X
تبلیغات
گل های آواز ایران


گل های آواز ایران
وبلاگ تحلیلی موسیقی ملی ایران: آزاده حسینی (به قلم: نادر)
لينكستان
وبلاگ رسمی استاد اکبر گلپایگانی/فرهاد رحیمی وبلاگ اسداله ملک (نادر) قول و غزل در ساز و سخن/محمدرضا ممتاز واحد نواهای ایرانی/عبدالرضا زارعی آخرین سوار/آرش شاه حسینی پیدای پنهان/باران نوای ایرانی/ سیاوش صالحی رسانه های قبل انقلاب/فریبرز شعر و موسیقی/ مجتبی گنجینه موسیقی ایرانی/فرهاد اردکانی وبلاگ طرفداران استاد ایرج و استاد گلپا/میثم بلوکات وبلاگ آوای ایرج/آقای دهدار وبلاگ گلها/ سعید انصاری وبلاگ قدیمی ها/ نظری وبلاگ رادیو گلها/شاهدان-سعید معتمدی وبلاگ پرویز یاحقی/آرش وبلاگ آواهای ماندگار وبلاگ مرغ سحر_باران وبلاگ شاهدان/سعید معتمدی وبلاگ مرحوم استاد پایور/نسیم احمدیان وبلاگ ندای گلها وبلاگ هنر خوشنویسی و سیاه مشق/خانم سپیده مبرهن وبلاگ رجز/کامران دانش پژوه وبلاگ مرضیه جاودانه وبلاگ بانو پوران/ محمد آذر وبلاگ استاد عباس خوشدل وبلاگ بانو مهستی/جناب شبگرد وبلاگ شیدا/حسین ابازری وبلاگ پويا سرايي وبلاگ آوای گلپا/ علی شریفی وبسایت آوای گلپا/علی شریفی وبلاگ هنرمند و استاد گرامی جمشید کهربایی وبلاگ گلهای رنگارنگ/ عبدالوند وبلاگ آواز ایرانی/کسری وبلاگ موسیقی ایرانی/آرشیو موسیقی صوتی و تصویری ملی ایران وبلاگ هزارآوا وبلاگ ماهور/محمدرضا کشاورز وبلاگ مرحوم استاد بدیعی/محمدرضا کشاورز وبلاگ گلبانگ عشق/بهرامی وبلاگ شورانگیز وبلاگ گلستان ارم/جناب یادگار وبسایت نوای گلها/جناب رنجبر قالب بلاگفا
اصول هنری و اخلاقی موسیقی ملی
با درود

چند وقتی هست که هرچند کمتر به پیگیری وبلاگ ایرج میپردازم اما مشاهده میکنم که اشخاصی گویا یک مقدار اصول اولیه هنری و اخلاقی در موسیقی پهلوی ما رو فراموش کردند!

بماند برخی اظهارات اخیر و اشاراتی که مستقیم و غیر مستقیم به من میزنند و از روی بی ادبی و نزاکت! فکر میکنند که اینجانب اخیرا از پشت کوه پیدا شدم، تاکید میکنم حدود و جایگاه خودتون رو ابتدا بدونید و مطلع باشید کجا و با چه کسی روبرو هستید

استاد بزرگ ما آقای تهرانی میگفتند اول آدم باشیم بعدا هنرمند

پس لطف کنید مرحله اول رو حداقل دارا باشیم و حفظ کنیم!

مطلب دیگر اینکه گویا تعدد مطالب زیاد این وبلاگ و بلاگهای مشابه که تلنگری در آگاهی و و آشنایی با ریز نکات موسیقی ما داشتند گویا برای برخی اذیت کننده هم شده.یک سری منطق و اصولی در موسیقی پهلوی حاکم هست که البته بنیان موسیقی ملی! که به مذاق برخی خوش نمیاد.که البته اگر خوش میومد که دیگه این موسیقی به این افتضاح کشیده نمیشد.

اما مخاطبین محترم وبلاگهای موسیقی ایرانی! خواهش میکنم زمانی با اطمینان و جسارت مطلبی رو بیان کنید که اطلاعات کافی و انس کافی با موسیقی و آشنایی با فضای موسیقی ملی ایران داشته باشید!

بارها عرض شد خواهش میکنم جایگاه هنرمندان رو رعایت کنید.هیچ هنرمندی لایق ادای بی شرمی شما و کم لطفی شما نیست.

تنها زمانی شما حق دارید در مورد ایرج سخن بگید که نه تنها حداقل ۱۲۰ آواز از ایشون گوش داده باشید و ضمن اینکه آهنگسازان ایشون و سبکهای مختلف وارد بر موسیقی ملی رو تسلط و آشنایی داشته باشید و برفرض بدونید کمدی موزیکال موسیقی ما چی هست! موسیقی فیلم چگونه هست و چی هست! و شما باید بر موسیقی جهانی تسلط داشته باشید و گوش داده باشید بر شعرها بر محتوا بر مضامین و بر بینشی که اینها بنا شد و مورد لطف مردم قرار گرفت و ایران هم همون روند رو تکرار کرد و یا سبکهای دیگر در زمینه آواز در زمینه ترانه خواندن و جدای از اون تصنیف خواندن.در زمینه ارکسترال در زمینه ابعاد ارکسترال اعم از مجلسی و سمفونیک و فیلارمونیک.در مورد هارمونیهای ارکستر.در مورد موسیقی پاپ ایرانی در مورد جایگاه بزم در موسیقی.در مورد سبک کافه ای.در مورد سبک خراباتی و روحوضی.در مورد مضامین مختلف موسیقی آشنایی داشته باشید.

اینجا بعد از ۸ سال دیگه من نباید تازه بیام بگم آقا ارکستر جهان پناه و ایرج چه بود چگونه بود.این از مخاطب توقع میره که بدونه.ارکستر همایون خرم با ایرج چه بود و چگونه بود وآثارش چه هست!

من نباید دوباره به مخاطب بفهمونم که موسیقی فیلم چه هست و باید چگونه باشه و شعرش و محتواش چی هست! مخاطبی که موسیقی فیلم رو مورد تمسخر قرار میده من برای شعور و وجود این انسان دیگر ارزشی قائل نیستم!

کسیکه کافه موسیقی ایران رو اصلا آشنایی نداره و اطلاعاتی نداره از حوصله من خارج هست که تشریح کنم چه بود و چرا آمد و جایگاهش چه هست و چگونه باید گوش داد! اصلا چه اشخاصی با چه روحیاتی باید گوش کنند و چه اشخاصی اصلا نباید گوش کنند

زمانیکه مخاطب موسیقی ملی ایران هنوز آثار مرضیه رو از نایاب و کمیاب و آثار ارکسترال و سمفونیک مرضیه گوش نداده من نمیتونم حرفی با مخاطب داشته باشم.که بگم آقا اثر سمفونیک نقش رویا با اجرای مرضیه چه هست! در چه جایگاهی هست! باز اثر ارکسترال آیینه ساخته بزرگ لشگری چه هست! اینها دیگه وظیفه شماست

کسیکه مصطفی کسروی، مرتضی حنانه، حسین دهلوی،همایون خرم،تجویدی،خالقی رو بخوبی نمیشناسه و آثارشون رو بررسی نکرده در مورد موسیقی ملی ایران نمیتونه اصلا صحبتی داشته باشه!

بارها عرض کردم اگر میخواهید نام شجریان رو بیارید و از آثار ایشون صحبت کنید و نظراتتون رو بفرمایید باید جایگاه ایشون رو بخوبی بشناسید.خدایی نکرده الهه رو با شجریان اشتباه نگیرید!

موسیقی هم مانند نوشتار یک اصولی داره و مقدمه ای داره یک شروع و بنام خدایی داره

وقتی نام برفرض شجریان برده میشه قبلش باید بگید به نام پوران!!.... حالا از شجریان حرف میزنیم

وقتی نام پوران رو میبرید باید بگید بنام  بزرگ لشگری ....حالا از پوران حرف میزنیم

وقتی میگید ایرج باید بگید بنام استاد خالقی حالا نام ایرج رو میبریم

مخاطب موسیقی ملی وقتی میخواد حرف بزنه باید کلامش سنگین و محتواش کاملا مشخص و سنجیده باشه.

سخنانی که از مخاطبین وبلاگ گفته میشه کاملا نشان از محدودیت آشنایی اونها با آثار و تاریخ موسیقی ملی ما رو نشون میده.

مگه میشه شما حداقل ۵۰ آواز از محمودی خوانساری نداشته باشید و بعد بتونید شجریان رو توصیف کنید.تا به امروز مخاطب موسیقی من! باید بیش از ۲۱۰ آواز گلپا داشته باشه اگه نداشته باشه یعنی اصلا بهتر هست صحبتی نکنه!

باید بیش از ۲۰۰ ترانه از الهه با شناسایی ارکسترها و آهنگسازان و ترانه سراها و در پی اون درک مفاهیمی در مورد تصنیف و ترانه و هارمونی ارکستر پیدا کنه و داشته باشه!! اگه اینطور نباشه اصلا خواهش میکنم به این وبلاگ وارد نشید!

وقتی جسارت میکنید و در مورد آواز خواندن مطلب بازگو میکنید باید کاملا بر آواز نادر گلچین آواز وفایی آواز عقیلی آواز ایرج و گلپا و ادیب خوانساری مسلط باشید و آثار رو کامل گوش داده باشید و درک کافی داشته باشید و سبک و سیاقها و بداعت ها رو بخوبی تشخیص بدید.تواناییها و معیارهای هریک رو بخوبی بدونید!

اینکه خدایی نکرده اگر نام وفایی بیاد فلان مخاطبی از روی بی شرمی شروع به ملیجک بازی در این وبلاگ در بیاره یعنی کاملا از شعور ساقط هست!! کاملا از مرحله پرت هست! و این وسط حرفی برای گفتن نمیونه

وقتی شما آثار عهدیه و ارکستر معروفی و آثار شمس و ناهید و روحبخش و رامش و گوگوش و حمیرا و مهستی و هایده نداشته باشید و نایابترین آثار اونها رو گوش نداده باشید و مورد لطف تحلیلی و تفهیمی و احساسی قرار نداده باشید یعنی از موسیقی چیزی نمیفهمید!

اینها مبانی موسیقی ملی ماست! مگه میشه شما بدون اینکه اینها رو شنیده باشید و از این دنیای وسیع و عظیم بهره ببرید شروع کنید در مورد یک قطره آبی که در بیابان امروزی مزه مزه کردید برای من بشینید تعریف کنید! شما کجا و این دنیا کجا!

واقعا من میبینم برخی افراد اصلا از مرحله پرت هستند و .... اصلا نمیشه صحبتی کرد!!

یکبار من سوال کردم تصنیف ارکسترال ریزد اشکم نم نم کم کم از الهه چی هست! و چگونست.یک نفر وقتی عرضه گوش دادن به موسیقی ملی رو نداشته باشه دیگه چطور میخواد در مورد ایرج و ... صحبت کنه! در مورد شجریان چه میخواد بگه؟!

عرض کردم موسیقی یه بنام خدایی داره تا شما بنام خدا رو نگفته باشید چطور جرات میکنید نام اشخاصی رو ببرید که شکوفه اون ریشه و درخت هستند!

چطور جرات میکنید جایگاه هنرمندان رو به این سادگی زیر پا بذارید و فلان خواننده رو با فلان هنرمند دیگر اصلا قیاس کنید! شما اول باید سنخیت انوشیروان روحانی و جایگاه روحانی رو بدونید که بعد در مورد شجریان صحبت کنید.در مورد حمیرا بدونید و بعد در مورد پریسا صحبت کنید.طرف بزرگ لشگری و آثار لشگری رو نمیشناسه و اصلا سبک و سیاقها رو تشخیص نمیده و معیار های ترانه ساختن رو مورد بررسی قرار نمیده بعد شروع میکنه از یک قطره آب در مقابل دریایی چون لشگری برای من صحبت میکنه! این مزخرفات در مغز من نمیره !

 

من متاسفانه شعور و منطقی بعد از ۸ سال در این وبلاگ نمیبینم.

یکی از دوستان باز یه کامنت خصوصی گذشاته که شما که این همه نام هنرمندان و آهنگسازان و ارکسترهای خاص و آشنایی با سبکهای مختلف و خاص میزنید چرا آپلود نمیکنید

دلیلش این هست که من بعد این مدت نفهمیدم به ایرج برسم که این شکوفه موسیقی رو برای شما تشریح کنم و یا دیگر بزرگان چون مرضیه و کسروی و سرشار و رهبری و دهلوی!!! این دیگه وظیفه خود شماست! من توقع دارم وقتی حرف از ایرج میزنیم مخاطب من دیگه باید اشراف کامل بر تمامی ریزنکات آثار مرضیه داشته باشه که بفهمه حالا ایرج این وسط چی هست!

خیلی واضح عرض میکنم برید وبلاگ مرضیه از دوست محترم ما آقای آذر خواهش کنید که به شما لطف کنند!! آثار مورد نظر شما رو از مرضیه برفرض بذارند! این دیگه وظیفه من نیست.

برید وبلاگ گلبانگ عشق از جناب بهرامی خواهش کنید که به شما لطف کنند اثار هنرمندان زن ایران و آثار بینظیر و دریای وسیقی از موسیقی ملی رو به شما عرضه کنند.از وبلاگ گلبانگ بخواهید که جناب محسن کمی از محمودی خوانساری برای شما تشریح کنند.وبلاگ ملک هم که باز اینجانب در هر زمینه ای جدای از اسداله ملک مطلب نوشتم و تا اینجای کار احساس کمبود و ابهام در این وبلاگ ندیدم!

واقعا اذیت کنندست وقتی در مورد دریایی از موسیقی و هنرمندان و حتی مسائل ریز هنری که بیشتر هم در وبلاگ ملک مطرح کردم،بازگو میکنیم و بعد یک مخاطب پیدا میشه در مقابل این دریا میخواد از یک قطره صحبت کنه و به من تازه بفهمونه که من لاشعور هستم!! این دیگه خیلی حرفه

 **************

تحليل گل های تازه شماره ي 18 (مرد عشق)

با همكاري استادان:

ايرج

فرهنگ شريف (تار)

حبيب الله بديعي (ويلون)

منصور صارمي (سنتور)

جهانگير ملك (تنبك)

گوينده: فخري نيكزاد

اشعار: سعدي

صدابردار: ايرج فهيمي

دستگاه: چهارگاه

تحليل آواز: آقاي دكتر و سركار خانم آزاده حسيني

دكلمه:

دوست مي دارم من اين ناليدن دلسوز را

تا به هر نوعي كه باشد بگذارنم روز را

شروع چهارگاه در گوشه های درآمد و زابل (تار و ویلون)

ادامه دكلمه:

اگر تو فارغي از حال دوستان يارا

فراغت از تو ميسر نمي شود ما را

همنوازي استاد فرهنگ شريف و حبيب الله بديعي

ادامه دكلمه:

تو را در آيينه ديدن جمال طلعت خويش

بيان كند كه چه بودست ناشكيبا را

بيا كه وقت بهار است تا من و تو به هم

به ديگران بگذاريم باغ و صحرا را

به جاي سرو بلند ايستاده بر لب جوي

چرا نظر نكني يار سرو بالا را

كه گفت در رخ زيبا نظر خطا باشد

خطا بود كه نبيند رو زيبا را

كسي ملامت وامق كند به ناداني

حبيب من كه نديدست روي عذرا را

تكنوازي ويلون

 

 آواز:

درآمد مركب سه گاه و چهارگاه با تحریر (جواب با سنتور). نت شاهد (تونیک) این دستگاه نیز در راست کوک «دو» است. حالت آغازین درآمدهای چهارگاه، با نت «لا» واضح و مشخص است اگر سه گاه از نت لا شروع شود درجه پنجم نت می کرون مي شود و به این وسیله به راحتی می‌توان آن را از سایر گام‌ها تشخیص داد، ولي گام چهارگاه هم از نظر آوایی و هم گوشه‌های مشترک، شباهت زیادی با گام سه‌گاه دارد كه استاد ايرج در درآمد اين آواز اين امر را آشكارانه نشان مي دهند و در واقع به صورت مركب درآمد سه گاه و چهارگاه را روي نت "لا" اجرا مي كنند كه واقعا كار سختي است اما فقط از عهده ايرج و سبك آواز خاص وي بر مي آيد.

شعر:

کس این کندکه دل از یار خویش بردارد

 مگر کسی که دل از سنگ سخت تر دارد        

(درآمد مركب با ارائه تحرير شفاف با تاكيد بر مصوت كلمه هاي خويش تر و سخت تر)

شعر:

اگر نظر به دو عالم کند حرامش باد

که از رضای درون با یکی نظر دارد

گوشه مخالف با تاكيد بر مصوت كلمه باد

شروع گوشه حصار با تحریر

شعر:

هلاک ما به بیابان عشق خواهد بود

کجاست مرد که با ما سرسفردارد

(اجراي استادانه و بي نظير گوشه ي دشوار حصار)

نکته: حصار از فاصله پنجم یا درجه پنجم چهارگاه شروع می شود. (حصار چهارگاه همان درآمد چهارگاه گام بعدی است، یعنی خواننده یا نوازنده با گرفتن فاصله پنجم، درآمد چهار گاه را در گام دیگر مثلا سه گاه شروع می کند. به همین جهت اجرای آن سخت است، مخصوصا"برای خواننده و البته همانطور که می شنوید، استاد ایرج با تبحر کم نظیری این گوشه را اجرا می کند).

مثال : نت شاهد حصار در چهارگاه DO  نت SOL می باشد.

(اجرای گوشه مخالف با تحریر)

شعر:

از آن متاع که در پای دوستان ریزند

مرا سری است ندانم که او چه سر دارد

(گوشه ي مخالف)

(اشاره به تحریر مغلوب و فرود به درآمد پایانی چهارگاه)   

دانلود گل هاي تازه شماره 18

http://www.mediafire.com/?9p4rfoo715m7l0p


 

 

ادامه پست . . .
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1392ساعت 1:23 توسط آزاده حسینی |
مصاحبه با علی جهاندار در حضور استاد ایرج/ « ایرج خواننده ای که طلایی می خواند»

                              مصاحبه با علی جهاندار در حضور استاد ایرج

 

         « ایرج خواننده ای که طلایی می خواند»

 

گفتگو : بهداد احمدخانی

مقدمه :

با علی جهاندار وقتی به گفتگو پرداختم حس حق شناسی را در کلامش به خوبی مشاهده کردم خصوصا وقتی با احترام از استاد حسن کسایی نام برد و همکاری با ایشان در آلبوم «دختر گل فروش» را یکی از افتخارات هنری خودش ذکر کرد. آقای علی جهاندار از شاگردان آقای شجریان هستند و در طول فعالیت هنری شان کارهای مشترکی با آقایان محمد موسوی، پرویز مشکاتیان، حسین پرنیا، شهرام میرجلالی، محمد جواد ضرابیان و... ارائه داده است و همچنین کنسرت های فراوانی در نقاط مختلف اجرا کرده است. وی صحبت های جالبی در مورد آوازهای شاخص استاد ایرج، قدرت حنجره ایشان و صدا سازی در موسیقی بیان کردند که در ادامه می خوانید:

 

جناب آقای جهاندرا در ابتدا برای اینکه محور اصلی گفتگو مشخص شود، لطفا در مورد سبک آوازی و آوازهای اجرا شده توسط استاد ایرج توضیحاتی بفرمایید؟

صحبت کردن در وصف استاد ایرج بسیار کار مشکلی است خصوصا در مورد آوازهای ایشان ولی بصورت خلاصه اشاره ای خواهم کرد، البته دوستان مطلع هستند من در این راه تحقیق و مطالعه وسیعی بر روی آوازهای بزرگان موسیقی اصیل این سرزمین انجام داده ام و در واقع خوشه چینی کرده ام.

در مورد کارهای استاد ایرج خصوصا آوازهای ایشان، در رادیو یا هر جای دیگری که فرصتی بوده و تریبونی در اختیار داشته ام بارها گفته ام که به نظر من بعضی از کارهای ایرج را دیگر هیچ انسانی قادر نیست بخواند و از لحاظ حنجره، توانایی و کشش دیگر کسی این قدرت و این حنجره استثنایی را ندارد که به آن نقطه برسد و دوباره آن آوازها را اجرا کند و یا بتواند تکرار کند.

البته اگر جا باشد ذکر میکنم مقصودم کدام برنامه ها می باشد و سعی می کنم بطور اجمالی نگاهی دقیق تر بر آثار ایشان داشته باشم.

پس برای دقیق تر شدن و مُستند شدن این گفتگو، همچنین انتخاب و شکل گیری صحیح موضوعِ بحث آوازها یا برنامه های خاصی که مد نظر دارید نام ببرید ؟

یک آواز سه گاه ایشان در برگ سبز 176 اجرا کرده اند که وقتی مخالف را درآمد میکنند و غزل «ای مدعی برو که مرا با تو کار نیست» را میخوانند سپس تحریری در مخالف خوانده اند که من اصلا فکر نمی کنم کسی بتواند این تحریر را با این صلابت و قدرت اجرا کند و ایشان در این برنامه سه تا در یک تحریر و سه تا هم بعنوان فرود آواز اجرا می کنند و واقعا عجیب و غریب است و با متر درست و با ریتم صحیح به زیبایی تمام بدون اینکه کم بشود یا نفس کم بیاورند آواز را طوری فرود می آورند که انگار اصلا آن اوج  با آن قدرت خوانده نشده است.

آواز افشاری ایشان با همکاری مرحوم یاحقی بر روی غزل سایه در برنامه «تا تو با منی» که فرم خاصی از گوشه عراق را در این آواز خوانده اند و منحصر به سبک ایرج می باشد و کار هر کسی نیست.

 یا افشاری بسیار خاص و معروفشان با استاد شهناز در برگ سبز 220 نیز به همین صورت می باشد.

حصار و مخالفی که در آواز «مرد عشق» اجرا کرده اند، یا سه گاه معروفشان با مرحوم بدیعی که استادانه مغلوب را اجرا می کنند.

همچنین ایشان دو آواز دشتی بسیار عالی و پُر مطلب به مانند یک کلاس آموزشی دارند که یکی با استادان خرم و ورزنده بر روی نت سُل در گلهای رنگارنگ 534 و دیگری در دشتی با استاد جلیل شهناز اجرا شده است.

یا ماهور بسیار عجیب و غریب ایشان در برنامه «گلستان ارم» با همکاری استاد یاحقی که بسیار بدیع و خلاقانه اجرا شده است.

آواز همایون ایشان در گلهای تازه 14 با مرحوم خرم و استاد شهناز و مرحوم صارمی که تحریری در اواخر برنامه ایشان اجرا میکند که با مدلاسیون و قدرتی عالی در مایه بالا اجرا شده است که واقعا کار هر کسی نیست. و آوازهای بسیار دیگری که تقریبا در حدود 40 _50 برنامه از ایرج در ذهن من است که واقعا بعضی تکه ها و تحریرها در این برنامه ها دست نیافتنی می باشد.

شما فرمودید که بر روی مکاتب و سبک های آوازی تحقیق کرده اید و با خیلی از هنرمندان بحث و گفتگو کرده اید، نظر دیگر خوانندگان و دیگر هنرمندان در مورد آثار استاد ایرج بخصوص سبک آوازی و آوازهای اجرا شده توسط ایشان به چه صورت است؟

من خیلی ها را امتحان کردم و کارهای همه را شنیده ام و با همه بحث و گفتگو هم کرده ام، حتی خواستم ببینم می توانند این کارها را اجرا کنند ولی خیلی ها حتی نتوانستد نزدیک به کارهایی که این بزرگ مرد اجرا کرده است بشوند چون واقعا کار هر کسی نیست، پس رسیدن به قله مهم است که باز هم تکرار می کنم کار هر خواننده ای نیست.

من وقتی بعد از این همه تحقیق می گویم هیچ انسانی قادر نیست این کارهای شاخص ایرج را تکرار کند با اطلاع و آگاهی می گویم البته مکن است که هنرمندان دیگری درصد و یا یک رنگی از این کارها را داشته باشند ولی جمله بندی ها، تحریر و تنوع و ادوات تحریر که آن شکل و اِشل صدا و قدرت صدا بدون هیچ ساختگی بودنی اجرا شده است فقط مخصوص به صدا و قدرت حنجره ایرج می باشد.

ما دو خواننده داشتیم که صداشان ساختگی نبود یکی استاد تاج و دیگری استاد ایرج (اهالی فن متوجه می شوند منظور من از ساختگی بودن چیست) استاد تاج جایگاه خودشان را در موسیقی دارند ولی استاد ایرج در تمام ابعاد وقتی می خواند صدا ساختگی نیست و کاملا طبیعی می باشد.

البته اگر فرصت بود من در مورد خوانندگان مختلفی مثال می زدم که در این مقطع بودند مانند استاد اکبر گلپایگانی که ایشان هم بسیار زحمت کشیده اند.

در مورد صدا سازی و تمایزهای موجود در این کار و قدرت حنجره خواننده توضیحاتی بفرمایید.   

خیلی ها خواننده هستند و می خوانند ولی صدایشان را می سازند اما باز هم این صدای ساخته شده کم و کسر دارد یعنی ما زرگری که نگین را به درستی و دقیق بر روی انگشتری بنشاند بسیار کم داریم و منظور من همین می باشد. خدا حفظ کند آقای دکتر کدکنی را که در یک دیداری صحبت از حافظ شد و از خدمت ایشان پرسیدم شما با چه نگاهی و با چه دیدگاهی به حافظ نگاه می کنید؟ ایشان فرمودند حافظ یعنی آن میلی متر قله، یعنی اگر شما از نوک قله فقط 10 سانتی متر هم پایین تر بیایید امثال حافظ با دیوان های بسیار حجیم تر و وسیع تر از ایشان وجود دارد ولی هیچ وقت حافظ نشدند و جایگاه حافظ یک جایگاه دست نیافتی است. پس وقتی خدمت شما می گویم که بعضی از آوازهای ایرج را هیچ انسانی قادر به اجرایش نیست به دلیل قله و در اوج بودن این کارها می باشد و به دلیل قدرت حنجره استثایی و تکرار نشدنی ایشان می باشد.

همانطور که مطلع هستید استاد ایرج در اجرای آواز دارای سبک منحصر به خودشان هستند و در واقع پای هر اثری مهر و امضاء مربوط به خودشان را دارند و در بعضی دستگاهها نوآوریهایی کرده اند که البته قرار است در ردیف آوازی ثبت و ضبط شود.   نظر و دیدگاه شما در مورد مکاتب آوازی و سبک آوازی ایشان چیست؟ همچنین مستحضر هستید که در مکتب اصفهان بر روی تلفیق شعر و موسیقی، اجرا و تحویل صحیح کلمات و شعر بسیار تاکید شده است، در این مورد هم نظرتان را بفرمایید؟

سوال خوبی است و برای توضیح بهترِسوالتان مثالی میزنم. شما یک فرش 12 متری دستباف و درجه یک ایرانی را در نظر بگیرید استاد ایرج 10 سانتی متر در 10 سانتی متر از این فرش نفیس را بعنوان الگو پیدا کرده است ولی 12 متر بعدی را با توجه به خلاقیت و سبک آوازی خودشان بافته اند و درواقع صرفا از الگو پیروی نکردند و خود با خلاقیتشان دارای الگو وسبکی شده اند، البته درست است که ایشان از بزرگان چیزهایی آموخته اند ولی در خواندن آواز (با رعایت اصول) سبکی مخصوص به ایرج را پدید آوردند که مهر و امضا ایرجانه را پای هر آواز و اثرش  به خوبی مشاهده می کنید.

وقتی گفته می شود مکتب اصفهان شما دقت کنید هر کسی یک جایی از صدایش طلایی است مثلا یکی عشاق را و دیگری بیات راجع را عالی می خواند ولی ما نداریم خواننده ای که از اول تا آخر را طلایی بخواند با این اِشل ، با این قدرت، با این کمال و درستی بی نظیر و تکرار نشدنی در آواز و بقول آقای فخرالدینی خواننده ای که طلایی می خواند.

من همانطور که گفتم روی صدای خوانندگان، سبک و مکاتب آوازی بسیار تحقیق و پژوهش کرده ام اما به جرات می گویم اکثر خوانندگان صدا را می سازند ولی آقای ایرج تمام را طلایی می خواند. مثلا وقتی می خواهد شور بخواند بعد از درآمد وقتی رضوی یا قرچه را اجرا می کند با همان قدرت اجرا می کند و صدا را باریک نمی کند ولی اکثر خوانندگان صدا سازی می کنند و دیگر آن رنگ و بو را ندارد. بنابراین در مکتب اصفهان آقای ایرج دارای سبک آوازی با ویژگی های مخصوص به خودشان هستند و ایشان با خلاقیت خودشان آن الگوی اولیه را کامل تر کردند .

در مورد شعر از نظر من ایرج تنها خواننده ای است که این پنج شش هجاهای ادبیات ما را به درستی و با دقت اجرا کرده است و دقیقا شنونده را به جایی می برد که باید ببرد و آن حالت و تصویر واقعی مربوط به غزل را در ذهن شنونده ساخته و پرداخته می کند.

 نکته مهم این است که بیان شفاف شعر در پرده های بالا کار هر کسی نیست اما ایرج با حنجره استثنایی  که دارد در این امر مهم تبحر فراوانی دارد و شعر را بسیار زیبا و شفاف تحویل میدهد.

میدانم که شما سالهاست دوستی عمیق و نزدیکی با استاد ایرج دارید از خصوصیات اخلاقی ایشان و همچنین از برخورد و واکنش های مردم و جامعه نسبت به استاد و آثارش بفرمایید.

اشخاص هنرمند بسیاری هستند که متاسفانه از مردم و جامعه فاصله می گیرند و دور می شوند ولی استاد ایرج از آن دست هنرمندانی است که من همیشه از نزدیک شاهد بوده ام با روی گرم و مهربانه پذیرای جوانان و علاقمندان صدایش بوده است. البته همه بدانند که خالق هر ظرفی را این محتوا و گنجایش بالا را درونش قرار نمی دهد، یعنی بی نیازی و ظرفیت را در وجود ایرج دیده است که هر چه خواسته به ایشان اعطا کرده است چون این ظرف گنجایش و تحمل بالایی داشته است.

در مورد قسمت دوم سوالتان نکته ای که برای خود من هم جالب است علاقه بسیار زیاد مردم به ایشان است بطوری که من وقتی به زادگاهم یا شهرهای دیگر می روم و یا گاهی در جاهایی قرار است که آواز بخوانم همه از من می خواهند که آوازهای ایشان را بخوانم، در واقع مردم عاشقانه ایشان را دوست دارند و از من می خواهند که شرایطی فراهم کنم تا با استاد دیداری داشته باشند.

دیشب جایی بودم و در جمع ما چند جوان دانشجو حضور داشتند که علاقمند به موسیقی و آواز بودند، من آواز شور استاد ایرج با سه تار مرحوم احمدخان عبادی را برایشان پخش کردم بعد از اتمام آواز جوانها به من گفتند این صدا یک رنگ منحصر و خاصی دارد و چشمه ای که از آن بیرون می آید یک چشمه خاص و بکر می باشد.

با سپاس و تشکر از شما جناب آقای جهاندار برای این گفتگو، اگر صحبت خاصی دارید بفرمایید؟

افتخاری است برای ما ایرانیان که در عصری زندگی می کنیم که چنین بزرگانی در فرهنگ، هنر و ادب خودمان داریم و خوشبختانه هم دوره ما هستند و همیشه موجب بالندگی و افتخار ما ایرانیان بوده و هستند .

مردم ما با صدای گرم و بی نظیر ایرج خاطرات بسیاری در ذهنشان نقش بسته است و من اگر مسئول بودم اولین کاری که انجام می دادم ساختن مجسمه استاد ایرج بود و مطمئنم روزی این مهم صورت می پذیرد.

 

در پایان این گفتگو آقای جهاندار به پاس قدردانی از زحمات استاد ایرج آواز افشاری معروف ایشان را در حضور خود استاد اجرا کردند.


www.facebook.com/pages/Iraj-khajeh-amiri/355703861110256

نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1392ساعت 16:6 توسط آزاده حسینی |

ماندگارترين برنامه ي سرِ كاري شبكه من و تو!!

انتقادي از انتخاب 100 ترانه ماندگار تاريخ موسيقي ايران

 شبکه ی ماهواره ای من و تو مجموعه ای با عنوان "ترانه های ماندگار" تهیه و پخش کرده است. این مجموعه شامل 100 ترانه ماندگار ایرانی بود که به گفته دست اندرکاران برنامه، با شرکت حدود 1.5 میلیون نفر انجام شد. . در خوب بودن ایده این کار شکی نیست و یکی از دلایل جذابیت اون هم ایده این کار بوده که کمتر تابه حال چنین گزینشی انجام شده بود. از مجری برنامه می شد ایراداتی به آن وارد کرد. شاید مجری با این تیپ و لباس بهتر بود برای معرفی ترانه های روز و معمولی و شاد و...  مورد استفاده قرار بگيرد نه ترانه های ماندگار. البته در اینکه در بین این ترانه ها، ترانه هايی وجود داشتند که به نوعی با دست اندرکاران این برنامه ارتباط داشتند، جای سئوال داشت.  و اينكه چطور ترانه ای که دو سه ماه يا سال از ساخت آن مي گذرد ماندگار شده است. انتخابابل قبول و منطقي نيست چرا كه در بين این 100 آهنگ ترانه هايي وجود داشتند که بين 10000 ترانه منتخب هم به زور جا می شدند (مانند ترانه "يه حرفايي" آكادمي!!!! گوگوش كه در رتبه 30 قرار گرفت!!). در نقطه مقابل ترانه های بیاد ماندنی ای هم بودند که در این لیست جایی نداشتند و در واقع بايد جاي لااقل 80 ترانه ماندگار!!! انتخابي عاليجنابان!! را مي گرفتند!!

بسياري از شنیدن مجدد برخي از این آهنگ‌ها لذت بردند، خیلی‌ها هم یاد دوران گذشته می‌افتادند و خاطراتی که در کنار این آهنگ‌ها شکل گرفته. اما نتایج نظرسنجی مردم برای ماندگارترین ترانه‌های ایران به هيچ منطقي پذيرفتني نيست. در واقع فارغ از اینکه این نظرسنجی چقدر درست بوده یا نه، یا اینکه شکل اجرا و نمایش آن خوب بوده یا نه، نگاهي به نتایج اين انتخاب بر روی نمودار بيندازيد (منبع: سايت اينترنتي ايريكس).

این لیستِ تمامی ۱۰۰ ترانه انتخاب شده:

۱) داریوش – دستای تو
۲) گوگوش – مرداب
۳) بنان – الهه ناز
۴) داریوش – یاور همیشه مومن
۵) فریدون فروغی – یار دبستانی
۶) فرامرز اصلانی – اگه یه روز
۷) گوگوش – پل
۸) هایده – شانه‌هایت
۹) داریوش – شقایق
۱۰) محمد نوری – جان مریم
۱۱) گوگوش – غریب آشنا
۱۲) ابی – پوست شیر
۱۳) داریوش – چشم من
۱۴) فرهاد – کودکانه
۱۵) هایده – سوغاتی
۱۶) شجریان – مرغ سحر
۱۷) داریوش – شام مهتاب
۱۸) ابی – ستاره‌های سربی
۱۹) گوگوش – همسفر
۲۰) شادمهر – تقدیر
۲۱) داریوش – فریاد زیر آب
۲۲) مهستی – بیا بنویسیم
۲۳) شادمهر – علامت سوال
۲۴) حسن گل‌نراقی – مرا ببوس
۲۵) ابی – مست چشات
۲۶) گوگوش – آدما
۲۷) هایده – ساغی
۲۸) رضا صادقی – وایستا دنیا
۲۹) سیاوش قمیشی – الکی
۳۰) آکادمی گوگوش – یه حرفایی
۳۱) داریوش – دوباره می‌سازمت وطن
۳۲) ابی – درخت
۳۳) طوفان – خدای آسمونا
۳۴) عارف – عشق تو نمی‌میرد
۳۵) داریوش – جشن دلتنگی
۳۶) احسان خواجه‌امیری – سلام آخر
۳۷) گوگوش – دو پنجره
۳۸) سیمین غانم – گل گلدون
۳۹) گوگوش – منو گنجشک‌ها
۴۰) فرهاد – گنجشکک اشی مشی
۴۱) داریوش و ابی – نون و پنیر و سبزی
۴۲) داریوش – بوی گندم
۴۳) ابی – خالی
۴۴) گوگوش – کویر
۴۵) داریوش – وطن
۴۶) مهستی – دلم تنگه
۴۷) ویگن و دلکش – بردی از یادم
۴۸) بنان – ای ایران
۴۹) ستار – صدای بارون
۵۰) فرهاد – جمعه
۵۱) کوروش یغمایی – گل یخ
۵۲) گوگوش – مخلوق
۵۳) ابی – خلیج فارس
۵۴) هایده – روزای روشن
۵۵) گوگوش – جاده
۵۶) ابی – محتاج
۵۷) فریدون فروغی – قوزک پا
۵۸) سیاوش قمیشی – فرنگیس
۵۹) محسن چاوشی – سنگ صبور
۶۰) داریوش – سال ۲۰۰۰
۶۱) هایده – مستی
۶۲) گوگوش – هجرت
۶۳) ابی – شب‌زده
۶۴) داریوش – طلایه‌دار
۶۵) ابی – کی اشکاتو پاک میکنه
۶۶) گوگوش – مرحم
۶۷) سیاوش قمیشی – جزیره
۶۸) ابی – گریه نکن
۶۹) ویگن – مهتاب
۷۰) عارف – سلطان قلبها
۷۱) سیاوش قمیشی – نقاب
۷۲) فرهاد – یه شب مهتاب
۷۳) سیاوش قمیشی – تصور کن
۷۴) داریوش – به بچه‌هامون چی بگیم
۷۵) ابی – با تو
۷۶) شهره – تو که نیستی
۷۷) ابی – شکار
۷۸) شادمهر – عادت
۷۹) افشین مقدم – زمستون
۸۰) رامش – رودخونه‌ها
۸۱) جواد بدیع‌زاده – شد خزان
۸۲) گوگوش – شب شیشه‌ای
۸۳) ویگن – چرا نمی‌رقصی
۸۴) داریوش – تکیه بر باد
۸۵) گوگوش – هیاهو
۸۶) شهرام شب‌پره – پریا
۸۷) شادمهر – ستاره
۸۸) مرضیه – سنگ خارا
۸۹) یاس – از چی بگم
۹۰) ناصر صبوری – دختر همسایه
۹۱) هایده – شب عشق
۹۲) فرزین – گریه نکن
۹۳) گوگوش – طلاق
۹۴) معین – سفر
۹۵) فرهاد – مرد تنها
۹۶) سیاوش قمیشی – غروب
۹۷) فرامرز اصلانی – دل اسیره
۹۸) منوچهر سخایی – کلاغا
۹۹) ستار – گل پونه
۱۰۰) مازیار – ماهیگیر

و اين هم نمودار فراواني ترانه هاي انتخابي به ازاء خواننده:

مشخص است كه مرادِ تهيه كنندگان اين برنامه برجسته كردن نام تعدادي از خواننده هاي پاپ بوده و بس، كه البته با شبكه مذكور بده بستاني داشته و دارند (تعدادي از اين نام ها مشخصا عبارتند از داريوش، گوگوش، ابي، و سياوش قميشي).

1- برخی ترانه های نام برده ی این متن در  فهرست ِ صد تای نهایی بوده اند، ولی در هر صورت بسیاری از انتقادهای این متن به قوت ِ خود باقی ست، از جمله عنوان ِ ماندگاری و در ثانی شکل ِ رای گیری که هر کسی هر  تعداد ترانه را می توانست ماندگار بداند و ...

2- اعلام ِ این نتایج باعث ِ اتفاقات ِ شگفت آوری شد و نشان از خط و ربط ِ این شبکه داشت و خود را هم این وسط با اين برنامه ي سرِ كاري ماندگار کردند! ...و اسماعیل خویی شد کارشناس ِ ترانه و عنوان کرد که «رها این ترانه را نوشت که بماند!!!» احسنت به این همه چاپلوسی و کارشناسی از جانب ِ کسی که تا به حال نه ترانه نوشته و نه آهنگ ساخته و نه خوانده، اما خب دخترش در این شبکه است و پیری است و ... و این نقد ِ مافوق ِ کارشناسانه یعنی این که: آی دوستِ ترانه سرا، موقع ِ نوشتن ِ ترانه نیت کن که ترانه ات بماند و بعد بنویس که می ماند و نیت فراموش نشود!

3- شايسته بود كه ترانه های ماندگار ِ دهه ی سی و قبل از آن ، دهه ی چهل، دهه ی پنجاه و ... انتخاب مي شدند، چرا که خاستگاه ِ ساخت و عرضه و ماندگاری ِ ترانه ای مانندِ امشب شب مهتابه با ای ایران یا پل یا سوغاتی یا یار دبستانی و ... فرق دارد و یا حداقل با توجه به سبک و گونه ی ترانه ها نظر سنجی برگزار شود. بدیهی است هم ترانه ی مرداب تا امروز ماندگار شده و هم الهه ی ناز و هم فلان ترانه ی فلان خواننده ی داخلی، ولی بین ِ این ها تفاوت بسیار است و هم نشینی ِ این ها «یلخی بودن ِ نظر سنجی» را می رساند و بس.

بهتر بود از يك جامعه ی آماری آزاد استفاده مي شد، تا نظراتِ مردم راجع به هر ترانه اي اعلام شود و به کسی هم اتفاقا ربطی ندارد، مثلا هر كسي می تواند در دهات خود حتي نظرسنجی بگذارد راجع به بهترین ترانه های دنیا از گذشته تا امروز، و تعجب نکنید اگر سکینه دایقزی اول شود و امثال ابي، يا سياوش قميشي يا شاهين نجفي حتي یک رای هم نیاورند. در هر صورت هر نظری در محدوده ی خود محترم است، اما نکته در مورد نظرسنجی ِ شبکه ی من و تو در استفاده از تعبیرِ  «ماندگار» است. ماندگاری  مفهومِ ِ مشخصی دارد و بستگی ِ مستقیمی به زمان، حال این که دوستان چه معیاری برای انتخاب دارند به خودشان مربوط است ولی سوال ِ مهمی از برگزارکنندگان این نظر سنجی دارم: لیست ِ 100 نفره هم منتشر کردید و در این بین نامی از ترانه هایی چون: امشب شب مهتابه، مرا ببوس، من يه پرنده ام، شمع و گل و پروانه، با من باش اي بانوي شاعرانه، درويش، مرا بوسه اي ده، شد خزان، تو اي پري كجايي، سیمین بری، و ... نبود چه جوابی داريد؟

می خواهید بگویید، این ها ترانه ها ماندگار نیستند؟ یا ژست بگیرید و بگویید: خب مردم این ها را انتخاب کردند و ما به انتخاب ِ مردم احترام می گذاریم! لطفا از این افه ی مردمی بودن دست بردارید و رک باشید، چرا که بر فرض، اگر نظر سنجی ای واقعي برگزار مي شد، با این سوال که آیا دوست دارید شبکه ی من و تو به فعالیتش ادامه بدهد یا نه؟ و نظر ِ اکثریت منفی باشید، آیا شما درِِ شبکه تان را تخته می کنید؟

نظر سنجی و مراجعه به آمار ِ عمومی استانداردهای خود را می خواهد  و بدیهی ترینش طرحِ منطقی ِ سوال است، ماندگاری در کدام بازه ی زمانی؟  این که ترانه ای که چند ماه پیش منتشر شده و هنوز کلیپش به کرات از شبکه های مختلف پخش می شود را نظردهندگانش ماندگار تشخیص داده اند،؛ فقط می تواند مبتنی بر علم غیب باشد! ماندگاری ِ ترانه ای مثل "عقرب زلف کجت" (استاد پوران در مايه ي شوشتري)  را چطور می توانید شما با فلان ترانه ای که دو ماه پیش منتشر شده مقایسه کنید، ترانه ای که بیش از 100 سال پیش ساخته شده و بارها بارها اجرا شده است و از همان اجرایی که دوستان به آن نظر داده اند، (پوران) نه خواننده اش در میان ِ ماست و نه تنظیم کننده اش و از اجرایش هم چیزی جز اصواتی بی کیفیت به جا نمانده است، حال منصف باشید چطور می توانید ماندگاری ِ این ترانه را با ترانه ای که دو ماه پیش کلیپ شده مقایسه کنید؟ آیا مضحک نیست؟ چطور می توان خواننده ای که دو سال بیشتر نیست می خواند را از لحاظ ماندگاری با خواننده ای مقایسه ای کرد که 50 سال فعالیت هنری کرده است؟! مگر به فرض علم غیب!!! در هر صورت ماندگاری موضوعی ست که متر و معیار ِ مشخصی دارد و وابستگی ِ کامل به زمان دارد. اعتبار ِ هر نظر سنجی به برگزار کنندگان و قواعدِ نظر سنجی هم مربوط است، لطفا دست از این شوخی ِ بی مزه بردارید، چطور می شود ترانه ای که دو ماه پیش منتشر شده را ماندگار فرض کرد؟ دو ماه کجا و 100 سال و خرده ای  کجا ؟!!!

و در این لیست چیزهای عجیب ِ زیادی دیده می شود، در هر صورت تاکید می کنم، چنین نظر سنجی هایی جدا از این که هیچ ارزشی ندارند توهین به مخاطب هم به شمار می آید. لطفا ابتدا تعریفی از ماندگاری ارائه دهید و بعد نظر سنجی کنید. نه این که دری را باز گذاشته اید که مثلا ما به انتخاب ِ مردم اهمیت می دهیم و بنویسید که: اگر خواننده مورد نظر شما در لیست های پایین نیست، آنرا به این لیست اضافه و به آن رای دهید! و اما سوالی دیگر از دوستان نظر دهنده و نظر گیرندها: چطور شما می توانید ترانه ای که خواننده ش مرده است و سال ها از بین ما رفته را با ترانه ای از خواننده ای که هنوز می خواند و کلیپ می سازد به لحاظ ماندگاری مقایسه کنید؟ و این که ترانه ی ماندگار اتفاقا ترانه ای است که در ناخودآگاه موسیقایی جامعه جای گرفته باشد، بی این که کسی به خواننده ش توجه کند، همانند ترانه های محلی، یا ترانه هایی مثل امشب شب مهتابه که اجراهای فراوانی دارد و هنوز هم هر کس با هر اجرایی که دوست داشته آن را به ذهن سپرده و زمزمه می کند، یا درويش، يا من يه پرنده ام، يا دوستي، يا دريغا،یا ای ایران ای مرز پر گهر و ... و باز بی شک پر اجرا ترین ترانه ی معاصر ترانه ی "چرا نمی رقصی " زنده یاد ویگن است که در عموم عروسی ها نواخته می شود و جماعتی با آن می رقصند و کمتر ایرانی ای را می توان یافت که ملودی و اجرایی از این ترانه نشنیده باشد و بد نبود دوستان می پرسیدند آیا شما با این ترانه رقصیده اید یا نه؟!  و یا ترانه ی بابا کرم و یا انبوه ترانه های کوچه بازاری که جایی در این لیست ندارند و حتما ماندگار هم نیستند! نظرسنجی یعنی رسیدن به حقایق ِ جامعه ی آماری و نه تزریقِ آنچه ما دوست داریم! ترانه هایی مثلِ آمنه و لب کارون و پارسال بهار، سپیده دم، قر تو کمرم فروونه و ... آیا ماندگار نیستند؟ بروید بپرسید! از همین خلق الله که آیا این ها را شنیده اید یا نه؟! و بعد یکی از همین ماندگارهای دو ماهه را هم بپرسید!

آيا ترانه هاي ايرج ماندگار نيستند؟! آيا حتي ترانه هاي فيلمي ايرج جزو ماندگارترين ها نيستند؟ آيا ترانه هاي گلپا ماندگار نيستند؟ آيا انتخاب و دستچين كردن تعدادي خواننده ي پاپ به عنوان ماندگارترين خواننده ها كه برخي اصلا فرق تحرير را با گام و پرده يا نت چنگ را با دولاچنگ و... نمي دانند،  اهانت و توهين مستقيم به شعور بينندگان و نيز جامعه ي موسيقي ايراني نيست؟ آيا واقعا گوگوش و داريوش و ابي و سياوش قميشي ماندگارترين ترانه هاي ايراني تاريخ را خوانده اند؟ آيا اصلا ترانه هاي خواننده اي چون سياوش قميشي را مي توان در بين صد ترانه ي ماندگار آورد؟ آيا ابي كارنامه اي درخشان در موسيقي ايراني از خود به جا نهاده است؟ آيا ابي مثلا فرق ماهور را با همايون مي داند؟! آيا همه ي ترانه هاي ماندگار موسيقي ايران در موسيقي (به قول استاد ايرج)  در ترانه هاي"من درآوري پاپ ايراني" خلاصه مي شوند؟ و....

من ليستي از چندين ترانه ي ماندگار را ارائه مي دهم كه هر كدام سواي جاودانه بودن، به حق جزو 100 يا 200 ترانه ي ماندگار تاريخ موسيقي ايران هستند. دقت شود كه خواننده اي چون اكبر گلپايگاني با وجود اجراي بسيار محدود ترانه و تصنيف از نظر تعداد، چنان شاهكارهايي را خلق كرده كه تا صد سال ديگر نيز تكرار نخواهند شد! (مثلا اين ترانه ها تكرار شدني نيستند و البته ماندگارترين ها: برو كه شور عشقي...، دريغا دريغا، دل خرابه، يه حرفي بر گفتن، قدر محبت، قهر و ناز، چرا عاشق نباشم، درويش، و....). يا اين ترانه هاي ايرج: با من باش، من يه پرندم، كوچه به كوچه، خاتون، دوستي، داغ محبت، شمع و گل و پروانه، پيوند زندگي، تو كجايي، و...... كه تا دويست سال ديگر هم غير قابل تكرارند، يا ترانه هاي معروفي چون: شبي مجنون به ليلي گفت-قمر، بيا و كشتي ما در شط شراب انداز- ملوك ضرابي، مي نوش كه عمر جاوداني اين است- روح انگيز، الهه ناز و دهها ترانه ديگر از بنان، تو اي پري كجايي و حيلت رها كن عاشقا- قوامي، تو اي شب تيره- پروانه، افسانه عشق-همايون پور، عطر گيسو- امين الله رشيدي، دختر كولي در دل شب و دهها شاهكار ديگر- مرضيه، قول و غزل- محمودي خوانساري، گلنار و زهره و چند ترانه ي ديگر- داريوش رفيعي، چندين ترانه از محمد نوري، اميد دلم بست بار سفر و چندين شاهكار ديگر- پروين، شيدا شده ام چه كنم با دل- عبدالوهاب شهيدي، سيا چشمم سياه بر كرده امروز و چندين شاهكار ديگر- سيما بينا، روز وصل دوستداران و چند ترانه ي ديگر- شجريان، چندين اثر به ياد ماندني از نادر گلچين، گل گلدون و چند ترانه ديگر- سيمين غانم، فايده نداره و چندين اثر فوق العاده ي ديگر از كوروس سرهنگ زاده، دهها ترانه از دلكش، الهه، پوران، مهستي، نعمت آغاسي، منوچهر سخايي، قاسم جبلي، تاجيك، عمادرام، هوشمند عقيلي، پريسا، مهرپويا، نسرين، ليلا فروهر، مازيار، داود مقامي، جواد يساري، حسين موفق، كوروش يغمايي، حبيب، شهرام ناظري، عليرضا افتخاري، بهرام حصيري، ايرج بسطامي، سلي، گيتي، عهديه، هایده، حمیرا، روح پرور، عباس قادري، شاهرخ، فرزين، شماعي زاده، و.... .... اينها فقط شمه اي از اسامي خوانندگان و ترانه هاي برتر و ماندگاري هستند كه در طول يك صد سال اخير اجرا شده اند و براي هميشه در خاطره ها نقش بسته و ماندگار شده اند. مسوولان محترم تهيه كننده ي برنامه ي كذايي صد ترانه ي ماندگار شبكه "من و تو" با اندك نگاهي به اين فهرست يا فهرست هايي كه هرگز در اين سخنِ كوتاه آورده نمي شوند، فقط مي توانند خجالت بكشند چون لاجرم كار ديگري از دستشان برنخواهد آمد!...

 

نوشته شده در جمعه نهم فروردین 1392ساعت 14:46 توسط آزاده حسینی |
آواز شوراصفهان(وصال)_ایرج
با درود

ضمن تبریک و شادباش نوروز ۲۵۷۲ به شما مخاطبان فرهنگی وبلاگ ایرج

خوشوقتم که در هشتمین بهار این وبلاگ هنری و فرهنگی سهیم هستم و در ارائه آثار موسیقی ملی ایران قدم برمیدارم.

آوازی رو در مایه وصال(شوراصفهان) تقدیمتون میکنم.

این آواز با همکاری ایرج و ویولن مرحوم اسداله ملک ضبط گردیده که مطمئنا باید مربوط به دهه ۵۰ باشه

این آواز نیازی به تحلیل نداره چرا که یک آوازی کاملا پرمایه هست که از لحاظ احساسی بسیار قوی و خاص خود استادی چون ایرج و سبک ایشون هست.

ملودی این آواز همونطور که عرض شد در مایه شوراصفهان که به وصال اشتهار داره گردش میکنه.در این آواز مثل برخی از اوازهای وصال جناب ایرج هنرمند بزرگ -در گامی مثل وصال- شاهد نغمعه هایی مثل اصفهان،بیات راجع،دشتی و شور هستیم که از ویژگی اصلی آوازهای تلفیقی مثل وصال هست که اصولا پرمایه بااحساس و دارای گردش ملودی وسیع و خلاقانه میباشد.

این آواز به تنظیم اسداله ملک و چهارمضراب خاص اسداله ملک آراسته شده که مطمئنا اشخاصی که آشنایی با سبک ایشون دارند میدونند که نقش قوی و پررنگ احساسی و دراصل سوز و هیجان کارهای ایشون به خصوص آثار اصفهان ایشون طعمی مجزا از عواطف و اجرای دیگر هنرمندان داره که مطمئنا این احساس و ملودی رو حتما حس خواهید کرد

اگر اجرای کامل این آواز رو کسی در اختیار داره حتما بمن اطلاع بدید

میخواستم یک ترانه هم آپلود کنم که فعلا فرصتی ندارم اما حتما در عید نوروز آپلود میکنم که بهداد گرامی دوست ارجمند من به من لطف کرده بودند

کامنتهای پست قبل رو هنوز جواب ندادم اگر باز مطلبی بود حتما بفرمایید جواب خواهم داد

 ایرج_اسداله ملک_آواز وصال(شوراصفهان)

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1391ساعت 18:47 توسط آزاده حسینی |
آواز مجلسی ایرج
درود به شما

یک آواز بسیار زیبا در دستگاه شور تقدیمتون میکنم

این اثر رو وبلاگ باارزش مرغ سحر(یادواره حمیرا) دوست محترم و نازنین من آقای باران چندی پیش شاید قریب به یک سال پیش آپلود کرده بودند

من این آواز رو جایی نشنیده بودم ضمن اینکه البته فکر میکنم این آواز یکی از آثار ضبط شده پرویز یاحقی در آرشیو شخصی خودشون باشه

این آواز با همکاری پرویز یاحقی با پنجه طلایی خودشون و فرهنگ شریف با تار و آواز ایرج ضبط شده

از دو جهت این آواز ارزشمند هست

ـــــــــاول اینکه این آواز یک دستگاه شور بسیار آنکادره و بی تکلف هست.

همیشه وقتی یک آواز و نام دستگاه خاصی رو مدنظر داریم اول باید یاد بگیریم چگونه یک آواز زیبا و با محتوا و ساده ای رو بخوبی درک کنیم

هر دستگاه و عبارت درستتر هر تنالیته ای یک محتوایی دارد یعنی یک مایه ای دارد

وقتی یک گام خاصی رو مثل شور در نظر داریم باید اول بدانیم چه تنالیته از این گام مدنظر هست تنالیته ابوعطا؟تنالیته افشاری؟ تنالیته نوا؟ تنالیته دشتی؟ و یا بیات ترک 

به عبارت ایرانی تر ،یعنی چه دستگاهی از گام شور رو مد نظر داریم؟

در این آواز از گام وسیع شور همان مایه شور و همان نغمگی شور مدنظر بوده.

این آواز آوازی مقامی و فراز و فرودی ردیفی خاصی نیست.

یک آوازی ساده و به صورت مفید دستگاهی در شور.اوج و فرود خاصی هم مدنظر نبوده.یعنی به مقام خاص و حتی گوشه های خاصی رجوع نشده.

در این آواز شما صرفا دستگاهی به نام شور در گام شور میشنوید.یک نغمگی در گام شور

ــــــــ دوم اینکه مدت زمان این آواز بسیار درخور یک آواز مجلسی خیلی مفید،۶ دقیقه هست.

سولوی زیبای پرویز یاحقی و فرهنگ شریف رو در ابتدا داریم و بعد یک چهارمضراب جانانه شور و بعد هم این آواز زیبا

*نکته دیگر اینکه وقتی ایرج مقدمه شور و یا درآمد این آواز میپردازند با لحنی که متمایل به اجرای گوشه سلمک هست شروع میکنند

عرض کردم هر گوشه شامل دو مفهوم هست! یکی مقام گوشه که یعنی در چه جایگاهی از گام قرار داره و در کجای این دستگاه قرار میگیره و دوم لحن خاص گوشه هست!

قبلا هم در مورد سلمک من صحبت کردم

لحن شروع آواز مثل سلمک هست اما مقام همان ابتدای شور یا همان درآمد شور هست.

 

*****************************

اما توضیحی در مورد دستگاه شور و گام شور

وقتی در موسیقی ایرانی حرف از دستگاه شور میزنیم و به بررسی ردیف میپردازیم با این موضوع مواجه هستیم که دستگاه شور از دو گام شور تشکیل شده است!!

مثلا میخواهیم آوازی در دستگاه شور و در گام خاصی مثل گام می اجرا کنیم.ردیف و تئوری آواز موسیقی ملی اینطور حکایت میکند که این دستگاه تواما از دو گام تشکیل میشود

شروع از درآمد شور که در همان تونیک یا ابتدای گام شور می هست.سپس طبق اصول مقامی به مراتب بالاتر میرویم تا میرسیم به درجه ۵! در درجه ۵ گام شور می به گوشه حجاز بر میخوریم و اگر همین گام را ادامه دهیم نهایتا به اشاره به حجاز و مایه دشتی مواجه میشویم و نهایتا فرود آواز دوباره ایست بر (می)

اما اگر همین گام شور می را از درآمد که همان می هست شروع کنیم و تا درجه ۵ پیش برویم و این بار به جای گام اصلی که گام می بود تغییر فواصل ایجاد کنیم به گوشه سلمک میرسیم.یعنی گوشه سلمک و مقام سلمک دقیقا جایگاهیست که اصطلاحا میگن آواز شور راست کوک و چپ کوک میشود!

یعنی در آواز شور (می) وقتی میخواهید سلمک رو اجرا کنید معادل همان درآمد شور (لا) میشود!

یعنی شور ۴ فاصله بالاتر! از این رو اجرای ردیفی دستگاه شور دقیقا یک دستگاه مدولاسیون هست!

و به آن مدولاسیون گامی گفته میشود.یعنی در دستگاه شور گام تغییر میکند.و در اصل دستگاه شور یا همان لحن و مایه شور طبق ردیف آواز متشکل از دو گام هست یعنی این مایه بر دو گام شور سوار شده است!

زمانیکه شما به سلمک میرسید گام عوض میشود و گوشه هایی مثل قرچه و رضوی و حسینی در اثر این تغییر گام و بعد از گوشه سلمک میسر خواهند بود! و اگر شما به جای سلمک همان گام اصلی آواز رو که در ابتدا به عنوان مثل گام می رو عرض کردم ادامه بدهید و به جای سلمک و تغییر فواصل دادن به درجه ۵ برسید و حجاز رو اجرا کنید دیگر نمیتوانید در آواز اشاره ای به قرچه و رضوی و حسینی و سلمک داشته باشید! چرا که شما ادامه گام اصلی رو رفتید و مدولاسیون انجام ندادید

توضیح بیشتر نمیدم چون از حوصله شما خارج هست

اگر سوالی در اینباره بود حتما مطرح کنید من عرض میکنم!

آواز شور_ ایرج_پرویز یاحقی_فرهنگ شریف

***********************************************

در ادامه این مطلب به یاد دارم یکی دو ترانه که اشاره به گوشه هایی خاص و یا مایه ای شده بود قبلا توضیح داده بودم

برخی از شما هم یادم هست اشاره میکردید که حتما از این ترانه ها آپلود کنم که کمک بیشتری در درک دستگاهها و مایه ها و درک بهتر ترانه ها و نکات تکنیکی و ارزشمند اونها داشته باشم

اینبار صحبت از گوشه سلمک شد بد نیست اشاره به دو ترانه جاویدان و ماندگار داشته باشم که شاید اکثر شما خیلی زیاد این ترانه ها رو شنیدید و از مایه و ملودی اون لذت بردید و همیشه آهنگساز و آهنگسازی اون رو مورد تحسین قرار دادید.من سعی میکنم از ترانه های پاپ ایرانی بیشتر برای درک مایه ها استفاده کنم چون لازم میدانم مخاطب بیشتری در بادی کار برای جلب به موسیقی ملی داشته باشم و میدانم گوش اکثر مردم به این ترانه ها پس از انقلاب بیشتر آشنا بوده.

یک ترانه تقدیم میکنم از حمیرا که این ترانه شاد و زیبا در گوشه سلمک ساخته شده

ویولن این اثر هم مجتبی میرزاده بودند که خب روحشون شاد و یادشون محترم و گرامی

بذار بگم دیوونتم_حمیرا_اجرا در سلمک

 ترانه دیگری هم از مهستی تقدیم میکنم به نام برگ گل که باز در گوشه سلمک ساخته شده و یک ترانه زیبا و بزمی و مایه داری هست که سنگینی خاص خودش رو هم داره

باز ویولن این اثر رو مجتبی میرزاده همراهی کردند که بر زیبایی اثر افزوده

برگ گل_مهستی_اجرا در سلمک

حیف هست واقعا این هنرمندان بسیار باذوق و ماهر مثل حمیرا و مهستی و این ترانه های بسیار زیبا و باشکوه اینها رو از نظر دور کنیم و مورد توجه قرار ندیم.

همین دو اثر اینها به هزار اثر پس از انقلابی داخل ایران بیبشتر میرزه و کار رو باید سپرد دست افراد این کاره! هنرمندان اهل فن و هنر!

اصلا چه هنری رو واقعا ما داریم حالا داخل ایران با چه اشخاصی قیاس میکنیم!!

مهستی و حمیرا کجا و این سنگ به سینه زنان موسیقی به قول خودشون سنتی امروزی کجا!

یک گوشه خاص مثل سلمک رو اینها به عرش میبردند با چه ذوق قریحه ای و با چه استعداد و مهارتی.

دستگاهی مثل همایون رو که قدیم به قول خود استاد بنان آوازهایی رو فقط سر قبر باید میخوندند چه کسی بود که نهایتا باعث شد همایون عزاداری تبدیل بشه برای مثال به ترانه (غمگین و تنها بودم) با صدای مهستی و یا ترانه دعا از مهستی که البته اینها کارهای پاپ ایرانی هستند و یا این همه کارهای ارکسترال گلها و رادیو از معروفی و انوشیروان روحانی و خالدی!! این همه همایون واصفهان رومانتیک از این آهنگسازان که به شما تسلی خاطر و آرامش روح بده!

اینها همه دستاورد موسیقی پهلوی هست که دراصل نکاتی هست که هرکسی امروزه توجه نداره.همایون رو به عرش بردند.شور رو به عرش بردند.مخالف سه گاه رو به عرش بردند.برای کی؟ برای ما!! که بشنویم و لذت ببریم.نه برای کلکسیون کردن و ویترین کردن یک اثر.برای مخاطب و احترام به گوش و ذهن مردم!

نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اسفند 1391ساعت 23:33 توسط آزاده حسینی |

خبر خوش:  فيلم پهلوان آواز ايران: ايرج منتشر شده است. 


صحنه هايي از استقبال گرم مردم از استاد ايرج در مراسم استاد همايون خرم

به نقل از خبرگزاري ها و نيز سايت موسيقي ما هجوم سيل آسای مردم براي گرفتن عكس و امضا از استاد ايرج در حضور بزرگاني چون بهرام گودرزي، شهرام ناظري، محمد اصفهاني، امين الله رشيدي و ديگران موجب حيرت و شگفتي آنان شد و در نتيجه در مراسم وقفه كوتاهي ايجاد گرديد كه در نهايت استاد به اجبار مسجد محل مراسم ختم همايون خرم را ترك كردند.

(آقاي نادر نيز انشالله به زودي مطلب جديد در وبلاگ قرار خواهند داد).

نوشته شده در پنجشنبه پنجم بهمن 1391ساعت 16:52 توسط آزاده حسینی |
تحلیل آوازی بیات ترک_ایرج
**درود به شما هنردوستان موسیقی ملی ایران**

تنالیته بیات ترک (دستگاه بیات ترک)/گام شور لا/شاخه گل ۴۵۸

شروع آواز با تحریر

درآمد بیات ترک

بگذشت باز و در من مسکین نظر نکرد

دوگاه

اندیشه زآب دیده و آه سحر نکرد

درآمد بیات ترک

تحریر

گوشه حزین

شرح نیاز و قصه شوقم زبان لال

چندان که گفت در دل سنگش اثر نکرد

درآمد بیات ترک

چهچهه

سلمک (گام شور سل)

جان گفت با دلم که دیگر پیش او مرو

سلمک

دل خود چنان برفت که جان را خبر نکرد

فرود به تنالیته بیات ترک (گام شور لا)

آواز بیات ترک خاص استاد ایرج

*************************************************

خوشحالم دوباره با در نهایت افتخار در خدمت شما هستم.

آوازی که صلاح دیدم برای گوش کردن و لذت بردن مطرح کنم در تنالیته بیات ترک هست که استاد ایرج در نهایت ظرافت و کوتاه! اجرا کردند

اولین مزیتی که یک آواز خوب داره کوتاه بودن آواز هست! گذشت آن زمان که ادیب خوانساری بیش از ۳۰ دقیقه آواز زمزمه میکرد.آن زمان وقت فراخ بود.بعلاوه اینکه فکر آزاد بود.موسیقی حرف خود را در نهایت فراخی و طمانینه بیان میکرد

امروزه باید طبق استادندارد جهانی پیش رفت.استاندارد موسیقی جهان امروزه چنین معیاری در نظر گرفته که موسیقی باید حرف خود و داشته خود را در کوتاهترین زمان و به طور مختصر و مفید و بسیار چکیده بیان کند!

زمانه اینطور اقتضا میکند.مردم میخواهند ببینند موسیقی چه حرفی برای گفتن دارد.باید به مخاطب حرفش را سریع بگوید!

امروزه جایگاهی نیست که ۳۰ دقیقه تکنواز ساز سولو بزند و ۱۵ دقیقه ارکستر ژیش درآمد بزند و ۳۰ دقیقه هم آواز اجرا شود دیگر از منطق و حوصله خارج هست ضمن اینکه موسیقی باید محتوایش را حفظ کند.بی محتوا نواختن و کشتن وقت از منطق موسیقی و استاندارد جهانی موسیقی خارج هست

امروزه ارکستر سمفونیک قرار نیست یه قطعه سمفونی را بطور کامل اجرا کند.از اول هم همیشه مراعات و برنامه ریزی در موسیقی بود و یک موومان خاصی را برای اجرا در نظر میگرفتند.سولو نواز ویولن و یا فلوت و یا پیانو یک اپوز خاصی از قطعه را به هنرنمایی میپرداخت.

اپرا جایگاهی دارد!آریا جایگاهی دارد.ضمنا انواعی دارند!

آن زمان که نه حرف از ترانه بود و نه ساز و موسیقی و ارکستر و شادی و زیبایی طرف داد از اواز در میاورد.آوازهای جان فرسا مال دورانی بود که وبا و جزام و ملاریا در ایران غوغا میکرد.گرسنگی بود.سازی نبود! ارکستر و بنیانی نبود! بدبختی و سیاهی شب بود! برق نبود! الان که نمیشه ناله و آواز سی دقیقه ای گوش داد آن هم با صدای خوانندگان متفرقه!!

موسیقی باید حرف خود را در کوتاهترین زمان بلد باشد که مطرح کند!! وگرنه آن موسیقی ارزش خاصی ندارد غیر از تلف کردن وقت مخاطب

مخصوصا این گرفتاری که در ایران پیش آمده! به جای اینکه طبق جریان آب حرکت کنیم دقیقا سعی میکنیم مخالفت کنیم! آوازهای بلند با صداهای کریه الصوت و گوشه های هرز و بیخودی و بازی با سیر ردیفی آوازها و ...

خواندن اشعار کم لطف و به واقع کم لطف! خواننده نمیدونه از یک غزل ۹ بیتی کدام بیتش رو برای آواز جدا کنه!

آواز گلپا و ایرج در قدیم کوتاهترین و زیباترین و تکنیکی ترین آوازهای ایرانی بودند.بهترین اشعار رو انتخاب میکردند و ابیات مناسب برای فهم و شنونده و احساس و درک شنونده به عنوان موسیقی برمیگزیدند

الان آن هم زیادست!

۵ بیت آواز!!؟

اولا امروزه کسی نباید آواز بخواند چون فعلا زمینه مهیا نیست و تکنیک و ظرافت هم بالا نیست.بماند که جنس صدا خوب نباشد اصلا بحثی جداست.ضمنا خ.واننده امروزی برای آواز هرگز وقت و تمرین کافی که ایرج و گلپا و شهیدی و خوانساری صرف میکردند ندارند!

آخه در آپارتمان که آوازه خوان در نمیاد!

در زیر زمین و انباری خواندن که آوازه خوان در نمیاد.نهایتا هم طرف آوازش رو باید در انباری بخونه! اون آواز به درد مجلس و کنسرت و بزم نمیخوره.اون آواز آواز زیرزمین و انباری هست!!!

پس جسارت بیجا نکردن در اینباره اهمیت داره! آبروی موسیقی هم بیشتر از اینها اهمیت داره.پس بهترست یک خواننده با چنین شرایطی سمت آواز اصلا نره و ضمن اینکه ظرافت و احساس و تکنیک و انتخاب شعر و زیبا خواندن و با کشش خواندن و گلپایی خواندن! ایرجی خواندن و مجلسی خواندن! با افتخار و سرور و شادی و هیجان خواندن هم مساله ای جداست!

اما به این آواز ایرج دقت کنید.اولا آوازهای ایرج اشعار عاشقانه زیبا و و عموما برگرفته از اوج مصرعهای غزل هست. کوتاه و مختصر!

آواز باید به این شکل باشد.

ایرج همیشه دو بیت و یا سه بیت و نهایت آواز ۶ بیت بوده.نباید از این بیشتر باشد.آوازخواندن شعر خواندن و غزل حافظ خواندن نیست! آواز آواز هست! باید تداعی و زمزمه ای از شعر باشد.باید عاشقانه ترین وبا احساسترین و پرکشش ترین موسیقی را در ۳ بیت خلاصه کند.جایی برای چهچهه و تحریر بگذارد! که ایرج حق مطلب را ادا میکند.آواز بدون چهچهه و تحریر یعنی رومانس.پس آواز نه تنها از نظر مدت باید کوتاه باشد بلکه یک چهچهه جانانه در اوج هر دستگاه موسیقی باید اجرا شود مثل گلپا و ایرج و تحریرهای خوب و اشعار کوتاه و روان!

همانطور که قبلا فرق بین چهچهه و تحریر گفته شد.اصولا یک آواز خوب دارای چهچهه هست.آوازی که چهچهه نداشته باشد ناقص است یعنی لطف و عصاره آواز هنوز ادا نشده! به تعداد اوجهای آواز که همیشه بیش از دو اوج نبوده باید چهچهه اجرا شود و آواز معنا پیدا کند.و آواز بهترست با در همان اوج خودش که چهچهه اجرا میشود همانجا فورا با چهچهه فرود بیاید و آواز به سرعت خاتمه پیدا کند و زیبایی و و لطف آواز و اوج و فرود آواز در مدت زمان کم خودنمایی کند و بگوش شنونده خوش بشیند

اینها نکاتی هست که درآوازهای ایرج و گلپا ما میبینیم و میباست عرض میکردم!

این آواز از این جهت انتخاب شد که اولا نمونه ای از اجرای کوتاه و کامل آواز هست و ضمنا یکی دو گوشه کمتر اجرا شده و تکنیکی مثل سلمک و دوگاه و حزین دارد که قابل اهمیت بود.

********************************

آواز منحصر بفرد و نایابی از دوست محترمم بهداد بزودی تقدیم خواهد شد!

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم دی 1391ساعت 17:24 توسط آزاده حسینی |
درود به شما

ضمن تبریک تولد استاد ایرج گرامی

سال جدید میلادی رو هم به شما تبریک عرض میکنم

پاینده موسیقی ملی ایران

با آرزوی شادباش برای شما

ضمنا چند روز آتی آوازی نایاب و گفتاری از خود استاد ایرج درج خواهد شد

وبسایت دوست محترم و قدیمی ما آقای رنجبر هم اضافه شد (نوای گلها)

نوشته شده در دوشنبه یازدهم دی 1391ساعت 22:58 توسط آزاده حسینی |
مصیبتی که از خود بینی میکشیم!
لینک وبلاگ مرغ سحر(اختصاصی بانو حمیرا) اصلاح گردید

درود به شما هنردوستان موسیقی ملی ایران

ابتدا نگاهی به مطلب پیشین راجع به موسیقی اصیل و تمجید از موسیقی ملی!

 موسیقی اصیل و موسیقی ملی

متاسفانه چند روز پیش خبرهایی زمزمه شد که حکایت از زمین خوردن دوباره موسیقی ما بود!

دو نفر از دوستان فورا به من زنگ زدند که آقا دیدی چه اتفاقی افتاده؟ دیدید سازمان یونسکو چه تصمیمی در مورد یک ساز اصیل ایرانی گرفته؟ درد و دل دوستان رو گوش دادم

خب مساله درباره ساز تار ما هست که یک ساز نه تنها بومی و محلی بلکه یک ساز ملی و ارکسترال ما هست.

رفتم دوباره از طریق اینترنت باز خودم مطلب رو پیگیری کردم دیدم بله قضیه بیخ پیدا کرده و گویا شوخی بردار هم نیست

رفتم به وبسایت خانه موسیقی ببینم اونها چه میگن چون اولین نهادی که طبیعتا باید واکنش نشون بده خانه موسیقی هست

گویا اون آقای سریر در مصاحبه با یک خبرگزاری نمیدونم چی! گفتن که ما نمیدونیم استانداردهای یونسکو و معیارهای یونسکو مبنی بر آذری بودن اصالت تار به آذربایجان برچه اساس بوده!!

من البته تعجب نکردم! چون پیشتر در مطلبی بارها به شما عرض کردم این بدبختیها از کجا آب میخوره!

بعد در ادامه اون آقا اظهار کردند که ما تازه باید یک جلسه بزرگی رو تشکیل بدیم و سند جمع کنیم و شواهد جمع کنیم که بتونیم طبق معیارهای یونسکو ثابت کنیم این ساز ساز شناسنامه دار ایرانیست!

خب الان دوباره مثل چند روز پیش فشار خون من و استرس عصبی من زیاد شده و حالا باید این افتضاح رو خدمت شما تشریح کنم!

اول از اینکه باید خاک بر سر آن موسیقی کرد که دم از اصیل بودن و اصالت موسیقی میزنه و هنوز نتونسته شواهد و کارنامه و شناسنامه برای سازهای به قول خودش اصیل اون موسیقی تدبیری پیشه کنه!

دوم از اینکه باز هم خاک بر سر آن موسیقی کنند که از هیچ استاندارد جهانی پیروی نمیکنه و هیچ معیار و منطقی رو در طول تاریخ قبول نکرده و همه را دستاورد غرب و شرق میداند و خودش را اصیلترین موسیقی آن هم با 10000 سال قدمت نه به جهان! بلکه به خودش معرفی میکند و باد سنگینی هم به قبقب مبارک می اندازد!

بدبختی ما از خودبینی ماست

هنرمندان و هنردوستان محترم و گرامی! موسیقی ما موسیقی اصیل نیست و هرگز هم اصالتی ندارد! ما تنها در کارنامه موسیقی ایران تنها اصالتی که از موسیقی داریم از بنیان موسیقی ملی ایران هست که توسط خالقی و به همت کلنل وزیری بنا شده بود و تا سال 57 هم بطور جد ادامه داشت و از 57 به بعد هم از جهت آکادمیک مثل گذشته به کار خودش ادامه میداد و هنوز هم میدهد

بدبختی موسیقی ما این هست که اصلا نه معیار موسیقی میدانیم چیست! نه اصالت در موسیقی میدانیم به چه مواردی بستگی دارد و نه میدانیم جهان و علم موسیقی و سازمانهای مرتبط با موسیقی چه استانداردها و معیارهایی رو تبعیت میکنند و چه مبنا هایی  رو در مبحث موسیقی بکار میبندند.

در مطلبی که سال پیش در وبلاگ اسداله ملک و همین وبلاگ رادیو گلها درج کردم به صراحت عرض کردم موسیقی ما نمیداند اصالت یعنی چه و ما دائم به اشتباه تصور میکنیم اصالت در موسیقی مثل اصالت خانوادگی و جامعه شناسی و ارث و میراثی  و توارثی هست! خیر قربان

ما حرف از موسیقی داریم میزنیم.وقتی میگوییم اصالت در موسیقی باید بدانیم چه مواردی هست که در موسیقی به عنوان اصالت محسوب میشود.مملکتی که با این همه دبدبه میگوید ما 10000 سال موسیقی داریم آقای هنرمند گرامی شما بفرمایید نام یک آهنگساز موسیقی رو در دوره قاجار مثلا زمان فتحعلی شاه نام ببرید.شما بمن بفرمایید نام یک سازنده تار در دوره آقا محمدخان قاجار رو نام ببرید؟ کدام شهر؟ کدام کارگاه؟نامش چه بود؟ شما بفرمایید آیا ایران با این همه اصالت پربار موسیقی آیا میدانیم دوران مثلا صفویه ارکستر موسیقی داشتیم یا خیر؟! اصلا نمیگم نداشتیم! خوشبینانه عرض میکنم نمیدانیم حتی داشتیم و یا نداشتیم!؟ چون تاریخی نداریم! شواهدی نداریم.اصلا بنیانی برای موسیقی در مملکت ما نبوده که بخواد رپرتوار جمع کنه

شما بفرمایید آقای موسیقی اصیل که ادعا میکنید گوشه جامه دران برمیگرده به عهد ساسانی بفرمایید از کجا متوجه شدید و بفرمایید اگر نتی داشتید نتتون رو ارائه کنید اگر تصویری از اون هنرمندی خاک بر سری که داشته جامه دران میخونده بر تنه درخت تصویری کشیده شده و یا سازی در دست داشته و یا بر پوستی نگاشته شده و یا اصلا شما کتابی درباره موسیقی داشتید که یک هنرمندی پیدا بشه و بیاد اصلا درمورد علم موسیقی و اصلا نگوییم علم بلکه در مورد هنر موسیقی و سازهای موسیقی فقط در شهر خودش! و در مورد نغمات و اشعاری که زمزمه میشده نه به صورت حالا بگیم رسمی بلکه همین نغماتی که مردم همینجوری زمزمه میکردند اصلا مطلبی بنویسید؟ اصلا کتابی در مورد موسیقی ایران به صورت جامع داریم؟

بله یک سری هنرمندانی بودند مثل ابراهیم موصلی اسحاق موصلی و پورسینا و رازی و فارابی و فراهانی و چند تن دیگر که نامشان به یاد ندارم از اول تاریخ اسلام اسم اونها درج شده که البته نامشون خوشبختانه از تصدق سر فرهنگ تجاوز شدمون عربی هست و کتابها عربی نوشته شدند و ضمنا طرف پژوهشگر و محقق موسیقی نبوده! بلکه یه هنرمندی بوده اومده گفته ما عود میزدیم و در فلان شهر خواندیم و بعد تازه افراد دیگر اومدند روایت!! روایت کردند که فلانی نمیدونم ابو ... شاگرد ابو ... بوده! ابو... همیشه پیش شیخ اعراب هنرنمایی میکرده.برخی هم مثل پورسینا و رازی و فارابی که بیار علمیتر بودند در مورد فواصل موسیقی و تقریبا گامها کم و بیبش صحبت کردند! البته میبینید به صورت همین دانشمندان تک و توک و اصلا بمیان و انجمنی در کار نبود و این انتقال و سلسله مراتب پژوهش در موسیقی صورت نمیگرفت!اینکه نشد شناسنامه موسیقی! اینکه نشد اصالت؟ اینکه نشد هنرپروری؟

اصلا کجای تاریخ ما حرف از موسیقی پروری بوده و شما رواج موسیقی رو یافتید که حالا یک شخص عاطل و باطلی هم پیدا بشه و یه پولی هم به بنده خدا بدهند بگن آقا شما بیا پژوهشگر موسیقی ما شو! اصلا آهنگساز باش! آهنگساز ما نداشتیم! اگر داشتیم کو آثارش؟ کدام کتابخانه؟ اصلا مگه نت بلد بودند این بدبختها! حالا من هنرمند موسیقی ایرانی بیام با سرافکندگی در سازمان یونسکو جسارت کنم و حرف از ارکستر موسیقی بزنم! نداشتیم آقا!!!

آقایون ایرانیان محترم هنرمند! 800 سال پیش در جهان بنیان موسیقی گذاشتند و موسیقی بدون مرز! موسیقی ای که از هر ده کوره ای اگر کسی میتوانست خدمتی کنه راه باز بود و میومد مثلا از انگلستان شاگرد آقای هندل در مثلا آلمان میشد.بهش بنیان موسیقی! موسیقی یک سخن بین المملی هست و همه فرکانسها و صداها تعریف شده هست! اولین اونها هم فیثاغورس بود که در اصل دسته بندی فرکانسها و فواصل موسیقی و نت رو بوجود آورد! این آقای ریاضیدان موسیقیدان بود!

این نت و نت نگاری و ساز نواختن و پیاده کردن بداهه ها و قریحه های شخصی به صورت و نت دست نوشته و طبقه بندی مباحث موسیقی و قواعد موسیقی و تئوری موسیقی! اتفاقا افتاد همه دنیا از این دستاورد منطقی و هنری و علمی حمایت کردند و به پیشباز اون رفتند و سعی کردند هنر خودشون رو اصالت ببخشند

پس اصالت یعنی چی؟ یعنی تا جایی که امکان داره قوانین داشته باشید! اسناد مثبته داشته باشید! وقتی در یک روستایی ،شخصی مثلا همون آلمان از سر ذوق و قریحه یک چنگی و سازی در دست گرفت خودش در همون کلبه خودش بیاد نت رو بنویسه و نام خودش رو هم زیر اون نت  بنویسه حالا یا چرم بود و یا فیبر گیاهی بود! هرچه که بود بر روی آن مینوشتند! هم نامش درج شده بود هم تاریخ داشت هم مشخص بود چه سازی میزنه و هم معلوم بود چی میزنه و چه چیزی در افکار این شخص هنرمند میگذره و پیاده کرده!

تا اینکه عرض کردم تئوری موسیقی اومد قوانین بوجود اومد و همه موارد ثبت و دارای شناسنامه شد.از همون اول کارگاه و آکادمی و مکتب و ... بوجود اومده بود! اشخاصی بودند که علم سازشناسی و تاریخ ساز و بومی بودن هر ساز رو بررسی میکردند و فورا ثبت میکردند و اینها یک دسته هنرمند موسیقی بودند.باز یک دسته هنرمند بودند که میومدند بر روی فیزیک ساز بحث میکردند و قوانین و تجربه کسب میکردند و به تدریج قوانینی رو به صورت کشف و دستاورد بود رو ثبت کردند تا شد علم فیزیک ساز و ساز سازی! و شروع به آموزش اون کردند.بعد دوباره یک دسته هنرمندان دیگر بودند به فیزیک صوت میپرداختند و صدادهی ها و فون ها رو بررسی میکردند!.مویقی پرور بودند و اون موقع که به صورت انسامبل و گروه هنرمندان جمعه میشدند و از دور افتاده ترین نقاط دنیا در معابر عمومی گرفته تا اینکه به فکرشون رسید اصلا همون کلیسا که از قبل در اون موسیقی مینواختند حالت اجرای کنسرتی پیدا کنه مثل باخ! اصلا کلیسا سالن تجمعات برای ارائه موسیقی بود و بعد به فکرشون رسید سالن کنسرت داشته باشند. (هال) داشته باشند.بعد مهندسین آمدند صدادهی ها رو در سالنها بررسی کردند.لوژهای مخصوص برای تماشا و گوش سپاردن به این موسیقی زیبا رو طراحی کردندوطاقها ساختند و هرچیزی که صدا رو بتونه رزونانس ببخشه.سالن اجرای موسیقی بهمراه رقص و و قطعاتی مثل والس و پارتیتا و روندو و ...قطعات بسیار زیاد برای انواع رقصها! ((آقای محترم الان در آلمان بالغ بر 2000 ارکستر فقط سمفونیک وجود داره! این یعنی اصالت موسیقی! از 270 سال پیش یک انجمنی هست در یکی از شهرهای آلمان به نام انجمن شات!!! با بتهوون و موتزارت قرار داد میبسته که آثار اونها رو ثبت و ضبط و هویت ببخشه و حق انتشار میگرفته و هنوز اون انجمن هست و داره ادامه میده.پیانوی شوپن در اون موسسه و کاخها هنوز هست.یک کاخ بزرگ فقط برای آرشیو رپرتوار و دست نوشته ها بنام شات هنوز دارند و بخوبی نگهداری داره میشه! این یعنی اصالت موسیقی.))/بعد صداهای انسان و سازها بخوبی دسته بندی شد.صدای زیر و بم و کودکان و خانمها و به دسته های بسیار وسیع وسعت صدا طبقه بندی شد.گامها در موسیقی بوجود آمده بود.آکوردها بوجود آمده بود.برای هریک منطق و قوانین مخصوص برای زیرصدا و هارمونی نگاشتند و شد علم. علم هارمونی! علم ارکستراسیون.چقدر قطعات مختلف تکنوازی و چه کنسرتوهای شگرفی رو مکتوب کردند! همه اسمها مشخص! اولین بار کدام هنرمند اجرا کرد و دومین بار کدام هنرمند اجرا کرد و هر هنرمند کجاها اجرا کردند و در چه  تاریخی و با چه سازی و نام قطعه چه بود و حالا ارکستر ارکستراسیون بوجود آمده بود! هر قطعه ارکسترال معلوم بود آهنگساز کیست و رهبر ارکستر کیست تمامی اسامی نوازندگان درج شده و مکتوب شده در هر ارکستر بود و بعد دوباره این قطعه را مثلا کدام ارکستر در چه تاریخی و درکجا اجرای دوباره کرد و دوباره همزمان با این ارکستر در کدام کشور این قطعه توسط کدام ارکستر و رهبری چه شخصی و چه تاریخی با چه هارمونی و چه نوع ارکستری اجرا گردید! همه اینها مکتوب هست! بعد دوباره یک دسته از هنرمندان بودند به تاریخ موسیقی میپرداختند و بهش میگن علم تاریخ موسیقی! و چقدر مباحث شگرفی داره.شما ببینید همه از این قوانین و رشته های گشترده موسیقی در همه کشورها رعایت میکنند! و موسیقی ملی خودشون رو اصیل و ماندگار میکنند و سازشناسی میکنند و به تاریخ ساز و اجرا ها و نام هنرمندان میپردازند هرکشور خیلی زودتر از ما موسیقی ملی خودش رو داشت جدای از پیوند موسیقی ملی خودشون که با موسیقی جهانی در ارتباط نزدیک بود! موسیقی ها رو به هم معرفی میکردند .هنرمندان هم هجمع میشدند و از ذوق و قریحه هر کشور و خطه و ناحیه ای الهام میگرفتند و شما میبینید دوران باروک خودش با چندین زیر شاخه تقسیم میه و اینها هرکدام مقاطعی از تاریخ بوده که اینها یک نوع موسیقی رو مورد اجرا و الهام گرفتن قرار میدادند تا اینکه جهش های حسی بزرگ از هنرمندان بزرگ کشورها و الهاماتی که موسیقی ملی و لحنها و ملودیهای ملی و محلی اونها اینقدر در تبادل بودند که عرض کردم جهشهای بزرگ مثل دوران باروک به دوران کلاسیک و از دوران کلاسیک به دوران رومانتیک و از رومانتیک به معاصر و دائما در حال دادو ستد موسیقی بودند.فلانی از فلانجا میومد شاگرد فلانی میشد و علم و هنر و دستاوردهای خودش رو دوباره میبرد مملکت خودش و به موسیقی و ارکستر مملکت خودش پیاده میکرد و بافت و لحن و هویت ملی خودش رو دوباره قوی میکرد و این سلسه ادامه پیدا میکنه در همه جای دنیا! به غیر از ایران که تا پهلوی می آید و خالقی و وزیری و ایرج و گلپا و مراضی حنانه ای و حسین دهلوی و علی رهبری و آقای شهناز و شریفی روی میدهد و همدیگر رو تکامل مبخشند و ما دائم تمسخر میکنیم و دائم ناسزا میگویمم به قطهات موسیقی خود توهین میکنیم و دائم خودبینی داریم از موسیقی 10000 ساله موهوم و فلان هنرمند را مسخره میکنیم.رقص را جز کارهای کثیف بشری میدانیم.همونطور که در بالا عرض کردم انواع موسیقی و قطعات برای رقصهای مختلف و تازه ابداع رقصهای مختلف و الهامات مختلف بود.ما از تصدق سر خالقی و این هنرمندان تا دهه 50 یه رنگ داشتیم که خودمون مسخرش کردیم که طرف 8/6 میزنه! یه والس اومد اومدیم گفتیم که آقا بیخود! اسمش که اصلا غربیه! ضمنا ما قطعه سه ضربی داریم نیازی نیست بهش بگیم والس! یه 4مضراب داشتیم که گفتند آقا یاحقی خیلی باحال میزنه چهارمضراب یعنی چهرمضراب میرزا عبداله! آقا بزن زخمه رو بزن باید بریم در حال صوفی و عرفانی و از اینجور مزخرفات منحط! یه چندتا راپسودی داشتیم که گفتند آقا راپسودی یعنی چی! اینم غربیه که حالا مردم دارند لذت میبرندها! همه هم دستگاههای ایرانی و گامهای ایرانی هست و لی نه ما باید برگردیم به عصر طلایی صفویه! حالا جالب اینه ما اصلا نمیدونیم عصر طلایی صفویه چه نوع موسیقی بوده و چه نوع گرووهایی بودند و آیا اصلا بودند! و آیا اصلا این ردیف موسیقی که از تصدق سر موسیقی ملی و امثال تجویدی و وزیری و خالقی نگاشته شد مگه همون آوازهای قدیم ایرانه؟ کی گفته؟ ردیف رو خالقی نوشته و قدمت اون نهایت مال 70 و خوشبینانه 100 سال هست! دیگه از قدمت وجودی خودش بالاتر نمیتونه بره که! با چه استنادی میتونید بگید این ردیف 100 ساله همون ردیف 300 ساله و یا 800 ساله نداشته ما هست!

بعد اومدند گفتند سازهای ملی مثل ویولن و پیانو یعنی چی؟ تار مگه ساز ملیه؟ نه تار همون ساز سنتی و محلیه! اومدند تمام دستاورد 50 ساله موسیقی ملی رئ نابود کردند و تازه خیلی هم موسیقی ملی عمری ندشات که در همه زمینه های موسیقی کشور کنکاش کنه و همه رو مدون کنه نیاز بود راه ادامه پیدا میکرد که آخه یه بدبختی بتونه امروز از هویت و اصالت تار ایران بنابر استناندارد و قوانین موسیقی یونسکو دفاع کنه.یونسکو تعریف کرده اصالت سازی یعنی چی؟ باید چه شواهد و معیارهایی داشته باشیم! ولی ما حرف حساب سرمون نمیره چون از اول موسیقی نداشتیم و اصالتی هم نداشتیم و هیچ سند و مدرک و هیچ دستاوردی از علم و هنر موسیقی که همه دنیا به اون دست پیدا کرده بودند ما نداشتیم!

و تنها بنیانی که به موسیقی ما خدمت کرد موسیقی ملی ایران هست که در عصر پهلوی و با سرمایه و بودجه بندی اونها بوجود اومد و به موسیقی خود اصالت بخشیدیم که حداقل 100 سال قدمت داشته باشیم!

در خیلی از زمینه ها وقت و بخت نشد که تحقیقات و پژوهشگران و هنرمندان بتونند به نتایج کامل برسند و اون هم مثل ساز شناسی تقریبا برمیگرده البته سازهای ملی همگی تعریف شده بود و در جهان تعریف شد که مثلا تار و تنبک و ویولن و پیانو و فلوت و قره نی و ابوا و ... جز سازهای ملی ایران و ارکسترال ایران هست! سازهای محلی هم تا حدودی معرفی شد اما هرگز شواهد اصالت اون از نظر محلی فرصتی دست نداد تا ارائه شه و امروز که خب پشت پا زدیم به اصلا سازهای ملی یعنی گفتیم سازهای ملی ما تازیه پیانو و ویولون و سلو و فلوت نیست.ما راه آقای شجریان رو میریم و شور انگیز و ساقی و ساغر و صراحی و این مزخرفات ساز ملی ماست که نه شناسنامه داره و نه هویت داره و نه اصلا استاندارد ساز شناسی و فیزیکی و صدادهی و جنبه های ارکستری اون مورد بررسی قرار گرفته!

هیچی دیگه بر باد هست

همونطور که در مطلب پیشین عرض شده بود و همونطور که الان میبینید کشورهای دیگه تازه از قدیم الایم دائما دوست داشتند سازهای محلی هر کشور رو بقاپند و با افتخار بگن و ما در مسویقی ملی خودمون از این سازهای استفاده میکنیم

تابحال من ندیدم یک احمقی در دنیا پیدا بشه بگه ویولن ساز ما نیست! همه میگن اصالت در ساز به بوجود آورنده اون ربطی نداره بلکه اصالت به کارنامه استفاده ما از اون ساز و متدهایی که ما از اون ساز داریم مربوط میشه! بخاطر همین شاید اصلا شما نشنیده باشید که اصلا فلوت مال کدام کشور هست!؟ نشدنیدید؟ یا ساز کلارینت مال کدام کشور هست!؟ برای اینکه اصالت به اسم و رسم نیست بلکه به کارایی استفاده شما از اون دستاورد هست! الان همه کشورهای دنیا میگن این سازها مال همه ماست! ویولن اولین بار در ایتالیا ساخته شد اما فرانسه میگه ما هم ویولن داریم! چون ما روی این ساز کار کردیم! نوازنده و استاد تحویل انسان دادیم! قطعات ساختیم و اصلا متد جداگانه برای این ساز داریم! روسها میگن ما هم متد جداگانه برای این ساز داریم و با این ساز کلی دستاوردهای مثبت داشتیم! اونها هم میگن مال ماست.خب ایتالیا هم میگه ما هم متد مخصوص خود  تاریخ مخصوص خود به صورت مکتوب و هنرمندان کار کرده با این ساز داشتیم و مال ما هم هست! آذربایجان هم قضیش نسبت به تار همین هست! میگه ما کار کردیم بر این ساز این همه سازنده و نوازنده و متد در نوازندگی و کارنامه های مستند! از قدیم! داریم ولی متاسفانه ایران...!! نتونستیم جمع و جور کنیم! از همت خالقی و وزیری به غیر از صدسال موسیقی دیگه چیز دیگری نداریم!

پس ببینید رقابته!

مشخصا اگر آذربایجان طبق استادرادهای یونسکو بتونه ثابت کنه این ساز اصلا اصالتش مال ماست این کار میکنه و کرد و میبینید هم تایید! و ما اصیل نیستیم! مردم زرنگند! میقاپند! همه میخوان اون دستاورد مال خودشون باشه چرا که نه؟! قضیه خلیج فارس هم عین همینه!

حالا ببینید ما چقدر احمقیم میگیم فلان ساز غربیه اصلا مال ما نیست و دوم ما افتخار نمیکنیم روی این ساز کار کنیم!!! عجب

کنترپوان و تئوری موسیقی مال غربه! ما کنترپوان و اصلا سیستم ارکستری نمیخوایم! هارمونی یعنی چی! ما دلمون بخواد کمانچه رو میذاریم بر هر مبنایی در ارکستر!

این همه آقای تجویدی و آقای یاحقی و وزیری و صبا و ... بر روی این ساز ویولن کار کردند و متد مخصوص نوازندگی ما داریم! و فواصل و صدادهی های خودمون رو بخوبی از این ساز تونستیم بیرون بکشیم ردیف نوشتیم.متد نوشتیم.گامها رو نوشتیم.اصلا کمانچه بخاطر ویولن ردیف دار شد و چهار سیمه شد این ویولن و این صبا و تجویدی بود که حتی به اون ساز مفلوک غلط ساخته شده کمانچه اصالت بخشید! در ارکسترها و اجرای همه نوع قطعات سربلند بودیم و همچنین پیانو این همه آهنگسازی با ساز پیانو انجام دادیم و این همه دستاورد مثبت در موسیقی ملی و فرهیختگان اون داشتیم !! آقایون میگن غلط!!!!

این مال غربه ما 10000 سال موسیقی داریم ما به این مزخرفات و دستاوردهای موسیقی ملی نیاز نداریم و جمع کنید ارکستر رو!

بشین رو زمین

تار رو بگیر دستت

آقای لطفی یک عری قشنگ در سالن رودکی شاهنشاهی بکش!

10 دقیقه سازت رو برای کوک کردن در صحنه تلف کن! و پولهای چند ده هزار تومنی و وقت گرانبها و ذوق خالص مردم به این موسیقی ایرانی رو گند بزن بهش

و با افتخار بر گلیم بنشین و فالش بنواز و فالش بخوان و ریشت را بلند کن و تارت را مثل مسلسل بگیر دستت

و بگو پیش به سوی عهد عتیق!

و با افتخار بگو اینست نوازندگی کلاشینکفی با تار!

اینست تار! و اینست ایران!

آقا جان تا این بساط هست! تار نوش جان آذربایجان! چون اصالت در موسیقی دارند و حفظ کردند و قوانین موسیقی رو رعایت میکنند! باور کنید با خون دل عرض میکنم! کجا نوش جان آنها؟ آخه این حق ما بوده ولی بخاطر کاستی ما و نداشتن کارنامه اصالتمند موسیقی در همه زمینه های آن به این روز دچار شدیم!

 

حالا یه مطلبی رو من دیدم خیلی هم گویا مخاطب پیدا کرده مال یه هنردوست دلوز بوده بنام آقای مستفیضی!

گله کرده که این ساز تار که کوکهاش به کوکهای میرزاعبداله و شریف و شهناز و پنجه هاش با پنجه های این افراد خو گرفته چطور باید مال آذربایجان باشه!

اولا ردیف میرزاعبداله و کوکهای ایران و شریف و شهناز هنرمندان 70 یا 80 سال پیش ما هستند و این تنها شناسنامه هنری بوده ک هشما از ساز تار و هنرمندان اون تونستید ارائه بدید که برمیگرده به چند دهه پیش و اون اصالت 80 الی 100 ساله هم از تصدق سر موسیقی ملی ایران و خود همین هنرمندان داریم که همه را مکتوب کردند!

عکستون هم مال دوران اواخر قاجار هست بهتون قول میدم هنرمندان داخل عکس رو هم نمیشناسید و نام و نشانی از آنها نیست!

اگه راست میگید یه عکس از دوران اوایل قاجار بذارید و اگر خیلی اصالت تاری ما استخونداره لطف کنید از دوران صفویه بذارید و یه ردیف موسیقی و نگاشته مخصوص تار برای اون دوران رو معرفی کنید!

قربان شما اینها تازه ایراداتیست که من گرفتم چه برسه یونسکو! کجایی کارید آقا حرف از شریف و شهناز شما دارید میزنید!؟

نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آذر 1391ساعت 14:14 توسط آزاده حسینی |
ترانه مگه میشه_ایرج-انوشیروان روحانی-اسداله ملک و مجری گری پرویز یاحقی
با درود

البته طبق اعلامیه ای که در پایین مطلب عنوان شد.یادم افتاد که ازقضا ایرج بزرگ هم بسیار آثار متفاوت و سبک و سیاق مختلفی با انوشیروان روحانی داره،چنانچه که در مطالب گذشته نیز تقدیم شد

مثل آواز دشتی با همراهی ارگ آقای روحانی و باز دوباره آوازی در برنامه بزم شاعران که بسیار بدیع و خلاقانه بود باز با همکاری انوشیروان روحانی و تار بینظیر فرهنگ شریف.یک اثر که هم ترانه هست و هم آواز بنام افسون که باز آقای روحانی همکاری کردند و که البته همراهی ساز فلوت و پیانو

باز چندین ترانه بسیار متفاوت و زیبا که باز آهنگساز و نوازنده آقای روحانی بود

یک اثر بسیار شاد و زیبایی هم من یادم هست سال ژیش در وبلاگ اسداله ملک گذاشته بودم

این اجرای بسیار خاص این ترانه رو که با صدای ایرج و ویولن مرحوم استادم اسداله ملک و پیانوی آقای روحانی و همچنین ضرب آقای صیرفی اجرا گردیده با کیفیت بسیار مطلوب تقدیم میکنم

ترانه مگه میشه در مایه افشاری_ایرج.انوشیروان روحانی.اسداله ملک

این برنامه برگرفته از برنامه شما و رادیو هست که به استاد پرویز یاحقی مجری این برنامه بودند و هنرمندان ایرج،انوشیروان روحانی،اسداله ملک با ویولن،صیرفی و همچنین گوگوش اجرای برنامه کردند

کامل این برنامه رو هم که شامل تکنوازی اسداله ملک در اصفهان و آواز ایرج در اصفهان و یک تصنیف ۸/۶ سنگین از ایرج و ملک و در ادامه همین ترانه زیبا با همکاری روحانی و ملک و ایرج و گفتارهای پرویز یاحقی بوده است تقدیم شما میکنم که البته کیفیت این برنامه کمی پایینتر از اون ترانه شادی هست که در بالا تقدیمتون شد.به همین دلیل هر دو اثر رو پیشکش میکنم که هر دو مورد استفاده قرار بگیرند

عکس فوتوژنیک پرویز یاحقی ویولنیست محبوب و مشهور ایران، مجری توانای برنامه های مختلف رادیویی و روزنامه نگار توانمند و آهنگساز خوش ذوق موسیقی.

باز داشتم نگاهی کلی به آثار ایرج می انداختم.این مرد هم تصانیف و ضربی های سنگین بسیار زیادی داره که خب سبک هنرمندان قدیمی تر هست و با نگاهی بچنین تصانیف و ضربیها اون مایه قدیمی و دلسوخته و پخته و ازقضا جاافتاده از لحاظ سن و سال ایرج بسیار چشمگیر هست و نظر مخاطب رو جلب میسکنه.در عینی که این صدا ویژگی ثابتی مثل لطافت و روانی در کلام و حجم صدای بالا و تکیه و تحریرهای زنده ای داره!

اینکه میگم صدای سن و سال دار یک عریضه بزرگ درباره این مطلب نوشت.خوانندگان قدیم با اینکه در آن زمان سن و سال کمی داشتند مثلا در سن ۲۵ سالگی شروع به خوانندگی کردند اما صدایی داشتند که گویی بسیار جاافتاده بوده و بیشتر از سن خودش نشون میده و غیر از مخاطبان جوان مخاطبان مسن رو بسیار جلب میکرده.مثل صدای خوانساری و داریوش رفیعی و گلپا و منوچهر همایونپور و کوروس سرهنگ زاده و فاخته ای و بنان و ... اینها همه اون موقع جوان و کم سن و سال بودند اما صدا...!

اسداله ملک

باز نگاهی به ترانه های ایرج می اندازم میبینم این بار این صدا صدایی شاد و طرب انگیز و جذاب و زنده هست و خیلی بزمی و گیرایی داره که این مختصات با مختصات قبلی متفاوت هست

باز نگاهی به ترانه های کافه ای و یا همون پاپ ایرانی ایرج میندازیم میبینیم اینبار باز این مختصات فرق داره و صدای ایرج یک صدای داش مشدی و ناب و سرمست و مسلط و شیرین زبون و اینگونه موارد هست

نگاهی به آواز می اندازم باز میبینم عجب حال و هوای دیگری داره که بارها در مورد هرکدام از سبک و سیاقها توصیف کرده ام

به ویژه نوع ترانه از سبک انوشیروان روحانی که سبکی رومانتیک هست که باز میبینیم صدای ایرج بسیار پاسخگوی این حال و هوا هم هست! حال و هوایی که درخور صدای پوران و الهه و عهدیه و این هنرمندان رومانتیک بود! باز ایرج در اینگونه آثار بسیار فضا و حال و هوای زیبایی بخشید!

با آواز خراباتی ایرج که مثال زدنی نیست.به قولی همون بیات تهران.ایرج زیبایی مسحور کننده ای در بیات تهران داره.

باز ترانه هایی با مایه پاپ و جار مثل ترانه خاتون! که عجب این صدا خوش میدرخشه

وارد ارکستر میشویم.ارکسترهای مجلسی و ارکستر موسیقی ملی رادیو باز ایرج آثاری داره که گوش هر شنونده به اون جذب میشه و بسیار متین و لطیف و مسلط اجرا میکنه

و این هنر بزرگ و تمام نشدنی ایرج هست که قابل ستایش در موسیقی ملی ایران و بنیان موسیقی ملی ایران هست.باید گفت این هنرمند در آواز و ترانه نهیت و گل سرسبد و متکاملترین هنرمند موسیقی ملی ما بوده است.این موسیقی ملی زمانی باشکوهترین و فاخرانه ترین و شادترین و منطقی ترین موسیقی بود که ورق دنیا امروزه برگشت!

هنرمندان اهل ذوق اهل تفاخر و مایه افتخار.هنرمندانی کاملا مردمی و بافرهنگ و با کلاس.وقتی شما شخصیتی مثل پرویز یاحقی با این گفتار و کلام قوی و قلمی قوی و این هنر بی بدیل رو بگیرید و یا ایرج و این شخصیت و این فرهنگ رو بگیرید و روحانی رو حذف کنید و گلپا رو از هنر مخلوع کنید و هنرمندان دیگر که بارها به آنها اشاره شده رو کنار بگذاریم دیگر چیزی نمیماند که میشود همین امروز!

فرهیختگی و هنرمندی! و سواد و نظم! آقا نظم خیلی مهمه! نظم شخصی و هنری! انضباط در امور کار هنری و زندگی! گفتار سنجیده و مودب.رفتاری محترمانه و بافرهنگ و ثبات گفتار و اخلاق. ظاهری آراسته لازمه هنرمند هست به ویژه هنرمند موسیقی ملی ایران که شما مقایسه کنید امروزه هنرمندان ما کدامیک از این ویژگیها رو بطور کامل دارند که این هنرمندان بزرگ مثل ایرج و گلپا و پرویز یاحقی و ملک و انوشیروان روحانی و همایون خرم داشتند!

برنامه کامل شما و رادیو_ایرج-اسداله مل-انوشیروان روحانی-به مجریگری پرویز یاحقی

*****************************************************

گلپای ایران در کنار همایون خرم آهنگساز اسطوره ای.

***کنسرت شب یلدای گلپا بهمراهی پیانوی اقای انوشیروان روحانی در استرالیا خواهد بود.

بی تردید باشکوه ترین و خاطره انگیزترین و مفتخرانه ترین رویداد موسیقی ماست که گلپا و انوشیروان روحانی بهمراه می آورد

نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم آبان 1391ساعت 0:29 توسط آزاده حسینی |
لیست ترانه ها و تصنیفهای استاد ایرج
 

اسامی تعدادی از ترانه ها و تصنیف های جاویدان استاد ایرج :

من که از داغ محبت
سخن از مهر تو گفتم
یاد از آن کن یاد از آن باغ پر از گل
که به مهر تو شگفتم
ترانه شرعی
ساقی دگر توبه شکست
گل اشک

با من باش ای خاتون شاعرانه

من آن باده گسارم که به دنبال شرابم
مرغ دل


دیدی چو گل غنچه دهد صبح بهاری
مثل تو بهار قشنگ نمیشه
توی سینه دل من باز داره پرپر میزنه (مهمان)
حیرانم
(همایون)

عهد جوانی
می خوردی
(همایون)
آن پری چهره
مبدا فیض
پریشان
پایان افسانه



همه چشمها به ایرانه
آینه گریلی
آهوی گریزان
بهار لاله رویان
دو چشمان تو
دیوانه شو
دیشب با دلم خلوتی داشتم
دفتری که بسته شد (شور)
قبله گاه
گفتی
مرغ دل

سازم شکسته
قسم
جز تو ناخدا ندارم
بیا که بی تو تنهایی به جون خسته ام افتاده
یارب این شمع شب افروز
چرا یک شب تو پیش من نمی مانی
نیمه شب به کلبه من
پونه وحشی
پرنده اسیر
من آن باده گسارم
یارب دل من تنها نماند

 

  1. شهر نور (افشاری گام شکسته و عراق) / آهنگساز:(واثقی)
  2. تصنیف ضربی رسم روزگار (دشتی و شور) /آهنگساز:
  3. تصنیف عروس شب (دشتی) / آهنگساز:(میرنقیبی)
  4. تصنیف بر اشکم خندیدی (همایون) /آهنگساز:(عبدالعلی وزیری)
  5. تصنیف ضربی یادگاری (شور)  /آهنگساز:(ابراهیم سرخوش)
  6. ترانه دفتری که بسته شد (شور) /آهنگساز:(حسین صمدی)
  7.  تصنیف آتش دل (ابوعطا)ــــــــــــــــــــــــــــــــــبازخوانی تصنیفی از تاج اصفهانی توسط ایرج /آهنگساز:(برازنده)
  8. نور سحری (ماهور) /آهنگساز:(جواد لشگری)
  9. شب بارانی (دشتی) /آهنگساز:(مجتبی میرزاده)
  10. شد از تو رسوا دل من (بیات ترک) /آهنگساز:(میرنقیبی)
  11. عقد آسمانی ( گام وصال ـ شوراصفهان) /آهنگساز:(اسفندیار منفردزاده)
  12. ترانه شمع و گل و پروانه (شوشتری منصوری اصفهان) /آهنگساز:(اسفندیار منفردزاده)
  13. پرنده (شور) /آهنگساز:(حسین صمدی)
  14. نیمه شب (چهارگاه) /آهنگساز:(اسفندیار منفردزاده)
  15. زاهد خلوت نشین (اصفهان) /آهنگساز:(همایون خرم)
  16. پریزاد (گام وصال ـ شوراصفهان) /آهنگساز:(پرویز مقصدی)
  17. نازآفرین (گام وصال ـ شوراصفهان) /آهنگساز:(اسفندیار منفردزاده)
  18. خلوت دل (مخالف سه گاه) /آهنگساز:(حسین صمدی)
  19. کوچه به کوچه ـ (سه گاه) /آهنگساز:(حسین صمدی)
  20. کاروان (شور و شور عرب) /آهنگساز:
  21. هیزم شکن (اصفهان و گام وصال) /آهنگساز:اسفندیار منفردزاده و ارکستر جوانان)
  22. گلدون بی گل (شور) /آهنگساز:(حسین صمدی)
  23. ای ساربان (شور) /آهنگساز:(جواد لشگری)
  24. دوباره آسمون من (سه گاه) /آهنگساز:(حسین صمدی)
  25. عجب (همایون) /آهنگساز:(واثقی)
  26. آیینه (دیشب که تو برابر آینه دیدم/جان تو که جان به پیکر آینه دیدم)
    (گام وصال شوراصفهان)
    /آهنگساز:(دکتر ناروند)
  27. یار شیراز (ماهور) /اهنگساز:(
  28. تصنیف ضربی نقش گناه (شور) /آهنگساز:(میرنقیبی)
  29. ای گل (سه گاه) /آهنگساز:(اسداله ملک)
  30. تقدیر (گام وصال شوراصفهان) /آهنگساز:(حسین صمدی)
  31. تا کی خشم و کینه جویی (شوراصفهان) /آهنگساز:(همایون خرم)
  32. میرسم وقتی به تو گله آغاز مکن (شور) /آهنگساز:(حسین صمدی)
  33. خاتون (گام وصال) /آهنگساز:(حسین صمدی)
  34. ای روزگار (دشتی) /آهنگساز:(جعفر پورهاشمی)
  35. تصنیف چه کنم (همایون) /آهنگساز:(جعفر پورهاشمی)
  36. برگ سبز (شور) /آهنگساز:(غیاثیان)
  37. والس ـ از دامن کوه بلند میرم تا دریای آسمونها (گام وصال) /آهنگساز:(پرویز مقصدی)
  38. یار من مگر همچو ابر نوبهاری (نوا) /آهنگساز:(بدیع زاده)
  39. گمگشته (شور) /آهنگساز:(واثقی)
  40. ای که داری قصد جانم (اصفهان) /آهنگساز:(اسداله ملک)
  41. خدایا دل من گناهی ندارد (همایون شوشتری) /آهنگساز:(
  42. والس جدایی (به دام تو افتادم ـ اصفهان) /|آهنگساز:(اسداله ملک)
  43. دل شکسته (دیدی آخر دل ما را شکستی-ماهور) / آهنگساز:(برازنده)
  44. پرنده اسیر (پرنده ای اسیرم سر زیر پر بگیرم)(اصفهان و گام وصال)
  45. صبرکن (صبر کن د وایسا! ترمز بزن جا) (رنگی مایه دار چهارگاه)
  46. ترانه؟ یادتو باشد که دل مست تماشای تو شدـ(سه گاه)
  47. ترانه تو شاخه یاسمنی (گام وصال)
  48. محبت (تا کی خشم و کینه جویی)(شوراصفهان)
  49. تلافی ( این همه با دل من جنگ چرا) (افشاری)
  50. حرف نگفته (بیات ترک)
  51. قسم (شوراصفهان)
  52. قناری (شور)
  53. افسون (دشتی)
  54. عاشق کور (شوراصفهان)
  55. از درگه خود راندی تو مرا (ابوعطا)
  56. از عشق بپرهیز (بیات شیراز)
  57. به یاد فردین (سه گاه)
  58. چه شکوه کنم (سه گاه)
  59. داغ محبت (شوشتری)
  60. دل ای دل (سه گاه)
  61. دلبرک بانمک (شور)
  62. دل من (بود آن کشتی دل من که جز تو ناخدا ندارد)(گام وصال)
  63. دیدار (همی امشب آیم به دیدار تو) (بیات ترک)
  64. ترانه؟ (دوباره آسمون من) (سه گاه)
  65. دنیای آرامش (بیا که بی تو تنهایی به جون خستم افتاده) (همایون)
  66. ای خدا (ای خدا منم که خسته با یه کوله باری از غم) (شوشتری)
  67. قفس ( در این عشق جگرسوز)( افشاری)
  68. غم تو (ابوعطا)
  69. گریزان (شور)
  70. تنها شدم (دشتی)
  71. ضربی (ای تیره غمت را دل عشاق نشانه)(دشتی)
  72. ترانه؟ روزگاری به تو پابنده دلم (شور)
  73. ساقی ای لبهای جام شراب (سه گاه)
  74. ساز سخنگو (چهارگاه)
  75. طبل بی عاری (شور)
  76. کوچیک و بزرگی گفتن (سه گاه)
  77. من که جمعتون حاضرم (سه گاه)
  78. میخوام پر درارم (ماهور)

تشکر از خانم آحادی نژاد

به تدریج و به کمک شما لیست کاملی از تصنیفها و ترانه های استاد ایرج در همین قسمت درج خواهد شد

***کنسرت شب یلدای گلپا بهمراهی پیانوی اقای انوشیروان روحانی در استرالیا خواهد بود.

بی تردید باشکوه ترین و خاطره انگیزترین و مفتخرانه ترین رویداد موسیقی ماست که گلپا و انوشیروان روحانی بهمراه می آورد

نوشته شده در یکشنبه هفتم آبان 1391ساعت 14:47 توسط آزاده حسینی |
سه اسطوره موسیقی در بزم ایرانی!
مجموعه فراز و فرود منتشر شد

مجموعه فراز و فرود که کاملترین ردیف آوازی تاریخ موسیقی ایران می باشد توسط حوزه هنری منتشر شد.این ردیف با صدای استاد حسن گلپایگانی برادر استاد اکبر گلپایگانی اجرا شده است و شامل گوشه ها و ردیف هایی می باشد که توسط استاد اکبر گلپایگانی و حسن گلپایگانی جمع اوری شده است.

تشکر و یک دنیا سپاس از بهداد ارجمند که با این همه زحمت و با خونگرمی تمام و وسعت فکری وسیعشون بزم نایابی رو برای اولین بار برای تمامی مخاطبین موسیقی ملی ایران در این وبلاگ اینترنتی پخش کردند

با درود

اما نوبت به بزم که برسه مطمئنا از استاد ایرج نمیشه گذشت

تصویری که مشاهده میکنید سالن بزمی ایرانی هست که دیگر نشانی از گلپا و هایده و ایرج و .. نیست! و این چرخش زمانست! کاریش نمیشه کرد.این فرهنگ و این سالن میبایست حفظ شود

ضمنا این سالن بزم سفارتخانه ایران در واشنگتن هست که پس از سی سال درهای بسته که هنوز هم این ساختمان به ایران تعلق دارد باز شد و عکس برداری از داخل این ساختمان صورت گرفت که این تصویر یکی از سالنهای این ساختمان باشکوه سفارتخانه ایران است که همانطور دست نخورده باقی مانده.تصویری از اردشیر زاهدی در این سالن گرفته شده که مربوط به قبل از انقلاب هست که گواهی از دست نخورده ماندن و بسته ماندن این سالن طی این سالها دارد و ملاحظه میشود که خیلی خاطراتیست.

*********************************************************************

باز نمونه دیگری از سالن بزمی که نموداری از فرهنگ موسیقی و اوج زیبایی و دراصل شکوفه و چهره خندان موسیقی ملی ماست یعنی همان موسیقی بزمی.دستاورد نهایی موسیقی ملی ایران

در تصویر استاد ارجمند بنان،استاد بانو حمیرا،سیاوش زندگانی با ویولن،هایده،سیمین با ساز قانون،فضل اله توکل با ساز سنتور،کوروس سرهنگ زاده و شهیدی رو ملاحظه میکنید

*****************************************************************۸

باز تصویری دیگر از سالن بزم و بزم نشینی  رو مشاهده میکنید که استاد وزیری،استاد ایرج و استاد ترانه خانم هایده حضور داشتند

خوشبختانه با تلاش همراهان و همینطور نگاهبانان موسیقی ملی ما آثار بسیار زیادی از جمله نایاب و کمیاب به آرشیو تاریخی موسیقی ما دوباره برگشتند و از این موارد به این بزمهای رادیویی باید تاکید کرد که خوشبختانه این بزمهای باارزش که نمود فرهنگی موسیقی ملی ایرانیست و نشان دهنده صمیمیت بین هنرمند و مخاطب هست برخی دوباره از زیر خاک و وقایع انقلاب و ما بعد انقلاب و بگیر و ببندها و نابود کردنها و مسائل متفاوت دیگر دوباره دردسترس قرار گرفت و مطمئنا باز درآینده بیش از اینها دردسترس خواهد بود

من نمیدونم واقعا فردایی که کار این چندتا وبلاگ از جمله وبلاگ ایرج (گلهای آواز ایارن) وبلاگ گلپا و وبلاگ گلبانگ و وبلاگ گلبانگ عشق و مرغ سحر و مرضیه و رادیو گلها و اسداله ملک و از این دسته موارد به پایان برسه آیا نتیجه خوبی حاصل شده است یا خیر؟ و آیا کسی از زحمات شخصی بنام بهداد و محسن و آقای آذر و فرهادها و ...یادی خواهد کرد یا خیر.با اینکه اشخاص همگی برای همه مخاطبین موسیقی ناشناس و غیر حقیقی و غیر حقوقی هستند اما واقعا بعنوان یک هنردوست و هنرمند و هموطن و خدمتگزار به میهن آیا کسی خواهد گفت بهدادی هم در این مملکت بود که تمام علایق و لذات شخصی خودش رو صرف جمع آوری آثار ایرج و آن هم آثاری که نابود شده بودند کرده باشد و قدر این همه زحمت فرهنگی را بداند و این همه وقایع چند سال اخیر را برای این هنر دستاورد تاریخی و بزرگ و فرای ذهن درگیر و روزمره امروزی بداند یا خیر؟!

امیدوارم این همه زحمت واقعا با نگرش شما انسانهایی که بهرحال در درجه اول عاقل هستید! و در درجه دوم بالغ!! هرگز نادیده گرفته نشه و این ثانیه ها و ساعتهای بسیار بسیار زیادی که تا نیمه شب همونطور که الان ملاحظه میکنید صرف درج چنین مطالب و آثاری میشه محفوظ بمونه

بزم وقتی به خانه ها و روح ایرانیها برگرده شکی نخواهد بود که روحیه رزم هم همراه اون به بهترین نحو خواهد برگشت همانطور که در دومین سال بعد انقلاب برای جنگ جوانان ایرانی برخوردار بودند.چون مردمی بزمی و رزمی بودند

قدر بزم را باید دانست.آن کس که احساس دارد و شاد است و روحیه عاشقانه دارد مرد رزم هست و سرش برود قولش نمیرود و همیشه مفتخر و همیشه سربلند است! روحیه ای مردانه دارد!

و من جا داره همینجا از تمامی کسانیکه( بخصوص نسل امروز) از موسیقی ملی و بزم در موسیقی ملی انتقاد میکنند  و متاسفانه اصلا و ابدا هیچ نوع نگرش و هیچ نوع درک موسیقی ندارند بعنوان انسانهای سوسول و بزدل و منزوی و ضد بشر و غیر اجتماعی یاد کنم!

انسانهای خشک مزاجی که در طول تاریخ سبب نابودی وجهه اجتماعی ایران شدند من جمله همین گروههای صوفی و تصوف که ریشه تاریخی در این مملکت دارند و انسانهایی به غایت مخنث و بی اراده هستند

و ضدبشر بودن دقیقا همین معنی را میدهد.اما بزم وقتی در خانه های ایرانی پیدا شد و انزوا از بین رفت و آداب و معاشرت و ارتباط جمعی با هنر آمیخته شد و روحیه بزمی و به روز و تجددگرایانه در روح انسانها شکل گرفت چه پیشرفتهای فکری و روحی و اقتصادی و اجتماعی و هنری که شکل نگرفت!

و امروزه در ایران اگر که انسانها منزوی و ضدبشر و غیر اجتماعی هستند و زن و مرد و دختر و پسر و پیر و جوان هنوز آداب و معاشرت و شوخ طبعی و منیع الطبع بودن را بلد نیستند و در این ارتباطات جمعی ضعیف هستند و احساس و عشق در بین انسانها به چشم نمیخورد و روز به روز در ارتباطات ضعیف میشویم و تکنولوژی زده میشویم و فکر و روحمان همراه تکنولوژی پیشرفت نمیکند در نتیجه آن میبینید که در هنر هم  آن روحیه اوج گرفتن موسیقی که همانا موسیقی بزمی هست و ارتباطات بزمی هست و شکوفه موسیقی و لبخند موسیقی و آن ذوق موسیقی و بداهه که همان بزم هست از بین رفته و میبینید همه چیز دست در دست هم داده که به کلی دنیایی را از خودمان دریغ کنیم!

بهرحال سپاس از بهداد گرامی و هنردوست محترم و ارزشمند که بزمی از سه اسطوره آواز ایران یعنی ایرج،گلپا،وفایی در اختیار ما گذاشتند

به واقع سه آوازه خوان طراز اول و شکوفه آوازی ایران که نهایتا هر سه در اوج خود نابود شدند!

بزمی در بیداد و عشاق و فرود شوشتری_ایرج_گلپایگانی_وفایی

بعضی صداها رو باید به صورت زنده شنید.از جمله که شما در بزمهای متفاوت هم مشاهده کردید صدای گلپا در بزمها و اجراهای زنده و کنسرتی چیز دیگریست و لطف خاص خودش را دارد.

استاد ایرج:

استاد گلپا بهمراه هنرجوی محترم و بزرگوارش جناب ابازری 

استاد وفایی مرد آوازه خوان خوش ذوق و شاد و بزمی ایران

اما بزم دیگری رو باز از ایرج در اختیار شما خودم قرار میدهم که این مطلب وبلاگ دیگه کامل باشه

بزمی در سه گاه_سال 1377_منزل سراستاد_ ایرج

این بزم مربوط به سال ۷۷ هست که شاید تازه صدای ایرج برای اولین بار خواست ظهور کنه

سال ۷۷ با بچه های گروه موافقت میکنیم که به شمال بریم و من هم کادیلاک سویل رو خریداری کرده بودم و همه بر این قول بودند که اقا این ماشین فقط برای جاده شمال ساخته شده و دیگه راه نداره باید همه سوار ماشین شما بشیم و بریم.من هم خب موافقت کردم و جای همه دوستان خالی که بسیار هم خوش گذشت

ازقضا که از پیش یکی از دوستان اطلاع هم داشت که استاد ایرج قرار هست به اون خطه سفر کنند و آقای جمشید مشایخی و یکی دیگر از کارگردانان هم در اونجا هستند و ازقضا ویلای ما هم نزدیک ویلای اونها بود گفتند که بله اتفاقا استاد ایرج هم هستند و سفر خیلی خوب خواهد بود

خب ما هم که اولین بار که میخواهیم استاد ایرج رو از نزدیک هم ببینیم مخصوصا بعد از ۲۰ سال بی اطلاعی کامل از چنین هنرمندی

گویا یکی از دوستان افسری استاد ایرج در اونجا رستورانی زده بودند و من ملاحظه کردم یه تبلیغات خیلی بی سر و صدا و خیلی محلی از حضور و هنرنمایی استاد ایرج در افتتاحیه این رستوران زدند.

البته رستوران خب خوب و بزرگی هم بود و فکر میکنم ۱۵۰ نفر گنجایش داشت.برای افتتاحیه بود که ما حضور یافتیم.صدای ایرج هم یادمه یا هنوز آزاد نشده بود و یا همون اوایل آزاد شدن صدای ایرج بود که اینگونه تبلیغات و بی سر و صدای محلی فقط بود.

در اونجا آوازی اجرا کردند و بعد من دیدم یه چندتا از این بومیها که معلوم نبود از کجا آمده بودند و اصلا درعالم خودشون بودند اومده بودند اون پشت نشسته بودند و سر و صدا میکردند و با لفظ بدی صحبت میکردند و و یا داد میزدن کوچه مردا کوچه مردا! و یا سوت میزدن که بخون و از اینجور حرفا

من ناراحت شدم و وسط همون اجرا رفتم به صاحب رستوران گفتم که آقای محترم شما بعد از ۲۰ سال حالا بخاطر دوستی که با آقای ایرج داشتید درخواست کردید و خب یه سه میلیونی هم گویا برای اجرای ایشون کنار گذاشتید اما این وضعش نیست! یه اطلاع رسانی درست و یا فضای درست و آرام برای اجرای این مرد درنظر باید میگرفتید ایشون آوازه خوان بزرگ و بسیار بلند پایه موسیقی ماست و بعد از ۲۰ سال سکوت اینطور نباید با این سر و وضع به استقبال ایشون اقدام کنید

بهرحال اون سه شب اجرا به پایان رسید و غرض از این گفتار یکی پیرو مطلب وبلاگ جناب یادگار بود که در چنین فضایی و خفقانی خواسته و ناخواسته و با تدارکات ضعیف هرچند خصوصی و محفلی میبایست کمی دلسوزی و کمی سلیقه عمل دوست داران موسیقی و این آقایون اسپانسر داشته باشند و این بی سلیقگی و فقط جنبه مالی درنظر گرفتن و نداشتن حسن هنری اصلا مناسب برای شخصی که سالها برای موسیقی زحمت کشیده نیست! اگر محفل خصوصی و دوستانه هست پس باید خصوصی و دوستانه باشه و نباید فضا رو اجازه بدهند که به گند بکشند!

وگرنه مخالفتی اصلا نیست که ایرج در محفل خصوصی بخونه یا سالن ۲۰۰۰ نفره مثل کنسرت ۸۲! بلکه حسن هنری و تدارکات کار بسیار مهم هست.خواننده هرجایی که دلش بخواد آزاد هست که بخونه و به هیچ کس هم ارتباطی نداره.اما مابقی کار که تدارکات به گردن اونهاست دیگه واقعا وظیفه ای انسان دوستانه و هنردوستانه هست!

نهایتا هم استاد ایرج با آقای مشایخی در ویلا بودند و بعد از یک هفته هم ما برگشتیم

این هم از خاطره شمال

این بزم سال ۷۷ هم بانی شد که این خاطره یادم بیاد

تشکر و یک دنیا سپاس از بهداد ارجمند که با این همه زحمت و با خونگرمی تمام و وسعت فکری وسیعشون بزم نایابی رو برای اولین بار برای تمامی مخاطبین موسیقی ملی ایران در این وبلاگ اینترنتی پخش کردند

رویدادی خاطراتی از تصنیف برف اومد از پوران و ارکستر فارابی_وبلاگ رادیو گلها

نوشته شده در شنبه هجدهم شهریور 1391ساعت 2:19 توسط آزاده حسینی |
بوسلیک خاص ایرج
متاسفانه مرد صدای ایران آقای ثابت ایمانی گوینده محترم درگذشتتند.

یادشان گرامی و کلامشان ماندگار

تحلیل آواز مدولاسیون گلهای رنگارنگ566_استاد وفایی_وبلاگ رادیو گلها

مطلبی باز فاجعه آمیز در موسیقی ما_وبلاگ رادیو گلها

درود به شما هنردوستان موسیقی ملی ایران

یک مطلب کوتاه و قابل تاملی هم در مورد ایرج اینبار توضیح خواهم داد

و آن هم باز از اصفهان خاص ایرج هست.

اینبار اشاره بر مقام بوسلیک به سبک و لحن ایرج رو نمونه قرار دادم تا باز مورد توجه قرار بگیرد.

متاسفانه باز باید گفت امروزه خوانندگان ما از بزرگشون گرفته تا کوچکشون کوچکترین ابتکار و کوچکترین بداعت برای این موسیقی نداشتند و افتخاری هم ندادند

اما بارها شما مشاهده کردید از گلپا و ایرج که چقدر خلاق بودند و چه نغمات و ملودیها و لحنهایی رو در آواز اجرا میکردند که اصلا شما نمیتوانید محصور و محدود به گوشه و ردیف کنید

این موسیقی موسیقی است که گسترده میباشد و جای پیشرفت دارد و در قالب و کلیشه نیست.بارها من از ایرج و گلپا سعی در تحلیل آواز داشتم اما آوازهای بسیاری بود که شاید قریب به ساعت وقت من رو گرفت که بتوانم به گوشه خاصی منسوب کنم که این کار اقرار میکنم کاری بسیار کثیف و نادرست هست.چرا که آنچه ایرج و گلپا اجرا میکنند بقدری گسترده و بقدری وسیع هست که اصلا نباید در قالب گوشه های کلیشه شده و چهارعمل اصلی و جدول ضرب کلیشه قرار داد.

مگر اصفهان یعنی قطعه ای که دارای ۵۰ گوشه باشد؟ یعنی تا هزار سال دیگر هم هرکسی بخواهد نغمه سرایی کند کلا در همین ۵۰ گوشه میچرخد؟ یعنی دیگر ملودی و نغمه خاصی خلق نمیشود؟ همه باید تکراری باشد؟ بماند که اصفهان به خودی خود کمتر از ۱۵ گوشه دارد که تازه از این ۱۵ تا نصف بیشتر آن چرت و پرت است.دنیا ما را مسخره میکند! بماند که چیزی بنام دستگاه و گوشه و آواز کلا بی منطق و من درآوردیست و اصلا مبنایی ندارد! که البته در اینباره بعنوان گام شناسی مطالبی در اینباره عرض شد و در آینده نیز بطور مفصل توضیح داده خواهد شد و اصول این سنت گرایی زیر سوال خواهد رفت

اما بپردازیم به این قطعه خلاقانه ایرج و اصفهان خاص ایرج که نه تنها از درآمد شروع نمیشود که نباید هم بشود! بلکه از مایه خاصی که اگر قرار باشد محصور ومحدود به نغمه های معروف بنام گوشه کنیم باید گفت این آواز از مایه بوسلیک و با لحنی خاص از ایرج شروع میشود.

این برنامه اجرای زنده ایرج هست که من شک دارم آیا برنامه شما و رادیو هست و یا بزم ساز و سخن؟! و در ادامه همین مد خاص که به مقام بوسلیک ارتباط دارد احتمالا یا گام آواز کلا عوض میشه یعنی احتمالا برنامه قطع میشه و عشاق آن در گام دیگری از اصفهان اجرا میشه و یا اینکه مشکل از برنامه هست که در میانه آن دور نوار کمی تغییر کرده و کمی کند و تند شده که موجب شده یه مقدار گام تغییر پیدا کنه.

اجرای زنده برنامه رادیویی_آواز بوسلیک و عشاق خاص ایرج در اصفهان

آنکه پامال جفا کرد

چو خاک راهم

بوسلیک

خاک میبوسم و عذر قدمش میخواهم

تحریر بوسلیک

پیر میخانه سحر جام جهان بینم داد

عشاق

و اندر آن آینه از حسن تو کرد آگاهم

عشاق

چهچهه عشاق

تحریر بر فرود اصفهان

این هم بوسلیک خاص ایرج که در تاریخ ماندگار خواهد ماند!

اما توضیح آنکه مقام بوسلیک همان مقام گوشه عشاق هست با این تفاوت که لحن تفاوت دارد یعنی عشاق حالت اوج را دارد و صعود میکند اما بوسلیک حالت نزولی دارد  و نغمه ای زیبا و معروف هست

نوشته شده در یکشنبه پنجم شهریور 1391ساعت 14:13 توسط آزاده حسینی |
تیتراژ سریال جدید تلویزونی با صدای استاد ایرج
صدای جاودانی استاد ایرج پس از سه قسمت از سریال تلویزیونی چمدان حذف شد!!

تیتراژ سریال جدید تلویزیونی که برای اولین بار استاد ایرج پس از انقلاب آن را اجرا کردند

که با صدای آقای فدایی هم همراهی شده است

موسیقی سریال_استاد ایرج

نوشته شده در سه شنبه سوم مرداد 1391ساعت 13:55 توسط آزاده حسینی |
برگرفته از وبلاگ آوای ایرج_بررسی فعالیت ارکسترال استاد ایرج(1)

بیست سوم تیرماه سالروز تولد هنرمند دلسوخته و مظلوم محمودی

 خوانساری است.



جمعی از دوستان در تاریخ 23 تیرماه  ساعت ده صبح در قطعه شماره

 101 ردیف ۸۵ شماره ۱۹بهشت زهرا گرد هم خواهند امد

خشنود خواهیم شد حضور شما عزیزان را بر مزار عندلیب گلشن هنر اواز

 ایرانزمین پاس بداریم

********************************************

شش دهه خاطره (۱)

(بررسی یک عمر فعالیت های هنری استاد ایرج در حیطه تصنیف و اثار ارکسترال )

**هنرمندان و هنردوستان محترم در صورت هرگونه سوال درباره این مطلب به وبلاگ آوای ایرج مراجعه بفرمایند**

تحقیق و نگارش مجدد: محمّدرضا ممتازواحد_ بهداد احمدخانی- سعید دهدار 

 

 

پس از عصر صفویه و فروپاشی نظام موسیقی ایران از مقامی به ردیف دستگاهی، در سلسله قاجار، آواز ِایرانی مسیر دیگری یافت و آوازخوانان در دو گروه کلاسیک و مذهبی به فراخور سبک کاری خویش می خواندند تا سلسله پهلوی و آغاز دوران تجدد در موسیقی ایران؛ که آواز تا حدی با آنچه تا قبل از آن اجرا می شد از نظر شیوه اجرا و به لحاظ کمّی و کیفی تغییر مسیر پیدا کرد. (البته ورود دستگاه های ضبط صدا و تأسیس رسانه رادیو نیز در این روند بسیار مؤثر بود) آوازخوانانی چون ادیب خوانساری، عبدالعلی وزیری، غلامحسین بنان، حسین قوامی (فاخته ای)، یونس دردشتی و بعدها اکبر گلپایگانی، محمود محمودی خوانساری، عبدالوهاب شهیدی و ... هر یک به سبک و شیوه خود این قافله هنر را همراهی کردند. از دیگر هنرمندان این دوره «ایرج» (حسین خواجه امیری) است.

خالی از لطف نیست که مختصری از شرح حال استاد را به قلم خود او بخوانیم:

«اینجانب حسین خواجه امیری (ایرج) متولد 11 دی ماه 1311 در خالد آباد نطنز به دنیا آمده ام. ردیف موسیقی را از پدر و پدربزرگ که خواننده آن زمان بوده به ارث برده ام و از تعزیه خوانهای آن زمان که موسیقی می دانستند آواز را آموختم و بعد از طی دوران مدرسه ابتدایی به تهران آمده و دو سال هم در مکتب استاد ابوالحسن صبا ردیف موسیقی را تکمیل کردم و به وسیله ایشان به رادیو معرفی شدم. برنامه های آواز که در رادیو اجرا کرده ام:

  • برنامه گلها تعداد 213 آوازهای مختلف
  • برنامه های آوازی و تصنیف به صورت ارکستر و ترانه
  • آواز و تصنیف های فیلم های فارسی در حدود 105 فیلم
  • در سال های اخیر حدود 10 آلبوم

به امید روزیکه این موسیقی اصیل ایرانی در نسل های آینده ایران زمین باقی بماند.

حسین خواجه امیری (ایرج) » 1

همانطور که در این مختصر خواندیم ایرج از تعزیه خوانان آن زمان و آن دیار (کاشان) که یکی از مراکز اصلی شبیه خوانی در ایران به شمار می آمده و می آید [ آن هم با تعزیه خوانان مسلط و قهارش] بهره فراوان برده است. پس به حق باید تعزیه را پاسگاه و حامی واقعی موسیقی ایرانی دانست و آواز ایرانی وامدار این میراث معنوی است.

  • بررسی و تحلیل صدا و سبک آوازی ایرج

در واشکافی و تحلیل آثار ایرج مهمترین مسأله بررسی صدای کم نظیر اوست. به جرأت می توان گفت ایرج تمام مؤلفه ها و پارامترهای صدا را با کسب بالاترین بارم حائز است. شانزدهم اسفند ماه 1388 نگارنده مهمان تلفنی برنامه رادیویی نیستان (در شبکه رادیویی فرهنگ) بودم که با سالروز درگذشت شادروان استاد حسین قوامی (فاخته ای) مقارن گردید. در آن وقتِ محدود تلفنی نگارنده در حد بضاعت اطلاعاتی خویش تا حدی صدا و پارامترهای آن را تحلیل کرده و بیان آن توضیحات را هم در این نوشتار ضروری می داند.

« یکی از اصلی ترین مسائل آواز "صدا" است [از این جهت "یکی" !، چون مسائل مهم دیگری نیز در آواز دخیل اند از جمله شعرشناسی و آشنایی عمیق با ادبیات پارسی (چه به لحاظ شناخت بحور عروضی و چه آشنایی با صنایع ادبی لفظی و معنوی )، تطبیق و تلفیق صحیح و واضح شعر با موسیقی، «خلاقیت»!، سلیقه شناسی مخاطب و آشنایی با مبانی جامعه شناسی و همگامی با جامعه روز و بسیاری دیگر که در این مجمل نمی گنجد] اگر به چند پارامتر مهم صدا به صورت کلی بپردازیم باید به چند مؤلفه زیر حتما" اشاره داشت :

  1. «کیفیت صدا»، که اصلی ترین و کلی ترین بخش صدا را در بر می گیرد که خود شامل زیر مجموعه های بسیار مهمی است که هر کدام یک پارامتر کلی به شمار می آیند از جمله «جنس صدا»، «رنگ صدا»، «حالت صدا»، «شخصیت صدا»، «احساس صدا (حس)».
  2. «وسعت صدا» (که به طور عادی که خواننده باید بتواند تا پانزده نت را به طور متوالی بخواند)
  3. «شدت و ضعف و برد صدا» که خود مبحثی فنی و در خور تأمل و بررسی است.
  4. «تسلط بر صدا» که مبحث «تربیت و پرورش صدا» را نیز در بر می گیرد (نگارنده بعضا" در محفلی شاهد هنرآفرینی خوانندهً مشهوری بوده که آن عزیز، آوازی را گاه در چنان مایه بالایی آغاز کرده که در گوشه های اوج و به خصوص در ادای ادوات تحریر درمانده است!) البته ذکر این نکته ضرورت دارد که مسألهً مهمّ پرورش و تربیت صدا که از دیرباز در کلاس های آواز مطرح بوده با «صدا سازی» که برخی آن را دکانی برای خویش ساخته اند و همچون کارگاهی که فقط صداهای یک شکل تولید می کند کاملا" متفاوت است! (همچون کارخانه کنسرو سازی)
  5. «شمیم صدا» که تا حد بسیاری محتوای فرهنگی و شخصیتی و ماهیت وجودی آن آوازخوان را در بر می گیرد.....» 2  حال آوازخوانی ممتاز و شاخص است که در هریک از مؤلفه های فوق الذکر بیشترین نمره را آورده و به حق «ایرج» یکی از شاگرد اول های مدرسه آواز ایران است.

بابک بختیاری از شاگردان مطرح استاد پرویز یاحقی در مورد استاد ایرج از استاد یاحقی در برنامه نیستان رادیو نقل قول میکردند  که :((تمامی فاکتور های لازم برای یک آوازه خوان را آقای ایرج به طور کامل داشتند .در صورتی که اکثر خواننده ها  حتی خواننده های  گلها هم در  این فاکتورها دارای نقص بودند.به همین خاطر زمانی که من اواز آقای ایرج را با ویولن همراهی میکردم به واقع متحیر میشدم از این قدرت و  شیوه اوازی.حتی آقای ایرج بعضی جاها گوشه های مهجوری را می خواند که باز من متعجب میشدم و مجبور میشدم که از روی صدای اقای ایرج جواب آواز را بدهم.))

صدای ایرج بیش از شصت سال خاطره را در پرده اذهان به نمایش می گذارد. آواز و صدای ایرج دلچسب و گیراست؛ یک به واسطه تونالیته منحصر به فرد صدا و تحریرهای دل انگیز و جاودانه اش و همچنین سایر پارامترهای صدای وی(که تا حدی در بالا به آن اشاره شد) و دیگری سلیقه او در حین اجرای آواز است که شعر را واضح و به بهترین شکل با موسیقی تطبیق و تلفیق می دهد. از دیگر نقاط قوت آواز ایرج خلاقیّت (این گوهر گمشده در آواز ایرانی) است. اگر ده آواز افشاری از ایرج بشنویم حتی یک نمونه شباهت دار با دیگری نمی توان یافت و این نشان از نبوغ و بدعت او در آواز ایرانی دارد. ایرج به شعر بسیار اهمیت می دهد و در اجراهای بیش از هشتصد ترانه و آواز به جا مانده از او شاید کمتر بتوان به اثری برخورد که حق شعر ادا نشده باشد.

ایرج پیرو سبک آوازی تاج اصفهانی است ولی به طور غیر مستقیم از آن مکتب بهره برده است. با این حال از بسیاری از افرادی که مستقیما" محضر آن استاد را درک کرده اند نه تنها شاخص تر شده بلکه آوازش مطبوع تر و شخصیتی کاملا" مستقل داشته و در بسط و اشاعه آن سبک آوازی هم موفق تر عمل کرده است! پس در اینجا ذکر این نکته ضرورت دارد که «بینش» که در نظر قدما به خصوص شخص شخیص استاد ابوالحسن صبا (که همواره به هنرجویان خود می فرمودند که آموزش یک طرف قضیه است و بینش طرف دیگر قضیه [و شاید اصل قضیه!]) از اهمیت شایانی برخوردار بوده و هزاران ساعت آموزش و تلمّذ بدون لحظه ای درک و معرفت و رجوع به خویشتن خویش و نیل به بینش و شناخت عمیق، حاصلی را در بر نخواهد داشت!

  • بررسی و تحلیل آثار و ترانه های ایرج

آماری از آثار استاد در شرح حال ایشان به قلم خویش عنوان شد. ایرج پس از عزیمت به تهران توسط مجید وفادار به ابوالحسن صبا معرفی گشت و نزد آن استاد نامی در جهت تکمیل دانش موسیقایی خود همت گمارد.

از جمله اولین آهنگسازانی که ایرج با آنها همکاری داشته «عبدا... جهان پناه» و «ابراهیم منصوری» است. آواز ارکسترال «حکایت از یاد رفته» از ساخته های عبدا... جهان پناه با سروده ای از نواب صفا (در دستگاه سه گاه) که باارکستر شماره هفت به رهبری عبدا... جهان پناه اجرا شده است.(در این آواز خود جهان پناه آواز ایرج را همراهی میکند و جواب آواز را میدهد) و همچنین ترانه و آوازی در دستگاه همایون همراه با ارکستر ابراهیم منصوری در حدود سال 1328 (یعنی بیش از شش دهه پیش) از جمله اولین کارهای حسین خواجه امیری است. از دگر کارهای جهان پناه با ایرج میتوان به تصنیف "چمن آرا" در همایون با شعری از شهرآشوب _ تصنیف "فتنه" در اصفهان با شعری از پرویز خطیبی _تصنیف "خزان عشق" در مایه شوشتری بر روی شعری از تیمورتاش _تصنیف "سفری با تو" در مایه دشتی با شعری از شاه زیدی _تصنیف "گذری بر چمن" در دستگاه شور با شعری از حسین مسرور_ تصنیف "نقشی زیبا" در مایه بیات ترک بر روی شعری از شهر آشوب _ تصنیف "پیام عاشق" در مایه دشتی با شعری از نظام فاطمی و ... اشاره کرد.شایان ذکر است که ابراهیم منصوری هم آثار بسیاری را برای ایرج ساخته که در کتابی که به تازگی در مورد آثار وی به زیور طبع آراسته شده، تعدادی از آنها نقل شده است.

سپس همکاری های او با رادیو گسترش یافت و پس از ورود به مدرسه نظام و دانشکده افسری با ارکستر ارتش و ارکستر محمد بهارلو (در اواخر دهه بیست) فعالیتش را ادامه داد.

در خصوص آثار ایرج «بهداد احمدخانی» جوان ِمحقّق و صاحب اندیشه، دارای اکثر آثار استاد حسین خواجه امیری است و اطلاعات خوب و ارزنده ای نیز به لحاظ شناسنامه ای از این آثار دارد و به خصوص این که برخلاف برخی از دوستان! از ارائه اطلاعات و آثارش مضایقه ای نداشته و مانند برخی ممسک و بخیل نیست! و  بدین سبب نگارنده را در این خصوص یاری داده است که ضمن تقدیر از وی به شرح مختصری از این آثار می پردازیم.

شاید کمتر کسی بداند که «عبدالعلی وزیری» آوازخوان معروف (که تار نیز می نواخت) برای ایرج چهار تا پنج (و حتی بنا به گفته عده ای هفت) تصنیف و ترانه ساخته و گویا به غیر او برای خواننده دیگری آهنگی نساخته است (که البته این ادعا متقن نیست زیرا همانطور که شرحش رفت عبدالعلی وزیری خود خواننده مشهوری بوده و شاید لااقل برای خودش آهنگی ساخته باشد که بعید هم نیست) از جمله این آثار می توان به اثر «بر اشکم خندیدی» با سروده ای از معینی کرمانشاهی (در دستگاه همایون) اشاره کرد.

«سید جواد بدیع زاده» نیز که به غیر از خوانندگی و ضربی خوانی ممتازش، دارای قریحه خوب آهنگسازی هم بود نیز برای ایرج آثاری را آفرید از جمله اثر «یار مهربان» (یا «ابر نوبهار») در دستگاه نوا با سروده ای زیبا از بیژن ترقی و همچنین ساخت اثری ارکسترال بر دیباچه گلستان سعدی (با نثر مسجع «منت خدای را عز و وجل...») در مایه دشتی. اثر «میکده حافظ» (بر روی غزل حافظ)، تصنیف "باز آمدی" بر روی غزلی از مولانا به همراهی گروه کر، همچنین تصنیف "چشم بد دور" با شعری از شاه زیدی و اثر دیگری به نام «دختر کوهستان» نیز از ساخته های بدیع زاده برای ایرج است.

«ابراهیم سرخوش» تار نواز مشهور که ردیف آوازی به جای مانده از آواز خوان نامی، ادیب خوانساری با تار وی همراهی شده است نیز برای ایرج ترانه ها و تصنیف هایی ساخته است از جمله «هوس های بهاری» با سروده ای از تیمور تاش (در بیات اصفهان) و همچنین اثر «یادگار» با سروده ای از ابوالقاسم حالت (در دستگاه شور) نیز از یادگارهای سرخوش است.

«دکتر رضا ناروند» آهنگساز ارزنده و متأسفانه کم آشنا! که کمتر کسی به بررسی آثار وی پرداخته نیز، برای ایرج آثاری زیبا و منحصر به فردی را آفریده و بهداد احمد خانی از جمله اولین کسانی است که آثار و خدمات این آهنگساز ارجمند را گردآوری و نام وی را برای نخستین بار در فضای مجازی اینترنت و در این نوشتار مطبوعاتی عنوان کرده است. از جمله ساخته های رضا ناروند برای ایرج می توان به تصنیف «شمع شب افروز» (غزل حافظ)، اثر «کبک و چشمه» در دستگاه ماهور که ایرج در اواسط ترانه آوازی را در راک عبدا... با ساز قانون اجرا کرده است، اثر «گلریزان» (سروده ای از عبدا... الفت)، «زمزمه چوپان» در مایه دشتی که ایرج در میان اثر آواز سلویی را در اوج دشتی اجرا کرده است، تصنیف "افسون ساز" با شعری از کریم فکور و تصنیف "محو تماشا" بر روی شعری از بیژن ترقی . همچنین ایرج با همکاری ارکستر دانشجویان به رهبری دکتر ناروند (در سال 1334) در یک فیلم سینمایی فارسی هم اثری را اجرا کرده است. «صبح دهکده» (سروده ای از اصغر واحدی) و «صید دلها» (سروده ای از پرویز افشارپور) از دیگر آثار دکتر رضا ناروند برای ایرج است.

صحبت از فیلم های سینمایی قبل از انقلاب و هنرآفرینی های ماندگار جناب ایرج در آن فیلم ها به میان آمد، بد نسیت به این مقوله هم بپردازیم. ایرج در حین تحصیل در دبیرستان نظام (کلاس شش متوسطه) توسط جواد لشگری در فیلمی به نام «روزنه امید» به جای هنرمندان مجید محسنی و نصرت ا... وحدت آواز خواند و این اولین تجربه اجرای او در فیلم های سینمایی بود. در اینجا ذکر این نکته ضرورت دارد برخی ایرج را به دلیل خوانندگی در فیلم های فارسی مذمّت و گاه نقد کرده اند که به عقیده نگارنده، عقاید این گروه تا حد بسیاری ناصواب و متعصبانه است. گاه در همین فیلم ها شاهد هنرآفرین های متفاوت و متمایزی از ایرج هستیم که در نوع خود شاهکار و آثاری تکرار نشدنی و منحصر به فرد است. نگارنده به یاد دارد که در دوران دانشجویی در شهرستان کوچکی در خانه ای مهمان بودم. صبح که از خواب برخاستم در اتاق مجاور که اتاقی دانشجویی بود صدای فیلمی به گوش می رسید که ناگهان آواز ایرج در دستگاه ماهور طنین انداز شد. ایرج در آن فیلم (که نگارنده حتی نامش را هم نمی داند) به قدری زیبا درآمد ماهور را اجرا کرد که بی اغراق می گویم تا به حال چنین برداشتی زیبا و متفاوت از درآمد ماهور با آن ادای صحیح و شناخت صحیح و عالی شعر و تطبیق و تلفیق استادانه آن با بحر ملودی درآمد را، نه شنیده و نه خواهم شنید!(ترانه ای از ساخته های سورن در دستگاه ماهور با شعری از محمدعلی شیرازی). چه خوب است که دیگر پس از سه دهه از این عقاید متعصبانه و یکسونگرانه دست برداریم و اندکی در مسیر عدل و انصاف گام برداشته و قلم فرسایی و اظهار فضل کنیم! که اگر این طور عمل می کردیم موسیقی ایرانی به این فترت نمی افتاد. بگذریم،

صحبت از «جواد لشگری» آهنگساز مشهور و نوازنده ویولن به میان آمد. آثار «کاروان دل» (با سروده ای از مینوصابری) و «بیگانه از عشق» در مایه دشتی و همچنین «غزل ستارگان» از جمله آثار خلق شده جواد لشگری برای ایرج است (خود استاد لشگری اثر "کاروان دل" را بسیار میپسندند و از آن بعنوان شاهکاری در دشتی نام بردند) .

در خصوص آهنگسازان فیلم های سینمایی، باید از هنرمند ارزنده جناب «پورهاشمی» هم نام برد که آثار ماندگار «گنج قارون»، «چشم ساقی» و «علی بی غم» را برای صدای ایرج آفرید(البته جناب پور هاشمی در امر ترانه سرایی هم قلمی قوی دارند).

«علی تجویدی» آهنگساز نامی و شهیر نیز برای ایرج آثاری را ساخته است که از جمله معروفترین آنها یک اثر به اصطلاح «کوچه باغی» است با سروده ای از مهدی سهیلی که گویا بر پایه تصنیفی از بانو دلکش ساخته شده است! (ذکر این نکته هم خالی از لطف نیست که جناب ایرج با برخی از بانوان معروف ِخواننده، اثاری را به صورت دو صدایی اجرا کرده است) همچنین برنامه موسیقی ایرانی که ایرج آهنگی از ساخته های تجویدی بنام "چه شود" در دستگاه سه گاه را اجرا میکند و آواز این برنامه را هم خود ایرج با ویلون مرحوم تجویدی اجرا میکند.

ایرج به برنامه گلها نیز راه یافت و اولین اثرش را در آن برنامه با ویولن علی تجویدی در دستگاه سه گاه اجرا کرد و پس از آن همکاری اش را با این برنامه وزین ادامه داد.

«محمد میرنقیبی» آهنگساز و نوازنده ویولن سه کار در برنامه گلها (یک شاخه گل) با ایرج داشته است که معروفترین آنها ترانه ای در بیات ترک (با شعر «شد از تو رسوا دل من ...»)است که تکنواز آواز برنامه جلیل شهناز بوده که آواز ایرج را همراهی کرده است. البته محمودی خوانساری هم در آن برنامه اجرای آوازی را برعهده داشته و در آخر هم باز همین ترانه با صدای ایرج طنین اندازی می کند. (دو اثر دیگر میرنقیبی در برنامه گلها در دستگاه های سه گاه و چهارگاه است) میرنقیبی به غیر از آثار گلها که شرحش رفت آهنگهای دیگری نیز برای ایرج ساخته که از جمله آن می توان به «عروس شب» (سروده ای از دکتر نیر سینا) و «نقش گناه» (سروده ای از ابوالقاسم حالت) و "شب دیدار" با شعری از سرکار خانم " سیمین بهبهانی" شاعر ملی کشورمان اشاره کرد. که همگی این آثار ارکسترال میباشند.

ایرج با «همایون خرم» هم همکاری داشته است. آوازی ارکسترالی به نام «می گریزم» با سروده ای از شیرازی (در دشتستانی) و اثر ارکسترالی دیگر به نام «خدایا» باز هم با سروده ای از شیرازی (در همایون) و همچنین اثر «غم دوست» در فیلم کوچه مردها و اثر دیگری به نام «یوسف گمگشته» (بر روی غزلی از حافظ) و تصنیف_آواز "زاهد خلوت نشین" با غزلی از حافظ، از دیگر آثار همایون خرم برای ایرج است.

بهداد احمدخانی کارهای متفاوت و متمایزی از ایرج را مطرح می کند که شاید کمتر شنیده و در مورد آنها بحث شده باشد. به گفته احمدخانی، بزرگ نی نواز ایران مرحوم «حسن کسایی» نیز برای ایرج آثاری را ساخته که گویا نقل قول خود جناب کسایی در اینسرت آلبوم گلفروش (با صدای علی جهاندار) است که استاد اظهار داشته اند که تصنیف هایی را برای ایرج ساخته که شعر برخی از آن آثار را آهنگساز و ترانه سرای ارزنده «جهانبخش پازوکی» و.... سروده اند. همچنین در اینسرت آلبوم «گل من» که بازسازی جدیدی از آثار قدیمی ایرج است نام آهنگسازان را «جلیل شهناز» و «فریدون حافظی» نوشته اند که مؤید آن است که شهنواز موسیقی ایران «جلیل شهناز» و همچنین هنرمند گرامی و پیشکسوت «فریدون حافظی» نیز آثاری را برای ایرج ساخته اند.

در برنامه موسیقی ایرانی که قبل از تشکیل برنامه گلها از رسانه رادیو به گوش می رسید و برنامه ای شامل تصنیف و آواز بوده (که البته گاها بدون اعلام برنامه و بدون دکلمه) صورت می گرفته است، ایرج در آن برنامه ها همراه با آهنگسازی «نصرا... زرین پنجه» اثر «مژده بخت» را در دستگاه شور اجرا کرده است که آواز آن را هم ایرج با نی و تار در شور اجرا کرده است و همچنین اثر دیگری در برنامه موسیقی ایرانی که تصنیف آن باز با آهنگسازی زرین پنجه در بیات ترک (با مطللع : چون به چمن میگذری) میباشد و آواز این برنامه را هم ایرج با همراهی کمانچه علی اصغر بهاری و تار زرین پنجه اجرا کرده است . همچنین «اکبر محسنی» با اثری به نام «عطر یاس» (سروده ای از کریم فکور) در برنامه موسیقی ایرانی در دشتی برای ایرج تصنیفی دیگر ساخته است که آواز این برنامه را هم ایرج با ویلون و تار اجرا کرده است.

«گلشن راد» با اثری به نام «بزم شبها»(سروده ای از رضا جنتی عطایی)، «سلیم فرزان» با اثری به نام «نازک دل» (سروده ای از پژمان بختیاری)، «فرهنگ شریف» با آثاری به نام «چوپان» و «قصر زرین» ، «عطاا... خرم» با آثاری به نام «دل غمگین» (در فرم و ریتمی عربی)، «گل و لاله» (بهادر یگانه) و «عشق آموختنی نیست» نیز با ایرج همکاری داشته اند.

«حسین صمدی» اثر معروف «پرنده» را در دستگاه شور برای ایرج ساخته است. همچنین آثاری چون «مرغ دل» (با شعری با این مضمون مرغ دلم هوای پرواز کرد...)، «ستاره های شب من» سروده ای از بهمنی (در دستگاه شور) و اثر زیبای «با تو میشه ستاره ها رو شماره کرد» با سروده ای از حسین منزوی (در دستگاه نوا) از آثار این آهنگساز با ناز صدای ایرج است. خاطر نشان می سازد بنا به گفته دوست عزیزم جناب بهداد احمدخانی، حسین صمدی کار تنظیم بسیاری از آثار «پرویز یاحقی» را نیز بر عهده داشته و دانش آموخته دانشکده موسیقی بوده است.

سخن از «پرویز یاحقی» شهیر نوازنده ویولن ایران به میان آمد. ایرج نه تنها با ایشان آوازهای به یادماندنی و مانایی را اجرا کرده بلکه ترانه ها و نصنیف هایی را نیز از ساخته های یاحقی در کارنامه هنری خویش محفوظ دارد. پرویز یاحقی بیشتر برای بانوان خواننده آهنگسازی می کرد ولی طنین صدای چهار خواننده مرد به گونه ای بر او اثر گذاشت که برای آنها هم آثاری را آفرید: «استاد غلامحسین بنان»، «داریوش رفیعی»، «استاد ایرج» و «استاد اکبر گلپایگانی».

اثر «دست تقدیر» با سروده ای از بامداد جویباری و همچنین اثر «آهوی گریزان» با آهنگسازی «ناصر تبریزی» نیز از جمله آثار ایرج است که یکبار با ارکستر رادیو اجرا گشته و اجرای دیگر «طلیعه جدایی» با ارکستر عطاا... خرم (با ریتم و فرمی عربی) صورت گرفته است که سروده این اجرا نیز بر عهده بامداد جویباری بوده است.

ایرج به غیر از ارکسترها و برنامه های یاد شده در اکثر برنامه موسیقایی رادیو (و حتی جاز موزیک آن زمان ) همکاری داشت و تقریبا" هر چه که خواند با استقبال مردم مواجه شد. همکاری ایرج با تلویزیون نیز مطلبی در خور تأمل است. موسیقیدان ارجمند «فریدون ناصری» با تشکیل ارکستر گروه سماعی برنامه های بسیاری را در جهت بسط و اشاعه موسیقی ایرانی ترتیب داد که معروفترین آنها برنامه است در دستگاه ماهور که بازسازی یک اثر قدیمی است که کار تنظیم آن را فریدون ناصری بر عهده داشته و در آن ارکستر امیر ناصر افتتاح، حسن ناهید، مهیار فیروز بخت، شهریار فر یوسفی و بانویی سنتور نواز هنرنمایی کرده اند. تکنواز آن برنامه «تک تار نواز ایران» جلیل شهناز بوده که آواز دل انگیز ایرج را در دلکش ماهور همراهی کرده است.

 ترانه «شمع و گل و پروانه » با آهنگسازی اسماعیل منفردزاده و سروده ای از کریم فکور (در دستگاه چهارگاه)، «تو شمع محفل آرایی» باز هم در دستگاه چهار گاه و اثری دیگر به نام «قایقران» از جمله آثار ساخته شده منفردزاده برای ایرج است. همچنین آثار «سپیده دم» با سروده ای از منفرد، «خطا و مکان» با سروده ای از پرویز افشارپور، «دختر دریا» با سروده ای از عبدا... الفت، «نفرین» با سروده ای از بامداد جویباری از دیگر آثار منفردزاده برای ایرج است. جای شگفتی اینجاست که اصولا" منفرزاده را با آثار متفاوتش با سبک موسیقی خود او آن هم با صدای هنرمندانی چون فرهاد، فریدون فروغی و داریوش اقبالی می شناسیم. برداشت عمیق وی از موسیقی ایرانی و آن هم دستگاه سختی چون چهارگاه که ظرایف و دقایق خود را در بر دارد آن هم با اجرای پهلوانی چون ایرج تأمل برانگیز است. به خصوص ترانه «شمع و گل و پروانه» که در میان ترانه، ایرج آواز زیبایش را با شعر «شمع و گل و پروانه و بلبل همه جمع اند/ ای دوست بیا رحم به تنهایی ما کن» با آن تحریرهای دل انگیز و با قدرتش تزیین بخش آن آهنگ ساخته است. البته جناب منفردزاده در زمینه موسیقی فیلم به خصوص موسیقی ِفیلم ِ ماندگار «قیصر» نیز متفاوت عمل کرده و تلفیق سنت و مدرنیته را بارها در آثارش اِعمال و در این خصوص استادانه بخت آزمایی کرده است. گام چهارگاه مانند گام دستگاه های شور و همایون فروشو (پایین رونده) و مانند گام دستگاه ماهور و بیات اصفهان برشو (بالارونده) است چرا که هر دو حالت در گام آن محسوس است. در گام چهارگاه همیشه دو علامت نیم پرده برشو و دو علامت ربعی فروشو با هم وارد شده اند. گام چهار گاه با گام بزرگ هم ارتباط دارد چرا که مانند گام بزرگ بالارونده است و از طرف دیگر چهارگاه با گام کوچک نیز ارتباط دارد. شناخت عمیق منفردزاده از این دستگاه سخت و فنّی جای ستایش و تقدیر برای او به همراه دارد و برای منفرد زاده و تمامی اصحاب هنر موسیقی این سرزمین آرزوی سلامتی و توفیق داریم.

هنرمند اخلاق مدار و خوش ذوق «انوشیروان روحانی» نیز با ایرج همکاری های بسیاری داشته است. آثاری چون «عاشقم بی طاقتم» (سروده پور هاشمی)، «لبخند دنیا» (سروده بهادر یگانه در افشاری) ، «سوز دل» (سروده بهادر یگانه در همایون) ،"تا کی" ، "تنها شدم" (در دشتی)، "دور از تو دارم" (با شعری از پور هاشمی در افشاری)، "بلایت به جانم" ، "عشق و مستی" ، "دیگر طی شد انتظارم "  و ترانه ای در شوشتری که با صدای "ایرج و گوگوش " بصورت مشترک اجرا شده است .

از جمله دیگر آثار انوشیروان روحانی با ایرج  آواز هایی در "دیلمان"_ "شوشتری" و "گرایلی" میباشد که هر سه این برنامه ها بر روی صفحه گرام ضبط شده اند.

همچنین اثر مشترک دیگری از ایرج و انوشیروان روحانی که با آواز و تصنیف زیبایی در چهار گاه اجرا شده است.

البته ایرج تصانیف بسیاری با آهنگسازانی همچون: پرویز مقصدی_منوچهرلشگری_بزرگ لشگری _امیر پازوکی_ علی اکبرپور_ حسن لشگری_ سلیم فرزان_ اسدالله ملک_ غیاثیان_ اتابکی_ گودرزی_ بابک افشار_ هنر جو_ مهر افشان و... اجرا کرده است که بررسی تمامی این آثار در این نوشتار نمی گنجد.

  • راز مانای ایرج

البته مطالبی که ذکر شد مختصری از ترانه ها و تصنیف های اجرا شده توسط ایرج بود ولی قدر مسلم ، راز ماندگاری ایرج به دلیل اجرای قدرتمند «آواز» اوست که با آن صدای رسا و قدرت تحریرهای دل انگیز و با قدرتش با همکاری بهترین نوازندگان آن عصر، که دیگر نظیرشان نخواهد آمد و به امید خدا به زودی و در مناسبتی در مطلبی به نام (شش دهه خاطره 2) که در مورد آوازهای کمتر شنیده شده ایرج در رادیو و برنامه های مختلف (غیر گلها) میباشد باز هم به این بزرگ مرد آواز میپردازیم . ايرج پس از ابراهيم غزل‌خوان، عبدالعلي همايون، جواد بديع‌زاده و... يك نوع سبك خواندن موسيقي قديم تهراني (غزل) را با شيوه و اجراي دل‌انگيزش به اوج خود رسانيد به گونه‌اي كه اين سبك به عنوان تیکه‌ اي وارد رديف‌هاي دستگاهي شد. اين شيوه را كوچه‌باغي و يا بيات تهران مي‌‌نامند.  او آثاری را به یادگار گذاشت که مانند آن ها دیگر هرگز شنیده نخواهد شد به خصوص «مرکب خوانی» ها و «مرصع خوانی»های او که هیچ گاه از ذهن مردم هنردوست این دیار و تاریخ موسیقی ایران زمین پاک نخواهد شد.

 

  • پاسداشت شش دهه خاطره !

صدای ایرج صدای خاطره هاست. صدایی که از بطن مردم برخاست و مورد تأیید استادانی چون روح ا... خالقی و غلامحسین بنان قرار گرفت و مردم نیز گرامی اش داشته و می دارند. مسئولان و متولیان امور فرهنگی و هنری کشور آگاه باشید که « ایرج، هنوز نفس می کشد؛ از وجود ذیقیمتش تا می توانید بهره ببرید و کم لطفی ها و کم انصافی های گذشته را تا حدی جبران کنید!»

 

 

تعدادی از تصانیفی که در بالا نام برده شد تقدیم دوستان عزیز میگردد:

 

تصنیف باز آمدی -  آهنگساز: استاد جواد بدیع زاده - خوانند: استاد ایرج-شعر:مولانا - دانلود

تصنیف ستاره ها - آهنگساز:استاد حسین صمدی - خواننده :استاد ایرج-شعر :حسین منزوی دانلود

تصنیف صید دلها - آهنگساز:دکتر رضا ناروند - خواننده :استاد ایرج-شعر:پرویز افشار پور دانلود

تصنیف می خوردی- آهنگساز:استاد عبدالعلی وزیری- خواننده :استاد ایرج- شعر: معینی کرمانشاهی  دانلود

تصنیف نقش گناه-آهنگساز:استاد محمد میرنقیبی- خواننده :استاد ایرج-شعر:ابوالقاسم حالت دانلود

تصنیف نازک دل - آهنگساز:استاد سلیم فرزان - خواننده:استاد ایرج- شعر:پژمان بختیاری دانلود

تصنیف :زاهد خلوت نشین - آهنگساز:استاد همایون خرم- خواننده:استاد ایرج -شعر:حافظ دانلود

 

 

این نوشتار در ويژه نامه ادب و هنر روزنامه اطلاعات (شماره 129) به تاریخ سه شنبه 17 اسفند 1389 و همچنين، در مجله پرتو («ویژه نامه ایرج و اکبر گلپایگانی»- شماره 3 و 4)در آذر و دي ماه1389 به چاپ رسید.

 

بخش دوم این نوشتار (شش دهه خاطره(2)) که آثار آوازی جناب ایرج (غیر از گلها) را در بر می گیرد، به زودی تقدیم حضور هنردوستان خواهد شد.

 

 

نوشته شده در سه شنبه سیزدهم تیر 1391ساعت 17:41 توسط آزاده حسینی |
دومین یادبود انوشیروان روحانی و ایرج

متاسفانه خانم روشنک فوت کردند

انجمن موسیقی ملی گلها پدر و مادر روح تک تک ایرانیان بودند.روشنک صدای مادری آرامش بخش و دلنواز و آرام دل و جان بود که شبها با گوش دادن ابتدای برنامه جان پرور گلها همچون مادر نغمه لالایی را میخواند و در ادامه نوازنده محترم با ناز، گوش و روح ما را روح آرزده شده در طول  روز را صیقل میداد.سپس خواننده لای لای زمزمه شاعران فرهنگی ما را همچون عراقی و رهی معیری و بیژن ترقی و معینی کرمانشاهی را با کلام موسیقی به خورد روح ما میداد

واقعا این ارکستر این انجمن موسیقی ملی و این گویندگان و شاعران و نوازندگان پدران و مادران ما بودند.

فرض کنید که شما کودکی هستید که تا چشم باز کردید نه مهر پدر رو دیدید و نه محبت مادر.چه صدا و چه احساسی روح پرور تر از روشنک! بعنوان مادر شما! چه صدایی مهرآمیز تر از روشنک.چه پند و مهر و محبتی بالاتر از کلام شاعران عاشق پیشه ما.چه صدایی جان پرور تر از نوای خوانندگان مهرپرور ما!

به واقع اگر کودکی یتیم بودیم باکی نبود که چرا که مجموعه گلها بهترینها را به ما عرضه داشت.مهرآمیزترین و عاشق پیشه ترین و دلسوخته ترین و آرامش بخش ترین.معنوی ترین نوای ایرانی در کل تاریخ ایران!

تو رو خدا ایندفعه طوری دیگر گلها را گوش کنیم.طوری دیگر پدر و مادر معنوی خود را دریابیم.امروز این افتخار است که چه کسی تربیت شده گلها هست؟ چه کسی در دامن این پدر و مادر معنوی تا به این سن تربیت شده.چه کسی تربیت شده در میان گل است؟ چه کسی نازپرورده این گهواره پر از گل است؟

زیبایی صدا و سخن را از گلها یاد گرفتیم.ادب را از گلها یاد گرفتیم.ادبیات را از گلها یاد گرفتیم.خرد و اخلاق و عرفان را از گلها یاد گرفتیم.هنر و موسیقی را از گلها یاد گرفتیم.انسجام و نظم و دقت را از گلها یاد گرفتیم.مهر و محبت را از گلها یاد گرفتیم.عشق را از گلها یاد گرفتیم و نوای دلسوختگی و درک پیری را باز از گلها یاد گرفتیم.احترام و حفظ جایگاهها را از گلها یاد گرفتیم.ارزش بانوان را در گلها یاد گرفتیم.تعهد و مسئولیت و زحمت شبانه روزی را از گلها یاد گرفتیم.ملی گرایی را از گلها به ارث داریم.ارزش به قومیتها و انسجام آن با کل ملیت را از گلها داریم(گلهای صحرایی-محلی)

یادمون نره...

درود به شما

این بار این وبلاگ رو آپلود نکردم اما مطلب و اثر قابل ملاحظه ای رو در وبلاگ اسداله ملک تقدیم هنردوستان کردم

اثری از انوشیروان روحانی و ایرج

وبلاگ اسداله ملک و مطلبی از ایرج و انوشیروان روحانی

تشکر بسیار زیاد از بهداد که مدتها پیش این اثر رو لطف کردند که در اختیار همگان قرار گیرد

بهداد کتاب گویای موسیقی ملی ماست

نه تنها آثار بسیاری را در اختیار دارد بلکه تاریخها و مطالب و وقایع بسیار مهم و جالبی را از موسیقی ملی ما میدانند و بازگو میکنند.

 از استاد شهناز چه ماند؟!

مهم این نیست.مهم این هست که چند نفر از شما فرق صدای تار استاد شهناز و لطفی را متوجه شد؟!

چند نفر توانستند بفهمند تار چیست؟

بداهه نوازی چیست؟

دستگاه موسیقی چیست؟

جمله بندی در نوازندگی چیست؟

وقتی میگویند گویی ساز با آدم صحبت میکند یعنی چه؟

مضراب کشیدن بر تار یعنی چه؟

فرهنگ شریف کیست؟ استاد ظریف کیست؟ استاد مجد کیست؟

خیر اینها بی پاسخ ماند.

بر طبل جهالت فعلا باید کوبید

گل رفت و خار بماند

به واقع گل رفت و خار بماند!

نوشته شده در سه شنبه ششم تیر 1391ساعت 23:18 توسط آزاده حسینی |
احترام بین هنرمندان در موسیقی ملی ایران
شدم سرمست از نای کسایی
از آندم گشته هم پای کسایی

عجب دانم که گیتی بار دیگر
بزاید کس به همتای کسایی

هزارآوا

برای استاد شهناز از یزدان مهربان آرزوی سلامتی کنید

متاسفانه داماد ایشون به من گفتند دوباره استاد رو بیمارستان بردند و حالشون خوب نیست.

بهار بود و تو بودی و عشق بود و امید

بهار رفت و تو رفتی و هرچه بود گذشت

در نهایت تاسف در آخرین روزهای بهار سال ۲۵۷۱ ایرانی استاد کسایی هنرمند بینظیر موسیقی ملی ایران فوت کردند

همچنان اوضاع فرهنگی به گونه ایست که هنرمند زایی و هنرمند پروری ندارد.

استاد کسایی بدرود گفتند و همچنان عرصه موسیقی ملی ایران خالیست

درود به هنرمندان و هنردوستان موسیقی ملی ایران

تشکر بابت فرستادن این عکس از دوست محترم ما

من چون خیلی از مخاطبین این وبلاگ ناراضی و عجیب عصبانی هستم قصد دارم مطلبی که از استاد بزرگمون ایرج تقدیم میکنم یه چند خطی هم راجع به اصول اجتماعی و فرهنگ! و احترام عرض کنم.

هنرمند یا هنردوست خیلی متفاوت هست با اینکه شنونده ای حالا طرفدار صدایی خاص و سبکی خاص و از این موارد باشد.خب طبیعیست هر انسانی موسیقی گوش میدهد و در طول زندگانی تابحال دیده نشده انسانی موسیقی گوش ندهد! تابحال دیده نشده

حالا چه تعزیه و عزاداری باشد و اذان و قرآن که همگی از خیر و برکت موسیقی پرو بال گرفتند و چه سبکها و هنرهای دیگر در موسیقی

اما هنردوست به کسی میگویند که وقتی برفرض صدای هنرمندی را میشنود دل و جانش ملتهب میشه و وجودش سست میشه و ناخداگاه مجذوب صدای ساز و آوازی میشه.وقتی انسانی مثلا ناخداگاه با صدای ویولن مجذوب میشه و دوست داره دقایقی رو با آرامش و چهره ای خندان بشینه و گوش کنه به اون میگویند هنردوست.وقتی ناخداگاه صدای مضراب تاری در مایه اصفهان از جایی شنیده میشه و اون انسان دست و پاش رو گم و روانه به سوی این صدا میشه اون انسان اهل موسیقی و هنر هست.هنردوست تشنه موسیقی و هنر هست!

وگرنه اینکه برفرض فلانی هایده دوست داره و فلانی ایرج دوست داره و این حرفها به معنی هنردوست نیست.مشخصه هر انسانی در روزمره یه آهنگی و صدایی رو گوش میکنه و یا از جایی به گوشش  میرسه

تربیت و شعور و احترام اصلیترین معیار موسیقی ملی ما بوده است.از زمانیکه مرحوم استاد خالقی موسیقی ملی ایران رو درست کردند و سلسله ارکسترها و برنامه های زنده ای چون گلها و موسیقی ایرانی و نوایی از موسیقی ملی و ارکستر سمفونیک فارابی و ارکستر صبا و انواع اقسام ارکسترهای دیگر همگی روحی در اونها دمیده شده بود که ناخداگاه به مخاطب القا میکرد و اون روح همان احترام و جایگاه شناسی بود

گلها که ریفرنس موسیقی ملی ایران و ریفرنس ادبی ایران هست که برای همه هنردوستان موسیقی ملی زبان زد میباشد همانطور که میدانید بسیار نکات ظریف و زحمات زیادی برای این مجموعه پدیدار شد.

بله طی این مدت شما شنیدید که برفرض برای دکلمه یک شعر و انتخاب یک شعر ساعتها هیئت ادبی شور میکردند و کلی بحث میکردند و در بیان احساس گوینده و تاکید کلمات و حتی از نظر جایگاه شعر که کدام اول ترانه و کدام اول آواز و کدام انتهای آواز دکلمه شود همگی بحث میشد.

بله شنیدید که در مورد ارکستراسیون موسیقی ملی گلها کلی شور میکردند و چقدر زحمت میکشیدند و اصول آرمونی رو رعایت میکردند و ...

و از هر نظر تکلم ترانه و آواز و انتخاب گوینده و شعر و شاعر و ترانه سرا و ارکستر و صدادهی همگی ایده آل و بدون نقص و کاستی بود

اما نکته ای که واقعا جای داره ما به اون تاکید کنیم نقش احترامی بود که در تمامی ریفرنسهای موسیقی ملی ایران به چشم میخورد و از جمله گلها

محسن ارجمند در وبلاگ گلبانگ چه نکته ای رو بیان کرد! و من هنوز تحت تاثیر شخن او هستم!

آیا دقت کردید در برنامه های گلها و موسیقی ایرانی و ... مثلا اگر گلپا و شهیدی و ایرج قرار بود آواز اون برنامه رو اجرا کنند ترتیب اجرا به چه صورت بود؟

خیلی جالبه ترتیبی که هنرمندان رعایت میکردند در اجرای آواز برحسب سابقه هنری  پیش کسوتی آنها در رادیو و برحسب و قدمت هنری آنها بود!

مثلا اگر قرار بود ایرج و گلپا و سیاوش در یک برنامه باشند اول باید ایرج آواز را اجرا میکرد و بعد گلپا و بعد سیاوش!

دوباره شهیدی و گلپا.اول گلپا و بعد شهیدی

ایرج و شهیدی.اول ایرج و بعد شهیدی

ببینید تا چه نکاتی رو گلها در خودش نهفته داره! این روح پنهان در موسیقی ملی ایران و توسط اساتید ما تا چه حد بوده!

متاسفانه در دوران پهلوی چون تواضع در تمام امور دیده میشد و هیچوقت خودنمایی وجود نداشت همیشه باید یکی میومد و نکاتی رو به ما بیاموزه و روشن کنه!

نمونش همین نکته ای که در گلها بود.

نمونش خدمات دست اندرکاران دوران پهلوی

و حالا وقتی بازگو میشه برای ما عجیب و شگفت آوره! عجب!

پیش خودمون هم میگیم شاید دروغ باشه! یعنی اون موقع اینطور بود؟ یعنی فلانی خدمت کرد؟ فلانی در این حد بود و این اندازه مسلط و ماهر بود؟!

بله فقر فرهنگی همینه.همیشه ما در شگفتی هستیم.تاریخ ایران باستان وقتی نقل میشود همه انگشت به دهانند! نه بابا یعنی واقعا اینطور بود؟

بله بود ولی ما باور نداشتیم

در گلها یعنی تا این اندازه به واژه احترام و تواضع و جایگاه هنرمندان توجه میشد؟ بله میشد.الان نمیشه و برای شما عادی هست که نشه!

من که از درد تمام مغز و اعصابم از این جامعه هنردوست داره منفجر میشه.دیگه شما احترام هنر و موسیقی ملی ایران رو نگه ندارید پس چه کسی نگه داره؟

متاسفانه مخاطبین این وبلاگ ،حداقل شعور رو ندارند یعنی زمانیکه من با اونها صحبت میکنم فکر میکنم با یک خردسال لجوج و لجباز و زبان دراز و چند شخصیته و عقده داشته در دل، صحبت میکنم!

و این متاسفانه بعنوان یک انسان عاقل و بالغ!! غیر قابل تحمل هست!

از این موارد اگر بگذریم که همگی دستاورد خانواده هایی هست که به قول معروف دری خورده به تخته و یکی هم اون وسط پس انداختند تلقی میشود

جای تاسف داره در ایران ما! اونم در این شرایط و این روزگار!

ای کاش این آدمها که البته انسان نیستند و موجودی اجتماعی نیستند و ازقضا ضد بشر هستند!هرگز نبود ولی خب هست چه باید کرد؟

و هرآنچه که ما در ایران میبینیم و در روزمره زندگی سرمان می آید همگی دقیقا زاییده و انعکاس تفکر تک تک شماست.یعنی شما خود اینگونه هستید که اینگونه هم برای ایران می آفرینید!

اما اجازه بدید در مورد کلمه زیبای احترام واقعا صحبت کنیم و حیف هست این زیبایی رو تلف کنیم.دم رو غنیمت بدونیم

خانم حسینی در سال ۸۷ در وبلاگ قبلی یادم هست آواز مخالف سه گاهی رو از استاد ایرج و استاد گلپا تقدیم شما کرد.آوازی که این دو هنرمند با یکدیگر اجرا میکنند و در مایه مخالف در برنامه بزم شاعران مهدی سهیلی ضبط گردیده

این برنامه البته نایاب واقعا هست و کامل این برنامه هم در دسترس نیست.یعنی جدای از آن ۱۴ برنامه بزم شاعران که امروزه دردسترس همه هست این برنامه تلقی نمیشود و فقط اجرای آواز استاد ایرج و گلپا موجود هست

این برنامه بار دیگر به احترام و یاد خانم آزاده و همینطور برای اثبات احترام و ارزش هنری دو استاد فرهیخته و رقیب و رفیق تقدیم شما میگردد

در این برنامه بزمی نیز دقت کنید که چه کسی ابتدا آواز را شروع میکند

بی گمان استاد ایرج آغاز کننده آواز هست و اکبر گلپایگانی به او میگوید ابتدا شما شروع کنید

مزاحی هم که استاد مرحوم مهدی سهیلی شاعر عاشق پیشه در این قسمت به عنوان گوشه مخالف با گلپا میکند نیز جای تامل دارد

 آواز مخالف سه گاه با همکاری ایرج_گلپا_اسداله ملک_منصور صارمی و محمد اسماعیلی

اما بی احترامی شما مردم وقتی یادم میفته دود از سر من بلند میشه!

نوشته شده در شنبه سیزدهم خرداد 1391ساعت 14:9 توسط آزاده حسینی |
چهارگاه_ایرج
درود

آلبوم "قصه زندگی" استاد ایرج رکورد فروش رو شکست!!

یکی از دستگاههای که من به ندرت لذت میبرم چهارگاه هست.چون اجرای این دستگاه باید توسط هنرمندی حتما صورت بگیره که اون کشش و جسارت رو بخوبی بتونه درک کنه و نشون بده.

این ترانه ضمن اینکه پرکشش و شاد و نرم و لطیف هست،بسیار بدیع خونده شده.

انگار که یه نازی این ترانه داره که ترانه های دیگر در چهارگاه ندارند.

صدای ایرج واقعا همه جانبه پرمحتواست.هم قرص و محکمه و هم ناز و شیرین.

این دو خصیصه رو در این اثر بخوبی میتونید ببینید.ترانه یه نازی داره و خیلی شیرین خونده میشه ولی زمانیکه به آواز میرسه قسمتی هست که اون جسارت و محکمی صدای ایرج رو نشون میده.

نمیدونم با اینکه آهنگساز این اثر رو نمیشناسم اما طبق ملودی ترانه فکر میکنم انوشیروان روحانی باشه.بویژه اینکه حتی صدای پیانویی هم از ارکستر میاد.نوع آهنگسازی و این نوع آهنگسازی که چهارگاه رو به زیبایی و نرمی تمام همراه داشته باشه من در آثار انوشیروان روحانی دیدم.در اصفهان و همایون و چهارگاه انوشیروان روحانی بینظیر هست.

چرا که آهنگسازی با پیانو و اون هم با ذوق و قریحه روحانی خیلی متفاوت هست با آهنگسازی که ویولنیست و یا نوازنده سنتور باشه.من این رو بخوبی درک کردم.پیانو گویی از یک دریچه دیگری قدرت آهنگسازی به هنرمند میده.در آثاری که آهنگسازان پیانیست ساختند مخصوصا روحانی انگار که یه دید دیگری این ساز و اون کلاویه ها در مورد ملودی و گام و ... برای هنرمند تداعی میکنه و بی دلیل هم نیست که گفته باشیم پیانو یک ساز تکمیل و بسیار قوی هست.ترانه هایی که استاد انوشیروان روحانی در همایون ساختند از جمله تصنیف و ترانه جز بکرترینها در ملودی بودند و جز بکرترینها در دستگاه.و واقعا جا داره باز با تاکید بگم آهنگسازی با پیانو گویی دنیای دیگری رو نسبت به ساختن ترانه و تصنیف به آدم باز میکنه و وسعت بسیار بالایی در ارائه مطلب داره

ترانه بدنکردم_چهارگاه و آواز منصوری_استاد ایرج

نوشته شده در جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391ساعت 18:47 توسط آزاده حسینی |
دموی آلبوم پاپ استاد ایرج/درد و دلی با شما/ترانه جدید هفت سین
درود

خب من پست جدیدی رو برای این ماه در نظر نمیگیرم و فعلا در همین بخش مطالبی اضافه میکنم

ترانه هفت سین رو که قرار بود دیروز صبح برای شما بذارم اما واقعا فرصتی در این چند روز اصلا ندارم.بهرحال فورا تقدیم میکنم.این اثر با همخوانی استاد ایرج همین دیروز منتشر شد

ترانه هفت سین_استاد ایرج

آلبوم قصه زندگی استاد ایرج که خب مطمئنا مورد توجه نسل جدید قرار خواهد گرفت آمالگامی هست از موسیقی دستگاهی و موسیقی مورد استفاده امروز ایرانی که حالا من نمیدونم واقعا اسمش چه هست.ولی آنچه که مشاهده شده گویا جوانها علاقه زیادی به این نوع ساز و موسیقی دارند.که احتمالا نزدیک به سبک پسر ایرج خواهد بود.

اونچه که بیشتر امیدوار کننده میتواند باشد صدای ایرج و حفظ کردن همان سبک آوازی یعنی تحریرها و کششها و همینطور دستگاهی بودن این شعرها میباشد که در قالب این نوع موسیقی نمایان شده.

متاسفانه جامعه ایرانی امروزی به غیر از افرادی خاص که دارای سبک و سلیقه خاص خود هستند و همینطور دارای یک پیش زمینه موسیقی هستند بسیار کم شده است و دوم آنکه امروزه کسی موسیقی را بخاطر موسیقی گوش نمیکند بلکه بخاطر نوعی مجال یافتن از حس و حالی که در آن لحظه در دنیای واقعی خود دارند و طبیعیست در چنین فضایی موسیقی نه آرامش روح است و نه فرهنگی را خواهد آورد و نه شعر پیامی به شنونده خواهد داشت

فضایی مسموم که در ۳۳ سال اخیر بوجود آمده که اولا متاسفانه ارکستراسیون ملی نداریم و دوم هنرمندان جوان و بالاخص مسن مایل به همکاری نیستند.هنرمندانی جوان چون فریدون احتشامی،سامان احتشامی،روزبه کلانتری،علیرضا فریدون پورو دهها تن دیگر که از بزرگترین نوازندگان با ذوق و با سواد و پراهمیت نسل جوان ما هستند و هنرمندان ارکستر سمفونیک،هنرمندان با سابقه ارکستر ملی که هرگز نمیتوانند همکاری خود را اعلام کنند.تنها ارکستر مجلسی موسیقی ملی ما امروزه گروه چکاوک هست که باز به تصدق سر آقای رضا شایسته که ایشون هم از شاگردان دوره احتمالا آخر مرحوم اسداله ملک بوده و به تصدق استاد میلاد کیایی این گروه هم لنگان لنگان به کار خود ادامه میدهد.

فضایی مسموم که از شیدا و شجریان زدگی آغاز شد و با لجن مال کردن گروه همای یا پرواز همای! نمیدانم اسمش چیست به اوج خود رسید.

البته همیشه در ایران ثابت شده اشخاصی هستند که خلاف هرنوع جامعه و قید و بندهای روزمره خود فرهنگ و هنر و تاریخ ایران را حفظ کرده اند.از کسی که مرضیه را با دنیا عوض نمیکند تا کسی که حمیرا را با جهانی عوض نمیکن و تا گلپایی که هزارسال دیگر هم کسی را جایگزین او نمیکنند.

ایرج هم که جای خود دارد.گل سرسبد آواز ایران است.

اگر امروزه قرار باشد کسی عیب هنری و یا سبکی از هنرمندی که نامی موسیقی ملی ایران بوده بگیرد چه هنرمند نوینو خوش صدایی چون علیرضا افتخاری و چه استادی عرض کردم نامی چون ایرج هرگز نمیتواند نقدی داشته باشد.چرا که این نقد ابتدا باید متوجه شیدا و شجریان شود.آنها چه کردند؟ به تاریخ ۵ سال پیش که مردم با بلیط ۱۰۰ هزار تومن به کنسرت استاد شجریان میرفتند باید اون روز شجریان فکر میکرد که چه نقشی دارد و راه گندزدایی چیست!

حالا که امروز هیچکس تره هم برای هیچ هنرمندی خورد نمیکند.

هنرمندی که از خود نمیپرسد چه دلیلی دارد که با خواندن ترانه مرغ سحر که نیم قرن بیشتر از عمر آن گذشته چرا باید در سالن کنسرت مردم اشک بریزند و زار بزنند! مگر این ترانه چه داشت که مثلا ترانه های الهه که به مراتب عالی رتبه تر از مرغ سحری که ۱۰۰ نفر آن را خوانده اند داشته؟

نتیجه گریه و زاری بیخودی ناشی از مریضی روحی افراد کار به اینجا کشید که شجریان زدگی موسیقی رسید به گروه های امروزی مثل همای! حالا باز همان قشر به اصطلاح هنری به صدای پریشان حال این خواننده گوش میدهد و زار میزند.پس شجریان ملاک نبوده! بلکه یک ناراحتی روحی در جامعه ملاک بوده که ۳ دهه راه را اشتباه رفتیم.۳ دهه! امروزه این حق مردم هست که با صدای عربده زدن محسن نامجو گریه کنند.چرا که این نتیجه تلاش سه دهه به عزا نشاندن موسیقی ملی هست.این حق مردم هست و حق همین فرزندان ما که به این آثار گوش میدهند.چرا که راهی غیر از این ندارند.

 

دموی آلبوم قصه زندگی استاد ایرج تقدیم شما

نوشته شده در یکشنبه دهم اردیبهشت 1391ساعت 12:13 توسط آزاده حسینی |
مرضیه جاودانه_ لطف و سپاس از بزرگ لشگری
درود

من اینبار تصمیم گرفتم به برخی ترانه ها هم بپردازم.از جمله از محبوب ترین ترانه ها که هنردوستان محترم مطمئنا اون ها رو شنیدند و انس خاصی هم چه افراد هنری چه غیر هنری با آنها دارند پس بی بهره نخواهد بود که برخی موارد رو برای درک بهتر و بیشتر از این ترانه ها استفاده کنیم

خوشبختانه انسانهای بسیار خوش ذوق و هنرپروری هستند که دوباره آثار موسیقی ملی از دست رفته ما رو دوباره به منازل ما برگردوندند.وبلاگ نویسهای بسیار زحمتکش.وبلاگنویسان بسیار هنرمند و هنردوست.

اینکه مرضیه عمری زحمت کشید و آثاری به جای گذاشت و محبوب شد بحثی هست اما اینکه این دوستان ما این آثار مفقود شده و آثار مشهور تا کمیاب و حتی نایاب رو که حتی در گذشته هم پیدا نمیشد بدست بیاورند و با کمال میل به مردم داخل و خارج ایران عرضه کنند.

خیلی مهم هست که در نتیجه زحمات مرضیه و حمیرا و گلپا و ایرج و ... افرادی می آیند و با چنان عشقی اثاری رو آپلود و حتی وبلاگهایی رو به طور اختصاصی بروز میکنند چنان آثاری رو دوباره منتشر میکنند که حتی طرفداران آن هنرمند در زمان خودش هم اینقدر عمیق و با چنین حمایت و ساپورتی روبرو نبود که امروز هست.افرادی که فرهنگ و هنر رو با دل و جان ایندفعه میپرورند.اینبار قدر میدانند و آنچه که شاید در آن زمان هم به صورت سطحی برای مردم جلوه میکرد و سطحی از آن عبور میکردند رنگ و بوی دیگری در این سالها به خود گرفته.

امروزه هنردوستان تشنه اشعار و موسیقی ایرانی هستند.امروزه به خوبی ما درک میکنیم شعری را که بگوید پس چرا عاشق نباشم؟ و درک میکنیم وقتی صدای ویولن ملک طنین انداز شود چه ذوق و شوقی در ما ایجاد میکند.انگار با تار و پود وجود ما بازی میکند.

نتیجه صحبت آنکه اگر مرضیه ۶۰ سال خواند و برخی آثارش نایاب و ناشنیده ماند و برخی بسیار محبوب و مشهور شد اینبار با داشتن هنردوستانی مثل فرهاد اردکانی،محمد آذر،فرهاد رحیمی و آرتین! محسن و باران که با چه زحمتی دوباره این آثار رو حفظ و اشاعه میکنند بحث دیگریست و این بازتاب ۱۰ برابر بیشتر از هنریست که هنرمندان ارائه کرده بودند و زحمت کشیدند.بازتاب این جریان بسیار مهم هست

اما ترانه ای که انتخاب کردم در موردش یه توضیحی بدم از مرضیه میباشد

ترانه دو سه شبه که چشمام به دره

این ترانه که ساخته بزرگ لشگری هست یکی از آثار بسیار معروف مرضیه شد و برای شنونده تاثیر دیگری میگذاشت.

من چندین بار درباره لشگریها تاکید کردم و هرچه بیشتر بر این معتقد هستم که اگر لشگریها در موسیقی ملی ما نبودند ۵۰٪ موسیقی ما ناقص بود و یه جای این موسیقی لنگ میزد.

در مورد متد آهنگسازی و دسته بندیهای آهنگسازی موسیقی ملی ایران و دورانهای اونها پیشتر عرض کردم.

متد آهنگسازی لشگریها البته (بزرگ لشگری و جواد لشگری) گویی دنیایی بودند که ۳۰ سال تمام موسیقی ما رو احاطه کرده بودند.ارکستراسیون لشگریها و اون متد آهنگسازی آنها و معنی بخشیدن به تصنیف چیزی بود که گلهای رادیو و آهنگسازی دوران خود را احاطه کرده بود به طوریکه میتوان گفت اکثر تصنیف های گلها طبق متد آهنگسازی و ارکستراسیون لشگری ها و با آن حال و هوا بود.فضایی عاطفی و سنگین و آرام.که در آثار پوران و مرضیه و الهه و رویا و یاسمین بخوبی مشاهده میکنیم و راه دست همه آهنگسازان هم شده بود که یک تصنیف را چگونه تلفیق شعر و موسیقی کنند و با چه حال و هوایی ارائه دهند.اینها همه از لشگریها بود

البته منوچهر لشگری عموی دو برادر لشگری خود دنیایی دیگر است و ارکستری خاص و آهنگسازی خاص خود را داشت اما آنچه که مسلم است فراگیر بودن و جلب توجه کردن ارکستراسیون برادران لشگری فراگیر بوده و تاثیر عمده ای بر این موسیقی گذاشته و از جمله خوانندگان نام برده همگی از شاگردان لشگریها بودند و تصنیفهایی را به جا گذاشتند

اما اینبار حرف از ترانه است.ترانه ای که متفاوت از سبک اصلی بزرگ لشگری است و تصنیفی با آن حال و هوای سنگین و آرام و عاطفی نمیباشد.بلکه این ترانه روان و صریح و دارای شور و اوج خاص خود است.به خوبی در ذهن و زبان جاری و روان است.

این ترانه در دستگاه دشتی میباشد که از متعلقات گام شور است و ازقضا ابتدای همین ترانه با شعر دو سه شبه که چشمام به دره به مایه ای خاص از دشتی شروع میشود و بر روی خود شور می ایستد.من هرچه نگاه کردم که ببینم آیا این مایه مربوط به گوشه خاصی هست چندان به نتیجه نرسیدم اما در نوازندگی علی تجویدی توجه کردم و تنها چیزی که نزدیک باشه و ایشون هم ابتدای همین ترانه رو نواخت شاید بتوان گفت نزدیک به مایه های حاجیانی باشد.

دو سه شبه که چشمام به دره

خدا کنه که خوابم نبره

تو این قفس که زندون منه

دلم گرفته و منتظره

خدا کنه که خوابم نبره

میخوام که دل به دریا بزنم

یه سینه حرف و یکجا بزنم

چرا کسی نمیگه بمن

عشق و امیدم به کجا رفته

شبا وقتی که تنها بمونم

با غصه ها تو دنیا بمونم

به کی آخه میتونه بگه

او که پشیمونه چرا رفته

دو سه شبه...

فردا دوباره پاییز میشه باز

دلش ز غصه لبریز میشه باز

ای آسمون بهش بگو پشیمون میشی

به سوز عاشقی قسم که دلخون میشی

دو سه شبه...

اما اینکه این ترانه چه ظرافت قشنگی داره برمیگرده به چند سال پیش که من یادمه چندتا دوستان با هم جمع شده بودیم و داشتیم ساز میزدیم و گفتگو میکردیم.

تا اینکه نوبت به یکی از دوستان ازقضا ویولنیست رسید و این ترانه رو نواخت.سر هر ترانه صحبت میکردیم و بحث میکردیم و اگر خنده ای بود میخندیدیم که من طبق عادت یه سوالی پرسیدم و گفتم این قسمتی که مرضیه میخونه میگه میخوام که دل به دریا بزنم ... که با رنگ نارنجی در بالا برای شما مشخص کردم چه گوشه ای هست؟

خب دستگاه که دشتی بود و این قسمت هم در اوج خودش بود و بهرحال برخی که جواب میدادند گفتند عشاق باید باشه.

بعد من گفتم یه بار دوباره با سازتون این قسمت رو بزنید ببینید چیه؟ با ساز زدند و اتفاقا همگی هم به شک افتاده بودند و اظهار کردند سوال خوبی هست و آنچه که ساز نواختند گفتند حتی از نظر جایگاه و فواصل هم این قسمت همان عشاق هست

اما دوستان توجه داشته باشند اشتباهی که ما در اون محفل میکردیم نباشه.این قسمت ترانه گوشه عراق هست.اتفاقا در اون زمان هم دوستان میگفتند عراق که مربوط به افشاری و ماهر هست چطور اینقدر جالب با دشتی جور در اومده!

خب این همان ظرافت کار هست.مدولاسیون اگر قرار باشد به گوش شنونده شوک وارد کند و یا دچار تغییر احساسی آهنگ بشود ۱۰ شاهی هم نمی ارزد.

امروزه که میبینید و مشاهده میکنید آقایان چنان مدولاسیون اجرا میکنند که ماهور رو به اصفهان تبدیل میکنند و به قول یکی از کارمندان قسمت موسیقی وزارت ارشاد که اعاده فضل جلوی اینجانب میکردند که آقای شجریان در حینی که ماهور میخواند اصفهان هم میخواند! منم گفتم به به آفرین

در اروپا هم تابحال دیده نشده کسی گام ماژور رو در وسط آهنگ به مینور بکشاند که امروزه در ایران ما شاهد چنین افتضاحی هستیم و مایه تفاخر هم گویا هست

بهرحال اگر قرار باشد مدولاسیونی در قطعه باشد به گونه ای باشد که گویی آب سرد را به روی آب گرم نریزد.

حالا اشتباه دوستان ما چه بود؟ این اشتباه ناشی از توجه نکردن به چند کلمه میباشد که در مطالب قبلی بسیار درباره آن صحبت کردم.

مقام

گوشه و یا لحن

دستگاه

گام

اینکه دوستان من آمدند یکبار دیگر اون قسمن مربوطه را نواختند و باز تصور کردند عشاق است به این برمیگردد که آنها از نظر مقامی به این نتیجه رسیده بودند.

بله درسته.عراق و عشاق از نظر مقام نسبت به ابتدای گام!(نه دستگاه) و نسبت به فواصل یکی است و تنها لحن فرق دارد.همین فرق داشتن لحن موجب تشکیل یک گوشه جدید میشود.که اینجا همان عراق هست.

اما ادامه ترانه که با رنگ صورتی نوشته شده باز صدای مرضیه به اوج میرود و اینجا برای مقایسه بسیار خوب و جالب هست که در این قسمت اینبار عشاق دشتی اجرا میشود و این ترانه مثال بسیار خوبی هست برای اینکه اولا بخوبی توانسته باشم تفاوت مقام و گوشه را بازگو کنم به عنوان تایید مطالب قبلی و دوم مدولاسیون زیبا را به شما نشان بدهم که از آهنگسازیهای زیبای بزرگ لشگری بوده است

این مدولاسیون اتفاقا یکی از قسمتهایی هست که مردم اگر این ترانه را بشنوند بیشتر این قسمت اوج را دوست دارند یعنی این مدولاسیون تا این اندازه برای این ترانه مفید بوده است که خیلی این ترانه را در نظر شنوندگان جلا بخشیده و هم اینکه خود عراق از نظر فواصل با بیات ترک فرقی ندارد باز اینجا باید توجه کرد در یک فواصل معین خاص شاید بتوان بیش از ۵۰ گوشه را هم اجرا کرد یعنی مقام یکی است اما لحن طوری دیگر.اینکه حالا اگر در مایه دشتی به گوشه بیات ترک اون هم در این مقام که مربوط به گام اصلی خود نیست اشاره کنیم فکر میکنم چنان اشتباه بزرگی میتوانست باشد که این ترانه هیچوقت مورد علاقه قرار نمیگرفت.فقط با یک تغییر لحن ساده!

اما دیگر اینکه در ابتدا هم عرض شد گام شور است.در لحن و دستگاه دشتی

یکی دیگر از ظرافتهای این ترانه دشوار بودن همان دو قسمت اوج این ترانه است.من خیلی زیاد دیدم چه خواننده و یا نوازنده در این دو قسمت دچار مشکل میشود و عملا کار را خراب میکنند و آن هم به دلیل این هست که سنکوپ و ضدضرب خاصی این دو قسمت دارند که باید با تامل و آشنایی کامل اجرا شود که متاسفانه خیلی اوقات برعکس این مشاهده شده و دوم فرود قسمت عراق به دشتی است که اتفاقا ساده هم هست ولی شاید به دلیل اینکه لحن خاصی دارد در هنگام فرود بعضی خوانندگان آماتور من دیدم دچار مشکل شدند البته شاید ایراد مربوط به آنچه که عرض کردم نباشد اما به ذهنم اینطور رسید که شاید به دلیل لحن عراق که تازگی براشون داره نتونسته باشند به دشتی به خوبی و راحتی برگردند

خب ببینید که مرضیه کی هست و چه آثاری رو اجرا کرده.

تنها چیزی که بارها هم عرض کردم و شاید برای کسانیکه مطالب رو دنبال مبکنند و من اتفاقا تاکید زیاد هم میکنم اینکه خواننده ای که زن باشه تا چه حد به وجهه زنانه هنرنمایی کند.

آقا قمر نمیدونم اصلا از کره ماه اومده بود آقا هیچکس قمر نمیشه آقا قمر نمیدونم فلان است و چنین است و ...

هرچه که بود قمر زن نبود!

قمر مرد بود

دلکش مرد بود

ملوک ضرابی مرد بود

روحپرور مرد بود

وقتی مرضیه آمد شما ببینید این یعنی خواننده زن آواز زیبا و خوب و ترانه خوانی بسیار ماهر ولی با جلوه و صورت یک زن.ناز و اداهای زنانه در ترانه ها و شیطنتهای زنانه.تا اینکه زن بودن و هنر زن ادامه پیدا میکنه تا میرسیم به پوران و الهه و مهستی ودر نهایت حمیرا

حمیرا که جلوه گر و نماد کامل یک زن در موسیقی ملی ایران بود.آنچه که قدرت زن در موسیقی رو نشون میده حمیرا هست.

حمیرا هم که میدونید آوازش بسیار عالی هست.تحریر عالی و یکی از زیبایی های دیگر لرزش های صدای بسیار قشنگ که قبلا هم عرض کردم عینا از ویولن برگرفته شده است.

دقیقا سیر تاریخی خوانندگان و هنرمندان رو هم نگاه کنید این تکامل رو میبینید و چقدر جالب که نسل بعدی یک پله بالاتر از نسل گذشته بودند و جای پیشرفت همینطور ادامه داشت.

نکته ای باید توضیح بدم تا مخاطبین دچار اشتباه نشوند و بحث کامل باشد.

اینکه اگر گفتیم قمر و روحپرور و دلکش و ... مردانه میخواندند اشتباه نشود با اینکه جنس صدای آنها آلتو و یا حتی بمتر بوده!

زنانه خواندن با بم بودن صدا دو قضیه کاملا جداست

هایده هم صدایی بم داشت یعنی آلتو ود.اما زنانه میخواند ضمن اینکه بسیار هم قدرتمند بود.قدرتمند چه در حجم صدا چه در وسعت صدا و هم در لطافت ترانه خوانی که متاسفانه میبینیم فقط در امر لطیف ترانه خواندن در ایران امروز مشکل داریم و چه برسد پارامترهای دیگر که اکتسابی و برخی هم ژنتیکی هستند.

اما در انتها همین ترانه رو که از مرضیه داشتم توضیح میدادم رو از وبلاگ مرضیه جاودانه تقدیم میکنم که که وبلاگ نام برده اجرای کنسرتی این ترانه رو که مربوط به سال ۵۲ هست به تقدیم کرده بودند.ارجاع میدم به وبلاگ مرضیه

اجرای کنسرتی ترانه دو سه شبه که چشمام به دره_اثری جاودانه از مرضیه و بزرگ لشگری

نوشته شده در یکشنبه بیستم فروردین 1391ساعت 10:31 توسط آزاده حسینی |
ایرج در دو جایگاه (آزاده حسینی)
این نوشته توسط رامین گرامی به وبلاگ برگردانده شد.تشکر بسیار زیاد از ایشان و حسن توجه ایشان به مطالب ارزشمند موسیقی به ویژه آزاده حسینی

با یاد فلاورز (خانم حسینی )
این مطلبیه که از ایشون سیو کرده بودم مال چهار سال پیشه تو وبلاگ قبلیش که الان نیست دیگه :
موسیقی و آواز ایرج دو کلاسه ی مختلف دارد:
1) موسیقی مردمی و عامه پسند
2) موسیقی آوازی و دستگاهی

موسیقی مردمی ایرج همان بخش مهمی است که بیشتر موسیقی دانان آن را نمی بینند و یا تلاشی در جهت مشاهده و تعیین جایگاه و نقش آن در زیست و زندگی مردمی که در دهه های 1340 و 1350 دوران عنفوان جوانی و ایام شباب را سپری می کردند، به کار نمی بندند. از نگر این نگارنده، یک ایراد اساسی وارد به رویکردها و نگرش های تنگ نظرانه ی موسیقی شناسان و منتقدان موسیقی ایرانی سهل اندیشی های سهل پندارانه ی آنان در دریافت موسیقی ایرانی است. منتقدان موسیقی در معادلات نقد و نظر خویش، فرمولی را برای موسیقی مردمی و عامه پسند باز نمی کنند. دلیل اصلی این نوع نگاه و بینش، در ضعف ادراکی و فقدان نگرش علمی نوین آنان تجلی می یابد. با مطالعه ی دقیق ادبیات و پیشینه ی موجود در زمینه ی موسیقی ایرانی و اقسام آن، صرفا جرقه هایی کم نور از بها دادن و اهمیت دهی به موسیقی مردمی و عامه پسند می یابیم. به گمان من، فشار خفقان اصول گرایی متولیان موسیقی کشور در خلال سال های پس از پیروزی انقلاب، علت اصلی و عمده ی حاکمیت چنین گرایش ها و نگرش ها در موسیقی است.
موسیقی مردمی استاد ایرج، تقویم قابل اعتنایی از دوران سپری شده ی ایرانیانی است که امروز یا در میان سالی قرار دارند و یا در کهنسالی به سر می برند. اشکال اساسی تنگ نظران خود محور و انحصارطلبی که این موسیقی را بر نمی تابند، نادیده انگاشتن این دوران تاریخی است!

 در سال های دهه ی چهل که درآمدهای نفتی در حال سرازیر شدن به ایران بودند، شکاف طبقاتی هنوز پابرجا بود. از این درآمدهای میلیاردی، اقشار ضعیف کمتر بهره ای داشتند و در نتیجه، تضاد بسیار عمیقی بین دارا و ندار مشاهده می شد. این همان دورانی است که مردم با آمال فروکوفته به دنبال قهرمانان و نمادهایی می گشتند که یا بازتابی از وضع فلاکت بار آنان باشند یا حداقل آنها را از آن وضعیت خلاصی ببخشند. یافتن چنین نمادهایی کاری بس دشوار بود زیرا اختناق حاکم تا ژرفای وجود آنان رسوخ کرده بود. در این هنگامه شادروان فردین به عنوان بازیگری با پتانسیل فوق العاده در فیلم ها ظاهر شد، فیلم هایی که تصویرگر پسر جوان - یه لا قبای - آسمان جل و آس و پاس بودند. در این فیلم ها فردین عمدتا نقش پسری را بازی می کرد که در فقر مالی به سر می برد، بیکار بود یا شغل درست و حسابی نداشت و تنها دو مزیت داشت که او را سرآمد می کرد: اولا دست بزن خوبی داشت و دوما آوازخوانی با صدایی استثنایی بود. بزن بهادر بودن فردین صفتی ذاتی بود چرا که او نایب قهرمان کشتی جهان بود: او جهان پهلوانی بود که مردم عادی کوچه و بازار به زودی با انس گرفتند و شیفته ی هنرنمایی ها و صداقت باورنکردنی اش گشتند. اما صفت دوم او آواز خوانی اش بود. صدای ایرج بر لب های او نقش می بست و در مدت کوتاهی تقریبا همه ی مردم بدون استثنا جذب سینماها شدند! استقبال از فیلم های فردین و ترانه های ایرج در آنها به قدری چشمگیر بود که برخی فیلم های آنها هنوز هم رکورددارند. به عنوان نمونه، فیلم گنج قارون با تبدیل نرخ تنزیل سال 1348 (سال نمایش فیلم)، به نرخ کنونی (در حدود 8% به صورت ثابت) هنوز یکی از سه فیلم پرفروش تاریخ سینماست!

 آنچه که به عنوان علت رونق آن فضا در میان مردم تلقی می شود، همان دلیلی است که پیشتر ذکر کردم: فقر اکثریت مردم و وجهه ی پوپولیستی فردین و ایرج. تلفیق توانمندی های این دو هنرمند بزرگ، بزرگ ترین و قوی ترین ذوج هنری تاریخ سینمای ایران را پدید آورد... در همین راستا، تلاش های سایر بازیگران و خوانندگان برای رقابت و از میدان بدر کردن این زوج استثنایی، نتیجه ای در پی نداشت. شادروان استاد بنان، شادروان آغاسی، روح پرور، شاروان داود مقامی، جمال وفایی، مرحوم دلکش، لیلا فروهر، ساسان، ذکریا هاشمی، عهدیه، نوش آفرین و گوگوش خوانندگان برجسته ای بودند که در فیلم های متعدد به ترانه خوانی و گرته برداری از ایرج پرداختند، ولی توفیق چندانی به دست نیاوردند. در آن هنگام هماوندی ایرج و فردین در فیلم ها به اندازه ی شگفت انگیزی زیاد بود و وجود فردین که جهان پهلوان واقعی مردم ایران هموست و شادروان تختی در سال های پس از انقلاب به واسطه ی نزدیکی به آیت الله طالقانی و شرکت در جلسه های قرآن خوانی و سیاسی، جهان پهلوان ایران معرفی شد، در حالی که هنوز هم که دورانی نسبتا طولانی از آن سال ها سپری شده، مردم احساس می کنند حق زنده یاد فردین به ناحق خورده شد، زیرا هیچ کس دیگری جایگزین مناسبی برای فردین؛ تسخیر کننده ی دل های مردم عادی کوچه و بازار و پناه بی کسان و فقیران نمی تواند و نمی توانسته باشد.
اما ترانه های فیلمی ایرج بر چه مداری استقرار می یافتند؟ آیا آنها مستهجن بودند؟
این پرسشی با پاسخی کاملا مشخص به شمار می رود: هیچ یک از ترانه های فیلمی ایرج در طول فعالیت هنری خویش، مستهجن نبوده اند و همگی پاسخی بر زمانه و درماندگی های ناتوانان روزگار هستند. در سطحی بودن اغلب این ترانه ها تردیدی نیست، اما قاطبه ی مخاطبان فیلم های فردین مردم عادی و عامی بودند که برخی شاید توانایی امرار معاش را هم نداشتند. لذا نمی شد و نمی بایست با مردم عادی به زبان روشنفکری یا روشنفکرمابی سخن گفت!... این همان اشتباه تاریخی است که برخی سردمداران حکومت های به تازگی دموکراتزه شده ی جهان سومی مرتکب شدند و هنوز هم تاوان آن را پس می دهند!

نوشته شده در جمعه یازدهم فروردین 1391ساعت 19:33 توسط آزاده حسینی |
ایرج_اسداله ملک (هدیه نوروزی بهداد)

درود

با سلام و تبریک نورزو باستانی به همه عاشقان موسیقی اصیل ایرانی و مخصوصا صدای جاودانه استاد ایرج و پوزش از تاخیر طولانی

و عرض تشکر و خسته نباشید جانانه به آقای نادر که در غیاب بنده زحمت مطالب وبلاگ استاد را به دوش می کشند.

 

بهداد گرامی هنردوست خوش ذوق و قریحه و از دوستان ما آوازی رو با همکاری اسداله ملک و ایرج لطف کردند که بنا به جایگاه این آواز بهتر هست که این هدیه فرهنگی و هنری رو از طرف بهداد در نوروز امسال تقدیم شما کنم.

چهارمضراب مرحوم ملک از مایه شوشتری و نهایتا آواز بیداد و شوشتری ایرج

*توجه حتما بر این باشد که بداعت این بیداد قابل توجه هست و لحن خاص و زیبایی دارد.

*بیداد یکی از گوشه های اوج شوشتری و همایون محسوب میشود و استاد ایرج این آواز رو از اوج شروع کردند یعنی همان بیداد و نهایتا فرود بر شوشتری

غزلی معروف از حافظ:

منم که دیده به دیدار دوست کردم باز

بیداد

چه شکر گویمت ای کار ساز بنده نواز

بیداد و ایست بر شوشتری

نیازمند بلاگو رخ از غبار مشوی

بیداد

که کیمیای مراد است خاک کوی نیاز

بیداد

ز مشکلات طریقت عنان متاب ای دل

بیداد با لحن دشتی و اشاره کوچک به مقام عشاق

که مرد راه نیندیشد از نشیب و فراز

بیداد

در این مقام مجازی به جز پیاله مگیر

بیات راجع

در این سراچه بازیچه غیر عشق مباز

ایست بر بیات راجع

چهچهه بیات راجع و ایست بر عشاق

تحریر در بیات راجع

فکند زمزمه عشق در حجاز و عراق

بیداد و فرود

نوای بانگ غزلهای حافظ شیراز

شوشتری

تحریر  از بیداد به شوشتری

آواز شوشتری و بیداد(اسداله ملک_ایرج)

توجه داشته باشید که بیداد در گام دشتی است.و تصنیف معرف مرضیه بنام ساغر شکسته اگر دقت کرده باشید آواز ابتدای آن بیداد است و کل تصنیف در دشتی میباشد و همچنین اشاره به عشاق!

در این آواز که در بیداد اجرا شده استاد ایرج لحن دشتی را خوب بکار میگیرد و پیشتر ترانه ای  تنها شدم ساخته آقای روحانی تقدیم شد که در دشتی بود و چنین لحنی رو از ایرج زیاد مشاهده کرده ایم.

 

اما در ادامه یک ترانه بزمی تقدیم شما میکنم که این البته برگرفته از یک بزم بسیار مفصل هست و چون فرصت آپلود کل بزم رو ندارم از همین قطعه کوچک که کامران دانش پژوه پیشتر برای من فرستاده بود تقدیم شما میکنم.این بزم با همکاری هایده،گلپا،ایرج،بهرام شمس،و مرحوم سیاوش زندگانی اجرا شده بود

این قطعه ترانه ای بزمی از ساخته های محمد حیدری با صدای هایده و آواز ایرج میباشد.ویولنیست این ترانه استاد سیاوش زندگانی میباشند.نت این ترانه هم قبلا تقدیم شما شده بود

ترانه های بزمی از جمله ارزشمندترین ترانه های موسیقی ملی ما میباشند.

ترانه بزمی با ترانه کافه ای تفاوت دارد.کافه ای که مشخص هست نوعی ترانه که جز موسیقی پاپ محسوب میشود و لحن و گویش مشخصی دارد

ترانه های بزمی بسیار شاد و پرتکنیک و کلام معنا دار و پراحساس میباشند که در این زمینه هایده،مهستی،گلپا بسیار درخشیدند

البته ترانه های گلپا بزمی های سنگین هستند.یعنی ریتم و وزن آنها سنگین و کند میباشد.

ترانه ای در مایه شور_هایده و ایرج

نوشته شده در جمعه بیست و ششم اسفند 1390ساعت 14:4 توسط آزاده حسینی |

نوشته شده در دوشنبه پانزدهم اسفند 1390ساعت 13:0 توسط آزاده حسینی |
ایرج_فرهنگ شریف
درود

با آوازی از ایرج امروز در خدمتتون هستم.

همین امروز که دهم بهمن ماه باشد آوازی از گلپا و فرهنگ شریف در وبلاگ اکبر گلپایگانی گذاشته شد که در اون اشاره ای از همایون به یتیم سه گاه شده بود.در آوازی از ایرج هم که خانم حسینی قبلا لطف کرده بودند باز ما نمونه ای داریم که در یتیم سه گاه در دستگاه همایون اجرا گردیده است و در آرشیو وبلاگ هم موجود میباشد.

فرهنگ شریف هنرمندی خوش ذوق و صاحب قریحه که ظرافت نوای تار او زبان زد عام و خاص است لحنها و سبکهای خاص نوازندگی خود را دارد.همانطور که اشاره کردیم اشاره به لحن آذری و سه گاه آذری و همینطور گوشه هایی چون یتیم سه گاه که در همایون اجرا میشود و در اصل گریزی به همان سه گاه خودمان است.

پس این پست رو هم به خاطر فرهنگ شریف و ایرج تقدیم شما میکنم.

شروع آواز از یتیم سه گاه

آرزو دارم که باز آن روی زیبا را ببینم

 

آن سر و آن سینه و آن بالای رعنا را ببینم

 

پیش پای خویش را آسان نمیبینم کجایی کجایی

 

ای چراغ زندگی تا عرش اعلا را ببینم

 در فواصل یتیم سه گاه

تحریر یتیم سه گاه و  اشاره مخالف چهارگاه(همایون) فرود به چهارگاه

با من وحشی نمیدانم چه کردی کین زمان

زابل

بهر دیدار تو خواهم جمله دنیا را ببینم

فرود به درآمد

بهر دیدار تو خواهم جمله دنیا را ببینم

منصوری

جواب تار در  منصوری

رخصتم ده تا نهان از مردمان آیم به سویت

وآن اشارتهای گرم عشرت افزا را ببینم

زابل

تحریر زابل و فرود بر درآمد

 

آواز ایرج_فرهنگ شریف

* خب نکاتی که عرض کنم اینست که ما در موسیقی ایرانی سه گام داریم

ماهورـشورـچهارگاه

که تمامی دستگاهها بر این گامها سوار هستند.یعنی تمامی لحنها در داخل این سه گام خلاصه میشوند.مثلا در گام شور دستگاه شور و دستگاه دشتی و نوا و افشاری و ابوعطا و بیات ترک میباشد

در گام ماهور که خود همان گام ماژور هست و دستگاه ماهور  درآمد راستپنجگاه در این گام میباشد

یکی هم گام چهارگاه میباشد که نغمات اصفهان و همایون و شوشتری و خود چهارگاه در این فواصل است.با این تفاوت که اصطلاحا میگویند گام چهارگاه مادر تمام این دستگاههایی است که ذکر کردم.نه اینکه همایون و اصفهان و سه گاه و شوشتری مستقیما در خود گام چهارگاه باشند بلکه بوجود آمده از گام چهارگاه هستند

** نکته دوم آنکه در گام چهارگاه دستگاه چهارگاه مایه ای عجیب و غریب میباشد.اول از اینکه درآمد چهارگاه به خودی خود زیاد مناسب شروع آواز نیست.چونکه اصولا درامد چهارگاه در مقام بالاتر از گوشه مخالف میباشد.و به صورت کلیشه ای اگر بخواهیم آواز چهارگاه رو بر مبنای سیر ردیفی آن تعریف کنیم باید اینطور گفت که مثلا اگر قصد باشد مثل همین آواز چهارگاه گام لا را بخوانیم.خواننده به صورت متداول آن میرود به اکتاو بالایی و از نت لا را از اکتاو بالای آن شروع میکند و در آمد را اجرا میکند و فرود میآید به اکتاو پایین.یعنی این لحن معروف درآمد چهارگاه است که به این صورت میباشد.

اما طبق همین گفته ها متوجه خواهیم شد که درآمد چهارگاه لحن خاصی است و از اوج سر میخورد و به اکتاو پایین مینشیند.اما برخی از خوانندگان چهارگاه را از زابل و یا منصوری شروع میکنند.چون زابل و منصوری مایه ای افتاده تر دارد و ازقضا منزولترین جایگاه برای شروع آواز چهارگاه است.

به ویژه گوشه ای مثل منصوری

*** نکته سوم همین گوشه منصوری است.عرض کردم شروع آواز چهارگاه از زابل و یا منصوری خیلی بهتر و منطقی تر است.منصوری از نظر مقامی در ردیف بعد از گوشه مخالف قرار دارد یعنی یک مقام حتی بالاتر از گوشه مخالف.اما برای شروع آواز بسیار مناسبتر است و با اینکه مقامی بالاتر از مخالف میباشد اما جایگاه آن پایه ترین حالت برای شروع آواز چهارگاه میباشد.یعنی خود منصوری میتواند به جای درآمد چهارگاه خوانده شود و بعد از اجرای منصوری به گوشه های لاتر مثل زابل و حصار و مخالف و نهایتا مغلوب پیش رفت.منصوری خیلی مناسب آغاز میباشد و لحن آن بسیار مناسبتر از درآمد چهارگاه و حتی خود زابل میباشد.

ایرج آوازی در چهارگاه دارد که به جای شروع از درآمد از منصوری شروع کرده و در اونجا برای شما بسیار قابل ملاحظه اسنت که گوشه منصوری خیلی مقام پایین و نازلی از لحاظ ردیفی میباشد برخلاف سیر ردیفی آن.

**** نکته بعد باز اهمیت بر اجرای آواز در گام میباشد و نه در دستگاه.عرض کردم آواز را میتوان به صورت محض فقط در دستگاه خواند و یا اینکه در گام خواند

طبیعتا آوازی که در گام خوانده شود بسیار برد وسیعتری دارد

در همین آواز ایرج آواز را از سه گاه شروع میکند و نهایتا در چهارگاه و گوشه های چهارگاه ادامه میدهد.سه گاه خود در گام چهارگاه میباشد.

کلنل وزیری در ردیف تاری خود از سه گاه اینطور تعریف کرده است که سه گاه لحنی از چهارگاه میباشد و گفته است که سه گاه همان چهارگاه صغیر است و یا حالت مالیخولیایی شده از چهارگاه

پس اینجا اهمیت گام بر دستگاه بخوبی باز برای شما مشخص خواهد شد.

اگر آواز را گامی بخوانیم خیلی حرف برای گفتن داریم.و میتواند این آواز شامل چندین لحن باشد.مثل سه گاه و همایون و شوشتری و ...

یتیم سه گاه که در اصل گریزی از همایون به سه گاه است نامیده میشود.اما در این آواز ما مشاهده میکنیم که بعد از اجرای سه گاه استاد ایرج بر مخالف چهارگاه اشاره کرده و بعد بر درآمد فرود می آید

تکته اینجاست که مخالف چهارگاه دقیقا همان همایون است.یعنی فواصل و لحن همایون همان مخالف چهارگاه میباشد.از این رو یتیم سه گاه که مدولاسیونی معروف از همایون به سه گاه است میسر است.چرا که ایرج با اشاره به مخالف چهارگاه یعنی همان همایون این مطلب را به اثبات رسانده است.چه از یتیم سه گاه به همایون و چه از یتیم سه گاه به مخالف چهارگاه اشاره کنیم در اصلا یکی است و همان فواصل میباشد.با این تفاوت که در فرود شما میوانید ماهیت دستگاه را مشخص کنید که آیا بر فواصل همایون فرود بیایید و یا بر فواصل چهارگاه.که دراینجا پس از اجرای گوشه سه گاه بر مخالف چهارگاه یعنی همان همایون اشاره کرده و سپس بر درآمد چهارگاه فرود میآید.

پس نتیجه این آواز اولا  پی بردن و ارجحیت شروع آواز از مقامی چون منصوری و یا زابل میباشد که پایه ترین حالت برای شروع آواز چهارگاه است تا لحن کلیشه ای درآمد چهارگاه که از اوج شروع میشود!

و دوم اجرای آواز در گام چهارگاه میباشد یعنی همزمان در گام چهارگاه شما هم دستگاه سه گاه و هم دستگاه چهارگاه رو براحتی اجرا کنید.

نوشته شده در دوشنبه دهم بهمن 1390ساعت 11:28 توسط آزاده حسینی |
استاد شهناز_ایرج
درود به شما هنردوستان گرامی

مطلبی که اینبار درنظر گرفتم از دو استاد فرهیخته حکایت دارد یعنی ایرج و استاد شهناز.

قطعه اجرا شده خصوصی مرحوم یاحقی و استاد شهناز رو میذارم امیدوارم لذت ببرید.در ادامه این قطعه استاد شهناز قطعه ای رو به صورت بداهه اجرا میکنند که به شورالدشت معروف هست و در پایان مرحوم یاحقی و استاد شهناز به طور مفصل توضیحی راجع به این اجرای صوصی و این حال و هوای ایجاد شده میدهند

اجرای خصوصی پرویز یاحقی و شهناز_قطعه استثنایی بداهه شورالدشت اثری از شهناز

 اول درباره هنر این مرد بزرگ توضیحات مختصری میدم.

استاد شهناز یکی از خوش قریحه ترین نوازندگان ماست.یکی از مهمترین عوامل بداهه نوازی قریحه میباشد.وقتی شما دلی داشته باشید که عمق داشته باشه و دلی داشته باشید که حرف برای گفتن داشته باشه بی شک در هنر موسیقی و امر بداهه نوازی بی رقیب خواهید بود.تسلط بر خود ساز تار و انس گرفتن انگشتان و پنجه بر تار یک طرف قضیست و اما داستان سراییدن با ساز و دردودل با ساز مطلب دیگریست.

اما چه عامل دیگری موجب بی رقیب بودن اساتیدی مثل شریف و علی الخصوص شهناز هست؟! گوش!

استاد شهناز به هیچ عنوان نت بلد نیست.به هیچ عنوان چیزی به عنوان دشیور برای او تعریف نشده و اصلا به کل میتوان گفت تئوری موسیقی را به صورت تجربی فراگرفته است.اما دقیقا نکته همینجاست که گوش و دل و احساس پدیده ای به وجود می آورد که انسان را خالق و برتر نسبت به دیگر هنرمندان و انسانهای دیگر میکند.استاد شهنازی که نت بلد نیست و دشیور و ضرب شناسی را به شیوه متداولی که به صورت آکادمیک تدریس میشود نمیداند چطور میشود که نه تنها فعالیت تکنوازی بلکه ارکستری هم داشته! نکته مهم همینست.گوش قوی و درک موسیقی نعمتیست خدادادی که مانند صدا برای یک خواننده میماند.استاد شهناز بقدری گوش قوی و مسلطی داشت که در ارکستر نوازی بدون هیچ مشقتی و با یک یا چند بار همنوازی بخوبی ادای مطلب میکرد.که این ازقضا مشکل ترین و عجیبترین پدیدست برای یک ارکستر.ارکستری که تمام حرفش به صورت پارتیتور و نت و تنظیمات ارکسترال هست و شدیدا نیاز به آشنایی با کار ارکستری دارد.اما استاد شهناز با کمی توضیحات تنظیم کننده و با گوش قوی که داشت مطلبی رو اشتباه نمیکرد.

شما ببینید در نوازندگی تار ایشون و آوازها دقت کنید.معملا ما دو مدل برای جواب آواز داریم.یا اینکه نوازنده جواب را در همان مقام اما با جوابی متفاوت و جملات دیگری ادا میکند.مدل دیگر اینست که اول خواننده یک بیت را میخواند و نوازنده هیچ نمینوازد تا زمانیکه بیت شعر تمام شود و نوازنده شروع به تکرار همان جمله و دقیقا همان سیری که خواننده گفته بیان میکند.

استاد شهناز نوازنده ای بود از نوع دوم.یعنی ادا کردن جواب آواز به صورت مو به مو.گویی شعر با صدای تار اینبار بیان میشود و گویی ساز با آدم حرف میزند.برای اینکه مطلب رو بخوبی درک کنید شما رو به راست پنجگاهی که گلپا و میلاد کیایی اجرا کرده اند معطوف میکنم.این آواز طوری هست که گلپا ابتدا شعر را میخواند و بعد میلاد کیایی عینا همان جمله و اوج و فرودها را پاسخ میدهد.مثلا اگر خواننده رضوی را اجرا میکرد و بعد به ماهور فرود می آمد نوازنده دیگه ماهور را ادامه نمیداد دوباره برمیگشت به رضوی  و همان جمله خاننده را مینواخت و دوباره مثل خواننده با همان شکل باز به ماهور فرود می آمد.اما نوازندگان دیگر ادامه همان فرود و مایه ای که آواز تمام شده را مینوازند و با شکلی دلخواه جواب آواز میدهند.اما استاد شهناز و میلاد کیایی که در اینجا حالا ما نامی از او بردیم اینطور نبودند و به معنای واقعی جواب آواز را میدهند.این نوع شیوه پاسخ دادن در آواز بسیار دشوار است و نیاز هست که نوازنده بخوبی سلفژ قوی و تمرکز بالا و گوش بسیار قوی داشته باشد.درست است که همه مطالب مثل سلفژ و یا ضرب شناسی به صورت آکادمیک و از روی منطق به هنرجو تدریس میشود اما کسی که بطور خدادادی وجودش مستعد موسیقی است تمامی نکات موسیقی در ضمیر ناخداگاه او جا گرفته و از این رو استاد شهناز گویی خدای موسیقی است چرا که امکان ندارد از ضرب بندازد وامکان ندارد در فواصل و صدا فالشی و یا از لحاظ گامی و دستگاهی و تمامی نکاتی که شما میدونید مانند تغییر گام و تغییر دستگاه و مدولاسیون و اوج و فرودها و حتی قوی و ضعیف کردن صداها و حتی سنکوپها و ضد ضربها و همینطور سلفژ جملات و سیلابها در آواز و قطعات ضرب دار اشتباهی رخ بدهد.

استاد شهناز در هنر موسیقی مانند یک انسان تیزهوش در علم ریاضی و هندسه میباشد.چرا که بطور خدادادی ضرب شناسی و فواصل و فرکانسها در ضمیر او نهفته شده و به طور خدادادی انس عجیبی به حالات موسیقی ما و فواصلها و ظرافتهای آن و ازقضا دل پر از حرفی برای نوازندگی دار و او گویی خداوند نوازندگی است.دائما در حال خلق ملودی و داستان است

قبلا هم عرض کرده بودم نسل جدید نوازندگان دوران پهلوی عجیب حس و حالی در موسیقی داشتند.یکی پرویز یاحقی در ویولن و یکی شهناز در تار  و یکی شریف در تار و یکی گلپا و ایرج در آواز و یکی عبادی در سه تار اینها عجیب داستان سرا بودند.

از یک گوشه خاص شروع میکردند و هرگز ردیف نمینواختند و نمیخواندند.عجیب هنر خلق میکردند.هر لحظه که سازی دست میگرفتند و هر لحظه که شروع به خواندن میکردند با لحن و ملودی دیگری وارد کار میشدند و دلی عمیق و تسلطی عجیب با موسیقی داشتند.شما به تار شهناز و ساز یاحقی و سه تار مرحوم عبادی گوش بدید.شما فکر نمیکنید که دارند دستگاه مینوازند و یه ردیفی رو طی میکنند بلکه داستانی رو در مثلا دستگاه ابوعطا و یا سه گاه و ... آغاز میکردند و این داستان فراز  نشیبی داشت و از گوشه خاصی شروع و به گوشه خاصی منتهی میشد.قطعه شورالدشت استاد شهناز که یادتونه! قطعه ای که در دستگاه نمیگنجد بلکه تماما حرف از گام شناسی و داستانیست که در طول گام شور رخ داده.گاهی در حجاز گاهی در دشتی و گاهی در ابوعطا و گاهی در عراق  و نهایتا خود شور! خیلی عجیب.داستان سرایی در هنر نوازندگی و خوانندگی علی الخصوص در موسیقی ملی ایران و همینطور موسیقی بلوز که شاخه ای از جاز هست اساس و ویژگی مهم بشمار میاد.

پیشتر هم بر گام تاکید بسیار داشتم.اساس موسیقی ملی ما تسلط بر گامهاست نه گوشه ها و دستگاهها و این جور چرندیات.کسی که موسیقی رو با همون شیوه تئوری موسیقی جهانی پیش میبره در موسیقی ملی ما جای داره.موسیقی حساب شده و از روی منطق و از روی احساس.

 

اما بپردازیم کمی هم به ایرج

قبلا اگر بخاطر داشته باشید گفته بودم که باز یکی از شیوه ها و خاص بودن آواز ایرج این هست که معمولا شور رو از درآمد شروع نمیکرد و همیشه من یادمه که از پرده دشتی آغاز میکرد و بعد میرفت به درآمد شور.این شیوه ۵۰ ساله که ایرج همینطوری اجرا میکنه و حتی من بعد از گذشت سه دهه که ایشون موفق شد به صورت زنده و با سازهای زنده برای اولین بار در رادیو برنامه داشته باشه یعنی همین امسال روز پدر شما اگر دقت کرده باشید نوازنده ویولن دستگاه شور رو که شروع کرد بلافاصله ایرج آواز شور رو از دشتی شروع کرد.باز من دیدم ایرج همون شیوه خاص خودش رو داره.

خب ایرج خیلی خاص هست در آوازچهارگاه بخصوص و یا بسیار زیاد در اصفهان و حتی شور که عرض کردم و همینطور حتی گوشه هایی مثل خسرو و شیرین که لحن خاص و قشنگ خودشون رو دارند.

بهمین منظور اجرای محفلی ایرج و استاد شهناز رو تقدیم میکنم که در حضور اساتید صورت گرفته است و همچنین این اجرا مربوط به پس از انقلاب هست و امیدوارم لذت ببرید.در ابتدا استاد شهناز بداهه و چهامضراب مینوازند و سپس کمی صحبت میکنند و بعد از اون اجرای آواز با ایرج هست.

متاسفانه این استاد بزرگوار به علت کهولت سن این روزها دیگر توانایی راه رفتن و نوازندگی ندارند و بیماری که شامل حالشون شده خب بهرحال فقط به علت کهولت سن هست و مجال ایشون رو بهرصورت گرفته.من باید بگم خیلی خوشوقت هستم که همسایه این هنرمند بزرگوار هستم و خدا ایشون رو حفظ کنه و متاسفانه موقعیت و شرایط هنری من مصادف با اوج فعالیت هنری ایشون نبود که من بتونم بهره ای از این مرد بزرگوار ببرم.اما فقط خاطراتی برام مونده از مهمانیهای همسایگی در حضور نوازندگانی چون جلیل شهناز، آقای طاووسی نوازنده ویولن،استاد میلاد کیایی عزیز و همینطور آقای خلعتبری گرامی و استاد سلمکی و دیگر هنرمندانی که برخی اوقات حضور داشتند.

من همیشه لفظ کلام ایشون یادم نمیره و عرض کنم که همیشه بجای خداحافظی و گفتن کلمه خداحافظ میگفتند یار باقی کار باقی.این تکیه کلام ایشون بود.

من قصد داشتم به عنوان عضو کوچکی از این جامعه هنری و همچنین به عنوان اینکه ما یه خدمتی داریم اینجا میکنیم و کار فرهنگیست بهرحال.تمایل داشتم در ارتباط با مطالبی که نوشته میشه و یا گرامی داشته میشه و هنردوستانی که در این محذوریت موسیقی و این محدودیتهایی که بین اونها و اساتیدشون بوجود اومده شماره تلفن برخی از این هنرمندان رو بذارم و در هر مطلب اعلام کنم که هر علاقه مندی در یک روز مشخص زنگ بزنه و یک قدردانی و تشکر و یک عرض ادبی نسبت به این هنرمندانی که از مردم دور هستند و مثل استاد شهناز خانه نشین هستند و در سکوت و انزوا هستند بشه و هدف خوبی هم البته هست هرچند که شاید اشخاصی مثل شهناز نمیتونند صحبت کنند همیکنه خانواده ایشون صدای محبت مردم و انتقال این رویداد رو به استاد گرامی تعریف کنند بسیار کفایت میکنه و یا همینطور پیغام گذاشتن به دستگاه انسرینگ هنرمندان دیگر و لی خب نتیجه بر این گرفتم هرگز این کار صورت نگیره و هرگز شماره کسی رو هم اعلام نکنم و به همین روال عادی کار ادامه بدیم و بیشتر یادآور همین ارزشهای فرهنگی و نکات موسیقی و هنر موسیقی باشیم کفایت میکنه

 پس یار باقی کار باقی

اجرای محفلی_چهارمضراب شهناز

سولوی آواز و اجرای آواز با همکاری استاد شهناز و ایرج

سولوی اصفهان استاد شهناز

در پایان از زحمات و آپلودهای محسن گرامی دوست و هنردوست فریخته تشکر میکنم که زحمت آپلود و ارائه رو کشیدند.در اینجا یاد آقای سعید معتمدی و وبلاگ شاهدان رو گرامی میدارم چون یادم هست اولین بار ایشون دو سال پیش این قطعه خصوصی شورالدشت رو آپلود کردند و بدون هیچ مضیقه ای در اختیار دیگر هنردوستان فرهنگ ملی ما قرار دادند.خدا حفظشون کنه

نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم دی 1390ساعت 22:2 توسط آزاده حسینی |
تحلیل آوازی شور
برنامه موسیقی ایرانی در شور.

ویولن همایون خرم.عود کاموسی.سنتور مجید نجاهی.حسن ناهید.افتتاح

شروع درآمد شور با تحریر

آن سرو که گویند به بالای تو ماند

هرگز قدمی پیش تو رفتن نتواند

درآمد شور

تحریر درآمد

دنبال تو بودن گنه از جانب ما نیست

با غمزه بگو تا دل مردم نستاند

حجاز با حالت حسینی

درادامه، چهارمضراب گوشه سلمک و یا درآمد شور چپ کوک

بخت آن نکند با من سرگشته که یک روز

همخانه من باشی و همسایه نداند

سلمک

امروز چه دانی تو که در آتش و آبم

چون خاک شوم باد به گوشت برساند

قرچه

*تحریر در گوشه بزرگ

فرود به سلمک

فرود به درآمد شور اصلی

دریافت آواز شور موسیقی ایرانی

**********************************

توضیح آنکه جمله بندی حجاز که در پیشتر هم گفته شد مشابه گوشه بزرگ و حسینی میباشد.

حجاز که از درجه دشتی شور یعنی درجه پنجم هر گام شوری اجرا میشود حالت خاصی دارد که باز دردرجه اکتاو شور یعنی هشتم شور هم همین حالت در ردیف لحن و گوشه آوازی تعریف شده که به بزرگ و نهایتا حسینی معروف است.

در این آواز حجازی که استاد ایرج اجرا نمودند حالتی محلی دارد که خوانندگان محلی در شور به این شکل میخوانند و لحن خاصی دارد و به شکل کلیشه شده آن نیست.

* گوشه بزرگ و همچنین حسینی هردو از درجه هشت و یا اکتاو آغاز میشود.تحریری که استاد ایرج اجرا نمودند که بعد از اجرای قرچه مشاهده کردیم اصطلاحا نیش میزند به گوشه بزرگ و حسینی.

فرق گوشه بزرگ و حسینی اینطور هست که بزرگ حالت فرود دارد و افت میکند.اما حسینی اوج میگیرد و حتی به درجه ۱۰ تاکید میکند(یعنی تقریبا ۸ تا ۱۰) که درآمد شور ۴ فاصله بالاتر میباشد.دقیقا مانند فرق بین گوشه عشاق و بوسلیک.بوسلیک در همان فواصل عشاق هست اما حالت نزولی و افت را دارد اما عشاق اوج میگیرد.

و با این تشابه حجازی که استاد ایرج اجرا کردند همان حالت حسینی بود و اگر مخاطب هنری از طریق گوش فواصل را تشخیص ندهد مطمئنا در این اجرای بخصوص حسینی و حجاز را اشتباه میگیرد.

این آواز به این دلیل انتخاب شد که اشاره ای بر چند مطلب گذشته که در مورد گوشه ها و علی الخصوص تفاوت حجاز و بزرگ و حسینی بود مطرح شود.ثابت کردیم که گوشه فقط نوعی لحن است و در هر مقامی آن لحن را میتوان اجرا کرد که بطور تعریف شده اگر برفرض از درجه ۵ شور اجرا شود حجاز نامیده میشود و اگر همان لحن از درجه ۸ شروع شود بزرگ و حسینی مینامند.بعلاوه اینکه مزیت دیگر این اجرا حالت محلی بودن این گوشه خاص میباشد

اما اشاره کردیم به سلمک.وقتی شما یک گام شور رو حالا از هر نتی شروع کنید نهایتا اوجی که میتوانید بگیرید حجاز هست که در همان گام هست و اگر بیشتر برویم همان گام دشتی هست ادامه میدهیم و متعاقبا باید همان گوشه های دشتی رو اجرا کرد و باز به شور فرود آمد

اما وقتی به جای حجاز سلمک رو اجرا میکنیم که درجه ۴ هر گام شوری هست از این رو ما وارد شور ۴ پرده بالاتر میشویم و بعبارتی سلمک و قرچه همان درآمد شور ۴ پرده بالاتر هست و اصطلاح معروفی که بعنوان راست کوک و چپ کوک بکار میبرند از همین جهت است.بر فرض اگر شور ر و یا می رو اجرا میکنید سلمک شور ر نت سل خواهد شد و سلمک شور می لا خواهد بود که درآمد شور سل و شور لا میباشد.از این رو اولی صدایی چپ و دومی صدایی راست دارد به این شکل شما گام شور رو عوض میکنید و اصطلاحا چپ کوک راست کوک میکنید.برفرض قرچه شور می همان درآمد دوم شور لا میباشد.و اگر بجای حجاز سلمک رو اجرا کردیم و گام عوض شد از این رو میتوانیم به گوشه قرچه و بعد رضوی و بعد حسینی که اوج میباشد پیش برویم وگرنه اگر سلمک اجرا نشود نمیتوانیم تا حسینی برویم.پیچیدگی در این مبحث بسیار زیاد هست و مخاطبی که به گام شناسی آشنایی نداشته باشد با اینکه لحن را متوجه میشود ولی از لحاظ فواصل و درستی و جایگاه هرکدام و نام هرکدام دچار مشکل میشود.مانند حجاز و حسینی.بسیار قطعاتی داریم که نوازنده یا خواننده گوشه ای که مربوط به گام خاصی هست رو در گام دیگری اجرا میکند و با اینکه از نظر لحنی همان صورت هست اما جایگاه و مقام آن متفاوت هست و این گوشه مقام متفاوتی دارد و نام آن چیز دیگریست.

باز در همین آواز مشاهده میکنیم که بعد از اجرای حجاز استاد ایرج ادامه نمیدهند و کمی فرود می آید و  گوشه سلمک رو اجرا میکنند که بتوانند اوج بگیرند و در نهایت گام تغییر میکند و وارد شور دیگری میشود

ویژگی دیگر این آواز نوانس صدا و حالات صدا و کششهای بسیار ظریف و احساسی است که ایرج را نسبت به دیگر خوانندگان متمایز میکند.

ترانه گمگشته از استاد ایرج رو تقدیم میکنم که متناسب با همین مطلب و دستگاه میباشد و تحریرها و کششهای استثنایی دارد.

ترانه گمگشته در شور

تشکر بسیار زیادی از شخص هنردوست و فرهیخته وبلاگ آوای ماندگار میکنم که خیلی لطف به من داشتند و خدمتی که به عنوان دارنده این میراث فرهنگی و هنری، ایشون نقش ارزشمند و مثبتی دارند.

نوشته شده در جمعه بیست و پنجم آذر 1390ساعت 10:12 توسط آزاده حسینی |
به نقل از وبلاگ قدیمی ها و وبلاگ رسمی اکبر گلپایگانی:

شنبه، ۲۴ دسامبر ۲۰۱۱ کنسرت گلپا و حمیرا در گردهمایی بزرگ ایرانی در لاس وگاس کریسمس ۲۰۱۱ برگزار خواهد شد.

مکان این کنسرت در زیر آمده است:

Paris Hotel & Casino

3645 Las Vegas Blvd S

Las Vegas, NV 89109-4321,

United States

نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم آذر 1390ساعت 23:46 توسط آزاده حسینی |
انوشیروان روحانی_ایرج
درودی دگر بار به هنرمندان و هنردوستان موسیقی ملی ایران

نمیدونم تا چه اندازه باید مفتخر و متشکر باشم که موسیقی ایران ما افرادی رو فقط در طی چند دهه پرورش داد که دنیای روح و فرهنگ ایرانی ما رو بسازند

چقدر باید گفت سعادتمند هستیم از اینکه هنر موسیقی ایران شخصی چون انوشیروان روحانی رو داشته که به موسیقی ملی ایران مانند پیشینیانش چون معروفی و محجوبی طراوتی بخشیده که سرمشق هنردوستان و افراد اهل ذوق گشته است

تاکنون فکر میکنم ۱۱ مطلب و آپلود از انوشیروان روحانی در وبلاگ اسداله ملک ارائه شد و از آهنگسازیها و روح تازه ای که ایشون در موسیقی ایرانی وارد کردند و همکاریهای گسترده ای که با هنرمندان داشتند تداعی گشته.

اینبار اثری از انوشیروان روحانی و ضمنا نوازندگی خودشون رو به همراه ایرج تقدیم شما میکنم

اثری از انوشیروان روحانی و ایرج (تنها شدم)

ایرج رو خیلی بیشتر از اینها باید شناخت.موسیقی ملی رو در اصل باید بیشتر از اینها شناخت

اونچه که هر هنردوستی آرزو دارد اینست که هنرمندی پرورش یابد که یک پله فراتر از ایرج باشد و مطمئنا چنین اتفاقی خواهد افتاد و امیدوارم این دوره تاریک موسیقی سنتی امروزی هرچه زودتر به دیار فانی بشتابد که چنین هم میشود.

**اگر بگویم نوازندگان پیانو و کلا ساز پیانو پرقدرتترین وسیله آهنگسازیست اغراق نبوده و دروغ نگفته ام.تمام آهنگسازان و رهبرهای ارکستر جهان یا پیانیست بودند یا ویولنیست این به تجربه ثابت شده و دلایل آن هم مشخص هست و تاکید بر پیانو بیشتر دارم از لحاظ آهنگسازی چون اصلا آهنگسازی که پیانیست باشد از دنیای دیگری نغمه میسازد و حیرت آور است.هزاران ترانه و تصنیف در دستگاه همایون و اصفهان و شور دیدم ولی اونچه که معروفی و روحانی ازش ملودی ساختند گویی به ذهن و روح هیچ هنرمندی خطور نکرده.در ویولن هم همین شکل هست و دنیای دیگری دارد و هرکدام یک دید خاصی در آهنگسازی و یک ایده خاص و سبک خاصی میدهند

**در موسیقی ملی ایران به تجربه ثابت شده که نه تنها نوازندگان پیانو و ویولن رهبر ارکستر و آهنگساز هستند بلکه نوازندگان سنتور نیز در این امر مشترک بوده اند و باز هرچه فکر کردم که چرا در ایران سنتور نوازها هم چنین اولویتی دارند چیزی نبود جز اینکه سنتور نیز همان پیانو هست! و باعث شگفتیست که مکانیزم پیانو چقدر قدرتمند و وسیع هست که چنین هنرمندانی میپروراند

حالا فکر کنید ۳ دهه از نابودی موسیقی ملی میگذرد و در این سه دهه ویولن و پیانو از موسیقی ایران حذف شده اند و طبیعتا هرگز در موسیقی سنتی جای نخواهند داشت.ببینید که چه فاجعه ای به بار اومده و چه افتضاحی عرضه میکنند بنام آواز و ترانه و تصنیف.نه آهنگساز معنا دارد.نه ارکستر در موسیقی معنا دارد هیچ و هیچ

از همین رو هم من تاکید دارم و هم روح اله خالقی و صبا تاکید داشتند که ساز اول موسیقی ملی ایران پیانو و ویولن میباشد.

این ترانه از نظر من بقدری والا هست که مطلب رو به همین ترانه بسنده میکنم.در وبلاگ اسداله ملک اشاره به این کردم که آنچه که امروز برخی هنرمندان به عنوان ترانه و تصنیف میسازند هرچه که هست متعلق به موسیقی ملی ایران نمیباشد و متعلق به نام دیگریست حالا سنتی! توجه شما رو دوباره به همین مطلب معطوف میکنم:

مطلب از عرش تا فرش در وبلاگ اسداله ملک

مروری اگر داشته باشم به مطالب آموزنده همین دو سه روز اخیر باز مطلبی رو که در مورد وفایی نوشتم رو تقدیم میکنم و امیدوارم در درک بهتر برخی مسائل و کنار آمدن با برخی مسائل کمک کرده باشم:

مطلبی در مورد وفایی و توضیح گام چهارگاه

بیش از پیش از آرتین در وبلاگ رادیو گلها تشکر میکنم که چنین آثار نایاب و پراهمیتی رو ارائه میکنند و همینطور که این آثار بدرد چنین مطالب میخورد واقعا باید خیلی از زحمت ایشون قدردانی کرد

نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم آبان 1390ساعت 23:43 توسط آزاده حسینی |
 

 نادر از طرف وبلاگ: ۷ آبان ماه زادروز شاهنشاه ایران کوروش بزرگ مظهر فرهنگ و انسانیت فرخنده باشد

با سلام و تشکر از همه دوستان

و تشکر ویژه از جناب نادر استاد ارجمندی که زحمت اصلی را در این وبسایت می کشند.

برنامه مشاعره ای رو در نظر گرفته ام که بین استاد ایرج و استاد یونس دردشتی انجام گرفته و اهدایی خانم آزاده حسینی است.

امیدوارم بپسندید.

مشاعره ایرج و دردشتی

 

درودی دوباره

در ادامه آپلود این پست از علی محترم

 من فقط اشاره ای به گوشه های این آواز عجیب و اسطوره ای داشته باشم

آواز در چهارگاه و گوشه دشوار حصار و مخالف و مغلوب و نهایتا فرود به درآمد اجرا شد.متاسفانه به دلیل اینکه کیفیت طوری هست که شعر واضح نیست به دقت نمیتونم همراه با شعر تحلیلی تقدیم کنم.

* توضیح آنکه مرحوم دردشتی از آوازه خوانهایی بودند که چپ ترین صدا رو داشتند از این رو در اوج هر دستگاه مانور بسیار عالی انجام میدهند.

تجربه ثابت کرده است که صدای چپ مردان بسیار دلنشین هست و خوانندگان موفقی هم بوده اند اما باز به تجربه ثابت شده است که صدای بسیار چپ خسته کننده و زننده هست و برخی صداها به کاملا چپ معروف هستند که زیر هم میگویند

صدای اساتید وفایی،دردشتی،بسطامی،شجریان از جنس صداهای کاملا چپ هستند.واژه چپ به معنای اینست که در محدوده گامی خانمها میباشد.

 

صدای استاد ایرج،گلپایگانی،تاج و حتی سرهنگ زاده و همین اشخاصی که من در یادم هستند صداهای کاملا چپ نیستند بلکه به بم هم متمایل هست از این رو باز مانور گامی بسیاری هم البته دارند

حجم صدا به وسعت آوایی و اوج صدا مربوط نمیباشد ولی با کمی دقت بیشتر متوجه میشویم تا درصدی صداهای بسیار زیرتر و کاملا چپ حجم کمتری دارند یعنی همان ابعاد و واژه معادل آن قدرت صدا. و البته عرض کردم بطور محض به این عنصر وابسته نیست بلکه فقط از طریق مقایسه آوایی برخی هنرمندان به این نتیجه میشه رسید

هدیه بسیار پرارزش و ازقضا قابل دار از دوست محترم ما باران در وبلاگ مرغ سحر.شخصی که در وبلاگ چه ازلحاظ فرهنگی چه از لحاظ شعر و ادب و چه از لحاظ موسیقی و همینطور همدردی به شخصه با اینجانب کمک و مساعدت میکنه.هنرمندی فرهیخته

مشاعره استاد ایرج و استاد دردشتی در دستگاه ماهور

نوشته شده در شنبه هفتم آبان 1390ساعت 12:40 توسط آزاده حسینی |
درودی دوباره

شبکه تلویزیونی پارس در برنامه یادها با بهراد قرار هست که دو قسمت از این برنامه اختصاص داده شود به استاد ایرج و همینطور دیشب اعلام شد که اگر امکانش باشد با استاد ایرج هم مصاحبه خواهند داشت و در طی این دو برنامه به طور مفصل به استاد ایرج میپردازند

خوشبختانه طی هفته گذشته و این هفته این برنامه بخوبی از مرضیه اسطوره هنر موسیقی ملی ایران یاد کرد و آنطور که قابل مشاهده بود تا آنجا که امکانات یاری میکرد از ایشون یاد شد و البته جای تاسف داره به شدت که هیچکس قدر مرضیه و هنر مرضیه رو نمیفهمه و واقعا نمیفهمه!

اینکه بگوییم فلان هنرمند یا فلان محقق و یا فلان انسان نیکو سرشت دیگر تکرار نخواهد شد و فقط یکی بود البته حرف بیجاییست

مرضیه بار دیگر متولد خواهد شد به شرط اینکه انسانهایی در این مملکت باشند و قدر خودشان را بدانند و در خانواده ای غنی چه از لحاظ مادی و چه فرهنگی و هنری رشد کند و مرام و انسانیت و اخلاق مرضیه و یا هنرمند دیگر مارو الگو قرار بدهد و چنان درک بالا از فرهنگ ایرانی از موسیقی ایرانی داشته باشد و اهل ذوق و نشاط باشند و در هر زمینه ای که فعالیت دارند حسن سلیقه و ماهیتی ریشه دار و پر محتوا داشته باشند و در نهایت پشتکار از همه مهمتر است! تا بار دیگر مرضیه بوجود بیاید

هفته آینده شنبه شب در تلویزیون پارس برنامه یادها با بهراد بازم تاکید میکنم که فراموش نشه و هرچه بهتر از هنرمندان اسطوره ای یادی بشه

نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم مهر 1390ساعت 9:17 توسط آزاده حسینی |
درباره وبلاگ
پیام ارزشمند استاد ایرج به خانم آزاده حسینی:
نويسنده گرامي و بسيار محترم وبلاگ:
به‌خاطر همه چيز ممنون: Upload كردن اين همه آواز با اين حجم و با اين شيوه، نوشتن و تحليل كردن، وقت گذاشتن و از خود گذشتن شما دوست عزيزم، در اداره اين وبلاگ همگي نشان از عشق و ارادت خالصانه شما به موسيقي كلاسيك (يا به‌اصطلاح غلط عامه «سنتي») ايران است... موفقيت روزافزون و سربلندي شما آرزوي قلبي من است. ((تنها خواهشي كه از شما دارم اين است كه در نوشتن تحليل‌ها (بخصوص درج اسامي گوشه‌ها) به منابع و رديف‌هاي سازي و آوازي معتبر مراجعه و استناد كنيد.))
"ایرج"

عشق ز افسانه ی گلپا به دل ما آمد
زندگی با دم ایرج به تجلا آمد
دل به میخانه و جان در چمن گلها رفت
زانکه آواز خوش ایرج و گلپا آمد
(شعر از: علي سمراد)
مطالب تازه
اصول هنری و اخلاقی موسیقی ملی مصاحبه با علی جهاندار در حضور استاد ایرج/ « ایرج خواننده ای که طلایی می خواند» آواز شوراصفهان(وصال)_ایرج آواز مجلسی ایرج تحلیل آوازی بیات ترک_ایرج مصیبتی که از خود بینی میکشیم! ترانه مگه میشه_ایرج-انوشیروان روحانی-اسداله ملک و مجری گری پرویز یاحقی لیست ترانه ها و تصنیفهای استاد ایرج سه اسطوره موسیقی در بزم ایرانی! بوسلیک خاص ایرج تیتراژ سریال جدید تلویزونی با صدای استاد ایرج برگرفته از وبلاگ آوای ایرج_بررسی فعالیت ارکسترال استاد ایرج(1)
آرشيو وبلاگ
اردیبهشت 1392 فروردین 1392 اسفند 1391 بهمن 1391 دی 1391 آذر 1391 آبان 1391 شهریور 1391 مرداد 1391 تیر 1391 خرداد 1391 اردیبهشت 1391 فروردین 1391 اسفند 1390 بهمن 1390 دی 1390 آذر 1390 آبان 1390 مهر 1390 شهریور 1390 مرداد 1390 تیر 1390 خرداد 1390 اردیبهشت 1390 اسفند 1389 بهمن 1389 دی 1389 آبان 1389 مهر 1389 شهریور 1389 مرداد 1389 خرداد 1389 اردیبهشت 1389 فروردین 1389 اسفند 1388 بهمن 1388 آرشيو