمالا برنامه قطع میشه و عشاق آن در گام دیگری از اصفهان اجرا میشه و یا اینکه مشکل از برنامه هست که در میانه آن دور نوار کمی تغییر کرده و کمی کند و تند شده که موجب شده یه مقدار گام تغییر پیدا کنه.

اجرای زنده برنامه رادیویی_آواز بوسلیک و عشاق خاص ایرج در اصفهان

آنکه پامال جفا کرد

چو خاک راهم

بوسلیک

خاک میبوسم و عذر قدمش میخواهم

تحریر بوسلیک

پیر میخانه سحر جام جهان بینم داد

عشاق

و اندر آن آینه از حسن تو کرد آگاهم

عشاق

چهچهه عشاق

تحریر بر فرود اصفهان

این هم بوسلیک خاص ایرج که در تاریخ ماندگار خواهد ماند!

اما توضیح آنکه مقام بوسلیک همان مقام گوشه عشاق هست با این تفاوت که لحن تفاوت دارد یعنی عشاق حالت اوج را دارد و صعود میکند اما بوسلیک حالت نزولی دارد  و نغمه ای زیبا و معروف هست

نوشته شده در یکشنبه پنجم شهریور 1391ساعت 14:13 توسط آزاده حسینی |
تیتراژ سریال جدید تلویزونی با صدای استاد ایرج
صدای جاودانی استاد ایرج پس از سه قسمت از سریال تلویزیونی چمدان حذف شد!!

تیتراژ سریال جدید تلویزیونی که برای اولین بار استاد ایرج پس از انقلاب آن را اجرا کردند

که با صدای آقای فدایی هم همراهی شده است

موسیقی سریال_استاد ایرج

نوشته شده در سه شنبه سوم مرداد 1391ساعت 13:55 توسط آزاده حسینی |
برگرفته از وبلاگ آوای ایرج_بررسی فعالیت ارکسترال استاد ایرج(1)

بیست سوم تیرماه سالروز تولد هنرمند دلسوخته و مظلوم محمودی

 خوانساری است.



جمعی از دوستان در تاریخ 23 تیرماه  ساعت ده صبح در قطعه شماره

 101 ردیف ۸۵ شماره ۱۹بهشت زهرا گرد هم خواهند امد

خشنود خواهیم شد حضور شما عزیزان را بر مزار عندلیب گلشن هنر اواز

 ایرانزمین پاس بداریم

********************************************

شش دهه خاطره (۱)

(بررسی یک عمر فعالیت های هنری استاد ایرج در حیطه تصنیف و اثار ارکسترال )

**هنرمندان و هنردوستان محترم در صورت هرگونه سوال درباره این مطلب به وبلاگ آوای ایرج مراجعه بفرمایند**

تحقیق و نگارش مجدد: محمّدرضا ممتازواحد_ بهداد احمدخانی- سعید دهدار 

 

 

پس از عصر صفویه و فروپاشی نظام موسیقی ایران از مقامی به ردیف دستگاهی، در سلسله قاجار، آواز ِایرانی مسیر دیگری یافت و آوازخوانان در دو گروه کلاسیک و مذهبی به فراخور سبک کاری خویش می خواندند تا سلسله پهلوی و آغاز دوران تجدد در موسیقی ایران؛ که آواز تا حدی با آنچه تا قبل از آن اجرا می شد از نظر شیوه اجرا و به لحاظ کمّی و کیفی تغییر مسیر پیدا کرد. (البته ورود دستگاه های ضبط صدا و تأسیس رسانه رادیو نیز در این روند بسیار مؤثر بود) آوازخوانانی چون ادیب خوانساری، عبدالعلی وزیری، غلامحسین بنان، حسین قوامی (فاخته ای)، یونس دردشتی و بعدها اکبر گلپایگانی، محمود محمودی خوانساری، عبدالوهاب شهیدی و ... هر یک به سبک و شیوه خود این قافله هنر را همراهی کردند. از دیگر هنرمندان این دوره «ایرج» (حسین خواجه امیری) است.

خالی از لطف نیست که مختصری از شرح حال استاد را به قلم خود او بخوانیم:

«اینجانب حسین خواجه امیری (ایرج) متولد 11 دی ماه 1311 در خالد آباد نطنز به دنیا آمده ام. ردیف موسیقی را از پدر و پدربزرگ که خواننده آن زمان بوده به ارث برده ام و از تعزیه خوانهای آن زمان که موسیقی می دانستند آواز را آموختم و بعد از طی دوران مدرسه ابتدایی به تهران آمده و دو سال هم در مکتب استاد ابوالحسن صبا ردیف موسیقی را تکمیل کردم و به وسیله ایشان به رادیو معرفی شدم. برنامه های آواز که در رادیو اجرا کرده ام:

  • برنامه گلها تعداد 213 آوازهای مختلف
  • برنامه های آوازی و تصنیف به صورت ارکستر و ترانه
  • آواز و تصنیف های فیلم های فارسی در حدود 105 فیلم
  • در سال های اخیر حدود 10 آلبوم

به امید روزیکه این موسیقی اصیل ایرانی در نسل های آینده ایران زمین باقی بماند.

حسین خواجه امیری (ایرج) » 1

همانطور که در این مختصر خواندیم ایرج از تعزیه خوانان آن زمان و آن دیار (کاشان) که یکی از مراکز اصلی شبیه خوانی در ایران به شمار می آمده و می آید [ آن هم با تعزیه خوانان مسلط و قهارش] بهره فراوان برده است. پس به حق باید تعزیه را پاسگاه و حامی واقعی موسیقی ایرانی دانست و آواز ایرانی وامدار این میراث معنوی است.

  • بررسی و تحلیل صدا و سبک آوازی ایرج

در واشکافی و تحلیل آثار ایرج مهمترین مسأله بررسی صدای کم نظیر اوست. به جرأت می توان گفت ایرج تمام مؤلفه ها و پارامترهای صدا را با کسب بالاترین بارم حائز است. شانزدهم اسفند ماه 1388 نگارنده مهمان تلفنی برنامه رادیویی نیستان (در شبکه رادیویی فرهنگ) بودم که با سالروز درگذشت شادروان استاد حسین قوامی (فاخته ای) مقارن گردید. در آن وقتِ محدود تلفنی نگارنده در حد بضاعت اطلاعاتی خویش تا حدی صدا و پارامترهای آن را تحلیل کرده و بیان آن توضیحات را هم در این نوشتار ضروری می داند.

« یکی از اصلی ترین مسائل آواز "صدا" است [از این جهت "یکی" !، چون مسائل مهم دیگری نیز در آواز دخیل اند از جمله شعرشناسی و آشنایی عمیق با ادبیات پارسی (چه به لحاظ شناخت بحور عروضی و چه آشنایی با صنایع ادبی لفظی و معنوی )، تطبیق و تلفیق صحیح و واضح شعر با موسیقی، «خلاقیت»!، سلیقه شناسی مخاطب و آشنایی با مبانی جامعه شناسی و همگامی با جامعه روز و بسیاری دیگر که در این مجمل نمی گنجد] اگر به چند پارامتر مهم صدا به صورت کلی بپردازیم باید به چند مؤلفه زیر حتما" اشاره داشت :

  1. «کیفیت صدا»، که اصلی ترین و کلی ترین بخش صدا را در بر می گیرد که خود شامل زیر مجموعه های بسیار مهمی است که هر کدام یک پارامتر کلی به شمار می آیند از جمله «جنس صدا»، «رنگ صدا»، «حالت صدا»، «شخصیت صدا»، «احساس صدا (حس)».
  2. «وسعت صدا» (که به طور عادی که خواننده باید بتواند تا پانزده نت را به طور متوالی بخواند)
  3. «شدت و ضعف و برد صدا» که خود مبحثی فنی و در خور تأمل و بررسی است.
  4. «تسلط بر صدا» که مبحث «تربیت و پرورش صدا» را نیز در بر می گیرد (نگارنده بعضا" در محفلی شاهد هنرآفرینی خوانندهً مشهوری بوده که آن عزیز، آوازی را گاه در چنان مایه بالایی آغاز کرده که در گوشه های اوج و به خصوص در ادای ادوات تحریر درمانده است!) البته ذکر این نکته ضرورت دارد که مسألهً مهمّ پرورش و تربیت صدا که از دیرباز در کلاس های آواز مطرح بوده با «صدا سازی» که برخی آن را دکانی برای خویش ساخته اند و همچون کارگاهی که فقط صداهای یک شکل تولید می کند کاملا" متفاوت است! (همچون کارخانه کنسرو سازی)
  5. «شمیم صدا» که تا حد بسیاری محتوای فرهنگی و شخصیتی و ماهیت وجودی آن آوازخوان را در بر می گیرد.....» 2  حال آوازخوانی ممتاز و شاخص است که در هریک از مؤلفه های فوق الذکر بیشترین نمره را آورده و به حق «ایرج» یکی از شاگرد اول های مدرسه آواز ایران است.

بابک بختیاری از شاگردان مطرح استاد پرویز یاحقی در مورد استاد ایرج از استاد یاحقی در برنامه نیستان رادیو نقل قول میکردند  که :((تمامی فاکتور های لازم برای یک آوازه خوان را آقای ایرج به طور کامل داشتند .در صورتی که اکثر خواننده ها  حتی خواننده های  گلها هم در  این فاکتورها دارای نقص بودند.به همین خاطر زمانی که من اواز آقای ایرج را با ویولن همراهی میکردم به واقع متحیر میشدم از این قدرت و  شیوه اوازی.حتی آقای ایرج بعضی جاها گوشه های مهجوری را می خواند که باز من متعجب میشدم و مجبور میشدم که از روی صدای اقای ایرج جواب آواز را بدهم.))

صدای ایرج بیش از شصت سال خاطره را در پرده اذهان به نمایش می گذارد. آواز و صدای ایرج دلچسب و گیراست؛ یک به واسطه تونالیته منحصر به فرد صدا و تحریرهای دل انگیز و جاودانه اش و همچنین سایر پارامترهای صدای وی(که تا حدی در بالا به آن اشاره شد) و دیگری سلیقه او در حین اجرای آواز است که شعر را واضح و به بهترین شکل با موسیقی تطبیق و تلفیق می دهد. از دیگر نقاط قوت آواز ایرج خلاقیّت (این گوهر گمشده در آواز ایرانی) است. اگر ده آواز افشاری از ایرج بشنویم حتی یک نمونه شباهت دار با دیگری نمی توان یافت و این نشان از نبوغ و بدعت او در آواز ایرانی دارد. ایرج به شعر بسیار اهمیت می دهد و در اجراهای بیش از هشتصد ترانه و آواز به جا مانده از او شاید کمتر بتوان به اثری برخورد که حق شعر ادا نشده باشد.

ایرج پیرو سبک آوازی تاج اصفهانی است ولی به طور غیر مستقیم از آن مکتب بهره برده است. با این حال از بسیاری از افرادی که مستقیما" محضر آن استاد را درک کرده اند نه تنها شاخص تر شده بلکه آوازش مطبوع تر و شخصیتی کاملا" مستقل داشته و در بسط و اشاعه آن سبک آوازی هم موفق تر عمل کرده است! پس در اینجا ذکر این نکته ضرورت دارد که «بینش» که در نظر قدما به خصوص شخص شخیص استاد ابوالحسن صبا (که همواره به هنرجویان خود می فرمودند که آموزش یک طرف قضیه است و بینش طرف دیگر قضیه [و شاید اصل قضیه!]) از اهمیت شایانی برخوردار بوده و هزاران ساعت آموزش و تلمّذ بدون لحظه ای درک و معرفت و رجوع به خویشتن خویش و نیل به بینش و شناخت عمیق، حاصلی را در بر نخواهد داشت!

  • بررسی و تحلیل آثار و ترانه های ایرج

آماری از آثار استاد در شرح حال ایشان به قلم خویش عنوان شد. ایرج پس از عزیمت به تهران توسط مجید وفادار به ابوالحسن صبا معرفی گشت و نزد آن استاد نامی در جهت تکمیل دانش موسیقایی خود همت گمارد.

از جمله اولین آهنگسازانی که ایرج با آنها همکاری داشته «عبدا... جهان پناه» و «ابراهیم منصوری» است. آواز ارکسترال «حکایت از یاد رفته» از ساخته های عبدا... جهان پناه با سروده ای از نواب صفا (در دستگاه سه گاه) که باارکستر شماره هفت به رهبری عبدا... جهان پناه اجرا شده است.(در این آواز خود جهان پناه آواز ایرج را همراهی میکند و جواب آواز را میدهد) و همچنین ترانه و آوازی در دستگاه همایون همراه با ارکستر ابراهیم منصوری در حدود سال 1328 (یعنی بیش از شش دهه پیش) از جمله اولین کارهای حسین خواجه امیری است. از دگر کارهای جهان پناه با ایرج میتوان به تصنیف "چمن آرا" در همایون با شعری از شهرآشوب _ تصنیف "فتنه" در اصفهان با شعری از پرویز خطیبی _تصنیف "خزان عشق" در مایه شوشتری بر روی شعری از تیمورتاش _تصنیف "سفری با تو" در مایه دشتی با شعری از شاه زیدی _تصنیف "گذری بر چمن" در دستگاه شور با شعری از حسین مسرور_ تصنیف "نقشی زیبا" در مایه بیات ترک بر روی شعری از شهر آشوب _ تصنیف "پیام عاشق" در مایه دشتی با شعری از نظام فاطمی و ... اشاره کرد.شایان ذکر است که ابراهیم منصوری هم آثار بسیاری را برای ایرج ساخته که در کتابی که به تازگی در مورد آثار وی به زیور طبع آراسته شده، تعدادی از آنها نقل شده است.

سپس همکاری های او با رادیو گسترش یافت و پس از ورود به مدرسه نظام و دانشکده افسری با ارکستر ارتش و ارکستر محمد بهارلو (در اواخر دهه بیست) فعالیتش را ادامه داد.

در خصوص آثار ایرج «بهداد احمدخانی» جوان ِمحقّق و صاحب اندیشه، دارای اکثر آثار استاد حسین خواجه امیری است و اطلاعات خوب و ارزنده ای نیز به لحاظ شناسنامه ای از این آثار دارد و به خصوص این که برخلاف برخی از دوستان! از ارائه اطلاعات و آثارش مضایقه ای نداشته و مانند برخی ممسک و بخیل نیست! و  بدین سبب نگارنده را در این خصوص یاری داده است که ضمن تقدیر از وی به شرح مختصری از این آثار می پردازیم.

شاید کمتر کسی بداند که «عبدالعلی وزیری» آوازخوان معروف (که تار نیز می نواخت) برای ایرج چهار تا پنج (و حتی بنا به گفته عده ای هفت) تصنیف و ترانه ساخته و گویا به غیر او برای خواننده دیگری آهنگی نساخته است (که البته این ادعا متقن نیست زیرا همانطور که شرحش رفت عبدالعلی وزیری خود خواننده مشهوری بوده و شاید لااقل برای خودش آهنگی ساخته باشد که بعید هم نیست) از جمله این آثار می توان به اثر «بر اشکم خندیدی» با سروده ای از معینی کرمانشاهی (در دستگاه همایون) اشاره کرد.

«سید جواد بدیع زاده» نیز که به غیر از خوانندگی و ضربی خوانی ممتازش، دارای قریحه خوب آهنگسازی هم بود نیز برای ایرج آثاری را آفرید از جمله اثر «یار مهربان» (یا «ابر نوبهار») در دستگاه نوا با سروده ای زیبا از بیژن ترقی و همچنین ساخت اثری ارکسترال بر دیباچه گلستان سعدی (با نثر مسجع «منت خدای را عز و وجل...») در مایه دشتی. اثر «میکده حافظ» (بر روی غزل حافظ)، تصنیف "باز آمدی" بر روی غزلی از مولانا به همراهی گروه کر، همچنین تصنیف "چشم بد دور" با شعری از شاه زیدی و اثر دیگری به نام «دختر کوهستان» نیز از ساخته های بدیع زاده برای ایرج است.

«ابراهیم سرخوش» تار نواز مشهور که ردیف آوازی به جای مانده از آواز خوان نامی، ادیب خوانساری با تار وی همراهی شده است نیز برای ایرج ترانه ها و تصنیف هایی ساخته است از جمله «هوس های بهاری» با سروده ای از تیمور تاش (در بیات اصفهان) و همچنین اثر «یادگار» با سروده ای از ابوالقاسم حالت (در دستگاه شور) نیز از یادگارهای سرخوش است.

«دکتر رضا ناروند» آهنگساز ارزنده و متأسفانه کم آشنا! که کمتر کسی به بررسی آثار وی پرداخته نیز، برای ایرج آثاری زیبا و منحصر به فردی را آفریده و بهداد احمد خانی از جمله اولین کسانی است که آثار و خدمات این آهنگساز ارجمند را گردآوری و نام وی را برای نخستین بار در فضای مجازی اینترنت و در این نوشتار مطبوعاتی عنوان کرده است. از جمله ساخته های رضا ناروند برای ایرج می توان به تصنیف «شمع شب افروز» (غزل حافظ)، اثر «کبک و چشمه» در دستگاه ماهور که ایرج در اواسط ترانه آوازی را در راک عبدا... با ساز قانون اجرا کرده است، اثر «گلریزان» (سروده ای از عبدا... الفت)، «زمزمه چوپان» در مایه دشتی که ایرج در میان اثر آواز سلویی را در اوج دشتی اجرا کرده است، تصنیف "افسون ساز" با شعری از کریم فکور و تصنیف "محو تماشا" بر روی شعری از بیژن ترقی . همچنین ایرج با همکاری ارکستر دانشجویان به رهبری دکتر ناروند (در سال 1334) در یک فیلم سینمایی فارسی هم اثری را اجرا کرده است. «صبح دهکده» (سروده ای از اصغر واحدی) و «صید دلها» (سروده ای از پرویز افشارپور) از دیگر آثار دکتر رضا ناروند برای ایرج است.

صحبت از فیلم های سینمایی قبل از انقلاب و هنرآفرینی های ماندگار جناب ایرج در آن فیلم ها به میان آمد، بد نسیت به این مقوله هم بپردازیم. ایرج در حین تحصیل در دبیرستان نظام (کلاس شش متوسطه) توسط جواد لشگری در فیلمی به نام «روزنه امید» به جای هنرمندان مجید محسنی و نصرت ا... وحدت آواز خواند و این اولین تجربه اجرای او در فیلم های سینمایی بود. در اینجا ذکر این نکته ضرورت دارد برخی ایرج را به دلیل خوانندگی در فیلم های فارسی مذمّت و گاه نقد کرده اند که به عقیده نگارنده، عقاید این گروه تا حد بسیاری ناصواب و متعصبانه است. گاه در همین فیلم ها شاهد هنرآفرین های متفاوت و متمایزی از ایرج هستیم که در نوع خود شاهکار و آثاری تکرار نشدنی و منحصر به فرد است. نگارنده به یاد دارد که در دوران دانشجویی در شهرستان کوچکی در خانه ای مهمان بودم. صبح که از خواب برخاستم در اتاق مجاور که اتاقی دانشجویی بود صدای فیلمی به گوش می رسید که ناگهان آواز ایرج در دستگاه ماهور طنین انداز شد. ایرج در آن فیلم (که نگارنده حتی نامش را هم نمی داند) به قدری زیبا درآمد ماهور را اجرا کرد که بی اغراق می گویم تا به حال چنین برداشتی زیبا و متفاوت از درآمد ماهور با آن ادای صحیح و شناخت صحیح و عالی شعر و تطبیق و تلفیق استادانه آن با بحر ملودی درآمد را، نه شنیده و نه خواهم شنید!(ترانه ای از ساخته های سورن در دستگاه ماهور با شعری از محمدعلی شیرازی). چه خوب است که دیگر پس از سه دهه از این عقاید متعصبانه و یکسونگرانه دست برداریم و اندکی در مسیر عدل و انصاف گام برداشته و قلم فرسایی و اظهار فضل کنیم! که اگر این طور عمل می کردیم موسیقی ایرانی به این فترت نمی افتاد. بگذریم،

صحبت از «جواد لشگری» آهنگساز مشهور و نوازنده ویولن به میان آمد. آثار «کاروان دل» (با سروده ای از مینوصابری) و «بیگانه از عشق» در مایه دشتی و همچنین «غزل ستارگان» از جمله آثار خلق شده جواد لشگری برای ایرج است (خود استاد لشگری اثر "کاروان دل" را بسیار میپسندند و از آن بعنوان شاهکاری در دشتی نام بردند) .

در خصوص آهنگسازان فیلم های سینمایی، باید از هنرمند ارزنده جناب «پورهاشمی» هم نام برد که آثار ماندگار «گنج قارون»، «چشم ساقی» و «علی بی غم» را برای صدای ایرج آفرید(البته جناب پور هاشمی در امر ترانه سرایی هم قلمی قوی دارند).

«علی تجویدی» آهنگساز نامی و شهیر نیز برای ایرج آثاری را ساخته است که از جمله معروفترین آنها یک اثر به اصطلاح «کوچه باغی» است با سروده ای از مهدی سهیلی که گویا بر پایه تصنیفی از بانو دلکش ساخته شده است! (ذکر این نکته هم خالی از لطف نیست که جناب ایرج با برخی از بانوان معروف ِخواننده، اثاری را به صورت دو صدایی اجرا کرده است) همچنین برنامه موسیقی ایرانی که ایرج آهنگی از ساخته های تجویدی بنام "چه شود" در دستگاه سه گاه را اجرا میکند و آواز این برنامه را هم خود ایرج با ویلون مرحوم تجویدی اجرا میکند.

ایرج به برنامه گلها نیز راه یافت و اولین اثرش را در آن برنامه با ویولن علی تجویدی در دستگاه سه گاه اجرا کرد و پس از آن همکاری اش را با این برنامه وزین ادامه داد.

«محمد میرنقیبی» آهنگساز و نوازنده ویولن سه کار در برنامه گلها (یک شاخه گل) با ایرج داشته است که معروفترین آنها ترانه ای در بیات ترک (با شعر «شد از تو رسوا دل من ...»)است که تکنواز آواز برنامه جلیل شهناز بوده که آواز ایرج را همراهی کرده است. البته محمودی خوانساری هم در آن برنامه اجرای آوازی را برعهده داشته و در آخر هم باز همین ترانه با صدای ایرج طنین اندازی می کند. (دو اثر دیگر میرنقیبی در برنامه گلها در دستگاه های سه گاه و چهارگاه است) میرنقیبی به غیر از آثار گلها که شرحش رفت آهنگهای دیگری نیز برای ایرج ساخته که از جمله آن می توان به «عروس شب» (سروده ای از دکتر نیر سینا) و «نقش گناه» (سروده ای از ابوالقاسم حالت) و "شب دیدار" با شعری از سرکار خانم " سیمین بهبهانی" شاعر ملی کشورمان اشاره کرد. که همگی این آثار ارکسترال میباشند.

ایرج با «همایون خرم» هم همکاری داشته است. آوازی ارکسترالی به نام «می گریزم» با سروده ای از شیرازی (در دشتستانی) و اثر ارکسترالی دیگر به نام «خدایا» باز هم با سروده ای از شیرازی (در همایون) و همچنین اثر «غم دوست» در فیلم کوچه مردها و اثر دیگری به نام «یوسف گمگشته» (بر روی غزلی از حافظ) و تصنیف_آواز "زاهد خلوت نشین" با غزلی از حافظ، از دیگر آثار همایون خرم برای ایرج است.

بهداد احمدخانی کارهای متفاوت و متمایزی از ایرج را مطرح می کند که شاید کمتر شنیده و در مورد آنها بحث شده باشد. به گفته احمدخانی، بزرگ نی نواز ایران مرحوم «حسن کسایی» نیز برای ایرج آثاری را ساخته که گویا نقل قول خود جناب کسایی در اینسرت آلبوم گلفروش (با صدای علی جهاندار) است که استاد اظهار داشته اند که تصنیف هایی را برای ایرج ساخته که شعر برخی از آن آثار را آهنگساز و ترانه سرای ارزنده «جهانبخش پازوکی» و.... سروده اند. همچنین در اینسرت آلبوم «گل من» که بازسازی جدیدی از آثار قدیمی ایرج است نام آهنگسازان را «جلیل شهناز» و «فریدون حافظی» نوشته اند که مؤید آن است که شهنواز موسیقی ایران «جلیل شهناز» و همچنین هنرمند گرامی و پیشکسوت «فریدون حافظی» نیز آثاری را برای ایرج ساخته اند.

در برنامه موسیقی ایرانی که قبل از تشکیل برنامه گلها از رسانه رادیو به گوش می رسید و برنامه ای شامل تصنیف و آواز بوده (که البته گاها بدون اعلام برنامه و بدون دکلمه) صورت می گرفته است، ایرج در آن برنامه ها همراه با آهنگسازی «نصرا... زرین پنجه» اثر «مژده بخت» را در دستگاه شور اجرا کرده است که آواز آن را هم ایرج با نی و تار در شور اجرا کرده است و همچنین اثر دیگری در برنامه موسیقی ایرانی که تصنیف آن باز با آهنگسازی زرین پنجه در بیات ترک (با مطللع : چون به چمن میگذری) میباشد و آواز این برنامه را هم ایرج با همراهی کمانچه علی اصغر بهاری و تار زرین پنجه اجرا کرده است . همچنین «اکبر محسنی» با اثری به نام «عطر یاس» (سروده ای از کریم فکور) در برنامه موسیقی ایرانی در دشتی برای ایرج تصنیفی دیگر ساخته است که آواز این برنامه را هم ایرج با ویلون و تار اجرا کرده است.

«گلشن راد» با اثری به نام «بزم شبها»(سروده ای از رضا جنتی عطایی)، «سلیم فرزان» با اثری به نام «نازک دل» (سروده ای از پژمان بختیاری)، «فرهنگ شریف» با آثاری به نام «چوپان» و «قصر زرین» ، «عطاا... خرم» با آثاری به نام «دل غمگین» (در فرم و ریتمی عربی)، «گل و لاله» (بهادر یگانه) و «عشق آموختنی نیست» نیز با ایرج همکاری داشته اند.

«حسین صمدی» اثر معروف «پرنده» را در دستگاه شور برای ایرج ساخته است. همچنین آثاری چون «مرغ دل» (با شعری با این مضمون مرغ دلم هوای پرواز کرد...)، «ستاره های شب من» سروده ای از بهمنی (در دستگاه شور) و اثر زیبای «با تو میشه ستاره ها رو شماره کرد» با سروده ای از حسین منزوی (در دستگاه نوا) از آثار این آهنگساز با ناز صدای ایرج است. خاطر نشان می سازد بنا به گفته دوست عزیزم جناب بهداد احمدخانی، حسین صمدی کار تنظیم بسیاری از آثار «پرویز یاحقی» را نیز بر عهده داشته و دانش آموخته دانشکده موسیقی بوده است.

سخن از «پرویز یاحقی» شهیر نوازنده ویولن ایران به میان آمد. ایرج نه تنها با ایشان آوازهای به یادماندنی و مانایی را اجرا کرده بلکه ترانه ها و نصنیف هایی را نیز از ساخته های یاحقی در کارنامه هنری خویش محفوظ دارد. پرویز یاحقی بیشتر برای بانوان خواننده آهنگسازی می کرد ولی طنین صدای چهار خواننده مرد به گونه ای بر او اثر گذاشت که برای آنها هم آثاری را آفرید: «استاد غلامحسین بنان»، «داریوش رفیعی»، «استاد ایرج» و «استاد اکبر گلپایگانی».

اثر «دست تقدیر» با سروده ای از بامداد جویباری و همچنین اثر «آهوی گریزان» با آهنگسازی «ناصر تبریزی» نیز از جمله آثار ایرج است که یکبار با ارکستر رادیو اجرا گشته و اجرای دیگر «طلیعه جدایی» با ارکستر عطاا... خرم (با ریتم و فرمی عربی) صورت گرفته است که سروده این اجرا نیز بر عهده بامداد جویباری بوده است.

ایرج به غیر از ارکسترها و برنامه های یاد شده در اکثر برنامه موسیقایی رادیو (و حتی جاز موزیک آن زمان ) همکاری داشت و تقریبا" هر چه که خواند با استقبال مردم مواجه شد. همکاری ایرج با تلویزیون نیز مطلبی در خور تأمل است. موسیقیدان ارجمند «فریدون ناصری» با تشکیل ارکستر گروه سماعی برنامه های بسیاری را در جهت بسط و اشاعه موسیقی ایرانی ترتیب داد که معروفترین آنها برنامه است در دستگاه ماهور که بازسازی یک اثر قدیمی است که کار تنظیم آن را فریدون ناصری بر عهده داشته و در آن ارکستر امیر ناصر افتتاح، حسن ناهید، مهیار فیروز بخت، شهریار فر یوسفی و بانویی سنتور نواز هنرنمایی کرده اند. تکنواز آن برنامه «تک تار نواز ایران» جلیل شهناز بوده که آواز دل انگیز ایرج را در دلکش ماهور همراهی کرده است.

 ترانه «شمع و گل و پروانه » با آهنگسازی اسماعیل منفردزاده و سروده ای از کریم فکور (در دستگاه چهارگاه)، «تو شمع محفل آرایی» باز هم در دستگاه چهار گاه و اثری دیگر به نام «قایقران» از جمله آثار ساخته شده منفردزاده برای ایرج است. همچنین آثار «سپیده دم» با سروده ای از منفرد، «خطا و مکان» با سروده ای از پرویز افشارپور، «دختر دریا» با سروده ای از عبدا... الفت، «نفرین» با سروده ای از بامداد جویباری از دیگر آثار منفردزاده برای ایرج است. جای شگفتی اینجاست که اصولا" منفرزاده را با آثار متفاوتش با سبک موسیقی خود او آن هم با صدای هنرمندانی چون فرهاد، فریدون فروغی و داریوش اقبالی می شناسیم. برداشت عمیق وی از موسیقی ایرانی و آن هم دستگاه سختی چون چهارگاه که ظرایف و دقایق خود را در بر دارد آن هم با اجرای پهلوانی چون ایرج تأمل برانگیز است. به خصوص ترانه «شمع و گل و پروانه» که در میان ترانه، ایرج آواز زیبایش را با شعر «شمع و گل و پروانه و بلبل همه جمع اند/ ای دوست بیا رحم به تنهایی ما کن» با آن تحریرهای دل انگیز و با قدرتش تزیین بخش آن آهنگ ساخته است. البته جناب منفردزاده در زمینه موسیقی فیلم به خصوص موسیقی ِفیلم ِ ماندگار «قیصر» نیز متفاوت عمل کرده و تلفیق سنت و مدرنیته را بارها در آثارش اِعمال و در این خصوص استادانه بخت آزمایی کرده است. گام چهارگاه مانند گام دستگاه های شور و همایون فروشو (پایین رونده) و مانند گام دستگاه ماهور و بیات اصفهان برشو (بالارونده) است چرا که هر دو حالت در گام آن محسوس است. در گام چهارگاه همیشه دو علامت نیم پرده برشو و دو علامت ربعی فروشو با هم وارد شده اند. گام چهار گاه با گام بزرگ هم ارتباط دارد چرا که مانند گام بزرگ بالارونده است و از طرف دیگر چهارگاه با گام کوچک نیز ارتباط دارد. شناخت عمیق منفردزاده از این دستگاه سخت و فنّی جای ستایش و تقدیر برای او به همراه دارد و برای منفرد زاده و تمامی اصحاب هنر موسیقی این سرزمین آرزوی سلامتی و توفیق داریم.

هنرمند اخلاق مدار و خوش ذوق «انوشیروان روحانی» نیز با ایرج همکاری های بسیاری داشته است. آثاری چون «عاشقم بی طاقتم» (سروده پور هاشمی)، «لبخند دنیا» (سروده بهادر یگانه در افشاری) ، «سوز دل» (سروده بهادر یگانه در همایون) ،"تا کی" ، "تنها شدم" (در دشتی)، "دور از تو دارم" (با شعری از پور هاشمی در افشاری)، "بلایت به جانم" ، "عشق و مستی" ، "دیگر طی شد انتظارم "  و ترانه ای در شوشتری که با صدای "ایرج و گوگوش " بصورت مشترک اجرا شده است .

از جمله دیگر آثار انوشیروان روحانی با ایرج  آواز هایی در "دیلمان"_ "شوشتری" و "گرایلی" میباشد که هر سه این برنامه ها بر روی صفحه گرام ضبط شده اند.

همچنین اثر مشترک دیگری از ایرج و انوشیروان روحانی که با آواز و تصنیف زیبایی در چهار گاه اجرا شده است.

البته ایرج تصانیف بسیاری با آهنگسازانی همچون: پرویز مقصدی_منوچهرلشگری_بزرگ لشگری _امیر پازوکی_ علی اکبرپور_ حسن لشگری_ سلیم فرزان_ اسدالله ملک_ غیاثیان_ اتابکی_ گودرزی_ بابک افشار_ هنر جو_ مهر افشان و... اجرا کرده است که بررسی تمامی این آثار در این نوشتار نمی گنجد.

  • راز مانای ایرج

البته مطالبی که ذکر شد مختصری از ترانه ها و تصنیف های اجرا شده توسط ایرج بود ولی قدر مسلم ، راز ماندگاری ایرج به دلیل اجرای قدرتمند «آواز» اوست که با آن صدای رسا و قدرت تحریرهای دل انگیز و با قدرتش با همکاری بهترین نوازندگان آن عصر، که دیگر نظیرشان نخواهد آمد و به امید خدا به زودی و در مناسبتی در مطلبی به نام (شش دهه خاطره 2) که در مورد آوازهای کمتر شنیده شده ایرج در رادیو و برنامه های مختلف (غیر گلها) میباشد باز هم به این بزرگ مرد آواز میپردازیم . ايرج پس از ابراهيم غزل‌خوان، عبدالعلي همايون، جواد بديع‌زاده و... يك نوع سبك خواندن موسيقي قديم تهراني (غزل) را با شيوه و اجراي دل‌انگيزش به اوج خود رسانيد به گونه‌اي كه اين سبك به عنوان تیکه‌ اي وارد رديف‌هاي دستگاهي شد. اين شيوه را كوچه‌باغي و يا بيات تهران مي‌‌نامند.  او آثاری را به یادگار گذاشت که مانند آن ها دیگر هرگز شنیده نخواهد شد به خصوص «مرکب خوانی» ها و «مرصع خوانی»های او که هیچ گاه از ذهن مردم هنردوست این دیار و تاریخ موسیقی ایران زمین پاک نخواهد شد.

 

  • پاسداشت شش دهه خاطره !

صدای ایرج صدای خاطره هاست. صدایی که از بطن مردم برخاست و مورد تأیید استادانی چون روح ا... خالقی و غلامحسین بنان قرار گرفت و مردم نیز گرامی اش داشته و می دارند. مسئولان و متولیان امور فرهنگی و هنری کشور آگاه باشید که « ایرج، هنوز نفس می کشد؛ از وجود ذیقیمتش تا می توانید بهره ببرید و کم لطفی ها و کم انصافی های گذشته را تا حدی جبران کنید!»

 

 

تعدادی از تصانیفی که در بالا نام برده شد تقدیم دوستان عزیز میگردد:

 

تصنیف باز آمدی -  آهنگساز: استاد جواد بدیع زاده - خوانند: استاد ایرج-شعر:مولانا - دانلود

تصنیف ستاره ها - آهنگساز:استاد حسین صمدی - خواننده :استاد ایرج-شعر :حسین منزوی دانلود

تصنیف صید دلها - آهنگساز:دکتر رضا ناروند - خواننده :استاد ایرج-شعر:پرویز افشار پور دانلود

تصنیف می خوردی- آهنگساز:استاد عبدالعلی وزیری- خواننده :استاد ایرج- شعر: معینی کرمانشاهی  دانلود

تصنیف نقش گناه-آهنگساز:استاد محمد میرنقیبی- خواننده :استاد ایرج-شعر:ابوالقاسم حالت دانلود

تصنیف نازک دل - آهنگساز:استاد سلیم فرزان - خواننده:استاد ایرج- شعر:پژمان بختیاری دانلود

تصنیف :زاهد خلوت نشین - آهنگساز:استاد همایون خرم- خواننده:استاد ایرج -شعر:حافظ دانلود

 

 

این نوشتار در ويژه نامه ادب و هنر روزنامه اطلاعات (شماره 129) به تاریخ سه شنبه 17 اسفند 1389 و همچنين، در مجله پرتو («ویژه نامه ایرج و اکبر گلپایگانی»- شماره 3 و 4)در آذر و دي ماه1389 به چاپ رسید.

 

بخش دوم این نوشتار (شش دهه خاطره(2)) که آثار آوازی جناب ایرج (غیر از گلها) را در بر می گیرد، به زودی تقدیم حضور هنردوستان خواهد شد.

 

 

نوشته شده در سه شنبه سیزدهم تیر 1391ساعت 17:41 توسط آزاده حسینی |
دومین یادبود انوشیروان روحانی و ایرج

متاسفانه خانم روشنک فوت کردند

انجمن موسیقی ملی گلها پدر و مادر روح تک تک ایرانیان بودند.روشنک صدای مادری آرامش بخش و دلنواز و آرام دل و جان بود که شبها با گوش دادن ابتدای برنامه جان پرور گلها همچون مادر نغمه لالایی را میخواند و در ادامه نوازنده محترم با ناز، گوش و روح ما را روح آرزده شده در طول  روز را صیقل میداد.سپس خواننده لای لای زمزمه شاعران فرهنگی ما را همچون عراقی و رهی معیری و بیژن ترقی و معینی کرمانشاهی را با کلام موسیقی به خورد روح ما میداد

واقعا این ارکستر این انجمن موسیقی ملی و این گویندگان و شاعران و نوازندگان پدران و مادران ما بودند.

فرض کنید که شما کودکی هستید که تا چشم باز کردید نه مهر پدر رو دیدید و نه محبت مادر.چه صدا و چه احساسی روح پرور تر از روشنک! بعنوان مادر شما! چه صدایی مهرآمیز تر از روشنک.چه پند و مهر و محبتی بالاتر از کلام شاعران عاشق پیشه ما.چه صدایی جان پرور تر از نوای خوانندگان مهرپرور ما!

به واقع اگر کودکی یتیم بودیم باکی نبود که چرا که مجموعه گلها بهترینها را به ما عرضه داشت.مهرآمیزترین و عاشق پیشه ترین و دلسوخته ترین و آرامش بخش ترین.معنوی ترین نوای ایرانی در کل تاریخ ایران!

تو رو خدا ایندفعه طوری دیگر گلها را گوش کنیم.طوری دیگر پدر و مادر معنوی خود را دریابیم.امروز این افتخار است که چه کسی تربیت شده گلها هست؟ چه کسی در دامن این پدر و مادر معنوی تا به این سن تربیت شده.چه کسی تربیت شده در میان گل است؟ چه کسی نازپرورده این گهواره پر از گل است؟

زیبایی صدا و سخن را از گلها یاد گرفتیم.ادب را از گلها یاد گرفتیم.ادبیات را از گلها یاد گرفتیم.خرد و اخلاق و عرفان را از گلها یاد گرفتیم.هنر و موسیقی را از گلها یاد گرفتیم.انسجام و نظم و دقت را از گلها یاد گرفتیم.مهر و محبت را از گلها یاد گرفتیم.عشق را از گلها یاد گرفتیم و نوای دلسوختگی و درک پیری را باز از گلها یاد گرفتیم.احترام و حفظ جایگاهها را از گلها یاد گرفتیم.ارزش بانوان را در گلها یاد گرفتیم.تعهد و مسئولیت و زحمت شبانه روزی را از گلها یاد گرفتیم.ملی گرایی را از گلها به ارث داریم.ارزش به قومیتها و انسجام آن با کل ملیت را از گلها داریم(گلهای صحرایی-محلی)

یادمون نره...

درود به شما

این بار این وبلاگ رو آپلود نکردم اما مطلب و اثر قابل ملاحظه ای رو در وبلاگ اسداله ملک تقدیم هنردوستان کردم

اثری از انوشیروان روحانی و ایرج

وبلاگ اسداله ملک و مطلبی از ایرج و انوشیروان روحانی

تشکر بسیار زیاد از بهداد که مدتها پیش این اثر رو لطف کردند که در اختیار همگان قرار گیرد

بهداد کتاب گویای موسیقی ملی ماست

نه تنها آثار بسیاری را در اختیار دارد بلکه تاریخها و مطالب و وقایع بسیار مهم و جالبی را از موسیقی ملی ما میدانند و بازگو میکنند.

 از استاد شهناز چه ماند؟!

مهم این نیست.مهم این هست که چند نفر از شما فرق صدای تار استاد شهناز و لطفی را متوجه شد؟!

چند نفر توانستند بفهمند تار چیست؟

بداهه نوازی چیست؟

دستگاه موسیقی چیست؟

جمله بندی در نوازندگی چیست؟

وقتی میگویند گویی ساز با آدم صحبت میکند یعنی چه؟

مضراب کشیدن بر تار یعنی چه؟

فرهنگ شریف کیست؟ استاد ظریف کیست؟ استاد مجد کیست؟

خیر اینها بی پاسخ ماند.

بر طبل جهالت فعلا باید کوبید

گل رفت و خار بماند

به واقع گل رفت و خار بماند!

نوشته شده در سه شنبه ششم تیر 1391ساعت 23:18 توسط آزاده حسینی |
احترام بین هنرمندان در موسیقی ملی ایران
شدم سرمست از نای کسایی
از آندم گشته هم پای کسایی

عجب دانم که گیتی بار دیگر
بزاید کس به همتای کسایی

هزارآوا

برای استاد شهناز از یزدان مهربان آرزوی سلامتی کنید

متاسفانه داماد ایشون به من گفتند دوباره استاد رو بیمارستان بردند و حالشون خوب نیست.

بهار بود و تو بودی و عشق بود و امید

بهار رفت و تو رفتی و هرچه بود گذشت

در نهایت تاسف در آخرین روزهای بهار سال ۲۵۷۱ ایرانی استاد کسایی هنرمند بینظیر موسیقی ملی ایران فوت کردند

همچنان اوضاع فرهنگی به گونه ایست که هنرمند زایی و هنرمند پروری ندارد.

استاد کسایی بدرود گفتند و همچنان عرصه موسیقی ملی ایران خالیست

درود به هنرمندان و هنردوستان موسیقی ملی ایران

تشکر بابت فرستادن این عکس از دوست محترم ما

من چون خیلی از مخاطبین این وبلاگ ناراضی و عجیب عصبانی هستم قصد دارم مطلبی که از استاد بزرگمون ایرج تقدیم میکنم یه چند خطی هم راجع به اصول اجتماعی و فرهنگ! و احترام عرض کنم.

هنرمند یا هنردوست خیلی متفاوت هست با اینکه شنونده ای حالا طرفدار صدایی خاص و سبکی خاص و از این موارد باشد.خب طبیعیست هر انسانی موسیقی گوش میدهد و در طول زندگانی تابحال دیده نشده انسانی موسیقی گوش ندهد! تابحال دیده نشده

حالا چه تعزیه و عزاداری باشد و اذان و قرآن که همگی از خیر و برکت موسیقی پرو بال گرفتند و چه سبکها و هنرهای دیگر در موسیقی

اما هنردوست به کسی میگویند که وقتی برفرض صدای هنرمندی را میشنود دل و جانش ملتهب میشه و وجودش سست میشه و ناخداگاه مجذوب صدای ساز و آوازی میشه.وقتی انسانی مثلا ناخداگاه با صدای ویولن مجذوب میشه و دوست داره دقایقی رو با آرامش و چهره ای خندان بشینه و گوش کنه به اون میگویند هنردوست.وقتی ناخداگاه صدای مضراب تاری در مایه اصفهان از جایی شنیده میشه و اون انسان دست و پاش رو گم و روانه به سوی این صدا میشه اون انسان اهل موسیقی و هنر هست.هنردوست تشنه موسیقی و هنر هست!

وگرنه اینکه برفرض فلانی هایده دوست داره و فلانی ایرج دوست داره و این حرفها به معنی هنردوست نیست.مشخصه هر انسانی در روزمره یه آهنگی و صدایی رو گوش میکنه و یا از جایی به گوشش  میرسه

تربیت و شعور و احترام اصلیترین معیار موسیقی ملی ما بوده است.از زمانیکه مرحوم استاد خالقی موسیقی ملی ایران رو درست کردند و سلسله ارکسترها و برنامه های زنده ای چون گلها و موسیقی ایرانی و نوایی از موسیقی ملی و ارکستر سمفونیک فارابی و ارکستر صبا و انواع اقسام ارکسترهای دیگر همگی روحی در اونها دمیده شده بود که ناخداگاه به مخاطب القا میکرد و اون روح همان احترام و جایگاه شناسی بود

گلها که ریفرنس موسیقی ملی ایران و ریفرنس ادبی ایران هست که برای همه هنردوستان موسیقی ملی زبان زد میباشد همانطور که میدانید بسیار نکات ظریف و زحمات زیادی برای این مجموعه پدیدار شد.

بله طی این مدت شما شنیدید که برفرض برای دکلمه یک شعر و انتخاب یک شعر ساعتها هیئت ادبی شور میکردند و کلی بحث میکردند و در بیان احساس گوینده و تاکید کلمات و حتی از نظر جایگاه شعر که کدام اول ترانه و کدام اول آواز و کدام انتهای آواز دکلمه شود همگی بحث میشد.

بله شنیدید که در مورد ارکستراسیون موسیقی ملی گلها کلی شور میکردند و چقدر زحمت میکشیدند و اصول آرمونی رو رعایت میکردند و ...

و از هر نظر تکلم ترانه و آواز و انتخاب گوینده و شعر و شاعر و ترانه سرا و ارکستر و صدادهی همگی ایده آل و بدون نقص و کاستی بود

اما نکته ای که واقعا جای داره ما به اون تاکید کنیم نقش احترامی بود که در تمامی ریفرنسهای موسیقی ملی ایران به چشم میخورد و از جمله گلها

محسن ارجمند در وبلاگ گلبانگ چه نکته ای رو بیان کرد! و من هنوز تحت تاثیر شخن او هستم!

آیا دقت کردید در برنامه های گلها و موسیقی ایرانی و ... مثلا اگر گلپا و شهیدی و ایرج قرار بود آواز اون برنامه رو اجرا کنند ترتیب اجرا به چه صورت بود؟

خیلی جالبه ترتیبی که هنرمندان رعایت میکردند در اجرای آواز برحسب سابقه هنری  پیش کسوتی آنها در رادیو و برحسب و قدمت هنری آنها بود!

مثلا اگر قرار بود ایرج و گلپا و سیاوش در یک برنامه باشند اول باید ایرج آواز را اجرا میکرد و بعد گلپا و بعد سیاوش!

دوباره شهیدی و گلپا.اول گلپا و بعد شهیدی

ایرج و شهیدی.اول ایرج و بعد شهیدی

ببینید تا چه نکاتی رو گلها در خودش نهفته داره! این روح پنهان در موسیقی ملی ایران و توسط اساتید ما تا چه حد بوده!

متاسفانه در دوران پهلوی چون تواضع در تمام امور دیده میشد و هیچوقت خودنمایی وجود نداشت همیشه باید یکی میومد و نکاتی رو به ما بیاموزه و روشن کنه!

نمونش همین نکته ای که در گلها بود.

نمونش خدمات دست اندرکاران دوران پهلوی

و حالا وقتی بازگو میشه برای ما عجیب و شگفت آوره! عجب!

پیش خودمون هم میگیم شاید دروغ باشه! یعنی اون موقع اینطور بود؟ یعنی فلانی خدمت کرد؟ فلانی در این حد بود و این اندازه مسلط و ماهر بود؟!

بله فقر فرهنگی همینه.همیشه ما در شگفتی هستیم.تاریخ ایران باستان وقتی نقل میشود همه انگشت به دهانند! نه بابا یعنی واقعا اینطور بود؟

بله بود ولی ما باور نداشتیم

در گلها یعنی تا این اندازه به واژه احترام و تواضع و جایگاه هنرمندان توجه میشد؟ بله میشد.الان نمیشه و برای شما عادی هست که نشه!

من که از درد تمام مغز و اعصابم از این جامعه هنردوست داره منفجر میشه.دیگه شما احترام هنر و موسیقی ملی ایران رو نگه ندارید پس چه کسی نگه داره؟

متاسفانه مخاطبین این وبلاگ ،حداقل شعور رو ندارند یعنی زمانیکه من با اونها صحبت میکنم فکر میکنم با یک خردسال لجوج و لجباز و زبان دراز و چند شخصیته و عقده داشته در دل، صحبت میکنم!

و این متاسفانه بعنوان یک انسان عاقل و بالغ!! غیر قابل تحمل هست!

از این موارد اگر بگذریم که همگی دستاورد خانواده هایی هست که به قول معروف دری خورده به تخته و یکی هم اون وسط پس انداختند تلقی میشود

جای تاسف داره در ایران ما! اونم در این شرایط و این روزگار!

ای کاش این آدمها که البته انسان نیستند و موجودی اجتماعی نیستند و ازقضا ضد بشر هستند!هرگز نبود ولی خب هست چه باید کرد؟

و هرآنچه که ما در ایران میبینیم و در روزمره زندگی سرمان می آید همگی دقیقا زاییده و انعکاس تفکر تک تک شماست.یعنی شما خود اینگونه هستید که اینگونه هم برای ایران می آفرینید!

اما اجازه بدید در مورد کلمه زیبای احترام واقعا صحبت کنیم و حیف هست این زیبایی رو تلف کنیم.دم رو غنیمت بدونیم

خانم حسینی در سال ۸۷ در وبلاگ قبلی یادم هست آواز مخالف سه گاهی رو از استاد ایرج و استاد گلپا تقدیم شما کرد.آوازی که این دو هنرمند با یکدیگر اجرا میکنند و در مایه مخالف در برنامه بزم شاعران مهدی سهیلی ضبط گردیده

این برنامه البته نایاب واقعا هست و کامل این برنامه هم در دسترس نیست.یعنی جدای از آن ۱۴ برنامه بزم شاعران که امروزه دردسترس همه هست این برنامه تلقی نمیشود و فقط اجرای آواز استاد ایرج و گلپا موجود هست

این برنامه بار دیگر به احترام و یاد خانم آزاده و همینطور برای اثبات احترام و ارزش هنری دو استاد فرهیخته و رقیب و رفیق تقدیم شما میگردد

در این برنامه بزمی نیز دقت کنید که چه کسی ابتدا آواز را شروع میکند

بی گمان استاد ایرج آغاز کننده آواز هست و اکبر گلپایگانی به او میگوید ابتدا شما شروع کنید

مزاحی هم که استاد مرحوم مهدی سهیلی شاعر عاشق پیشه در این قسمت به عنوان گوشه مخالف با گلپا میکند نیز جای تامل دارد

 آواز مخالف سه گاه با همکاری ایرج_گلپا_اسداله ملک_منصور صارمی و محمد اسماعیلی

اما بی احترامی شما مردم وقتی یادم میفته دود از سر من بلند میشه!

نوشته شده در شنبه سیزدهم خرداد 1391ساعت 14:9 توسط آزاده حسینی |
چهارگاه_ایرج
درود

آلبوم "قصه زندگی" استاد ایرج رکورد فروش رو شکست!!

یکی از دستگاههای که من به ندرت لذت میبرم چهارگاه هست.چون اجرای این دستگاه باید توسط هنرمندی حتما صورت بگیره که اون کشش و جسارت رو بخوبی بتونه درک کنه و نشون بده.

این ترانه ضمن اینکه پرکشش و شاد و نرم و لطیف هست،بسیار بدیع خونده شده.

انگار که یه نازی این ترانه داره که ترانه های دیگر در چهارگاه ندارند.

صدای ایرج واقعا همه جانبه پرمحتواست.هم قرص و محکمه و هم ناز و شیرین.

این دو خصیصه رو در این اثر بخوبی میتونید ببینید.ترانه یه نازی داره و خیلی شیرین خونده میشه ولی زمانیکه به آواز میرسه قسمتی هست که اون جسارت و محکمی صدای ایرج رو نشون میده.

نمیدونم با اینکه آهنگساز این اثر رو نمیشناسم اما طبق ملودی ترانه فکر میکنم انوشیروان روحانی باشه.بویژه اینکه حتی صدای پیانویی هم از ارکستر میاد.نوع آهنگسازی و این نوع آهنگسازی که چهارگاه رو به زیبایی و نرمی تمام همراه داشته باشه من در آثار انوشیروان روحانی دیدم.در اصفهان و همایون و چهارگاه انوشیروان روحانی بینظیر هست.

چرا که آهنگسازی با پیانو و اون هم با ذوق و قریحه روحانی خیلی متفاوت هست با آهنگسازی که ویولنیست و یا نوازنده سنتور باشه.من این رو بخوبی درک کردم.پیانو گویی از یک دریچه دیگری قدرت آهنگسازی به هنرمند میده.در آثاری که آهنگسازان پیانیست ساختند مخصوصا روحانی انگار که یه دید دیگری این ساز و اون کلاویه ها در مورد ملودی و گام و ... برای هنرمند تداعی میکنه و بی دلیل هم نیست که گفته باشیم پیانو یک ساز تکمیل و بسیار قوی هست.ترانه هایی که استاد انوشیروان روحانی در همایون ساختند از جمله تصنیف و ترانه جز بکرترینها در ملودی بودند و جز بکرترینها در دستگاه.و واقعا جا داره باز با تاکید بگم آهنگسازی با پیانو گویی دنیای دیگری رو نسبت به ساختن ترانه و تصنیف به آدم باز میکنه و وسعت بسیار بالایی در ارائه مطلب داره

ترانه بدنکردم_چهارگاه و آواز منصوری_استاد ایرج

نوشته شده در جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391ساعت 18:47 توسط آزاده حسینی |
درباره وبلاگ
پیام ارزشمند استاد ایرج به خانم آزاده حسینی:
نويسنده گرامي و بسيار محترم وبلاگ:
به‌خاطر همه چيز ممنون: Upload كردن اين همه آواز با اين حجم و با اين شيوه، نوشتن و تحليل كردن، وقت گذاشتن و از خود گذشتن شما دوست عزيزم، در اداره اين وبلاگ همگي نشان از عشق و ارادت خالصانه شما به موسيقي كلاسيك (يا به‌اصطلاح غلط عامه «سنتي») ايران است... موفقيت روزافزون و سربلندي شما آرزوي قلبي من است. ((تنها خواهشي كه از شما دارم اين است كه در نوشتن تحليل‌ها (بخصوص درج اسامي گوشه‌ها) به منابع و رديف‌هاي سازي و آوازي معتبر مراجعه و استناد كنيد.))
"ایرج"

عشق ز افسانه ی گلپا به دل ما آمد
زندگی با دم ایرج به تجلا آمد
دل به میخانه و جان در چمن گلها رفت
زانکه آواز خوش ایرج و گلپا آمد
(شعر از: علي سمراد)
مطالب تازه
دوراندیشی در هنر مهمتر از ارائه هنر است در حضور استاد با عرض تسلیت به زودی: آلبوم "من و استاد" آخرین آلبوم استاد ایرج جای خالی ضبط و ثبت تاریخ شفاهی! گلپا: ایرج گردن کلفت آواز ایران است مصاحبه خواندنی با احمد آزاد خونه عشق من و تو جز ویرانی نمانده گفتگو با استاد ایرج و همسرشان خانم خواجه امیری چهارگاه اصول هنری و اخلاقی موسیقی ملی مصاحبه با علی جهاندار در حضور استاد ایرج/ « ایرج خواننده ای که طلایی می خواند»
آرشيو وبلاگ
آذر 1393 آبان 1393 مرداد 1393 خرداد 1393 اسفند 1392 دی 1392 آبان 1392 شهریور 1392 مرداد 1392 تیر 1392 خرداد 1392 اردیبهشت 1392 فروردین 1392 اسفند 1391 بهمن 1391 دی 1391 آذر 1391 آبان 1391 شهریور 1391 مرداد 1391 تیر 1391 خرداد 1391 اردیبهشت 1391 فروردین 1391 اسفند 1390 بهمن 1390 دی 1390 آذر 1390 آبان 1390 مهر 1390 شهریور 1390 مرداد 1390 تیر 1390 خرداد 1390 اردیبهشت 1390 اسفند 1389 آرشيو