تبليغاتX
گل های آواز ایران


گل های آواز ایران
وبلاگ تحلیلی موسیقی ملی ایران: آزاده حسینی (به قلم: نادر)
لينكستان
وبلاگ رسمی استاد اکبر گلپایگانی/فرهاد رحیمی وبلاگ اسداله ملک (نادر) قول و غزل در ساز و سخن/محمدرضا ممتاز واحد نواهای ایرانی/عبدالرضا زارعی آخرین سوار/آرش شاه حسینی پیدای پنهان/باران نوای ایرانی/ سیاوش صالحی رسانه های قبل انقلاب/فریبرز شعر و موسیقی/ مجتبی گنجینه موسیقی ایرانی/فرهاد اردکانی وبلاگ طرفداران استاد ایرج و استاد گلپا/میثم بلوکات وبلاگ آوای ایرج/آقای دهدار وبلاگ گلها/ سعید انصاری وبلاگ قدیمی ها/ نظری وبلاگ رادیو گلها/شاهدان-سعید معتمدی وبلاگ پرویز یاحقی/آرش وبلاگ آواهای ماندگار وبلاگ مرغ سحر_باران وبلاگ شاهدان/سعید معتمدی وبلاگ مرحوم استاد پایور/نسیم احمدیان وبلاگ ندای گلها وبلاگ هنر خوشنویسی و سیاه مشق/خانم سپیده مبرهن وبلاگ رجز/کامران دانش پژوه وبلاگ مرضیه جاودانه وبلاگ بانو پوران/ محمد آذر وبلاگ استاد عباس خوشدل وبلاگ بانو مهستی/جناب شبگرد وبلاگ شیدا/حسین ابازری وبلاگ پويا سرايي وبلاگ آوای گلپا/ علی شریفی وبسایت آوای گلپا/علی شریفی وبلاگ هنرمند و استاد گرامی جمشید کهربایی وبلاگ گلهای رنگارنگ/ عبدالوند وبلاگ آواز ایرانی/کسری وبلاگ موسیقی ایرانی/آرشیو موسیقی صوتی و تصویری ملی ایران وبلاگ هزارآوا قالب بلاگفا
چهارگاه_ایرج
درود

یکی از دستگاههای که من به ندرت لذت میبرم چهارگاه هست.چون اجرای این دستگاه باید توسط هنرمندی حتما صورت بگیره که اون کشش و جسارت رو بخوبی بتونه درک کنه و نشون بده.

این ترانه ضمن اینکه پرکشش و شاد و نرم و لطیف هست،بسیار بدیع خونده شده.

انگار که یه نازی این ترانه داره که ترانه های دیگر در چهارگاه ندارند.

صدای ایرج واقعا همه جانبه پرمحتواست.هم قرص و محکمه و هم ناز و شیرین.

این دو خصیصه رو در این اثر بخوبی میتونید ببینید.ترانه یه نازی داره و خیلی شیرین خونده میشه ولی زمانیکه به آواز میرسه قسمتی هست که اون جسارت و محکمی صدای ایرج رو نشون میده.

نمیدونم با اینکه آهنگساز این اثر رو نمیشناسم اما طبق ملودی ترانه فکر میکنم انوشیروان روحانی باشه.بویژه اینکه حتی صدای پیانویی هم از ارکستر میاد.نوع آهنگسازی و این نوع آهنگسازی که چهارگاه رو به زیبایی و نرمی تمام همراه داشته باشه من در آثار انوشیروان روحانی دیدم.در اصفهان و همایون و چهارگاه انوشیروان روحانی بینظیر هست.

چرا که آهنگسازی با پیانو و اون هم با ذوق و قریحه روحانی خیلی متفاوت هست با آهنگسازی که ویولنیست و یا نوازنده سنتور باشه.من این رو بخوبی درک کردم.پیانو گویی از یک دریچه دیگری قدرت آهنگسازی به هنرمند میده.در آثاری که آهنگسازان پیانیست ساختند مخصوصا روحانی انگار که یه دید دیگری این ساز و اون کلاویه ها در مورد ملودی و گام و ... برای هنرمند تداعی میکنه و بی دلیل هم نیست که گفته باشیم پیانو یک ساز تکمیل و بسیار قوی هست.ترانه هایی که استاد انوشیروان روحانی در همایون ساختند از جمله تصنیف و ترانه جز بکرترینها در ملودی بودند و جز بکرترینها در دستگاه.و واقعا جا داره باز با تاکید بگم آهنگسازی با پیانو گویی دنیای دیگری رو نسبت به ساختن ترانه و تصنیف به آدم باز میکنه و وسعت بسیار بالایی در ارائه مطلب داره

ترانه بدنکردم_چهارگاه و آواز منصوری_استاد ایرج

نوشته شده در جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391ساعت 18:47 توسط آزاده حسینی |
دموی آلبوم پاپ استاد ایرج/درد و دلی با شما/ترانه جدید هفت سین
درود

خب من پست جدیدی رو برای این ماه در نظر نمیگیرم و فعلا در همین بخش مطالبی اضافه میکنم

ترانه هفت سین رو که قرار بود دیروز صبح برای شما بذارم اما واقعا فرصتی در این چند روز اصلا ندارم.بهرحال فورا تقدیم میکنم.این اثر با همخوانی استاد ایرج همین دیروز منتشر شد

ترانه هفت سین_استاد ایرج

آلبوم قصه زندگی استاد ایرج که خب مطمئنا مورد توجه نسل جدید قرار خواهد گرفت آمالگامی هست از موسیقی دستگاهی و موسیقی مورد استفاده امروز ایرانی که حالا من نمیدونم واقعا اسمش چه هست.ولی آنچه که مشاهده شده گویا جوانها علاقه زیادی به این نوع ساز و موسیقی دارند.که احتمالا نزدیک به سبک پسر ایرج خواهد بود.

اونچه که بیشتر امیدوار کننده میتواند باشد صدای ایرج و حفظ کردن همان سبک آوازی یعنی تحریرها و کششها و همینطور دستگاهی بودن این شعرها میباشد که در قالب این نوع موسیقی نمایان شده.

متاسفانه جامعه ایرانی امروزی به غیر از افرادی خاص که دارای سبک و سلیقه خاص خود هستند و همینطور دارای یک پیش زمینه موسیقی هستند بسیار کم شده است و دوم آنکه امروزه کسی موسیقی را بخاطر موسیقی گوش نمیکند بلکه بخاطر نوعی مجال یافتن از حس و حالی که در آن لحظه در دنیای واقعی خود دارند و طبیعیست در چنین فضایی موسیقی نه آرامش روح است و نه فرهنگی را خواهد آورد و نه شعر پیامی به شنونده خواهد داشت

فضایی مسموم که در ۳۳ سال اخیر بوجود آمده که اولا متاسفانه ارکستراسیون ملی نداریم و دوم هنرمندان جوان و بالاخص مسن مایل به همکاری نیستند.هنرمندانی جوان چون فریدون احتشامی،سامان احتشامی،روزبه کلانتری،علیرضا فریدون پورو دهها تن دیگر که از بزرگترین نوازندگان با ذوق و با سواد و پراهمیت نسل جوان ما هستند و هنرمندان ارکستر سمفونیک،هنرمندان با سابقه ارکستر ملی که هرگز نمیتوانند همکاری خود را اعلام کنند.تنها ارکستر مجلسی موسیقی ملی ما امروزه گروه چکاوک هست که باز به تصدق سر آقای رضا شایسته که ایشون هم از شاگردان دوره احتمالا آخر مرحوم اسداله ملک بوده و به تصدق استاد میلاد کیایی این گروه هم لنگان لنگان به کار خود ادامه میدهد.

فضایی مسموم که از شیدا و شجریان زدگی آغاز شد و با لجن مال کردن گروه همای یا پرواز همای! نمیدانم اسمش چیست به اوج خود رسید.

البته همیشه در ایران ثابت شده اشخاصی هستند که خلاف هرنوع جامعه و قید و بندهای روزمره خود فرهنگ و هنر و تاریخ ایران را حفظ کرده اند.از کسی که مرضیه را با دنیا عوض نمیکند تا کسی که حمیرا را با جهانی عوض نمیکن و تا گلپایی که هزارسال دیگر هم کسی را جایگزین او نمیکنند.

ایرج هم که جای خود دارد.گل سرسبد آواز ایران است.

اگر امروزه قرار باشد کسی عیب هنری و یا سبکی از هنرمندی که نامی موسیقی ملی ایران بوده بگیرد چه هنرمند نوینو خوش صدایی چون علیرضا افتخاری و چه استادی عرض کردم نامی چون ایرج هرگز نمیتواند نقدی داشته باشد.چرا که این نقد ابتدا باید متوجه شیدا و شجریان شود.آنها چه کردند؟ به تاریخ ۵ سال پیش که مردم با بلیط ۱۰۰ هزار تومن به کنسرت استاد شجریان میرفتند باید اون روز شجریان فکر میکرد که چه نقشی دارد و راه گندزدایی چیست!

حالا که امروز هیچکس تره هم برای هیچ هنرمندی خورد نمیکند.

هنرمندی که از خود نمیپرسد چه دلیلی دارد که با خواندن ترانه مرغ سحر که نیم قرن بیشتر از عمر آن گذشته چرا باید در سالن کنسرت مردم اشک بریزند و زار بزنند! مگر این ترانه چه داشت که مثلا ترانه های الهه که به مراتب عالی رتبه تر از مرغ سحری که ۱۰۰ نفر آن را خوانده اند داشته؟

نتیجه گریه و زاری بیخودی ناشی از مریضی روحی افراد کار به اینجا کشید که شجریان زدگی موسیقی رسید به گروه های امروزی مثل همای! حالا باز همان قشر به اصطلاح هنری به صدای پریشان حال این خواننده گوش میدهد و زار میزند.پس شجریان ملاک نبوده! بلکه یک ناراحتی روحی در جامعه ملاک بوده که ۳ دهه راه را اشتباه رفتیم.۳ دهه! امروزه این حق مردم هست که با صدای عربده زدن محسن نامجو گریه کنند.چرا که این نتیجه تلاش سه دهه به عزا نشاندن موسیقی ملی هست.این حق مردم هست و حق همین فرزندان ما که به این آثار گوش میدهند.چرا که راهی غیر از این ندارند.

 

دموی آلبوم قصه زندگی استاد ایرج تقدیم شما

نوشته شده در یکشنبه دهم اردیبهشت 1391ساعت 12:13 توسط آزاده حسینی |
مرضیه جاودانه_ لطف و سپاس از بزرگ لشگری
درود

من اینبار تصمیم گرفتم به برخی ترانه ها هم بپردازم.از جمله از محبوب ترین ترانه ها که هنردوستان محترم مطمئنا اون ها رو شنیدند و انس خاصی هم چه افراد هنری چه غیر هنری با آنها دارند پس بی بهره نخواهد بود که برخی موارد رو برای درک بهتر و بیشتر از این ترانه ها استفاده کنیم

خوشبختانه انسانهای بسیار خوش ذوق و هنرپروری هستند که دوباره آثار موسیقی ملی از دست رفته ما رو دوباره به منازل ما برگردوندند.وبلاگ نویسهای بسیار زحمتکش.وبلاگنویسان بسیار هنرمند و هنردوست.

اینکه مرضیه عمری زحمت کشید و آثاری به جای گذاشت و محبوب شد بحثی هست اما اینکه این دوستان ما این آثار مفقود شده و آثار مشهور تا کمیاب و حتی نایاب رو که حتی در گذشته هم پیدا نمیشد بدست بیاورند و با کمال میل به مردم داخل و خارج ایران عرضه کنند.

خیلی مهم هست که در نتیجه زحمات مرضیه و حمیرا و گلپا و ایرج و ... افرادی می آیند و با چنان عشقی اثاری رو آپلود و حتی وبلاگهایی رو به طور اختصاصی بروز میکنند چنان آثاری رو دوباره منتشر میکنند که حتی طرفداران آن هنرمند در زمان خودش هم اینقدر عمیق و با چنین حمایت و ساپورتی روبرو نبود که امروز هست.افرادی که فرهنگ و هنر رو با دل و جان ایندفعه میپرورند.اینبار قدر میدانند و آنچه که شاید در آن زمان هم به صورت سطحی برای مردم جلوه میکرد و سطحی از آن عبور میکردند رنگ و بوی دیگری در این سالها به خود گرفته.

امروزه هنردوستان تشنه اشعار و موسیقی ایرانی هستند.امروزه به خوبی ما درک میکنیم شعری را که بگوید پس چرا عاشق نباشم؟ و درک میکنیم وقتی صدای ویولن ملک طنین انداز شود چه ذوق و شوقی در ما ایجاد میکند.انگار با تار و پود وجود ما بازی میکند.

نتیجه صحبت آنکه اگر مرضیه ۶۰ سال خواند و برخی آثارش نایاب و ناشنیده ماند و برخی بسیار محبوب و مشهور شد اینبار با داشتن هنردوستانی مثل فرهاد اردکانی،محمد آذر،فرهاد رحیمی و آرتین! محسن و باران که با چه زحمتی دوباره این آثار رو حفظ و اشاعه میکنند بحث دیگریست و این بازتاب ۱۰ برابر بیشتر از هنریست که هنرمندان ارائه کرده بودند و زحمت کشیدند.بازتاب این جریان بسیار مهم هست

اما ترانه ای که انتخاب کردم در موردش یه توضیحی بدم از مرضیه میباشد

ترانه دو سه شبه که چشمام به دره

این ترانه که ساخته بزرگ لشگری هست یکی از آثار بسیار معروف مرضیه شد و برای شنونده تاثیر دیگری میگذاشت.

من چندین بار درباره لشگریها تاکید کردم و هرچه بیشتر بر این معتقد هستم که اگر لشگریها در موسیقی ملی ما نبودند ۵۰٪ موسیقی ما ناقص بود و یه جای این موسیقی لنگ میزد.

در مورد متد آهنگسازی و دسته بندیهای آهنگسازی موسیقی ملی ایران و دورانهای اونها پیشتر عرض کردم.

متد آهنگسازی لشگریها البته (بزرگ لشگری و جواد لشگری) گویی دنیایی بودند که ۳۰ سال تمام موسیقی ما رو احاطه کرده بودند.ارکستراسیون لشگریها و اون متد آهنگسازی آنها و معنی بخشیدن به تصنیف چیزی بود که گلهای رادیو و آهنگسازی دوران خود را احاطه کرده بود به طوریکه میتوان گفت اکثر تصنیف های گلها طبق متد آهنگسازی و ارکستراسیون لشگری ها و با آن حال و هوا بود.فضایی عاطفی و سنگین و آرام.که در آثار پوران و مرضیه و الهه و رویا و یاسمین بخوبی مشاهده میکنیم و راه دست همه آهنگسازان هم شده بود که یک تصنیف را چگونه تلفیق شعر و موسیقی کنند و با چه حال و هوایی ارائه دهند.اینها همه از لشگریها بود

البته منوچهر لشگری عموی دو برادر لشگری خود دنیایی دیگر است و ارکستری خاص و آهنگسازی خاص خود را داشت اما آنچه که مسلم است فراگیر بودن و جلب توجه کردن ارکستراسیون برادران لشگری فراگیر بوده و تاثیر عمده ای بر این موسیقی گذاشته و از جمله خوانندگان نام برده همگی از شاگردان لشگریها بودند و تصنیفهایی را به جا گذاشتند

اما اینبار حرف از ترانه است.ترانه ای که متفاوت از سبک اصلی بزرگ لشگری است و تصنیفی با آن حال و هوای سنگین و آرام و عاطفی نمیباشد.بلکه این ترانه روان و صریح و دارای شور و اوج خاص خود است.به خوبی در ذهن و زبان جاری و روان است.

این ترانه در دستگاه دشتی میباشد که از متعلقات گام شور است و ازقضا ابتدای همین ترانه با شعر دو سه شبه که چشمام به دره به مایه ای خاص از دشتی شروع میشود و بر روی خود شور می ایستد.من هرچه نگاه کردم که ببینم آیا این مایه مربوط به گوشه خاصی هست چندان به نتیجه نرسیدم اما در نوازندگی علی تجویدی توجه کردم و تنها چیزی که نزدیک باشه و ایشون هم ابتدای همین ترانه رو نواخت شاید بتوان گفت نزدیک به مایه های حاجیانی باشد.

دو سه شبه که چشمام به دره

خدا کنه که خوابم نبره

تو این قفس که زندون منه

دلم گرفته و منتظره

خدا کنه که خوابم نبره

میخوام که دل به دریا بزنم

یه سینه حرف و یکجا بزنم

چرا کسی نمیگه بمن

عشق و امیدم به کجا رفته

شبا وقتی که تنها بمونم

با غصه ها تو دنیا بمونم

به کی آخه میتونه بگه

او که پشیمونه چرا رفته

دو سه شبه...

فردا دوباره پاییز میشه باز

دلش ز غصه لبریز میشه باز

ای آسمون بهش بگو پشیمون میشی

به سوز عاشقی قسم که دلخون میشی

دو سه شبه...

اما اینکه این ترانه چه ظرافت قشنگی داره برمیگرده به چند سال پیش که من یادمه چندتا دوستان با هم جمع شده بودیم و داشتیم ساز میزدیم و گفتگو میکردیم.

تا اینکه نوبت به یکی از دوستان ازقضا ویولنیست رسید و این ترانه رو نواخت.سر هر ترانه صحبت میکردیم و بحث میکردیم و اگر خنده ای بود میخندیدیم که من طبق عادت یه سوالی پرسیدم و گفتم این قسمتی که مرضیه میخونه میگه میخوام که دل به دریا بزنم ... که با رنگ نارنجی در بالا برای شما مشخص کردم چه گوشه ای هست؟

خب دستگاه که دشتی بود و این قسمت هم در اوج خودش بود و بهرحال برخی که جواب میدادند گفتند عشاق باید باشه.

بعد من گفتم یه بار دوباره با سازتون این قسمت رو بزنید ببینید چیه؟ با ساز زدند و اتفاقا همگی هم به شک افتاده بودند و اظهار کردند سوال خوبی هست و آنچه که ساز نواختند گفتند حتی از نظر جایگاه و فواصل هم این قسمت همان عشاق هست

اما دوستان توجه داشته باشند اشتباهی که ما در اون محفل میکردیم نباشه.این قسمت ترانه گوشه عراق هست.اتفاقا در اون زمان هم دوستان میگفتند عراق که مربوط به افشاری و ماهر هست چطور اینقدر جالب با دشتی جور در اومده!

خب این همان ظرافت کار هست.مدولاسیون اگر قرار باشد به گوش شنونده شوک وارد کند و یا دچار تغییر احساسی آهنگ بشود ۱۰ شاهی هم نمی ارزد.

امروزه که میبینید و مشاهده میکنید آقایان چنان مدولاسیون اجرا میکنند که ماهور رو به اصفهان تبدیل میکنند و به قول یکی از کارمندان قسمت موسیقی وزارت ارشاد که اعاده فضل جلوی اینجانب میکردند که آقای شجریان در حینی که ماهور میخواند اصفهان هم میخواند! منم گفتم به به آفرین

در اروپا هم تابحال دیده نشده کسی گام ماژور رو در وسط آهنگ به مینور بکشاند که امروزه در ایران ما شاهد چنین افتضاحی هستیم و مایه تفاخر هم گویا هست

بهرحال اگر قرار باشد مدولاسیونی در قطعه باشد به گونه ای باشد که گویی آب سرد را به روی آب گرم نریزد.

حالا اشتباه دوستان ما چه بود؟ این اشتباه ناشی از توجه نکردن به چند کلمه میباشد که در مطالب قبلی بسیار درباره آن صحبت کردم.

مقام

گوشه و یا لحن

دستگاه

گام

اینکه دوستان من آمدند یکبار دیگر اون قسمن مربوطه را نواختند و باز تصور کردند عشاق است به این برمیگردد که آنها از نظر مقامی به این نتیجه رسیده بودند.

بله درسته.عراق و عشاق از نظر مقام نسبت به ابتدای گام!(نه دستگاه) و نسبت به فواصل یکی است و تنها لحن فرق دارد.همین فرق داشتن لحن موجب تشکیل یک گوشه جدید میشود.که اینجا همان عراق هست.

اما ادامه ترانه که با رنگ صورتی نوشته شده باز صدای مرضیه به اوج میرود و اینجا برای مقایسه بسیار خوب و جالب هست که در این قسمت اینبار عشاق دشتی اجرا میشود و این ترانه مثال بسیار خوبی هست برای اینکه اولا بخوبی توانسته باشم تفاوت مقام و گوشه را بازگو کنم به عنوان تایید مطالب قبلی و دوم مدولاسیون زیبا را به شما نشان بدهم که از آهنگسازیهای زیبای بزرگ لشگری بوده است

این مدولاسیون اتفاقا یکی از قسمتهایی هست که مردم اگر این ترانه را بشنوند بیشتر این قسمت اوج را دوست دارند یعنی این مدولاسیون تا این اندازه برای این ترانه مفید بوده است که خیلی این ترانه را در نظر شنوندگان جلا بخشیده و هم اینکه خود عراق از نظر فواصل با بیات ترک فرقی ندارد باز اینجا باید توجه کرد در یک فواصل معین خاص شاید بتوان بیش از ۵۰ گوشه را هم اجرا کرد یعنی مقام یکی است اما لحن طوری دیگر.اینکه حالا اگر در مایه دشتی به گوشه بیات ترک اون هم در این مقام که مربوط به گام اصلی خود نیست اشاره کنیم فکر میکنم چنان اشتباه بزرگی میتوانست باشد که این ترانه هیچوقت مورد علاقه قرار نمیگرفت.فقط با یک تغییر لحن ساده!

اما دیگر اینکه در ابتدا هم عرض شد گام شور است.در لحن و دستگاه دشتی

یکی دیگر از ظرافتهای این ترانه دشوار بودن همان دو قسمت اوج این ترانه است.من خیلی زیاد دیدم چه خواننده و یا نوازنده در این دو قسمت دچار مشکل میشود و عملا کار را خراب میکنند و آن هم به دلیل این هست که سنکوپ و ضدضرب خاصی این دو قسمت دارند که باید با تامل و آشنایی کامل اجرا شود که متاسفانه خیلی اوقات برعکس این مشاهده شده و دوم فرود قسمت عراق به دشتی است که اتفاقا ساده هم هست ولی شاید به دلیل اینکه لحن خاصی دارد در هنگام فرود بعضی خوانندگان آماتور من دیدم دچار مشکل شدند البته شاید ایراد مربوط به آنچه که عرض کردم نباشد اما به ذهنم اینطور رسید که شاید به دلیل لحن عراق که تازگی براشون داره نتونسته باشند به دشتی به خوبی و راحتی برگردند

خب ببینید که مرضیه کی هست و چه آثاری رو اجرا کرده.

تنها چیزی که بارها هم عرض کردم و شاید برای کسانیکه مطالب رو دنبال مبکنند و من اتفاقا تاکید زیاد هم میکنم اینکه خواننده ای که زن باشه تا چه حد به وجهه زنانه هنرنمایی کند.

آقا قمر نمیدونم اصلا از کره ماه اومده بود آقا هیچکس قمر نمیشه آقا قمر نمیدونم فلان است و چنین است و ...

هرچه که بود قمر زن نبود!

قمر مرد بود

دلکش مرد بود

ملوک ضرابی مرد بود

روحپرور مرد بود

وقتی مرضیه آمد شما ببینید این یعنی خواننده زن آواز زیبا و خوب و ترانه خوانی بسیار ماهر ولی با جلوه و صورت یک زن.ناز و اداهای زنانه در ترانه ها و شیطنتهای زنانه.تا اینکه زن بودن و هنر زن ادامه پیدا میکنه تا میرسیم به پوران و الهه و مهستی ودر نهایت حمیرا

حمیرا که جلوه گر و نماد کامل یک زن در موسیقی ملی ایران بود.آنچه که قدرت زن در موسیقی رو نشون میده حمیرا هست.

حمیرا هم که میدونید آوازش بسیار عالی هست.تحریر عالی و یکی از زیبایی های دیگر لرزش های صدای بسیار قشنگ که قبلا هم عرض کردم عینا از ویولن برگرفته شده است.

دقیقا سیر تاریخی خوانندگان و هنرمندان رو هم نگاه کنید این تکامل رو میبینید و چقدر جالب که نسل بعدی یک پله بالاتر از نسل گذشته بودند و جای پیشرفت همینطور ادامه داشت.

نکته ای باید توضیح بدم تا مخاطبین دچار اشتباه نشوند و بحث کامل باشد.

اینکه اگر گفتیم قمر و روحپرور و دلکش و ... مردانه میخواندند اشتباه نشود با اینکه جنس صدای آنها آلتو و یا حتی بمتر بوده!

زنانه خواندن با بم بودن صدا دو قضیه کاملا جداست

هایده هم صدایی بم داشت یعنی آلتو ود.اما زنانه میخواند ضمن اینکه بسیار هم قدرتمند بود.قدرتمند چه در حجم صدا چه در وسعت صدا و هم در لطافت ترانه خوانی که متاسفانه میبینیم فقط در امر لطیف ترانه خواندن در ایران امروز مشکل داریم و چه برسد پارامترهای دیگر که اکتسابی و برخی هم ژنتیکی هستند.

اما در انتها همین ترانه رو که از مرضیه داشتم توضیح میدادم رو از وبلاگ مرضیه جاودانه تقدیم میکنم که که وبلاگ نام برده اجرای کنسرتی این ترانه رو که مربوط به سال ۵۲ هست به تقدیم کرده بودند.ارجاع میدم به وبلاگ مرضیه

اجرای کنسرتی ترانه دو سه شبه که چشمام به دره_اثری جاودانه از مرضیه و بزرگ لشگری

نوشته شده در یکشنبه بیستم فروردین 1391ساعت 10:31 توسط آزاده حسینی |
ایرج در دو جایگاه (آزاده حسینی)
این نوشته توسط رامین گرامی به وبلاگ برگردانده شد.تشکر بسیار زیاد از ایشان و حسن توجه ایشان به مطالب ارزشمند موسیقی به ویژه آزاده حسینی

با یاد فلاورز (خانم حسینی )
این مطلبیه که از ایشون سیو کرده بودم مال چهار سال پیشه تو وبلاگ قبلیش که الان نیست دیگه :
موسیقی و آواز ایرج دو کلاسه ی مختلف دارد:
1) موسیقی مردمی و عامه پسند
2) موسیقی آوازی و دستگاهی

موسیقی مردمی ایرج همان بخش مهمی است که بیشتر موسیقی دانان آن را نمی بینند و یا تلاشی در جهت مشاهده و تعیین جایگاه و نقش آن در زیست و زندگی مردمی که در دهه های 1340 و 1350 دوران عنفوان جوانی و ایام شباب را سپری می کردند، به کار نمی بندند. از نگر این نگارنده، یک ایراد اساسی وارد به رویکردها و نگرش های تنگ نظرانه ی موسیقی شناسان و منتقدان موسیقی ایرانی سهل اندیشی های سهل پندارانه ی آنان در دریافت موسیقی ایرانی است. منتقدان موسیقی در معادلات نقد و نظر خویش، فرمولی را برای موسیقی مردمی و عامه پسند باز نمی کنند. دلیل اصلی این نوع نگاه و بینش، در ضعف ادراکی و فقدان نگرش علمی نوین آنان تجلی می یابد. با مطالعه ی دقیق ادبیات و پیشینه ی موجود در زمینه ی موسیقی ایرانی و اقسام آن، صرفا جرقه هایی کم نور از بها دادن و اهمیت دهی به موسیقی مردمی و عامه پسند می یابیم. به گمان من، فشار خفقان اصول گرایی متولیان موسیقی کشور در خلال سال های پس از پیروزی انقلاب، علت اصلی و عمده ی حاکمیت چنین گرایش ها و نگرش ها در موسیقی است.
موسیقی مردمی استاد ایرج، تقویم قابل اعتنایی از دوران سپری شده ی ایرانیانی است که امروز یا در میان سالی قرار دارند و یا در کهنسالی به سر می برند. اشکال اساسی تنگ نظران خود محور و انحصارطلبی که این موسیقی را بر نمی تابند، نادیده انگاشتن این دوران تاریخی است!

 در سال های دهه ی چهل که درآمدهای نفتی در حال سرازیر شدن به ایران بودند، شکاف طبقاتی هنوز پابرجا بود. از این درآمدهای میلیاردی، اقشار ضعیف کمتر بهره ای داشتند و در نتیجه، تضاد بسیار عمیقی بین دارا و ندار مشاهده می شد. این همان دورانی است که مردم با آمال فروکوفته به دنبال قهرمانان و نمادهایی می گشتند که یا بازتابی از وضع فلاکت بار آنان باشند یا حداقل آنها را از آن وضعیت خلاصی ببخشند. یافتن چنین نمادهایی کاری بس دشوار بود زیرا اختناق حاکم تا ژرفای وجود آنان رسوخ کرده بود. در این هنگامه شادروان فردین به عنوان بازیگری با پتانسیل فوق العاده در فیلم ها ظاهر شد، فیلم هایی که تصویرگر پسر جوان - یه لا قبای - آسمان جل و آس و پاس بودند. در این فیلم ها فردین عمدتا نقش پسری را بازی می کرد که در فقر مالی به سر می برد، بیکار بود یا شغل درست و حسابی نداشت و تنها دو مزیت داشت که او را سرآمد می کرد: اولا دست بزن خوبی داشت و دوما آوازخوانی با صدایی استثنایی بود. بزن بهادر بودن فردین صفتی ذاتی بود چرا که او نایب قهرمان کشتی جهان بود: او جهان پهلوانی بود که مردم عادی کوچه و بازار به زودی با انس گرفتند و شیفته ی هنرنمایی ها و صداقت باورنکردنی اش گشتند. اما صفت دوم او آواز خوانی اش بود. صدای ایرج بر لب های او نقش می بست و در مدت کوتاهی تقریبا همه ی مردم بدون استثنا جذب سینماها شدند! استقبال از فیلم های فردین و ترانه های ایرج در آنها به قدری چشمگیر بود که برخی فیلم های آنها هنوز هم رکورددارند. به عنوان نمونه، فیلم گنج قارون با تبدیل نرخ تنزیل سال 1348 (سال نمایش فیلم)، به نرخ کنونی (در حدود 8% به صورت ثابت) هنوز یکی از سه فیلم پرفروش تاریخ سینماست!

 آنچه که به عنوان علت رونق آن فضا در میان مردم تلقی می شود، همان دلیلی است که پیشتر ذکر کردم: فقر اکثریت مردم و وجهه ی پوپولیستی فردین و ایرج. تلفیق توانمندی های این دو هنرمند بزرگ، بزرگ ترین و قوی ترین ذوج هنری تاریخ سینمای ایران را پدید آورد... در همین راستا، تلاش های سایر بازیگران و خوانندگان برای رقابت و از میدان بدر کردن این زوج استثنایی، نتیجه ای در پی نداشت. شادروان استاد بنان، شادروان آغاسی، روح پرور، شاروان داود مقامی، جمال وفایی، مرحوم دلکش، لیلا فروهر، ساسان، ذکریا هاشمی، عهدیه، نوش آفرین و گوگوش خوانندگان برجسته ای بودند که در فیلم های متعدد به ترانه خوانی و گرته برداری از ایرج پرداختند، ولی توفیق چندانی به دست نیاوردند. در آن هنگام هماوندی ایرج و فردین در فیلم ها به اندازه ی شگفت انگیزی زیاد بود و وجود فردین که جهان پهلوان واقعی مردم ایران هموست و شادروان تختی در سال های پس از انقلاب به واسطه ی نزدیکی به آیت الله طالقانی و شرکت در جلسه های قرآن خوانی و سیاسی، جهان پهلوان ایران معرفی شد، در حالی که هنوز هم که دورانی نسبتا طولانی از آن سال ها سپری شده، مردم احساس می کنند حق زنده یاد فردین به ناحق خورده شد، زیرا هیچ کس دیگری جایگزین مناسبی برای فردین؛ تسخیر کننده ی دل های مردم عادی کوچه و بازار و پناه بی کسان و فقیران نمی تواند و نمی توانسته باشد.
اما ترانه های فیلمی ایرج بر چه مداری استقرار می یافتند؟ آیا آنها مستهجن بودند؟
این پرسشی با پاسخی کاملا مشخص به شمار می رود: هیچ یک از ترانه های فیلمی ایرج در طول فعالیت هنری خویش، مستهجن نبوده اند و همگی پاسخی بر زمانه و درماندگی های ناتوانان روزگار هستند. در سطحی بودن اغلب این ترانه ها تردیدی نیست، اما قاطبه ی مخاطبان فیلم های فردین مردم عادی و عامی بودند که برخی شاید توانایی امرار معاش را هم نداشتند. لذا نمی شد و نمی بایست با مردم عادی به زبان روشنفکری یا روشنفکرمابی سخن گفت!... این همان اشتباه تاریخی است که برخی سردمداران حکومت های به تازگی دموکراتزه شده ی جهان سومی مرتکب شدند و هنوز هم تاوان آن را پس می دهند!

نوشته شده در جمعه یازدهم فروردین 1391ساعت 19:33 توسط آزاده حسینی |
ایرج_اسداله ملک (هدیه نوروزی بهداد)

درود

با سلام و تبریک نورزو باستانی به همه عاشقان موسیقی اصیل ایرانی و مخصوصا صدای جاودانه استاد ایرج و پوزش از تاخیر طولانی

و عرض تشکر و خسته نباشید جانانه به آقای نادر که در غیاب بنده زحمت مطالب وبلاگ استاد را به دوش می کشند.

 

بهداد گرامی هنردوست خوش ذوق و قریحه و از دوستان ما آوازی رو با همکاری اسداله ملک و ایرج لطف کردند که بنا به جایگاه این آواز بهتر هست که این هدیه فرهنگی و هنری رو از طرف بهداد در نوروز امسال تقدیم شما کنم.

چهارمضراب مرحوم ملک از مایه شوشتری و نهایتا آواز بیداد و شوشتری ایرج

*توجه حتما بر این باشد که بداعت این بیداد قابل توجه هست و لحن خاص و زیبایی دارد.

*بیداد یکی از گوشه های اوج شوشتری و همایون محسوب میشود و استاد ایرج این آواز رو از اوج شروع کردند یعنی همان بیداد و نهایتا فرود بر شوشتری

غزلی معروف از حافظ:

منم که دیده به دیدار دوست کردم باز

بیداد

چه شکر گویمت ای کار ساز بنده نواز

بیداد و ایست بر شوشتری

نیازمند بلاگو رخ از غبار مشوی

بیداد

که کیمیای مراد است خاک کوی نیاز

بیداد

ز مشکلات طریقت عنان متاب ای دل

بیداد با لحن دشتی و اشاره کوچک به مقام عشاق

که مرد راه نیندیشد از نشیب و فراز

بیداد

در این مقام مجازی به جز پیاله مگیر

بیات راجع

در این سراچه بازیچه غیر عشق مباز

ایست بر بیات راجع

چهچهه بیات راجع و ایست بر عشاق

تحریر در بیات راجع

فکند زمزمه عشق در حجاز و عراق

بیداد و فرود

نوای بانگ غزلهای حافظ شیراز

شوشتری

تحریر  از بیداد به شوشتری

آواز شوشتری و بیداد(اسداله ملک_ایرج)

توجه داشته باشید که بیداد در گام دشتی است.و تصنیف معرف مرضیه بنام ساغر شکسته اگر دقت کرده باشید آواز ابتدای آن بیداد است و کل تصنیف در دشتی میباشد و همچنین اشاره به عشاق!

در این آواز که در بیداد اجرا شده استاد ایرج لحن دشتی را خوب بکار میگیرد و پیشتر ترانه ای  تنها شدم ساخته آقای روحانی تقدیم شد که در دشتی بود و چنین لحنی رو از ایرج زیاد مشاهده کرده ایم.

 

اما در ادامه یک ترانه بزمی تقدیم شما میکنم که این البته برگرفته از یک بزم بسیار مفصل هست و چون فرصت آپلود کل بزم رو ندارم از همین قطعه کوچک که کامران دانش پژوه پیشتر برای من فرستاده بود تقدیم شما میکنم.این بزم با همکاری هایده،گلپا،ایرج،بهرام شمس،و مرحوم سیاوش زندگانی اجرا شده بود

این قطعه ترانه ای بزمی از ساخته های محمد حیدری با صدای هایده و آواز ایرج میباشد.ویولنیست این ترانه استاد سیاوش زندگانی میباشند.نت این ترانه هم قبلا تقدیم شما شده بود

ترانه های بزمی از جمله ارزشمندترین ترانه های موسیقی ملی ما میباشند.

ترانه بزمی با ترانه کافه ای تفاوت دارد.کافه ای که مشخص هست نوعی ترانه که جز موسیقی پاپ محسوب میشود و لحن و گویش مشخصی دارد

ترانه های بزمی بسیار شاد و پرتکنیک و کلام معنا دار و پراحساس میباشند که در این زمینه هایده،مهستی،گلپا بسیار درخشیدند

البته ترانه های گلپا بزمی های سنگین هستند.یعنی ریتم و وزن آنها سنگین و کند میباشد.

ترانه ای در مایه شور_هایده و ایرج

نوشته شده در جمعه بیست و ششم اسفند 1390ساعت 14:4 توسط آزاده حسینی |

نوشته شده در دوشنبه پانزدهم اسفند 1390ساعت 13:0 توسط آزاده حسینی |
ایرج_فرهنگ شریف
درود

با آوازی از ایرج امروز در خدمتتون هستم.

همین امروز که دهم بهمن ماه باشد آوازی از گلپا و فرهنگ شریف در وبلاگ اکبر گلپایگانی گذاشته شد که در اون اشاره ای از همایون به یتیم سه گاه شده بود.در آوازی از ایرج هم که خانم حسینی قبلا لطف کرده بودند باز ما نمونه ای داریم که در یتیم سه گاه در دستگاه همایون اجرا گردیده است و در آرشیو وبلاگ هم موجود میباشد.

فرهنگ شریف هنرمندی خوش ذوق و صاحب قریحه که ظرافت نوای تار او زبان زد عام و خاص است لحنها و سبکهای خاص نوازندگی خود را دارد.همانطور که اشاره کردیم اشاره به لحن آذری و سه گاه آذری و همینطور گوشه هایی چون یتیم سه گاه که در همایون اجرا میشود و در اصل گریزی به همان سه گاه خودمان است.

پس این پست رو هم به خاطر فرهنگ شریف و ایرج تقدیم شما میکنم.

شروع آواز از یتیم سه گاه

آرزو دارم که باز آن روی زیبا را ببینم

 

آن سر و آن سینه و آن بالای رعنا را ببینم

 

پیش پای خویش را آسان نمیبینم کجایی کجایی

 

ای چراغ زندگی تا عرش اعلا را ببینم

 در فواصل یتیم سه گاه

تحریر یتیم سه گاه و  اشاره مخالف چهارگاه(همایون) فرود به چهارگاه

با من وحشی نمیدانم چه کردی کین زمان

زابل

بهر دیدار تو خواهم جمله دنیا را ببینم

فرود به درآمد

بهر دیدار تو خواهم جمله دنیا را ببینم

منصوری

جواب تار در  منصوری

رخصتم ده تا نهان از مردمان آیم به سویت

وآن اشارتهای گرم عشرت افزا را ببینم

زابل

تحریر زابل و فرود بر درآمد

 

آواز ایرج_فرهنگ شریف

* خب نکاتی که عرض کنم اینست که ما در موسیقی ایرانی سه گام داریم

ماهورـشورـچهارگاه

که تمامی دستگاهها بر این گامها سوار هستند.یعنی تمامی لحنها در داخل این سه گام خلاصه میشوند.مثلا در گام شور دستگاه شور و دستگاه دشتی و نوا و افشاری و ابوعطا و بیات ترک میباشد

در گام ماهور که خود همان گام ماژور هست و دستگاه ماهور  درآمد راستپنجگاه در این گام میباشد

یکی هم گام چهارگاه میباشد که نغمات اصفهان و همایون و شوشتری و خود چهارگاه در این فواصل است.با این تفاوت که اصطلاحا میگویند گام چهارگاه مادر تمام این دستگاههایی است که ذکر کردم.نه اینکه همایون و اصفهان و سه گاه و شوشتری مستقیما در خود گام چهارگاه باشند بلکه بوجود آمده از گام چهارگاه هستند

** نکته دوم آنکه در گام چهارگاه دستگاه چهارگاه مایه ای عجیب و غریب میباشد.اول از اینکه درآمد چهارگاه به خودی خود زیاد مناسب شروع آواز نیست.چونکه اصولا درامد چهارگاه در مقام بالاتر از گوشه مخالف میباشد.و به صورت کلیشه ای اگر بخواهیم آواز چهارگاه رو بر مبنای سیر ردیفی آن تعریف کنیم باید اینطور گفت که مثلا اگر قصد باشد مثل همین آواز چهارگاه گام لا را بخوانیم.خواننده به صورت متداول آن میرود به اکتاو بالایی و از نت لا را از اکتاو بالای آن شروع میکند و در آمد را اجرا میکند و فرود میآید به اکتاو پایین.یعنی این لحن معروف درآمد چهارگاه است که به این صورت میباشد.

اما طبق همین گفته ها متوجه خواهیم شد که درآمد چهارگاه لحن خاصی است و از اوج سر میخورد و به اکتاو پایین مینشیند.اما برخی از خوانندگان چهارگاه را از زابل و یا منصوری شروع میکنند.چون زابل و منصوری مایه ای افتاده تر دارد و ازقضا منزولترین جایگاه برای شروع آواز چهارگاه است.

به ویژه گوشه ای مثل منصوری

*** نکته سوم همین گوشه منصوری است.عرض کردم شروع آواز چهارگاه از زابل و یا منصوری خیلی بهتر و منطقی تر است.منصوری از نظر مقامی در ردیف بعد از گوشه مخالف قرار دارد یعنی یک مقام حتی بالاتر از گوشه مخالف.اما برای شروع آواز بسیار مناسبتر است و با اینکه مقامی بالاتر از مخالف میباشد اما جایگاه آن پایه ترین حالت برای شروع آواز چهارگاه میباشد.یعنی خود منصوری میتواند به جای درآمد چهارگاه خوانده شود و بعد از اجرای منصوری به گوشه های لاتر مثل زابل و حصار و مخالف و نهایتا مغلوب پیش رفت.منصوری خیلی مناسب آغاز میباشد و لحن آن بسیار مناسبتر از درآمد چهارگاه و حتی خود زابل میباشد.

ایرج آوازی در چهارگاه دارد که به جای شروع از درآمد از منصوری شروع کرده و در اونجا برای شما بسیار قابل ملاحظه اسنت که گوشه منصوری خیلی مقام پایین و نازلی از لحاظ ردیفی میباشد برخلاف سیر ردیفی آن.

**** نکته بعد باز اهمیت بر اجرای آواز در گام میباشد و نه در دستگاه.عرض کردم آواز را میتوان به صورت محض فقط در دستگاه خواند و یا اینکه در گام خواند

طبیعتا آوازی که در گام خوانده شود بسیار برد وسیعتری دارد

در همین آواز ایرج آواز را از سه گاه شروع میکند و نهایتا در چهارگاه و گوشه های چهارگاه ادامه میدهد.سه گاه خود در گام چهارگاه میباشد.

کلنل وزیری در ردیف تاری خود از سه گاه اینطور تعریف کرده است که سه گاه لحنی از چهارگاه میباشد و گفته است که سه گاه همان چهارگاه صغیر است و یا حالت مالیخولیایی شده از چهارگاه

پس اینجا اهمیت گام بر دستگاه بخوبی باز برای شما مشخص خواهد شد.

اگر آواز را گامی بخوانیم خیلی حرف برای گفتن داریم.و میتواند این آواز شامل چندین لحن باشد.مثل سه گاه و همایون و شوشتری و ...

یتیم سه گاه که در اصل گریزی از همایون به سه گاه است نامیده میشود.اما در این آواز ما مشاهده میکنیم که بعد از اجرای سه گاه استاد ایرج بر مخالف چهارگاه اشاره کرده و بعد بر درآمد فرود می آید

تکته اینجاست که مخالف چهارگاه دقیقا همان همایون است.یعنی فواصل و لحن همایون همان مخالف چهارگاه میباشد.از این رو یتیم سه گاه که مدولاسیونی معروف از همایون به سه گاه است میسر است.چرا که ایرج با اشاره به مخالف چهارگاه یعنی همان همایون این مطلب را به اثبات رسانده است.چه از یتیم سه گاه به همایون و چه از یتیم سه گاه به مخالف چهارگاه اشاره کنیم در اصلا یکی است و همان فواصل میباشد.با این تفاوت که در فرود شما میوانید ماهیت دستگاه را مشخص کنید که آیا بر فواصل همایون فرود بیایید و یا بر فواصل چهارگاه.که دراینجا پس از اجرای گوشه سه گاه بر مخالف چهارگاه یعنی همان همایون اشاره کرده و سپس بر درآمد چهارگاه فرود میآید.

پس نتیجه این آواز اولا  پی بردن و ارجحیت شروع آواز از مقامی چون منصوری و یا زابل میباشد که پایه ترین حالت برای شروع آواز چهارگاه است تا لحن کلیشه ای درآمد چهارگاه که از اوج شروع میشود!

و دوم اجرای آواز در گام چهارگاه میباشد یعنی همزمان در گام چهارگاه شما هم دستگاه سه گاه و هم دستگاه چهارگاه رو براحتی اجرا کنید.

نوشته شده در دوشنبه دهم بهمن 1390ساعت 11:28 توسط آزاده حسینی |
استاد شهناز_ایرج
درود به شما هنردوستان گرامی

مطلبی که اینبار درنظر گرفتم از دو استاد فرهیخته حکایت دارد یعنی ایرج و استاد شهناز.

قطعه اجرا شده خصوصی مرحوم یاحقی و استاد شهناز رو میذارم امیدوارم لذت ببرید.در ادامه این قطعه استاد شهناز قطعه ای رو به صورت بداهه اجرا میکنند که به شورالدشت معروف هست و در پایان مرحوم یاحقی و استاد شهناز به طور مفصل توضیحی راجع به این اجرای صوصی و این حال و هوای ایجاد شده میدهند

اجرای خصوصی پرویز یاحقی و شهناز_قطعه استثنایی بداهه شورالدشت اثری از شهناز

 اول درباره هنر این مرد بزرگ توضیحات مختصری میدم.

استاد شهناز یکی از خوش قریحه ترین نوازندگان ماست.یکی از مهمترین عوامل بداهه نوازی قریحه میباشد.وقتی شما دلی داشته باشید که عمق داشته باشه و دلی داشته باشید که حرف برای گفتن داشته باشه بی شک در هنر موسیقی و امر بداهه نوازی بی رقیب خواهید بود.تسلط بر خود ساز تار و انس گرفتن انگشتان و پنجه بر تار یک طرف قضیست و اما داستان سراییدن با ساز و دردودل با ساز مطلب دیگریست.

اما چه عامل دیگری موجب بی رقیب بودن اساتیدی مثل شریف و علی الخصوص شهناز هست؟! گوش!

استاد شهناز به هیچ عنوان نت بلد نیست.به هیچ عنوان چیزی به عنوان دشیور برای او تعریف نشده و اصلا به کل میتوان گفت تئوری موسیقی را به صورت تجربی فراگرفته است.اما دقیقا نکته همینجاست که گوش و دل و احساس پدیده ای به وجود می آورد که انسان را خالق و برتر نسبت به دیگر هنرمندان و انسانهای دیگر میکند.استاد شهنازی که نت بلد نیست و دشیور و ضرب شناسی را به شیوه متداولی که به صورت آکادمیک تدریس میشود نمیداند چطور میشود که نه تنها فعالیت تکنوازی بلکه ارکستری هم داشته! نکته مهم همینست.گوش قوی و درک موسیقی نعمتیست خدادادی که مانند صدا برای یک خواننده میماند.استاد شهناز بقدری گوش قوی و مسلطی داشت که در ارکستر نوازی بدون هیچ مشقتی و با یک یا چند بار همنوازی بخوبی ادای مطلب میکرد.که این ازقضا مشکل ترین و عجیبترین پدیدست برای یک ارکستر.ارکستری که تمام حرفش به صورت پارتیتور و نت و تنظیمات ارکسترال هست و شدیدا نیاز به آشنایی با کار ارکستری دارد.اما استاد شهناز با کمی توضیحات تنظیم کننده و با گوش قوی که داشت مطلبی رو اشتباه نمیکرد.

شما ببینید در نوازندگی تار ایشون و آوازها دقت کنید.معملا ما دو مدل برای جواب آواز داریم.یا اینکه نوازنده جواب را در همان مقام اما با جوابی متفاوت و جملات دیگری ادا میکند.مدل دیگر اینست که اول خواننده یک بیت را میخواند و نوازنده هیچ نمینوازد تا زمانیکه بیت شعر تمام شود و نوازنده شروع به تکرار همان جمله و دقیقا همان سیری که خواننده گفته بیان میکند.

استاد شهناز نوازنده ای بود از نوع دوم.یعنی ادا کردن جواب آواز به صورت مو به مو.گویی شعر با صدای تار اینبار بیان میشود و گویی ساز با آدم حرف میزند.برای اینکه مطلب رو بخوبی درک کنید شما رو به راست پنجگاهی که گلپا و میلاد کیایی اجرا کرده اند معطوف میکنم.این آواز طوری هست که گلپا ابتدا شعر را میخواند و بعد میلاد کیایی عینا همان جمله و اوج و فرودها را پاسخ میدهد.مثلا اگر خواننده رضوی را اجرا میکرد و بعد به ماهور فرود می آمد نوازنده دیگه ماهور را ادامه نمیداد دوباره برمیگشت به رضوی  و همان جمله خاننده را مینواخت و دوباره مثل خواننده با همان شکل باز به ماهور فرود می آمد.اما نوازندگان دیگر ادامه همان فرود و مایه ای که آواز تمام شده را مینوازند و با شکلی دلخواه جواب آواز میدهند.اما استاد شهناز و میلاد کیایی که در اینجا حالا ما نامی از او بردیم اینطور نبودند و به معنای واقعی جواب آواز را میدهند.این نوع شیوه پاسخ دادن در آواز بسیار دشوار است و نیاز هست که نوازنده بخوبی سلفژ قوی و تمرکز بالا و گوش بسیار قوی داشته باشد.درست است که همه مطالب مثل سلفژ و یا ضرب شناسی به صورت آکادمیک و از روی منطق به هنرجو تدریس میشود اما کسی که بطور خدادادی وجودش مستعد موسیقی است تمامی نکات موسیقی در ضمیر ناخداگاه او جا گرفته و از این رو استاد شهناز گویی خدای موسیقی است چرا که امکان ندارد از ضرب بندازد وامکان ندارد در فواصل و صدا فالشی و یا از لحاظ گامی و دستگاهی و تمامی نکاتی که شما میدونید مانند تغییر گام و تغییر دستگاه و مدولاسیون و اوج و فرودها و حتی قوی و ضعیف کردن صداها و حتی سنکوپها و ضد ضربها و همینطور سلفژ جملات و سیلابها در آواز و قطعات ضرب دار اشتباهی رخ بدهد.

استاد شهناز در هنر موسیقی مانند یک انسان تیزهوش در علم ریاضی و هندسه میباشد.چرا که بطور خدادادی ضرب شناسی و فواصل و فرکانسها در ضمیر او نهفته شده و به طور خدادادی انس عجیبی به حالات موسیقی ما و فواصلها و ظرافتهای آن و ازقضا دل پر از حرفی برای نوازندگی دار و او گویی خداوند نوازندگی است.دائما در حال خلق ملودی و داستان است

قبلا هم عرض کرده بودم نسل جدید نوازندگان دوران پهلوی عجیب حس و حالی در موسیقی داشتند.یکی پرویز یاحقی در ویولن و یکی شهناز در تار  و یکی شریف در تار و یکی گلپا و ایرج در آواز و یکی عبادی در سه تار اینها عجیب داستان سرا بودند.

از یک گوشه خاص شروع میکردند و هرگز ردیف نمینواختند و نمیخواندند.عجیب هنر خلق میکردند.هر لحظه که سازی دست میگرفتند و هر لحظه که شروع به خواندن میکردند با لحن و ملودی دیگری وارد کار میشدند و دلی عمیق و تسلطی عجیب با موسیقی داشتند.شما به تار شهناز و ساز یاحقی و سه تار مرحوم عبادی گوش بدید.شما فکر نمیکنید که دارند دستگاه مینوازند و یه ردیفی رو طی میکنند بلکه داستانی رو در مثلا دستگاه ابوعطا و یا سه گاه و ... آغاز میکردند و این داستان فراز  نشیبی داشت و از گوشه خاصی شروع و به گوشه خاصی منتهی میشد.قطعه شورالدشت استاد شهناز که یادتونه! قطعه ای که در دستگاه نمیگنجد بلکه تماما حرف از گام شناسی و داستانیست که در طول گام شور رخ داده.گاهی در حجاز گاهی در دشتی و گاهی در ابوعطا و گاهی در عراق  و نهایتا خود شور! خیلی عجیب.داستان سرایی در هنر نوازندگی و خوانندگی علی الخصوص در موسیقی ملی ایران و همینطور موسیقی بلوز که شاخه ای از جاز هست اساس و ویژگی مهم بشمار میاد.

پیشتر هم بر گام تاکید بسیار داشتم.اساس موسیقی ملی ما تسلط بر گامهاست نه گوشه ها و دستگاهها و این جور چرندیات.کسی که موسیقی رو با همون شیوه تئوری موسیقی جهانی پیش میبره در موسیقی ملی ما جای داره.موسیقی حساب شده و از روی منطق و از روی احساس.

 

اما بپردازیم کمی هم به ایرج

قبلا اگر بخاطر داشته باشید گفته بودم که باز یکی از شیوه ها و خاص بودن آواز ایرج این هست که معمولا شور رو از درآمد شروع نمیکرد و همیشه من یادمه که از پرده دشتی آغاز میکرد و بعد میرفت به درآمد شور.این شیوه ۵۰ ساله که ایرج همینطوری اجرا میکنه و حتی من بعد از گذشت سه دهه که ایشون موفق شد به صورت زنده و با سازهای زنده برای اولین بار در رادیو برنامه داشته باشه یعنی همین امسال روز پدر شما اگر دقت کرده باشید نوازنده ویولن دستگاه شور رو که شروع کرد بلافاصله ایرج آواز شور رو از دشتی شروع کرد.باز من دیدم ایرج همون شیوه خاص خودش رو داره.

خب ایرج خیلی خاص هست در آوازچهارگاه بخصوص و یا بسیار زیاد در اصفهان و حتی شور که عرض کردم و همینطور حتی گوشه هایی مثل خسرو و شیرین که لحن خاص و قشنگ خودشون رو دارند.

بهمین منظور اجرای محفلی ایرج و استاد شهناز رو تقدیم میکنم که در حضور اساتید صورت گرفته است و همچنین این اجرا مربوط به پس از انقلاب هست و امیدوارم لذت ببرید.در ابتدا استاد شهناز بداهه و چهامضراب مینوازند و سپس کمی صحبت میکنند و بعد از اون اجرای آواز با ایرج هست.

متاسفانه این استاد بزرگوار به علت کهولت سن این روزها دیگر توانایی راه رفتن و نوازندگی ندارند و بیماری که شامل حالشون شده خب بهرحال فقط به علت کهولت سن هست و مجال ایشون رو بهرصورت گرفته.من باید بگم خیلی خوشوقت هستم که همسایه این هنرمند بزرگوار هستم و خدا ایشون رو حفظ کنه و متاسفانه موقعیت و شرایط هنری من مصادف با اوج فعالیت هنری ایشون نبود که من بتونم بهره ای از این مرد بزرگوار ببرم.اما فقط خاطراتی برام مونده از مهمانیهای همسایگی در حضور نوازندگانی چون جلیل شهناز، آقای طاووسی نوازنده ویولن،استاد میلاد کیایی عزیز و همینطور آقای خلعتبری گرامی و استاد سلمکی و دیگر هنرمندانی که برخی اوقات حضور داشتند.

من همیشه لفظ کلام ایشون یادم نمیره و عرض کنم که همیشه بجای خداحافظی و گفتن کلمه خداحافظ میگفتند یار باقی کار باقی.این تکیه کلام ایشون بود.

من قصد داشتم به عنوان عضو کوچکی از این جامعه هنری و همچنین به عنوان اینکه ما یه خدمتی داریم اینجا میکنیم و کار فرهنگیست بهرحال.تمایل داشتم در ارتباط با مطالبی که نوشته میشه و یا گرامی داشته میشه و هنردوستانی که در این محذوریت موسیقی و این محدودیتهایی که بین اونها و اساتیدشون بوجود اومده شماره تلفن برخی از این هنرمندان رو بذارم و در هر مطلب اعلام کنم که هر علاقه مندی در یک روز مشخص زنگ بزنه و یک قدردانی و تشکر و یک عرض ادبی نسبت به این هنرمندانی که از مردم دور هستند و مثل استاد شهناز خانه نشین هستند و در سکوت و انزوا هستند بشه و هدف خوبی هم البته هست هرچند که شاید اشخاصی مثل شهناز نمیتونند صحبت کنند همیکنه خانواده ایشون صدای محبت مردم و انتقال این رویداد رو به استاد گرامی تعریف کنند بسیار کفایت میکنه و یا همینطور پیغام گذاشتن به دستگاه انسرینگ هنرمندان دیگر و لی خب نتیجه بر این گرفتم هرگز این کار صورت نگیره و هرگز شماره کسی رو هم اعلام نکنم و به همین روال عادی کار ادامه بدیم و بیشتر یادآور همین ارزشهای فرهنگی و نکات موسیقی و هنر موسیقی باشیم کفایت میکنه

 پس یار باقی کار باقی

اجرای محفلی_چهارمضراب شهناز

سولوی آواز و اجرای آواز با همکاری استاد شهناز و ایرج

سولوی اصفهان استاد شهناز

در پایان از زحمات و آپلودهای محسن گرامی دوست و هنردوست فریخته تشکر میکنم که زحمت آپلود و ارائه رو کشیدند.در اینجا یاد آقای سعید معتمدی و وبلاگ شاهدان رو گرامی میدارم چون یادم هست اولین بار ایشون دو سال پیش این قطعه خصوصی شورالدشت رو آپلود کردند و بدون هیچ مضیقه ای در اختیار دیگر هنردوستان فرهنگ ملی ما قرار دادند.خدا حفظشون کنه

نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم دی 1390ساعت 22:2 توسط آزاده حسینی |
تحلیل آوازی شور
برنامه موسیقی ایرانی در شور.

ویولن همایون خرم.عود کاموسی.سنتور مجید نجاهی.حسن ناهید.افتتاح

شروع درآمد شور با تحریر

آن سرو که گویند به بالای تو ماند

هرگز قدمی پیش تو رفتن نتواند

درآمد شور

تحریر درآمد

دنبال تو بودن گنه از جانب ما نیست

با غمزه بگو تا دل مردم نستاند

حجاز با حالت حسینی

درادامه، چهارمضراب گوشه سلمک و یا درآمد شور چپ کوک

بخت آن نکند با من سرگشته که یک روز

همخانه من باشی و همسایه نداند

سلمک

امروز چه دانی تو که در آتش و آبم

چون خاک شوم باد به گوشت برساند

قرچه

*تحریر در گوشه بزرگ

فرود به سلمک

فرود به درآمد شور اصلی

دریافت آواز شور موسیقی ایرانی

**********************************

توضیح آنکه جمله بندی حجاز که در پیشتر هم گفته شد مشابه گوشه بزرگ و حسینی میباشد.

حجاز که از درجه دشتی شور یعنی درجه پنجم هر گام شوری اجرا میشود حالت خاصی دارد که باز دردرجه اکتاو شور یعنی هشتم شور هم همین حالت در ردیف لحن و گوشه آوازی تعریف شده که به بزرگ و نهایتا حسینی معروف است.

در این آواز حجازی که استاد ایرج اجرا نمودند حالتی محلی دارد که خوانندگان محلی در شور به این شکل میخوانند و لحن خاصی دارد و به شکل کلیشه شده آن نیست.

* گوشه بزرگ و همچنین حسینی هردو از درجه هشت و یا اکتاو آغاز میشود.تحریری که استاد ایرج اجرا نمودند که بعد از اجرای قرچه مشاهده کردیم اصطلاحا نیش میزند به گوشه بزرگ و حسینی.

فرق گوشه بزرگ و حسینی اینطور هست که بزرگ حالت فرود دارد و افت میکند.اما حسینی اوج میگیرد و حتی به درجه ۱۰ تاکید میکند(یعنی تقریبا ۸ تا ۱۰) که درآمد شور ۴ فاصله بالاتر میباشد.دقیقا مانند فرق بین گوشه عشاق و بوسلیک.بوسلیک در همان فواصل عشاق هست اما حالت نزولی و افت را دارد اما عشاق اوج میگیرد.

و با این تشابه حجازی که استاد ایرج اجرا کردند همان حالت حسینی بود و اگر مخاطب هنری از طریق گوش فواصل را تشخیص ندهد مطمئنا در این اجرای بخصوص حسینی و حجاز را اشتباه میگیرد.

این آواز به این دلیل انتخاب شد که اشاره ای بر چند مطلب گذشته که در مورد گوشه ها و علی الخصوص تفاوت حجاز و بزرگ و حسینی بود مطرح شود.ثابت کردیم که گوشه فقط نوعی لحن است و در هر مقامی آن لحن را میتوان اجرا کرد که بطور تعریف شده اگر برفرض از درجه ۵ شور اجرا شود حجاز نامیده میشود و اگر همان لحن از درجه ۸ شروع شود بزرگ و حسینی مینامند.بعلاوه اینکه مزیت دیگر این اجرا حالت محلی بودن این گوشه خاص میباشد

اما اشاره کردیم به سلمک.وقتی شما یک گام شور رو حالا از هر نتی شروع کنید نهایتا اوجی که میتوانید بگیرید حجاز هست که در همان گام هست و اگر بیشتر برویم همان گام دشتی هست ادامه میدهیم و متعاقبا باید همان گوشه های دشتی رو اجرا کرد و باز به شور فرود آمد

اما وقتی به جای حجاز سلمک رو اجرا میکنیم که درجه ۴ هر گام شوری هست از این رو ما وارد شور ۴ پرده بالاتر میشویم و بعبارتی سلمک و قرچه همان درآمد شور ۴ پرده بالاتر هست و اصطلاح معروفی که بعنوان راست کوک و چپ کوک بکار میبرند از همین جهت است.بر فرض اگر شور ر و یا می رو اجرا میکنید سلمک شور ر نت سل خواهد شد و سلمک شور می لا خواهد بود که درآمد شور سل و شور لا میباشد.از این رو اولی صدایی چپ و دومی صدایی راست دارد به این شکل شما گام شور رو عوض میکنید و اصطلاحا چپ کوک راست کوک میکنید.برفرض قرچه شور می همان درآمد دوم شور لا میباشد.و اگر بجای حجاز سلمک رو اجرا کردیم و گام عوض شد از این رو میتوانیم به گوشه قرچه و بعد رضوی و بعد حسینی که اوج میباشد پیش برویم وگرنه اگر سلمک اجرا نشود نمیتوانیم تا حسینی برویم.پیچیدگی در این مبحث بسیار زیاد هست و مخاطبی که به گام شناسی آشنایی نداشته باشد با اینکه لحن را متوجه میشود ولی از لحاظ فواصل و درستی و جایگاه هرکدام و نام هرکدام دچار مشکل میشود.مانند حجاز و حسینی.بسیار قطعاتی داریم که نوازنده یا خواننده گوشه ای که مربوط به گام خاصی هست رو در گام دیگری اجرا میکند و با اینکه از نظر لحنی همان صورت هست اما جایگاه و مقام آن متفاوت هست و این گوشه مقام متفاوتی دارد و نام آن چیز دیگریست.

باز در همین آواز مشاهده میکنیم که بعد از اجرای حجاز استاد ایرج ادامه نمیدهند و کمی فرود می آید و  گوشه سلمک رو اجرا میکنند که بتوانند اوج بگیرند و در نهایت گام تغییر میکند و وارد شور دیگری میشود

ویژگی دیگر این آواز نوانس صدا و حالات صدا و کششهای بسیار ظریف و احساسی است که ایرج را نسبت به دیگر خوانندگان متمایز میکند.

ترانه گمگشته از استاد ایرج رو تقدیم میکنم که متناسب با همین مطلب و دستگاه میباشد و تحریرها و کششهای استثنایی دارد.

ترانه گمگشته در شور

تشکر بسیار زیادی از شخص هنردوست و فرهیخته وبلاگ آوای ماندگار میکنم که خیلی لطف به من داشتند و خدمتی که به عنوان دارنده این میراث فرهنگی و هنری، ایشون نقش ارزشمند و مثبتی دارند.

نوشته شده در جمعه بیست و پنجم آذر 1390ساعت 10:12 توسط آزاده حسینی |
به نقل از وبلاگ قدیمی ها و وبلاگ رسمی اکبر گلپایگانی:

شنبه، ۲۴ دسامبر ۲۰۱۱ کنسرت گلپا و حمیرا در گردهمایی بزرگ ایرانی در لاس وگاس کریسمس ۲۰۱۱ برگزار خواهد شد.

مکان این کنسرت در زیر آمده است:

Paris Hotel & Casino

3645 Las Vegas Blvd S

Las Vegas, NV 89109-4321,

United States

نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم آذر 1390ساعت 23:46 توسط آزاده حسینی |
انوشیروان روحانی_ایرج
درودی دگر بار به هنرمندان و هنردوستان موسیقی ملی ایران

نمیدونم تا چه اندازه باید مفتخر و متشکر باشم که موسیقی ایران ما افرادی رو فقط در طی چند دهه پرورش داد که دنیای روح و فرهنگ ایرانی ما رو بسازند

چقدر باید گفت سعادتمند هستیم از اینکه هنر موسیقی ایران شخصی چون انوشیروان روحانی رو داشته که به موسیقی ملی ایران مانند پیشینیانش چون معروفی و محجوبی طراوتی بخشیده که سرمشق هنردوستان و افراد اهل ذوق گشته است

تاکنون فکر میکنم ۱۱ مطلب و آپلود از انوشیروان روحانی در وبلاگ اسداله ملک ارائه شد و از آهنگسازیها و روح تازه ای که ایشون در موسیقی ایرانی وارد کردند و همکاریهای گسترده ای که با هنرمندان داشتند تداعی گشته.

اینبار اثری از انوشیروان روحانی و ضمنا نوازندگی خودشون رو به همراه ایرج تقدیم شما میکنم

اثری از انوشیروان روحانی و ایرج (تنها شدم)

ایرج رو خیلی بیشتر از اینها باید شناخت.موسیقی ملی رو در اصل باید بیشتر از اینها شناخت

اونچه که هر هنردوستی آرزو دارد اینست که هنرمندی پرورش یابد که یک پله فراتر از ایرج باشد و مطمئنا چنین اتفاقی خواهد افتاد و امیدوارم این دوره تاریک موسیقی سنتی امروزی هرچه زودتر به دیار فانی بشتابد که چنین هم میشود.

**اگر بگویم نوازندگان پیانو و کلا ساز پیانو پرقدرتترین وسیله آهنگسازیست اغراق نبوده و دروغ نگفته ام.تمام آهنگسازان و رهبرهای ارکستر جهان یا پیانیست بودند یا ویولنیست این به تجربه ثابت شده و دلایل آن هم مشخص هست و تاکید بر پیانو بیشتر دارم از لحاظ آهنگسازی چون اصلا آهنگسازی که پیانیست باشد از دنیای دیگری نغمه میسازد و حیرت آور است.هزاران ترانه و تصنیف در دستگاه همایون و اصفهان و شور دیدم ولی اونچه که معروفی و روحانی ازش ملودی ساختند گویی به ذهن و روح هیچ هنرمندی خطور نکرده.در ویولن هم همین شکل هست و دنیای دیگری دارد و هرکدام یک دید خاصی در آهنگسازی و یک ایده خاص و سبک خاصی میدهند

**در موسیقی ملی ایران به تجربه ثابت شده که نه تنها نوازندگان پیانو و ویولن رهبر ارکستر و آهنگساز هستند بلکه نوازندگان سنتور نیز در این امر مشترک بوده اند و باز هرچه فکر کردم که چرا در ایران سنتور نوازها هم چنین اولویتی دارند چیزی نبود جز اینکه سنتور نیز همان پیانو هست! و باعث شگفتیست که مکانیزم پیانو چقدر قدرتمند و وسیع هست که چنین هنرمندانی میپروراند

حالا فکر کنید ۳ دهه از نابودی موسیقی ملی میگذرد و در این سه دهه ویولن و پیانو از موسیقی ایران حذف شده اند و طبیعتا هرگز در موسیقی سنتی جای نخواهند داشت.ببینید که چه فاجعه ای به بار اومده و چه افتضاحی عرضه میکنند بنام آواز و ترانه و تصنیف.نه آهنگساز معنا دارد.نه ارکستر در موسیقی معنا دارد هیچ و هیچ

از همین رو هم من تاکید دارم و هم روح اله خالقی و صبا تاکید داشتند که ساز اول موسیقی ملی ایران پیانو و ویولن میباشد.

این ترانه از نظر من بقدری والا هست که مطلب رو به همین ترانه بسنده میکنم.در وبلاگ اسداله ملک اشاره به این کردم که آنچه که امروز برخی هنرمندان به عنوان ترانه و تصنیف میسازند هرچه که هست متعلق به موسیقی ملی ایران نمیباشد و متعلق به نام دیگریست حالا سنتی! توجه شما رو دوباره به همین مطلب معطوف میکنم:

مطلب از عرش تا فرش در وبلاگ اسداله ملک

مروری اگر داشته باشم به مطالب آموزنده همین دو سه روز اخیر باز مطلبی رو که در مورد وفایی نوشتم رو تقدیم میکنم و امیدوارم در درک بهتر برخی مسائل و کنار آمدن با برخی مسائل کمک کرده باشم:

مطلبی در مورد وفایی و توضیح گام چهارگاه

بیش از پیش از آرتین در وبلاگ رادیو گلها تشکر میکنم که چنین آثار نایاب و پراهمیتی رو ارائه میکنند و همینطور که این آثار بدرد چنین مطالب میخورد واقعا باید خیلی از زحمت ایشون قدردانی کرد

نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم آبان 1390ساعت 23:43 توسط آزاده حسینی |
 

 نادر از طرف وبلاگ: ۷ آبان ماه زادروز شاهنشاه ایران کوروش بزرگ مظهر فرهنگ و انسانیت فرخنده باشد

با سلام و تشکر از همه دوستان

و تشکر ویژه از جناب نادر استاد ارجمندی که زحمت اصلی را در این وبسایت می کشند.

برنامه مشاعره ای رو در نظر گرفته ام که بین استاد ایرج و استاد یونس دردشتی انجام گرفته و اهدایی خانم آزاده حسینی است.

امیدوارم بپسندید.

مشاعره ایرج و دردشتی

 

درودی دوباره

در ادامه آپلود این پست از علی محترم

 من فقط اشاره ای به گوشه های این آواز عجیب و اسطوره ای داشته باشم

آواز در چهارگاه و گوشه دشوار حصار و مخالف و مغلوب و نهایتا فرود به درآمد اجرا شد.متاسفانه به دلیل اینکه کیفیت طوری هست که شعر واضح نیست به دقت نمیتونم همراه با شعر تحلیلی تقدیم کنم.

* توضیح آنکه مرحوم دردشتی از آوازه خوانهایی بودند که چپ ترین صدا رو داشتند از این رو در اوج هر دستگاه مانور بسیار عالی انجام میدهند.

تجربه ثابت کرده است که صدای چپ مردان بسیار دلنشین هست و خوانندگان موفقی هم بوده اند اما باز به تجربه ثابت شده است که صدای بسیار چپ خسته کننده و زننده هست و برخی صداها به کاملا چپ معروف هستند که زیر هم میگویند

صدای اساتید وفایی،دردشتی،بسطامی،شجریان از جنس صداهای کاملا چپ هستند.واژه چپ به معنای اینست که در محدوده گامی خانمها میباشد.

 

صدای استاد ایرج،گلپایگانی،تاج و حتی سرهنگ زاده و همین اشخاصی که من در یادم هستند صداهای کاملا چپ نیستند بلکه به بم هم متمایل هست از این رو باز مانور گامی بسیاری هم البته دارند

حجم صدا به وسعت آوایی و اوج صدا مربوط نمیباشد ولی با کمی دقت بیشتر متوجه میشویم تا درصدی صداهای بسیار زیرتر و کاملا چپ حجم کمتری دارند یعنی همان ابعاد و واژه معادل آن قدرت صدا. و البته عرض کردم بطور محض به این عنصر وابسته نیست بلکه فقط از طریق مقایسه آوایی برخی هنرمندان به این نتیجه میشه رسید

هدیه بسیار پرارزش و ازقضا قابل دار از دوست محترم ما باران در وبلاگ مرغ سحر.شخصی که در وبلاگ چه ازلحاظ فرهنگی چه از لحاظ شعر و ادب و چه از لحاظ موسیقی و همینطور همدردی به شخصه با اینجانب کمک و مساعدت میکنه.هنرمندی فرهیخته

مشاعره استاد ایرج و استاد دردشتی در دستگاه ماهور

نوشته شده در شنبه هفتم آبان 1390ساعت 12:40 توسط آزاده حسینی |
درودی دوباره

شبکه تلویزیونی پارس در برنامه یادها با بهراد قرار هست که دو قسمت از این برنامه اختصاص داده شود به استاد ایرج و همینطور دیشب اعلام شد که اگر امکانش باشد با استاد ایرج هم مصاحبه خواهند داشت و در طی این دو برنامه به طور مفصل به استاد ایرج میپردازند

خوشبختانه طی هفته گذشته و این هفته این برنامه بخوبی از مرضیه اسطوره هنر موسیقی ملی ایران یاد کرد و آنطور که قابل مشاهده بود تا آنجا که امکانات یاری میکرد از ایشون یاد شد و البته جای تاسف داره به شدت که هیچکس قدر مرضیه و هنر مرضیه رو نمیفهمه و واقعا نمیفهمه!

اینکه بگوییم فلان هنرمند یا فلان محقق و یا فلان انسان نیکو سرشت دیگر تکرار نخواهد شد و فقط یکی بود البته حرف بیجاییست

مرضیه بار دیگر متولد خواهد شد به شرط اینکه انسانهایی در این مملکت باشند و قدر خودشان را بدانند و در خانواده ای غنی چه از لحاظ مادی و چه فرهنگی و هنری رشد کند و مرام و انسانیت و اخلاق مرضیه و یا هنرمند دیگر مارو الگو قرار بدهد و چنان درک بالا از فرهنگ ایرانی از موسیقی ایرانی داشته باشد و اهل ذوق و نشاط باشند و در هر زمینه ای که فعالیت دارند حسن سلیقه و ماهیتی ریشه دار و پر محتوا داشته باشند و در نهایت پشتکار از همه مهمتر است! تا بار دیگر مرضیه بوجود بیاید

هفته آینده شنبه شب در تلویزیون پارس برنامه یادها با بهراد بازم تاکید میکنم که فراموش نشه و هرچه بهتر از هنرمندان اسطوره ای یادی بشه

نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم مهر 1390ساعت 9:17 توسط آزاده حسینی |
استاد ایرج و بزم در موسیقی ایران

۲۱ مهرماه سالگرد درگذشت استادی فرهیخته و صاحب قریحه -جاوید روان مرضیه- میباشد

بعنوان عضو کوچکی از جامه هنری ایران به شخصه تسلیت میگم و امیدوارم روح ایشون پشتیبان این موسیقی و هنرمندان موسیقی ملی ایران باشد

وبلاگ شاهدان با آدرس جدید و شروع بکار مجدد:http://shahedan2004.blogsky.com/

تشکر فراوان از دوست گرامی ما باران در وبلاگ مرغ سحر

درود هنردوستان و هنرمندان محترم

مطلبی رو که صلاح دیدم به تکرار اشاره ای به اون داشته باشم ریشه موسیقی ملی ما میباشد.همونطور که اطلاع دارید قدمت موسیقی ملی ایران به بیش از  ۱۰۰ سال نمیرسد و میتوان گفت موسیقی کلاسیک ابتدا برخاسته از ایتالیا و فرانسه بسیار قدمت بیشتری (البته) از لحاظ تاریخی دارند.در ادامه، بسیار جامعه هنری ایران مفتخر است که طی همین دوران بسیار کوتاه چنان مانوری در گامهای ایرانی و چنان بداهه خوانی و بداهه نوازی و چنان ارکسترهای مجلل و آموزشها و مطالعات گسترده ای حاصل شد که در تاریخ موسیقی شاید در جهان بی سابقه باشد.هنرمندانی در همین مدت کوتاه ظهور کردند که برای کل تاریخ ۲۵۷۰ ساله ایرانی اسطوره شد و اگر دقیقتر بنگریم این جهش ناگهانی طی سالهای ۲۰ تا سال ۵۲ در اوج خود و تا سال ۵۷ به دوام خود ادامه داد و متاسفانه موسیقی ملی ایران تا به امروز که ۳ دهه میگذرد بطور کل نابود شد در حقیقت، آنچه که امروزه میشنویم از ارکسترها و نوازندگیها و خوانندگیها همگی محلی و بقول غلط مصطلح سنتی هستند.اما همچنان بازماندگان موسیقی ملی ایران اعم از مرحوم استاد ملک و فضل اله توکل و مدت کوتاهی مرحوم فرامرز پایور و هنرمندان آوازی و ترانه که خودتان بخوبی میشناسید حتی در خارج از مرز ایران همچون مهستی،مرضیه،محمد حیدری،علی رهبری،هایده،انوشیروان روحانی،هوشمند عقیلی و بانو(استاد حمیرا) همچنان ادامه موسیقی ملی را پیش گرفتند و باید گفت با اینکه تمامی اینها جاویدان ماند و در ذهنهای همه ما اثری گذاشته و حتی ناخداگاه بر نسلهای بعد هم رسوخ خواهد کرد،اما حالت استاتیک برخود گرفت و علیرغم جاودانگی، پویایی و پیشرفت خود را از دست داد و متاسفانه اگر کارنامه را خوب بررسی کنیم موسیقی ملی را نابود شده میبینیم از این لحاظ که عرصه،خالی از هنرمندان است.

اما اونچه که قصد دارم توضیح بدم و احتمالا سوالی برای شما باشد موسیقی ایرانی هست که شاید از هزار سال پیش و در همین نغمات امروزی که میشنویم و همان دستگاه شور و ماهور و ... میباشد که رمز ماندگاری موسیقی و روح موسیقی ایرانی را میرساند و نکته قابل توجه اینست که این موسیقی جز تاریخ موسیقی ملی ایران نمیباشد چرا که تنها ۱۰۰ سال است که نت و علائم موسیقی و تئوری موسیقی و ارکستراسیون و هنر سولو نوازی به صورت تخصصی و با دید هنری در موسیقی ایرانی پدیدار شده است و حتی هیچ تاریخ موثق و مکتوب و دست نوشته بدلیل نبود علم تئوری موسیقی و همچنین نبود امکانات ضبطی و صوتی برای اینکه اثبات کنیم موسیقی ایرانی چه وضعیت و برد بخصوصی داشته، نیست و چون دید هنری و همچنین علم تئوری موسیقی در ایران نبود بطور کل این تاریخ هزار ساله جز موسیقی ملی ما نخواهد بود بلکه به همان شیوه محلی و سینه به سینه تا قرن اخیر پیش میرفت و باز هم اکنون در این سه دهه باز از طریق سینه به سینه پیش میرویم مخصوصا در هنر آواز و سازهایی چون ویولن و پیانو که بطور پنهان و در کلاسهای بسیار محدود که برای تبادل این هنر ارائه میشوند مواجه هستیم و بنابر برخی اطلاعات تاریخی از ناصرخسرو ،فارابی و حکیم بزرگوار سعدی نامی از گوشه های عشاق و خراسان حجاز برده شده که طبیعتا چون مربوط به ۸۰۰ سال پیش میباشد متوجه میشویم که تمامی نغمات امروزی و گوشه های امروزی در آن زمان هم بوده و طبق عرایض اینجانب به صورت سینه به سینه از ایرانیان با فرهنگ و پاک سرشت منتقل شده.

طبق این تاریخچه کوچک گفته شده متوجه میشویم که علی رغم موسیقی ملی قرن اخیر که البته هم اکنون نابود شده موسیقی ایرانی بر پایه بزم و هنر بداهه بوده است

بزم و محفل همان رمز ماندگاری موسیقی ایرانی::

موسیقی ایرانی بزمی میباشد و بر اساس بزم شکل گرفت است.همین بزمهایی که در نهایت آخرین نسلهای هنرمندان موسیقی ملی ایران اعم از مرحوم ملک و بدیعی و گلپا و ایرج و هایده آخرین هنرنمایی خود را در این هنر ظریف و بدیهه اجرا کردند و میتوان گفت تمامی هنرمندان موسیقی ملی.هنردوستان و هنرجویان محترم بخوبی میدانند که هنر مدولاسیون و نغمه های ساختگی چون نوا و راست پنجگاه همگی از بزمها و بداهه ها بوجود آمدند

علاقه ای ندارم در مورد تاریخ گوشه ها و دستگاهها صحبت کنم اما به ضرورت مفید میباشد.

تاریخچه راست پنجگاه بر این اساس بود که هنرمندان زمانی که در محافل و بزمها بدلیل ممنوعیت همیشگی موسیقی در تاریخ هزارساله حاکمیت اسلامی و ایرانی بودند برای اینکه حوصله همنوازان و دوستان و دیگر هنرمندان سر نرود ترفندی بوجود آوردند بنام راست پنجگاه که یعنی ۵ دستگاه رو به صورت راست کوک(یعنی منطبق با صدای مردان بود) برای طولانی کردن محفل و حوصله مجلس اجرا میکردند و این ناشی از مدولاسیون یا همون اجرای قطعات مرکب بود که در اثر تمرین و علاقه برآنها واقف میشدند و تسلط میافتند.از این رو بسیاری از هنرمندان ما اصلا راست پنجگاه و نوا رو جز دستگاه نمیدونند و مخالف هستند چونکه و مبنا و اصول خاصی ندارد مگر اجرای مدولاسیون ۵ دستگاه که خب طبیعتا دیگه به این دستگاه نمیگن.

جالب و تعجب آور اینجاست که بر هنرمندی بزرگی چون ایرج و گلپا ایراد میگیرند که چرا در کنار برنامه ای چون گلها موسیقی بزمی اجرا میکردند که حرفی کاملا غیر معقول و ناشیانه هست اگر که هنرجویی این حرف رو زده باشد.موسیقی ایران بر اساس بزم بنا شده و هم اکنون هم شما شاهدید که چنین موسیقی فقط در بزمهای شما رخ میدهند و هنر بزمی خوانی یعنی بداهه خوانی و بداهه نوازی و با طراوت خواندن و نواختن و همینطور با احساس خواندن نشات گرفته از بزم میباشد و این بزمهای متوالی و سریالی بودند که ناگهان خواننده و نوازنده در اثر تکرر در اجرای هنر خود خلاقیت و ظرافت خاصی در هنر خود بروز میداد که هم از لحاظ تکنیکی و هم احساسی منحصر بود و چنین میشد که علی الخصوص قبل از بنا شدن موسیقی ملی ما پیشرفت حاصل کردیم و نهایتا به اسطوره های هنری از کلنل وزیری و خالقی و صبا گرفته تا همایون خرم و ایرج و گلپا و در اواخر نادر گلچین برجای بمانند . در نهایت مجموعه گلهای موسیقی ملی ایران رو تشکیل بدهند و افرادی چون حسین دهلوی پرورش پیدا کنند که تئوریسین و با سواد در هنر باشند.

قصد بر این بود که بر این نکته مهم تاکید کنم موسیقی بزمی مهمترین اصل در موسیقی ایرانی میباشد و اگر شخصی بنابر ناآگاهی و یا تخریب فرهنگی حرفی خلاف چنین اصلی بگوید اساسا از هنر موسیقی ملی ایران سردرنمی آورد و متاسفانه در سالهای اخیر ما اسیر دست چنین افرادی هستیم.افرادی که واقعیت را وارونه و کاملا تحریف شده منعکس میکنند و در نتیجه امروزه میبینیم آنچه که ارائه میشود بعنوان موسیقی هرچیزیست بغیر از هنر!

مشاهده کرده ایم که طی این سالها موسیقی را همانند دوره قاجار و صفوی چنین تعریف میکنند که دقیقا میگوید حرفی از طرب و غنا(یعنی شادی) نباشد.بسیاری از هنربندهای ما هم از این قضیه سو استفاده کردند و همچنان با تیشه خود بر ریشه موسیقی ملی ایران میزنند.

اگر موسیقی ملی ایران را بخواهیم بار دیگر زنده کنیم باید بزم را زنده کنیم.باید زیبایی را زنده کرد.باید احساس و عاطفه را زنده کرد.

قطعه ویدئویی محفل هنرمندان در منزل مرحوم گلنراقی رو باز آماده کردم ابتدا با همنوازی مرحوم استادم اسداله ملک و فضل اله توکل و هنرنمایی تنبک با احساس مرحوم جهانگیر ملک و در ادامه تصنیف ساقی با هنرنمایی استاد ایرج.در کنار استاد ایرج استاد ناصر مسعودی و مهدی بهزادپور و همچنین مرحوم قدکچیان پیشکسوت تئاتر و سینما رو مشاهده میکنیم که تحت تاثیر تصنیف استاد ایرج قرار گرفته اند

 تصنیف ساقی استاد ایرج در منزل مرحوم گلنراقی

نکته مهم اینکه تصنیف بر دو نوع است تصنیفهای ارکسترال که مثال خوبی از هنر مرضیه و آهنگسازیهای بنظیر همایون خرم و پروین رو میتوان نام برد و دسته دیگر تصنیفهای بزمی میباشند که این نوع تصنیف خوانی از زمانهای دور رایج بوده و بسیار متداول که در موسیقی ملی ما خانم ملوک ضرابی،دلکش،ایرج،هایده،الهه و میتوان گفت بسیاری از هنرمندان ما به این شکل آهنگسازی داشتند و میخواندند که در ریتم ۸/۶ سنگین همیشه اجرا میشود و این ریتم جز ریتمهایی هم هست که ازقضا تمرکز بشتری میخواهد و کمی دشوار و میتوان گفت تخصصی تر میباشد که عرض کردم این نوع تصنیفها مایه بزمی دارند و از گذشته های دور بدلیل اینکه موسیقی ما بزمی میباشد متداول بوده است.

باز تصنیف دیگری از دسته تصنیفهای سنگین و بزمی برای شما انتخاب کردم بنام یادگاری با هنر استاد ایرج و صدای گرم و باطراوت و پخته ایشون.پس هدف دیگر مطلب ما تاکید بر انواع تصنیفها و شکل گیری آنها بود که عرض شد

دانلود تصنیف یادگار با هنرمندی استاد ایرج

آواز سه گاه با همکاری ویولن دکتر برومند و صدای پرقدرت ایرج رو که مربوط به آلبوم سنگ صبور میباشد تقدیم میکنم که عرض کردم این شاید بهترین یادگاری استاد ایرج باشه که در این سه دهه میتونیم از ایشون داشته باشیم.صدایی پرقدرت و تحریرهایی زیبا و آوازی با طراوت.

آواز سه گاه_استاد ایرج_ویولن جهانشاه برومند

نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم مهر 1390ساعت 9:2 توسط آزاده حسینی |
درود به هنرمندان و هنردوستان موسیقی ملی ایران

تبریک میگم به شما و هنردوستان خالص و

محترم.خوشوقت هستم که مطالب گذشته خانم آزاده

حسینی زنده شد و هیچوقت نابود نشد و خوشبختانه

این سعادت و آرزوی من در تحقق این امر و زنده کردن

تلاش و زحمات ایشون حاصل داشت و وقتی پیج قدیم

 ایشون و مطلب ایشون رو دیدم ناخداگاه یک آه راحت

کشیدم و امیدوارم خصم بر تنه این موسیقی و هنر پهناور

 و فرزندان موسیقی ملی ایران باردگر تیغ نکشد و آزرده

 نکند( هزاران سپاس از امیر محترم مرد فرهیخته)

دانلود بفرمایید:تحلیل قدیمی خانم آزاده حسینی آواز همیشه جاوید استاد اکبر گلپایگانی(مست مستم ساقیا)

**آدرس جدید وبلاگ شاهدان و وبلاگ استاد گلپا و همچنین وبلاگ رادیو گلها به لینکهای این وبلاگ اضافه شد.

مطلب رو باز استاد ایرج پی میگیرم و چند قطعه هم البته در ادامه برای آپلود گذاشته خواهد شد.

به دوستان گرامی خواستم یادآوری کنم حتما چند تصنیف و آواز جدیدی که استاد ایرج بهمکاری دکتر برومند منتشر کردند به عنوان یادگاری تهیه بفرمایید چرا که در این آلبوم استاد ایرج محترم بسیار پرقدرت و همینطور زیبا اجرا کردند و میدونید که به دلیل مهجور ماندن صدای ایشون و عدم اجرا و همچنین کهولت سن و فشارهای عصبی صدای جوانی رو ندارند ولی چنانکه در بزمهای خصوصی و حتی اجراهای پس از انقلاب مشاهده میکنید حجم صدا یک پارامتر ثابت هست که در هیچ خواننده ای تغییر نمیکند و صدای ایرج در نهایت قدرت باقی مانده است اما خب صدای یک انسان ۷۹ ساله.منظور آنکه در این آلبوم ازقضا ایرج گرامی نه تنها در اوج صدا بخوبی کار کردند و همینطور مانند گذشته در تحریرها کاملا واضح و چکشی عمل کردند و همینطور قدرت صدا و غرا بودن آن بخوبی قابل مشاهده هست و من این چند آواز و تصنیف رو به عنوان یادگار از استاد ایرج به شما معرفی میکنم و امیدوارم تهیه بفرمایید حالا بهرطریقی و درنهایت در آرشیو ذهن و روح خودتون پاسداری کنید.

یک تصنیف کوتاهی ایشون خوندند که من این قطعه رو تقدیم میکنم.ضمنا یادآور شوم که گوشه ای در دستگاه دشتی هست بنام رباعی که البته از درآمد دشتی اجرا میشود و روی گام اصلی خود یعنی شور توقف میکند.عرض اینجانب منظور از محدوده مقامی این گوشه بود.توضیح دوم آنکه این گوشه حالت نغمگی دارد که به صورت آواز به لزوم اجرا میشود.توضیح دیگر آنکه تصنیف یک قطعه ضرب دار هست و اکثرا در ریتمهای آهسته و بقولی سنگین اجرا میشود.این تصنیف در ریتم ۸/۶ سنگین که البته در موسیقیهای دیگر به آن اسلو راک میگویند اجرا شده و در قالب رباعی دشتی  خوانده و نواخته شده است

 تصنیف کوتاه پایان افسانه به صورت ضربی با حالتی از گوشه رباعی دشتی

آواز بعدی که تقدیم شما میکنم  که البته به من پیشنهاد شده بود این اثر رو حتما بذارم.گلهای رنگارنگ ۵۳۴ باز در مقام دشتی که البته گوشه های آن هم تا جایی که در محدوده سواد نوازندگی اینجانب باشد خدمتتون میگم

گلهای رنگارنگ ۵۳۴ با همکاری مرحوم احمد عبادی.ویولن خرم و سنتور ورزنده:

شروع آواز با تحریر از درآمد دشتی

در کمند موی او دادم زکف آزادگی را

وز دوران برگزیدم مستی و دلدادگی را

دو مصراع بالا در درآمد دشتی

تحریر پرقدرت استاد ایرج*** و ایست بر گام شور

تا شدم آیینه عشقت مرا در هم شکستی

حاصلی نبود به غیر از این صفا و سادگی را

دو مصراع بالا در گوشه غم انگیز و ایست بر گام شور

تحریر استاد ایرج ــــــــ در گوشه حزین   و  نهایتا ایست بر گام شور

در سرشک من توانی خواند راز بی وفایی

اشک داند معنی درد به چشم افتادگی را

شروع  مصراع اول با حالت خسرو و شیرین و مصراع دوم در بیات راجع

جواب آواز ویولن خرم در بیات راجع

پای در گل مانده همچون سرو در صحرای حیرت

بی سبب برخویش بستم تهمت آزادگی را

مصرع اول شروع با حالت خسرو و شیرین از اوج دشتی(عشاق) و مصرع دوم از عشاق و فرود به درآمد دشتی

تحریر استاد ایرج در بیات راجع و فرود به گام شور

جواب آواز توسط ویولن خرم برای فرود با گوشه سارنگی که در همان فواصل سلمک میباشد و درنهایت ایست بر گام شور

 گلهای رنگارنگ 534 آواز در گام شور

**توضیح دیگر آنکه این آواز در گام شور خوانده شده است و منحصرا در مایه دشتی نمیباشد.گام شور گام وسیعی است که مایه های دشتی ابوعطا افشاری و بیات ترک از آن نشات میگیرد.چنانچه که در آواز فوق مشاهده میکینیم تمامی گوشه های اجرا شده بین فواصل دشتی و شور میچرخند.بخصوص گوشه ای همچون غم انگیز و حزین که بر گام شور می ایستند.از این رو این آواز و آوازهای مشابه استاد ایرج و اجراهای دیگر هنرمندان همچون گلپا،پرویز یاحقی،کسایی و شهناز طوریست که در کلیشه ها و ردیف محصور نمیشود چنانچه که باز مشاهده کردیم در برنامه خصوصی مرحوم یاحقی و استاد شهناز قطعه ای در گام شور نواخته شد که در هیچ کلیشه و گوشه ای گنجانده نمیشد و به قطعه شورالدشت معروف شد.در تئوری موسیقی آنچه اهمیت دارد گام میباشد و نه مقام.چرا که مقام در موسیقی ملی ما موضوعی تقریبا بی اساس میباشد که طی این دوران طولانی هرکس لحنی از ملودی را ساخته و بنام خود درج کرده که تمامی اینها در گام موسیقی قرار دارند و چیزی خارج از آن نمیباشد و انسان با سواد به تئوری موسیقی هرگز زیربار چنین کلیشه ها و ساخته و پرداختهای ذهنی نمیرود مگر اینکه گام نشناسد.و همانطور که در مطلب قبل نوشته شد گوشه همان لحنها و اتودهای آوایی هستند.اعم از لحنهای های محلی و کششها و حالات مختلف ملودی.آنچه که در موسیقی ما اهمیت دارد حالت میباشد که موجب روی دادن چنین گوشه ها و مقامهای مختلف شده است

****************************

لطفا بیات کرد صبا رو حتما با جت آدیو گوش کنید چرا که میبایست ۲.۵ پرده افزایش فرکانسی پیدا کند و قسمت سمت راست جت آدیو که ۳ آپشن داره ، آپشن وسطی رو روی درجه ۵ + بذارید تا راحتتر مقایسه کنیدگوشه بیات کرد با ویولن به روایت صبا

*****************************

۴ تحلیل از تحلیلهای آوازی قدیمی آزاده حسینی بازیابی شد و در آرشیو این وبلاگ اضافه گردید

************************************************************************

۱۵ سپتامبر مراسم بزرگداشت استاد جهانبخش پازوکی میباشد.در این مراسم خانم حمیرا،ستار،وهنرمندانی که با ترانه سرایی استاد پازوکی همکاری داشته اند شرکت میکنند.

بیتا میلانی(تهمینه میلانی) با ارائه فیلمی از استاد گلپا در ابتدای مراسم،تجلیل از جهانبخش پازوکی را گرامی میدارند.

هنرمندی بنام هلن با بازخوانی یکی از آثار خانم مهستی یاد ایشان را در بزرگداشت این استاد گرامی میدارد.

توضیح آنکه استاد گلپایگانی از دوستان صمیمی جهانبخش پازوکی میباشد و از همکاری این دو هنرمند آثار فاخری برجای مانده است.

توضیح آنکه هر هنرمند صاحب سبک و صاحب قریحه با یک نفر و یا با یک گروه از هنرمندان همیشه همکاری میکند چرا که با یکدیگر همدل و هم احساس هستند و حرف دل یکدیگر را بازگو میکنند.مدل بر اینست که چنین هنرمندانی هنرمندان هرجایی و دمدمه مزاج نیستند و ویژگی ذاتی موسیقی خود را عوض نمیکنند که امروز یک ساز  بزنند و فردا طوری دیگر.از این رو اکبر گلپایگانی همیشه حرف دل خود ار بازگو کرده و بر معیار اصلی موسیقی ملی ایران که خود تنه اصلی آن را تشکیل میدهد تخطی نکرده است.

جهانبخش پازوکی در یکی ازآخرین مصاحبه های خود اینچنین میگوید که گلپا یک اسطوره و ستاره تکرار نشدنی ایرانست و بر هنر گلپا و سلیقه گلپا احترامی خاص قائل است و در ادامه چنین ابراز کرد که هرکس دور گلپا گشت یه چیزی شد اگر عارف نشد اما عاشق شد.

 

نوشته شده در یکشنبه بیستم شهریور 1390ساعت 12:25 توسط آزاده حسینی |
تعریف گوشه و مقام در ردیف آوازی موسیقی ملی و تجلیل از استاد ایرج
درود به شما هنردوستان و هنرمندان محترم

نادر هستم. با اجازه علی دوست محترمم مطلب و آپلود مفصلی رو برای شما آماده کردم و بسیار صلاح دونستم در این وبلاگ وزین که یادگاری از نویسنده و اهل هنری که به نام مستعار آزاده حسینی مطلب مینوشت داشته باشم

دوباره کمی به استاد ایرج بپردازیم طبق معمول.

داشتم همین امروز به چند ترانه از هنرمندان بعد انقلاب دقت میکردم و همینطور به ترانه های بازخوانی شده خیلی این مورد توجه من رو جلب کرد با اینکه هر هنرمندی که بهرحال ۲۰ سال مثلا کار کرده و مهارت کافی در ترانه و آواز داره طبق خصوصیات حنجره و جنس صدا و همینطور سیستم مغز و اعصاب نوعی تحریر منحصر بفرد داره که فقط مختص به همون هنرمند هست مثل اثر انگشت.نوازندگی هم همینطور هست دقیقا مثل اثر انگشت.انجام تحریر معمولا بر روی حروف صدا دار مثل آ او ای انجام میشود بخصوص که در انتهای بیت و شعر باشد.جالب این بود وقتی به صدای خواننده های کنونی گوش میکنم حس میکنم انگار تحریر زیادی انجام میدهند.به آثار بازخونی شده هم توجه کردم و باز همین حس رو میکردم و احساس زننده و مصنوعی به من دست میداد.رجوع کردم به آثار ایرج و گلپا و وفایی و...حتی مرضیه و دلکش و مقایسه کردم با هنرمندان امروزی دیدم نه مشکل از نابجا بودن ادای تحریر نیست بلکه این هنرمندان امروزی ما درحدی هستند که این موارد رو رعایت کنند اما تونستم نتیجه بگیرم که جنس صدای خوانندگان علی الخصوص بعد انقلاب کاملا مصنوعی هست.زمانیکه در ترانه تحریر اجرا میکنند کاملا مصنوعی و منزجر کنندست.و واقعا آدم حس میکنه که در این قسمت ترانه نباید تحریر داشته باشه که ازقضا جای تحریر درست هست اما پخته نیست و یا مصنوعی هست.به ترانه ها و تصنیفهای ایرج گوش کردم خب طبیعتا لازم به یادآوری میدونم که بگم در هنر آواز اومدند جنس تحریر رو دسته بندی کردند.تحریر چکشی.بلبلی.زیر و رو.گشایشی و ... که هر خواننده بنابر نوع حنجره فقط در یکی از این دسته ها قرار میگیره.

با اینکه جنس تحریر استاد ایرج چکشی هست و ازقضا بر روی آواهای کشیده بسیار هم در ترانه تحریر انجام میدهد ولی هرگز حس مصنوعی و انزجار به انسان دست نمیده.این ناشی از پختگی و مهارت خواننده و سابقه هنری نیست. بلکه این سر صداست! خیلی عجیبه هیچ دلیل منطقی من پیدا نمیکنم.بلکه فقط سر صداست و یک نعمتی هست که خدادادیه.به تمرین و تقلید و ... هیچ ارتباطی نداره.بهمین دلیل هست که به این اندازه یک هنرمند مشهور و تک میشه.

باز دیگر از خصوصیات ایرج در آواز و همچنین اکبر گلپایگانی همین گوشه های آوازیست که اینبار یه مقدار مفصلتر توضیح میدم

اول از اینکه گوشه چیه؟

گوشه یک سری الحان آوایی هست که باعث میشه هنرمند ترانه خوان از محدوده سلفژ یعنی ادای درست هر فرکانس و هر بخش کلمه در ترانه پا فراتر بذاره.

یعنی چی؟ یعنی اینکه بعد از اینکه هنرمند سلفژ رو یاد میگیره و زمانی که در کنار یک نوازنده میتواند عینا همون نتها و فرکانسها رو بدون فالشی اجرا کند در این صورت نیاز هست در مرحله بعدی بر روی الحان صدا کششها و آوا کار کنه.که در این صورت خواننده باید بتونه از زیر و بم صدا و از همه حجم صدا کار بکشه و از اون استفاده کنه.

گوشه ها دقیقا همان اتود در نوازندگی هست.یعنی در امر آواز نوعی تمرین آوایی و بالا بردن سطح صدا دهی در آواز و با صلابت خواندن.یادگیری برخی کششها و لحنهایی که فقط در آواز بکار میروند.

فلسفه گوشه ها و تمرین گوشه ها اینست که به خواننده یاد بده که در موسیقی ملی ایران بطور پله پله و پرده به پرده از آوا و صدا استفاده کنه و این مفهوم رو یاد بده که آوا در موسیقی ایرانی از۵/۰پرده تا ۵/۱پرده یتواند اوج بگیرد و تمام أواها و کششها و لحنها را تمرین کند. اینطور شده که مقام بوجو میاد یعنی قصد این بوده که فرکانس و موجی از آوای ایرانی جا نمونه و از مقدمه تا اوج و باز فرود آمدن در هر مرحله با افزایش درجه به درجه صدا،هر خواننده قادر باشد که تمامی فرکانسهای آوایی را ادا کند و در آن کم و کسری نداشته باشد.بعد از این اومدند رنگی به گوشه ها دادند یعنی گفتند حالا میشه این اتودهای آوایی رو افزایش داد و حتی ریتم و حالت خاصی به اونها بخشیدند.نهایتا برای اینکه بتوانند به راحتی به هنرآموز بفهمانند که کدام اتود را قصد دارند آموزش بدهند و در کدام پرده ها و با چه حالتی کار کنند ، نهایتا اسم برای اونها گذاشتند. مثلا عراق.(که حالا تاریخچه اسمها بماند که اصلا مربوط به ما نیست)

در این صورت دیگه مشخص هست برای بازپرسی از هنرجو و یا آموزش آن کدام لحن آوایی مدنظر میباشد و در کدام جایگاه(یعنی مقام) یعنی در کدام قسمت از آواز هست، درچه فاصله ای از اوج و یا نشست آواز.

به همین دلیل ما میبینیم گوشه حجاز از نظر اجرا ولحن آوازی با حسینی کاملا یکسان هست پس اسم گذاری بر روی این دو اتود کاملا ضروری هست که به هنرجو بفهماند و یاد بدهد که این نوع آوا رو اگرچه شما هنرجوی گرامی در اوج شور استفاده میکنی آیا قادر هستی که همین لحن رو ۴ پرده پایین تر ادا کنی؟ که در نتیجه پایین آوردن ۴ پرده آوایی که هنرجو و یا خواننده باید انجام دهد به علم سلفژ و مهارت سلفژ او برمیگردد که یعنی دقیقا باید ۴ نت پایینتر اجرا کند و ادای همان لحن حسینی در اون جایگاه همان تعریف مقام و گوشه است یعنی آنچه که در ابتدا عرض کردم ( یک مرحله بالاتر از سلفژ!) و باز این اتودها یاد میدهد که اگر شما آوازی را به لحن ابوعطا میخوانید آیا قادر هستید که همان لحن حجازی رو که در شور بکار میبردید در ابوعطا اجرا کنید؟ که باز یعنی تمرین و مهارت آوایی و اینکه بطور اتوماتیک مغز شما در مایه ابوعطا جایگاه حجاز که همان لحن حسینی هست پیدا میکند به تشخیص مقامی آوای شما برمیگردد یعنی اینکه مغز شما از لحاظ پله ای و درجه  و جایگاه نت و رده آوایی به صورت خودکار اون جایگاه رو دریافت میکند و شما اجرا میکنید

باز برای توضیح بیشتر مثلا گوشه عراق.خب شما دقیقا در همون گردش نتی که برای انجام گوشه عراق انجام میدهید برای درآمد بیات ترک هم انجام میدهید.اینکه شما فواصل عراق رو رعایت کنید و فالشی صدا نداشته باشید به مهارت شما به سلفژ برمیگردد و اینکه شما بتوانید حالت بیات ترک رو از عراق مجزا کنید به مهارت آوایی شما برمیگرده یعنی اتودهایی که در ایران به گوشه معروفند و درنهایت برای تفکیک کردن اونها نام گذاری شده اند و مقام هم در اینجا به این منظور به کار میرود که خدایی نکرده شما در اوج افشاری که عراق باشد خدایی نکرده حالت بیات ترک را اجرا نکنید و یا در مایه بیات ترک رهاب افشار رو اجرا نکنید چون رهاب افشار دقیقا در مقام بیات ترک اجرا میشود ولی از لحاظ لحن آوایی و کششها متفاوت هست.از این رو برای اینکه مشخص شود در فلان مقام (یعنی درجه نت نسبت به شروع گام یا درآمد) و در فلان فرکانس( یعنی سلفژ) و فلان لحن( یعنی اتود آوایی یا گوشه) چه چیز مد نظر است که نهایتا به یک اسم خاص مثل مخالف و عراق و حجاز و ... منسوب میشود.

پس از این رو نتیجه این مطلب رو اعلام میکنم.گوشه ها تمرینهای آوایی هستند و مجموعه ای از لحنها.و همینطور لحنها و آواهای محلی که هنرجو آنها را می آموزد وباید روح او از طریق گوش با آنها انس بگیرد.معیار خوانندگی و آواز گوشه نیست.تمرینات آوایی دوران هنرجویی هیچ ارتباطی به ارائه آواز و آواز خواندن ندارد! و نباید برخی افراد از گوشه ها و مفهوم آن سواستفاده کنند.

هیچ آوازی بر این تعریف نیست که تمرینات آوایی رو با همون روند و  بصورت پله ای و درجه ای اجرا کرد.

 و با تاکید دوباره آواز باید آواز باشد نه تمرین آوایی و الفبا خوانی که بر فرض فاصله حرف ج از الف فلان قدر است و نوع تلفظش هم اینگونه. خیلی مسخرست الفبا خوانی و اصطلاحا تاتی تاتی کردن به معنای سخنرانی کردن نیست و اتودهای آوازی  هم به صورت الفبا و یا به ترتیب و ردیف خواندن به معنای آواز نمیشود

آواز یعنی اینکه حرف الف رو به واو و باز به الف و در نهایت حرف ز متصل کنی و کلمه از آن بسازی بنام آواز! جمله بسازی.شعر بگویی..نه اینکه حروف الفبا رو بگی و در نهایت نه خلاقیتی باشه و نه کلمه ای بسازی و نه جمله ای و بر این تاکید کنی که حرف ل در درجه بیست و چند حروف الفباست و لحن و تلفش هم اینگونه است! اینکه سخنرانی نمیشه و بطور معادل با گوشه ها اینطور برخورد کردن آواز نمیشه

نتیجه بعدی آنکه وقتی آواز ایرج رو گوش میدهیم با الحان خاصی روبرو هستیم که بعضی آنها در قالب گوشه ها قابل تشخیصند و برخی به قدری متفاوت هستند که هیچ کسی قادر نخواهد بود که بگوید در چه گوشه ایست.چون در محدوده کلیشه نیست.آواز اصفهان ایرج در فواصلیت که شنونده بین گام وصال و دشتی و اصفهان و مینور با لحنی جدید روبروست که هیچکس تابحال آنرا اجرا نکرده و مهمتر از آن دید هنری است یعنی زیبایی و باز در قالب بودن ۴ چوب یعنی همان اصفهان و در کنار اون هم از درآمد و بیت راجع به اوج آواز و برگشت پیش میرود ولی با لحنی دیگر.آوایی دیگر.جمله بندی دیگر.کششهای متفاوت.باز در یکی از آوازهای شور که فلاورز تحلیل کرده بود یادمه نوشته بود گوشه دشتی.که چقدر مخاطبین وبلاگ در این مونده بودند آیا حجاز هست؟! یا منسوب به گوشه خاصی؟! در صورتی که استاد ایرج خارج از کلیشه داشت گام دشتی رو واقعا اجرا میکرد و خیلی شبیه حجاز بود.باز در آوازی که استاد ایرج در رادیوی همین امثال اجرا کرد شور رو از دشتی شروع کرد در صورتی که خیلیها فکر کردند از حجاز شروع کرده.خیر کلیشه سازی کار این اساتید نیست.

همین کار رو استاد شهناز و پرویز یاحقی انجام میداد.و نمونه معروفش قطعه شورالدشت که استاد شهناز نواخته بود نشان از انس احساس هنرمند به آوای ایرانی و مهارت در نوازندگی میدهد.طوری که پرویز یاحقی در این اجرای خصوصی اقرار کرد.باز ما با نغمه ای بسیار زیبا و جالب و در عین حال الحان جدید روبرو هستیم که در قالب گوشه و کلیشه نمیگنجد!

تقریبا ۱۸ سال پیش منزل آقای گلنراقی بزمی گرفته شد که اکثر هنرمندان دور هم جمع شدند و تجدید خاطره کردند.از تجویدی.خرم.ایرج.مرحوم اسداله ملک.انوشیروان روحانی.جواد لشگری.معروفی.فضل اله توکل.زنجانی.میلاد کیایی.تورج نگهبان.قاسم جبلی.مسعودی.ملوک ضرابی.دلکش و ... تا هنرمندان تئاتر و سینما.در حضور دوستان آوازی رو استاد ایرج به همراهی عود آقای زنجانی که چون شاگرد نریمان بوده ملقب به نریمان با استاد ایرج همراهی میکند.

آواز ویدئویی استاد ایرج در منصوری

یک اجرای بسیار بدیع از استاد ایرج این اثر هست که تقدیم شما میکنم.استاد ایرج در اصفهان آوازی رو اجرا میکنند و ارکستر موسیقی ملی ایران ایشون رو با با قطعه ضربی و به حالت ترانه دنبال میکند که بسیار جالب هست.گویی آواز حالت دکلمه و نغمگی پیدا میکند .غزل این اواز از سعدی میباشد.
این برنامه با ارکستر مرحوم بدیع زاده و تنظیم خود ایشان اجرا شده.(البته از معدود کارهایی میباشد که با تنظیم خود بدیع زاده اجرا شده)
نوازنده ویلون این اثر "بدیعی" (جزو سبک اول ایشان) و نوازنده قره نی  هم "سلیم فرزان" میباشد.

آواز استاد ایرج و همراهی ارکستر با ریتم ضربی (اصفهان)

اثری به نام عروس شب که تصنیفی بسیار کمیاب هست به شما تقدیم میکنم که استاد ایرج با قدرت هرچه تمامتر و لطافت بینظیر صداشون این اثر رو در مقام دشتی اجرا کردند.بسیار تصنیف روان و زیبایی هست که ارکستر بسیار خوبی ایشون رو همراهی میکنند.متاسفانه این اثر ناقص هست و حدود ۳/۱ آن بهردلیلی نقص دارد و ناکاملست.عذر من رو بپذیرید.تصنیف عروس شب از ساخته های "میرنقیبی" بر روی شعر زیبای "دکتر نیر سینا" میباشد.این اثر با ارکستر رادیو اجرا شده و  تنظیم ارکستر هم بر عهده خود میر نقیبی بوده .

تصنیف عروس شب با ارکستر ملی

با تشکر ویژه از دوست هنردوستم جناب بهداد در ارائه این مطلب

***************************************************

به نقل از مجله هنری اینترنتی قیمی ها:

بانی فیلم: مستند پهلوان آواز با موضوع بررسی زندگی و آثار ایرج خواجه امیری خواننده قدیمی و با سابقه عید فطر وارد شبکه نمایش خانگی می شود.

بهروز خلجی کارگردان این مستند گفت: مراحل تصویر برداری تمام شده، مراحل فنی را انجام می دهیم و فیلم چند روز دیگر آماده نمایش می‌شود، عید فطر و در مراسمی ویژه که مصادف با تولد ایرج خواجه امیری این خواننده قدیمی است از این آلبوم رونمایی می شود. در بخش هایی از این مستند خاطره های اساتید موسیقی از زندگی حرفه ای و خصوصی ایرج روایت می‌شود، همایون خرم، فضل الله توکل، حسن گل نراقی، بیژن ترقی، عماد خراسانی، فرهنگ شریف، زنده یاد محمدعلی فردین، ناصر ملک مطیعی، نصرت الله وحدت و ... در این مستند حضور دارند.

نوشته شده در جمعه بیست و هشتم مرداد 1390ساعت 23:19 توسط آزاده حسینی |
اجرای خصوصی استاد ایرج

این اجرای خصوصی در واقع کاملا خصوصی است و فکر نمی کنم کسی جز آقای نادر آن را در اختیار داشته باشند و برای همین است که این اثر ارزشمند نایاب را به عنوان هدیه ای دیگر به من فرستاده اند تا در وبسایت قرار دهم. واقعا از محبت ایشان به این وبسایت سپاسگزارم. علاقمندان به موسیقی اصیل ایرانی می توانند در این اجرای خصوصی اثری ماندگار را در دستگاه سه گاه با صدای استاد ایرج و با همکاری استادان نوازندگی ایران: علی تجویدی- جلیل شهناز- حسن کسایی بشنوند. این برنامه در شهر اصفهان با همکاری هنرمندان اصفهانی در سال ۱۳۶۵ به صورت بزم خصوصی تهیه شده است. در آغاز برنامه استاد کسایی ضمن معرفی همکاران نوازنده از ایرج به عنوان پهلوان آواز ایران یاد می کنند. یکی از نکات جالب این اثر پیش درآمد زیبا و طولانی آن به مدت ۱۵ دقیقه می باشد.

صدای استاد ایرج نیز با اینکه در آن هنگام بیش از ۷ سال از ممنوع الصدا شدنشان می گذشته بسیار صاف و رسا با همان تحریرهای رعدآسا و غلتان خاص خودش می باشد. در میان برنامه ضربی خوانی بسیار زیبایی هم توسط هنرمندان اجرا می شود. به نظر من گوشه های زیبای درآمد-مویه-مخالف و اشاره به حصار در این آواز اجرا شده اند. البته مطمئنا هنردوستان عزیزی که تجربه و توانایی شان به مراتب بیشتر از من است حتما به کمک من خواهند شتافت تا بتوانم تحلیل کوچک و مختصری از این آواز ارائه بدهم. واقعیتش این است دوستان بسیاری از طرق مختلف از من می خواهند تحلیل هم حتما ارائه بدهم که این کار به تنهایی از عهده من بر نمی آید. انتهای برنامه با چهارمضرب تندی تمام شده است.

برنامه  قبلی که آقای نادر لطف کرده و به من داده بودند (ساقی نامه) با استقبال بی نظیری روبرو شد که هم تعداد بازدیدکنندگان وبسایت ما به طور چشمگیری بالا رفت و هم در مدت یک ماه قریب ۸۰۰ بار دانلود شده است. امیدوارم این اثر جاودانه نیز با استقبال شما دوستان هنرشناس و هنردوست موسیقی اصیل ایرانی روبرو شود.

 بفرمایید دانلود کنید

خاطره........

بنان يا ايرج!
خاطره اي به نقل از ناصر مجرد

هرگاه جسارتی می یافتم و از استاد بنان راجع به ارزش یا کیفیت کار خواننده یا نوازنده ای سوال می کردم،یا جواب سربالا می دادند و یا سعی می کردند،به گونه ای مرا از پافشاری روی سوال خود منصرف کنند.روزی که در خدمت ایشان بودم و قرار بود روی چکاوک و بیداد همایون کار کنیم و ایشان نکات تازه ای را به من گوشزد کنند،ناگهان از رادیو اتاق بغل،صدای ایرج پخش شد و آواز آنقدر قشنگ بود که استاد خودشان فرمودند:چرا نمی پرسی بهترین خواننده ی ایران کیست؟ عرض کردم استاد بنان!با تواضع بسیار گفتند:مگر نمی شنوی چه کسی می خواند؟گفتم چرا، ایرج.گفتند:اگر حسادت نکنی،به نظر من،این جوان،صاحب بهترین صدای آوازی ایران است.من،همیشه آرزو داشتم که صدایی به صافی و وسعت صدای ایرج داشته باشم.اما خداوند سه دانگ صدا بیشتر نصیب ما نکرده است که تا همین جا هم سپاسگزارم.گفتم:استاد!هیچ کس به نرمی و لطافت شما نمی خواند و همه ی بزرگان به این نکته معترفند.گفتند:همه لطف دارند.اما اگر قدرت صدای ایرج با لطافتی که دیگران درباره ی صدای من می گویند،عجین می شد،مجسم کن که بنان چگونه خواننده ای از کار در می آمد.با شیطنت روزنامه نگاری عرض کردم:لابد اگر از آقای ایرج هم بپرسند که صاحب بهترین صدا کیست،خواهند گفت ای کاش من هم به نرمی و لطافت استاد بنان می خواندم!انگار که از این حرف خوششان آمده باشد،خندیدند و گفتند:شیطنت بس است!برویم سر کار خودمان...

به نقل از ناصر مجرد---کتاب برگی از باغ---تالیف ناصر مجرد (با تشکر از دوست بزرگوارم: نادر)

نوشته شده در چهارشنبه پنجم مرداد 1390ساعت 22:51 توسط آزاده حسینی |

تقدیم آوازی قدیمی از استاد ایرج

یک شاخه گل ۳۴۹

ایرج

مجد افتتاح حبیب الله بدیعی

دستگاه شور

نکته جالب در این آواز اجرای کاملا متفاوت استاد ایرج است که نوعی ترکیبی و شنیدنی از آب در آمده است. دوستان اگه می دونن مشخصات دقیق گوشه ها رو بنویسن تا در وبسایت بگذارم.

لینک دانلود یک شاخه گل 349 ایرج

این مصاحبه و آواز بسیار زیبا را نیز آزاده حسینی برایم فرستاده است. مصاحبه و اجرای زنده استاد ایرج در رادیو پس از ۳۲ سال سکوت. در این برنامه آنقدر از استاد و مهارت و برجسته بودن و محبوبیت استاد در میان ملت ایران گفته می شود که بی اختیار اشک در چشمان آدم جمع می شود به یاد آن شکوه و عظمت و محبوبیت بی چون چرای گذشته این آوازخوان برجسته و بی حاشیه موسیقی ایرانی.

از همینجا دانلود کنین

پی نویس: دوستان به اشکال مختلف جویای خانم آزاده حسینی هستند. تنها پل ارتباطی من با ایشان ایمیل است. این دوستان می توانند به ایمیل آزاده پیام خودشان را بفرستند.

نوشته شده در شنبه هجدهم تیر 1390ساعت 22:50 توسط آزاده حسینی |
برای این پست یکی از آثار بسیار شنیدنی و نایاب استاد ایرج رو قرار می دهم که هدیه ای است از طرف دوست و همکار ارجمندمان: آقای نادر. این اثر اجرای گوشه ساقی نامه در ماهور است که به صوفی نامه در اصفهان نیز معروف می باشد.
 
این گوشه در پرده های مینور هست یعنی در گام اصفهان به همین روی نغماتی در اصفهان بیات راجع و عشاق همراه گوشه ساقی نامه یا صوفی نامه توسط استاد ایرج اجرا شده است.
 
امیدوارم بپسندید.
 
 
این هم هدیه ای دیگه از آقای نادر:
 
 
 
نوشته شده در سه شنبه هفدهم خرداد 1390ساعت 22:49 توسط آزاده حسینی |
سلام بر همگی دوستان هنرمند و هنردوست
مطلب ویژه امروز را آقای فرهاد اردکانی دوست دلسوز و علاقمند موسیقی اصیل ایرانی نوشته اند که تقدیم می شود. برنامه آواز را هم ایشان هدیه کرده اند. صمیمانه از ایشان تشکر می کنم.
 
توضیح: فرهاد اردکانی (http://ardekani.mihanblog.com    (ardekani933@yahoo.com
 
درباره سبک نوازندگی استادان عبادی و ورزنده تا کنون سخنان بسیاری گفته شده و بیشتر اهل هنر و ذوق و موسیقی کم و بیش با آن آشنا بوده و هستند. که قدرت مضراب ها در نوازندگی این دو استاد کاملن مشخص و آشکار است. نوازندگی استاد عبادی برخلاف پیشینان خویش دارای مضرابهای شمرده و سکوت های زیبا است و در عین حال می توان به مضرابهای راست قوی اشاره نمود. ویژگی روشن نوازندگی این دو استاد خلاقیت بی اندازه در بداهه نوازی است و استاد ورزنده تا حد شاهکاری در سنتور نوازی پیش رفته چنانکه اگر بگوییم در سبک ویژه اش دفتر سنتور نوازی را خود گشود و بنام خود بست، سخنی به گزاف نگفته ایم!
اما درباره ی سبک خوانندگی نابغه ی آواز ایرانی یعنی استاد ایرج کمتر سخنی به میان آمده که اینجانب در حد بضاعت خود نکاتی را عرض می نمایم.
چنانکه خود استاد هم فرموده اند در هنگام آوازخوانی در گزینش شعر برای آواز وسواس و دقت فراوانی داشتند و به ندرت پیش آمده که یک شعر را در مایه های گوناگون اجرا نمایند و حتا از خواندن شعرهایی که اغلب خوانندگان پیش از ایشان خوانده بودند دوری جسته اند.
نکته ی دیگری که بسیار قابل توجه و اهمیت است نحوه ی ادای کلمات و مصوت های آن است. همانگونه که اهل زبان و ادب می دانند ما در زبان پارسی 6 مصوت داریم که 3تای آن کوتاه و 3تای دیگر بلند است و همچنین 23 صامت. مصوت های اَ – اِ- اُ مصوت های کوتاه و  ای-آ-او مصوت های بلند هستند. اما نکته ی مورد اشاره ی بنده دقیقن همینجاست. به آوازی که از استاد ایرج در این پست و پست پیشین گذاشته شده رجوع کنید. استاد ایرج تمایل زیادی در اجرای تحریر روی مصوت های بلند به ویژه " آ " دارند و از اجرای تحریر روی مصوت های کوتاه بخصوص " اَ " و " اِ " به شدت پرهیز می نمایند و در عوض نوانسهایی موزون و دارای ریتمی مبتنی بر رویه ی کلی آواز به سبک آواز زورخانه ای اجرا می کنند (نوانس ها یا کشش های که برخی از خوانندگان آن را به صورت بسیار ساده و ثابت اجرا می کنند) که در آوازخوانان پیش از ایشان کمتر مشاهده یا اصلن دیده نشده و این شناسنامه ای برای سبک و صدای ایشان به حساب می آید. زیاد وارد بحث ادبیات و زبان نمی شویم چون از حوصله ی این نوشتار خارج است اما آنچه از نظر زیبایی شناسی در زبان متصور است این است که تاکید روی مصوت های بلند برای آواز و شعرخوانی لطافت و زیبایی دیگری دارد دست کم می توان به این نکته اشاره کرد که در آوازخوانی تاکید و تکیه روی این مصوت ها مخصوصن " آ " برای ادا و اجرای تحریر به آواز روحی طرب انگیز می بخشد. افزون بر اینکه استفاده از سبک زورخانه ای  این سبک کهن آوازخوانی به برخی از آوازهای ایرج نوعی روح حماسی القا می نماید. گواه این مدعا همین اثر اجرا شده در سه گاه است که پیش روی دارید.
گفتن این نکته ضروری است که این نوشته دلیلی بر برتری یا نقصان هیچ سبک و مکتبی نبوده و نیست و تنها تفاوت سبک را نمایان می سازد حال کدام پسندیده تر است نظر فرموده ی اساتید خواهد بود.

 (برگ سبز شماره ی 267)/ تفسیر گوشه ها از سرکار خانم آزاده حسینی flowersiraj@gmail.com. همچنین با تشکر از ایشان.

آواز در مقام سه گاه

دانلود

با همکاری استادان: ایرج- احمد عبادی (سه تار)- ورزنده (سنتور)- حسن ناهید (نی)- جهانگیر ملک (تنبک)- اشعار متن برنامه از: وحشی بافقی- غزل آواز از: سلمان ساوجی- گوینده: فیروزه امیرمعز

همانطور که دوستان می دانند، دستگاه سه گاه به طور کلی از نغمه های زیر تشکیل می شود: درآمد، زابل، مویه، شکسته مویه، حصار، مخالف، مغلوب، حدی و پهلوی، مثنوی مخالف. توضیح در باره ی گام سه گاه:اگر نت پنجم گام شور را ربع پرده کم کنیم، گام شور تبدیل به گام سه گاه می شود. دو فرق عمده ای که گام سه گاه با شور و همایون دارد این ست که این گام دارای دو ربع پرده است. تونیک این گام همیشه ربع پرده است و روی پرده های بکار و دیز یا بمل گام بسته نمی شود.

شروع برنامه با مخالف سه گاه. سه تار شنیدنی و دلربای استاد احمد عبادی. فرود به درآمد سه گاه مقدمه سه گاه با سنتور و نی - چهارمضراب در ریتم 8/6

شروع درآمد سه گاه با یک تحریر رعدآسا از استاد ایرج

شعر:

یارم به وفا وعده بسی داد و جفا کرد          هر وعده که یارم به جفا داد وفا کرد (درآمد)            

ادامه آواز به صورت ضربی خوانی

شعر:

یارم به وفا وعده بسی داد و جفا کرد          هر وعده که یارم به جفا داد وفا کرد    (درآمد)

شعر:

هر جور که دیدم ز جهان به ز وفا بود        این بود جفایش که مرا از تو جدا کرد     (مویه)

تحریر استثنایی مخالف سه گاه

شعر:

سلمان اگر از عشق بنالد مکنش عیب      با او غم عشق تو چه گویم که چها کرد  

(مخالف سه گاه و گریز به حصار)- ادامه ی آواز با تحریر مغلوب

شعر:

یارم به وفا وعده بسی داد و جفا کرد          هر وعده که یارم به جفا داد وفا کرد

(شکسته مویه و فرود به سه گاه)  

نوشته شده در سه شنبه ششم اردیبهشت 1390ساعت 22:48 توسط آزاده حسینی |

سلام دوستان!

با تبریک نوروز باستانی. علی هستم. مدیر جدید این وبلاگ. خانم آزاده بار سفر را بستند تا مرا خانه نشین این وبلاگ زیبا بکنند! من آزاده را در حد بالایی قبولش دارم و اگر مطلبی که می نویسم پختگی یا تبحر قلم او را با خود ندارد، بر من خرده نگیرید بلکه کمکم کنید تا این بار گران را صحیح و سالم به مقصد برسانم. دوستان ارزشمند که افتخار آشنایی با آنها را ندارم کمک کنند تا کاستی ها برطرف و محاسن تقویت شوند. همگی کسانی که به این سایت مراجعه می کنند، اهل موسیقی و هنر اصیل ایرانی هستند و مخصوصا دوستدار صدای ایرج خواننده خوش صدا و محبوب مردم ایران. کمک کنید تا بیشتر و بهتر این آوازخوان مشهور و خوشنام را به جوانان بشناسانیم. آوازهای نایاب یا کمیاب ایرج را اگر می توانید در اختیارم قرار دهید تا در وبلاگ منتشر کنم و در حد توانم ردیف های آن را برایتان معرفی کنم. در آغاز هم یکی از برنامه های بسیار موفق ایرج را که هنوزم که هنوز است پس از این همه سال مورد زمزمه دوستداران موسیقی اصیل ایرانی است، تفسیر و در اختیارتان قرار می دهم. با امید به این که این هدیه بهاری را در آغاز سال نو از من بپذیرید.

برای تماس با من می توانید به ایمیلم ali_aseel75@yahoo.com پیام ها، مطالب یا آوازهای خودتان را بفرستید. سپاس!

گل های تازه برنامه شماره 109

با همکاری هنرمندان: ایرج

لطف الله مجد، حبیب الله بدیعی، پرویز یاحقی، آبتین جلالی

اشعار از: شهریار

گوینده: رضا معینی

صدابردار: محمود امینی

دستگاه برنامه: مایه افشاری

ایرج این برنامه را با دکلمه رضا معینی آغاز می کند و سپس در شعری با این مطلع:

ای دل هنوز آن سنگ دل با ما نمی گوید سخن

آخر تو هم ما را بهل یک دم به حال خویشتن

درآمد مایه افشاری را اجرا می کند.

پرویز یاحقی و مجد نیز وی را همراهی می کنند. در شعری با این مطلع:

ماها پری رویا سخن با من نمی گویی چرا؟

آخر من از دیوانگی با ماه می گویم سخن

گوشه ای از افشاری که بسیار رایج است به نام جامه دران با تحریری جاندار اجرا می شود.

دکلمه رضا معینی پس از آن ادامه می یابد تا قطعاتی مجددا نواخته شود. گوشه دلفریب عراق را ایرج با تحریری بسیار زیبا روی این بیت می خواند:

پیمانه مستان تو را بشکست پیمان تو را

هشیار باش و بشکن این پیمانه پیمان شکن

یادآوری می کنم که ایرج این بیت را عالی اجرا می کند و می شود گفت تبحر خود را به خوبی نشان می دهد.

سپس چهار مضرابی نواخته می شود که با تحریری جانانه از ایرج همراه می شود تا از عراق به خود گوشه افشاری فرود انجام گیرد.

با اینکه این برنامه در مثنوی افشاری نیست، اما روی بیت های:

آرزوی جان کنم تا نثار چون تویی جانان کنند

خیز چون باد صبا دامن کشان تا همه آفاق گلریزان کنند

درد عشق ما دوای دردهاست گر چه نامش درد بی درمان کنند

      عشرت آن باشد که اهل وجد و حال با هوای وصل در هجران کنند

نوعی از مثنوی خوانی در همان مایه افشاری اجرا می گردد. این برنامه با نام "شکرین پسته خاموش" نیز معرفی شده است.

برای دانلود از اینجا اقدام کنید

با سپاس از سایت:

http://nedayegolha.mihanblog.com

برای انتشار این اثر.

نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اسفند 1389ساعت 22:46 توسط آزاده حسینی |

اجرای خصوصی اساتید: گلپا و ایرج

با سلام و درود

در غیاب دوست و همکار ارجمندم سرکار خانم آزاده حسینی بنده (فرهاد رحیمی) افتخار این را دارم که در خدمت شما سروران گرامی باشم و این وبلاگ وزین را با یک اجرای خصوصی از دو استاد مسلم آواز و موسیقی ایران: ایرج و گلپا به روز نمایم.امیدوارم که خانم حسینی هر چه سریعتر برگشته و دوباره کار به روز رسانی این وبلاگ وزین را بر عهده بگیرند و ما هم مثل همیشه شاهد مطالب عالی و فنی ایشان باشیم و استفاده نماییم. تحلیل آواز ها را نیز خانم حسینی بعد از بازگشت در همین پست تقدیم علاقمندان خواهند کرد. امیدوارم که این برنامه مورد توجه عزیزان و علاقمندان به موسیقی اصیل و فاخر ایرانی قرار بگیرد.موفق و پیروز باشید:

لینک دانلود:

اجرای خصوصی اساتید: گلپا و ایرج

 لینک دوم برای دانلود:

http://www.4shared.com/audio/LkNHYR30/ejraie_khososi-golpa_va_iraj.html

 یا

https://www.4shared.com/audio/LkNHYR30/ejraie_khososi-golpa_va_iraj.html

و این هم هدیه ای از آقای آقای ذبیح الله وبلاگ بانو مهستی کاری از مهستی

 توضیح: با سلام و تشکر فراوان از دوست ارجمندم آقای رحیمی به خاطر زحمات بی دریغ ایشان در این وبلاگ (که متعلق به خودشان است) متاسفانه من به علت گرفتاری های زیاد تا مدتی در خدمت نخواهم بود و زحمت آپدیت وبلاگ بر عهده دوست ارزشمند آقای رحیمی و نیز دوست خوبم  آقای علی خواهد بود. با تشکر دوباره از همگی دوستان و علاقه مندان موسیقی راستین ایرانی:

آزاده حسینی

نوشته شده در سه شنبه سوم اسفند 1389ساعت 22:45 توسط آزاده حسینی |
تحلیل گوشه های برنامه یک شاخه گل

ضمن تشکر دوباره از همه دوستان عزیزی که با عشق به ایرج و گلپا و سایر استادان موسیقی و آواز اصیل ایرانی بر رونق این وبلاگ می افزایند، تحلیل این پست را که مورد درخواست همکار ارجمند جناب شبدیز می باشد تقدیم می کنم. قبلا تولد استاد ایرج را با اندکی تاخیر (به علت گرفتاری های معمول) تبریک عرض می کنم. نکته جالب این است که گوینده در اعلام برنامه نام استاد فرهنگ شریف نوازنده تار این برنامه را از قلم می اندازد.

یک شاخه گل شماره 406

دستگاه شور

با هنرنمایی استاد آواز ایران: ایرج

با همکاری زنده یاد استاد پرویز یاحقی و استاد فرهنگ شریف

اشعار: مجد همگر و  اوحدی مراغه ای

آهنگ از: استاد جواد معروفی

غزل آواز: رنجی

گوینده: بانو فیرزه امیر معز

 

تحلیل گوشه های آواز:

مقدمه شور

اجرا توسط ارکستر در وزن یا ریتم  4/4

پیش درآمد شور: توسط ویولن و تار در ریتم 4/2

و در ادامه تبدیل به چهار مضراب با ریتم 8/6

شروع آواز و آغاز درآمد شور با تحریر

شعر:

ما زنده به عشقیم فنا را نشناسیم

شایسته دردیم دوا را نشناسیم

درآمد دوم شور

شعر:

بی پرده فتادیم در آغوش تو ای گل

چو ن شبنم پاکیم حیا را نسناسیم

گوشه دشتی

شعر:

هر کس به دری جبهه تسلیم نهادست

ما جز سر تسلیم و رضا را نشناسیم

فرود به شور و تحریر

دکلمه و آهنگ پایانی

از اینجا دانلود کنید

دانلود گل های رنگارنگ ۴۷۶ ایرج (تصویری)

دانلود گل های رنگارنگ ۵۶۰ مهستی (تصویری)

هدیه هایی از پاپک (frankchello@gmail.com)

 

نوشته شده در دوشنبه چهارم بهمن 1389ساعت 22:42 توسط آزاده حسینی |
تحلیل برنامه خصوصی

۱- با سلام. در وهله ی نخست از همه همکاران ارجمند که به انحا مختلف با این وبلاگ همکاری می کنند، مخصوصا فرهاد رحیمی، علی سمراد، سعید دهدار، سعید انصاری، شبدیز و نادر و دیگر دوستان تشکر می کنم. از آقای رحیمی باید تشکر ویژه ای داشته باشم که بار هماهنگی بخش نظرات را فروتنانه بر دوش می کشند.

2- از هک شدن وبلاگ "گلها" یکی از بهترین و سازنده ترین منابع موسیقی اصیل ایرانی در اینترنت ناراحت و اندوهگین شدم. امید من و همه این است که آقا سعید طرحی نو در اندازند و همچنان به تلاش بی توقع خود در زمینه موسیقی ادامه دهند.

3- در هنگامی که من نیستم، گروهی از دوستان به بحث ایرج-گلپا-شجریان روی می آورند که سوژه ای قدیمی و نخ نما شده است. از همه علاقه مندان به موسیقی فاخر ایرانی خواهش می کنم به این بحث های بی حاصل و کدورت بار خاتمه بدهند. علاقه مند واقعی موسیقی –همانطور که بارها گفته ام- به تفکیک و تمییز خوانندگان و خط کشی بین آنها نمی پردازد، زیرا همه آنان با مساعی همدیگر موسیقی ایرانی را سرپا و زنده نگه داشته اند.

برنامه امروز آوازی ارزشمند در سه گاه از استاد ایرج است که به طور خصوصی اجرا شده است. امیدوارم مورد توجه قرار گیرد.

 برنامه خصوصی

نوای استاد آواز ایران: ایرج

همنوازی ویلون و قانون

 در مقام سه گاه

درآمد سه گاه در ریتم 4/2، تحریر

بگیر از تن من رنگ خستگی ها را

گشای بر دل من قفل بستگی ها را

زابل/ فرود

تمام هستی من جمعه مه آلودی است

که می تند ز درون تار خستگی ها را

مویه/ تحریر چکشی

من از بهار تو گل کرده ام بمان با من

که بی تو تاب نیارم گسستگی ها را

کرشمه

به من نگاه کن ای چشم های آرامش

ببین بر آیینه من شکستگی ها را

مویه/ اشاره به گوشه حزان/ تحریر

درخت وار من کی شکوفه خواهی کرد

که باغ جشن بگیرد خجستگی ها را

مخالف سه گاه/ تحریر مخالف

همیشه همسفر باد بودم هومن

چو برف میل نکردم نشستگی ها را

مویه 2/ فرود به درآمد سه گاه با تحریر

این برنامه هدیه ی آقای سعید دهدار/ مدیر محترم وبلاگ  آوای ایرج می باشد.

از اینجا دانلود بفرمایید.

 

نوشته شده در چهارشنبه یکم دی 1389ساعت 22:40 توسط آزاده حسینی |

با سلام.

در مطلب امروز چند نماهنگ زیبا از استاد ایرج را تقدیم می کنم.

از اینکه در این پست به علت نداشتن وقت کافی تحلیلی ارائه نکرده ام از دوستان عذرخواهی می کنم.

امیدوارم بتوانم به زودی تحلیلی دیگر از آوازهای اصیل ایرانی را تقدیم کنم.

این نماهنگ ها اثر هنرمندانه ی همکار و دوست عزیزم  پاپک می باشند.

هدیه ی اول:

نماهنگ بسیار زیبای گل های رنگارنگ ۵۴۹ (چهارگاه) با تصاویر زیبایی از استادان ایرج-گلپا و... که در پست قبلی آن را تحلیل و ارائه کردم.

نماهنگ آواز

هدیه ی دوم:

نماهنگ ترانه ی زیبا و بسیار قدیمی زمزمه چوپان (مربوط به سال ۱۳۳۹)

ترانه (1)

هدیه ی سوم:

نماهنگ ترانه ی شاد و ریتمیک "به کس کسونت نمیدم" استاد ایرج که در اوج جوانی خوانده اند.

ترانه (2)

 

نوشته شده در سه شنبه هجدهم آبان 1389ساعت 22:37 توسط آزاده حسینی |

تحلیل گـلـــهای رنـگارنـگ شماره 549 

(این برنامه در سال های اخیر مجددا با عنوان بزم عاشقان با همکاری استاد اکبر گلپایگانی منتشر شده است).

 آهنگ: درچــهار گـاه (DO) 

آواز: استاد ایرج

ترانه: بانو مرضیه 

با همکاری استادان: جهانگیر ملک و فرهنگ شریف

بدون شک این آواز یکی از شگفت انگیزترین اجراهای آوازی چهارگاه تاریخ است! جسارت و شهامت بی نظیر استاد ایرج در مدگردی و تعویض گوشه ها و پاساژ با آن اعتماد به نفس مثال زدنی گویای این حقیقت هستند. معمولا خوانندگان در این موارد ریسک نمی کنند و چهارچوب های رایج را رعایت می کنند تا مبادا از دستگاه خارج شوند، اما استاد ایرج با تبحر و آرامش کامل این کار را انجام می دهند. دقت در گوشه های خوانده شده در این آواز می تواند گفته های ما را تصدیق نماید.

تحلیل گوشه ها و ابیات:

مقدمه چهارگاه (تار) در ریتم 6/8

شعر:

آرزو دارم که باز آن روی زیبا را ببینم

آن سر و آن سینه آن بالای رعنا را ببینم

شروع آواز از درجه چهارم چهارگاه و اشاره به مویه

شعر:

پیش پای خویش را آسان نمی بینم کجایی

چلچراغ (ای چراغ) زندگی تا عرش اعلا را ببینم

اشاره به مخالف و مویه

تحریر مسلسلی و چکشی و فرود به گوشه منصوری

شعر:

با من وحشی نمیدانم چه کردی کاین زمان من

بهـر دیدار تو خواهم جمله دنیا را ببینم

منصوری

شعر:

رخصتم ده تا نهان از مردمان آیم به سویت

وان اشارت های گرم عشرت افزا را ببینم

گوشه ی زابل منصوری که در اینجا بسیار نزدیک به گوشه کم استفاده شده ی پس حصار خوانده شده است. (البته برای نخستین بار است که من این گوشه را در آوازی می شنوم و نمی دانم آیا استادان دیگر نیز آن را به کار برده اند یا نه).

نکته: منصوری گوشه مشترک بین چهار گاه و همایون می باشد و از این گوشه در مرکب خوانی و مدگردی استفاده می شود.

دانلود گل های رنگارنگ 549

نوشته شده در یکشنبه چهارم مهر 1389ساعت 22:36 توسط آزاده حسینی |
آواز مرکب همایون

سلام و درود بر دوستان! 

و تشکر ویژه از فرهاد عزیز/ وبلاگ گلپا به جهت مدیریت بخش نظرات وبلاگ در مدتی که نبودم.

به زودی با مطلبی جدید در خدمت خواهم بود. 

اما در این مدت ظاهرا برخی دوستان ناآگاه عرصه ای برای تاخت و تاز و اهانت های آشکار بر علیه دو استاد محبوب آواز و موسیقی ایرانی (ایرج و گلپا) باز کرده و با بکارگیری واژه های نامیمون آنها و شخصیت شان را در فضای مجازی به چالش کشیده اند. این دوستان کار را به آنجا رسانده اند که به خود اجازه می دهند آثار این دو هنرمند محبوب و میهنی را به بوته ی نقد بسپارند. هرچند نقد به خودی خود عملی نکوهیده نیست و همه ی انسان ها -اعم از هنرمند و غیر هنرمند- نقدپذیرند اما چنین نقادی هایی در شرایط و جایگاه کنونی موسیقی کشورمان -حتی اگر صحیح باشند- ره به جایی نخواهند برد چرا که این دوستان فضا و عرصه فراوانی برای نقد  دارند، از وضعیت آشفته ی موسیقی گرفته تا ورود و هجوم موسیقی های هیستریک و حتی چرایی ممنوعیت صدای بانوانی که هر لحظه ممنوعیت آوای آنها معادل ضربه ای بی برگشت و جبران نشدنی بر پیکر رنجور موسیقی کشور می باشد. سوالی من از این دوستان متعصب این است: آیا واقعا اینک زمان زیر سوال بردن شخصیت و جایگاه هنری هنرمندانی چون ایرج و گلپاست؟ آن هم در زمانی که غیر از ایرج و گلپا و شجریان و چند آوازخوان دیگر اصلا هنرمندی در این حد (هم از لحاظ محبوبیت و هم از نظر کمیت و کیفیت اجراهای آوازی) در کشور باقی نمانده است! مثلا کسی می داند نادر گلچین یا عبدالوهاب شهیدی کجایند؟ محبوبیت فاکتوری بسیار مهم و تاثیرگذار در زندگی هنرمندان است. واقعا گناه و تقصیر ایرج یا گلپا چیست که هنوز هم پس از سپری شدن سه دهه همچنان در دل و جان و روان مردم جاری هستند؟ شجریان هم همینطور. من امروز مشاهده کردم تعدادی از دوستان نیز در مقام مقایسه به تحلیل متقابل و در واقع به چالش کشیدن آثار استاد شجریان پرداخته اند تا هم پاسخگوی آن دوستان متعصب باشند و هم نشان دهند که در رقابت چیزی کم از آنان ندارند! به نگر من این برداشت همانقدر اشتباه است که رویکرد آن دوستان علاقمند به استاد شجریان. من حتی اگر به مرحله ای رسیده باشم که بتوانم آثار شجریان را به عنوان رقیب همیشگی ایرج و گلپا نقد کنم، به خود این اجازه را نخواهم داد! جایگاه شجریان آنقدر در موسیقی اصیل ایرانی بالاست که حتی فالش خواندن ایشان مزه و نمک خاص خود را دارد! من نمی توانم ایرج و گلپا را نقد کنم به این دلیل ساده که زیر سوال بردن آثار گرانبها و بی مانند آنها همانا تحقیر آواز و تاریخ آن است! این احساس باید در باره آثار همه بزرگان موسیقی در ما وجود داشته باشد تا به واقع موسیقی و هنر را درک کنیم! کسی که به موسیقی اصیل علاقه دارد و خود نیز صاحب اصالت است، به این راحتی نمی تواند خواننده های بزرگ کشور را به سخره گیرد! کسی که زبان موسیقی را یاد گرفته باشد، همواره با انبوهی از احساس و لطافت، نگاهی منطقی به آن خواهد داشت. با نگاه منطقی می توان روشی موجه و علمی را برای تحلیل به کار بست. ولی در این بین نمی شود بی طرف نبود اما داوری کرد! به قول هنرشناس بزرگ استراوینسکی در تحلیل موسیقی باید ابعاد فردی و شخصی را حذف نمود و خود را در مکانی حس نمود که نه به سمت راست سوق دارد نه چپ. کوتاه سخن اینکه به عنوان یک علاقمند موسیقی اصیل ایرانی از دوستان ارجمند که همگی شیفته ی موسیقی و فرهنگ این سرزمین هستند درخواست می کنم با پالایش ذهن خود در اندیشه ی ارتقای موسیقی اصیل باشند نه تحقیر و تمسخر هنرمندان صاحب نام خواه طرفدار ایرج و گلپا هستند خواه دوستدار صدای شجریان.......

1-  تحلیل گل های رنگارنگ، برنامه ی شماره 480

با هنرنمایی استاد آواز ایران: ایرج

همخوان ترانه: سیما بینا

با همکاری استادان: پرویز یاحقی، جلیل شهناز و امیر ناصر افتتاح

آهنگ (مرکب همایون) از: مهدی خالدی

شعر ترانه از: رهی معیری

غزل آواز : رهی معیری؟

گوینده: فیروزه امیر معز

 آغاز برنامه با ترانه ی زیبا، غافلگیر کننده و به یاد ماندنی بانو سیما بینا به نام: "رسم یاری" با تحریرهای منظم، بی نقص و کاملا شفاف که نشانگر تسلط عالی خانم سیما بینا بر تحریر موسیقی ایرانی می باشد، آغاز می گردد. برجستگی تحریرهای سیما بینا در این ترانه هماوایی کم نظیری با ترکیب بندی و بار معنایی فوق العاده قوی شعر آن دارد. این تحریرها با تکیه (استرس) روی بخش انتهایی ردیف مصراع (مثال: .... که من دارم) به صورت بسیط و خرده تحریر به زیبایی هر چه تمام تر اجرا می شوند.

شعر ترانه:

نداند رسم یاری بی وفا یاری که من دارم

به آزار دلم کوشد دل آزاری که من دارم

و گر دل را به صد خواری رهانم از گرفتاری

دل آزاری دگر جوید دل زاری که من دارم

گهی خاری کشم از پا گهی دستی زنم بر سر

به کوی دلفریبان این بود کاری که من دارم

ز پند همنیشن درد جگر سوزم فزون تر شد

هلاکم می کند آخر دل آزاری که من دارم

رهی آن مه به سوی من به چشم دیگران بیند

نداند قیمت عشقم خریداری که من دارم

دکلمه شعر:

تا دل نسوختم دل گرمی نیافتم

افسرده آنکه سینه به داغ جفا نسوخت

ننهاد تیغ جور ز چرخ تا مرا نکشت

ننشست آتش غضبش تا مرا نسوخت

همنوازی ویلون و تار در درآمد همایون

تحلیل گوشه های آواز :

آغاز برنامه با تحریر 

شعر:

آرام تو رفتار به سرو چمن آموخت

تمکین تو شوخی به غزال ختن آموخت

مکث ملایم روی مرکب سه گاه و برگشت به درآمد همایون

شعر:

رنگین چو گل از می به شبستان شدی و

شمع از شعله رخسار تو افروختن آموخت

مصراع اول درآمد و مصراع دوم مرکب به گوشه ی موالیان یا یتیم سه گاه

شعر:

افروختن و سوختن و جامه دریدن

پروانه ز من شمع ز من گل ز من آموخت

گوشه ی بیداد

تحریر استثنایی گوشه ی بیداد با مکث روی نت سل (نت شاهد)

اشاره به گوشه ی شوشتری و فرود به همایون

دانلود آواز از اینجا: بفرمایید

2-    دانلود برنامه تصویری گل های رنگارنگ شماره 491 (یا 491 ب)

اثر همکار هنرمند عزیز: پاپک

تقدیم به شما

3-    ارائه ی ترانه ای بسیار قدیمی، زیبا و نایاب از استاد ایرج به نام "بر تو بود مبارک" با همکاری استاد اسدالله ملک

از اینجا دانلود کنید

نوشته شده در دوشنبه یکم شهریور 1389ساعت 22:34 توسط آزاده حسینی |

1-   تحلیل گل های رنگارنگ

برنامه شماره ی 491 ب

ترانه از: تسلی شیرازی

اثری تکرار نشدنی از استاد آواز ایران: ایرج

با همکاری استاد: اکبر گلپایگانی (تحلیل آواز گلپا ارائه نشده است)

ترانه: بانو سیما بینا

با همنوازی استادان:

همایون خرم، فرهنگ شریف، فریدون حافظی و جهانگیر ملک

اشعار متن برنامه از: امینای نجفی، اهلی شیرازی، ایرج میرزا، بی کس، بهایی عامری

غزل آواز از: حافظ

گوینده: آذر پژوهش

آهنگ: ماهور از مهدی خالدی (با مکث بر دستگاه راست پنجگاه)

دکلمه همراه با همنوازی استثنایی ارکستر و چهارمضراب ماهور:

فریب نکهت گل خوردم و ندانستم           

که هر نفس به مشامی کند هماغوشی

کجا شد آن همه مهری که داشتی    

که اکنون به خاطرت نرسم گر شوم فراموشی

ای نخل آرزو لب لعلت طبیب کیست؟          

پرورده ای عجب رطبی، تا نصیب کیست؟

هر جا که عاشقیست، فلک در کمین اوست    

آه این حسود سنگدل آخر رقیب کیست ؟

وه چه خوب آمدی صفا کردی

چه عجب شد که یاد ما کردی؟

بی وفایی مگر چه عیبی داشت؟           

که پشیمان شدی و وفا کردی

دل به یار بی وفای خویشتن

دادم و دیدم سزای خویشتن

زخم فرهاد و من از یک ریشه بود

او به سر زد من به پای خویشتن

تحریر زیبای درآمد در گام بالا

شعر:

بالا بلند عشوه گر نقش باز من                               

کوتاه کرد قصه زهد دراز من

درآمد ماهور (تحریر)، (ماهور چپ یا به عبارت علمی تر ماهورمعروف به (fa با اشاره به گوشه  راست

تحریر بلبلی

چهارمضراب ویلون

شعر:

دیدی دلا که آخر پیری و زهد و علم                

با من چه کرد دیده معشوقه باز من

شکسته

تحریر شکسته در پرده ي بالا يا اوج

شعر:

بر خود چو شمع خنده زنان گریه می کنم    

تا با تو سنگدل چه کند سوز و ساز من

گشایش

داد

و فرود به درآمد ماهور

  دانلود آواز

2-   هدیه ای برای شما

برنامه گل های تازه شماره ی 8- با اجرای استاد ایرج

به صورت تصویری

اثر هنرمندانه ی: پاپک

از اینجا دانلود کنید

به زودی: تحلیل گل های رنگارنگ شماره ۴۸۰

نظر به درخواست تعدادی از عزیزان خواننده به زودی این آواز را تحلیل خواهم کرد.

گزیده ای از نظرات دوستان وفادار وبلاگ (با توجه به اظهار لطف بی شمار دوستان علاقمند به موسیقی اصیل ایرانی به این وبلاگ ناقابل و ارائه بحث های اغلب چالش برانگیز و جدی از این به بعد گزیده ای از نظرات دوستان را دستچین کرده و در وبلاگ قرار خواهم داد. البته باید پیشتر از دوست گرانقدرم آقای نادر تشکری ویژه داشته باشم که در غیاب من با دانش زیاد موسیقایی خود جور پاسخگویی به سئوالات دوستان را می کشند).

نادر: پنجه یاحقی بی نظیر ترین پنجه برای ویولون ایرانی هست و آرشه کشی یاحقی تمیز و البته پر از لرزش و اما قوی! این هست که خیلی جالبه که پر از لرزش و قوی باشه.من اصطلاحا میگم ویولون یاحقی صدای برررررررررر میده.ملک خیلی شیشه ای و پر احساس میزد اما تنها مشکلی که آرشه کشی ملک داشت این بود که گاهی صدای قژ شدیدی میداد.بخاطر همین ارشه کشی ملک در ویولون معیار نیست و همچنین اکثرا با سر آرشه میزد که این از طریق گوش کردن مشهوده.تنها کسی که روی آرشه های ایرانی و تنظیم آرشه ها در هر قطعه به خوبی کار کرده بدیعی بود.به خاطر همین گاهی به آرشه ده متری هم معروفه...

نادر: دلکش خیلی قشنگ تحریر اجرا می کرد و خیلی زیبا میخوند اما یک خواننده زن نبود.دلکش از نظر من مرد بود.خب پوران و الهه در ترانه بهترین تحریرها و جنس صدا رو داشتند اما نه در آواز.یکی از زیباترین تحریرهارو حمیرا داشت به عنوان یک زن و حنجره زن.تورو خدا این آواز برنامه گلهای حمیرا رو گوش کنید.شما گوش نمی کنید. حرف دیگران رو به من منتقل می کنید.بله حمیرا یه عیب اساسی شاید بشه گفت داشت اونم من اصطلاحا بهش میگم ضجّه.

هوشنگ: بدون کمترین شک و شبهه‌ای و بدون هیچ حس متعصبانه و غیرمنطقی اگر قرار باشد که نام پنج موسیقی‌دان برجسته‌ی تاریخ موسیقی ایران را نام ببریم، از نام محمدرضا شجریان به راحتی نمی‌توانیم بگذریم. درواقع باید گفت که نام شجریان و موسیقی ایرانی به‌نوعی به‌هم گره خورده است... این را حق مسلم او هم می‌توان دانست. تلاش و کوشش و ممارست جدی به علاوه استعداد و خلاقیت و ذهن فعال از هر شخصی یک استثنا به وجود می‌آورد، آن‌گونه که از حافظ و سعدی و فردوسی و باربد و نکیسا و شاملو و اخوان و پایور و صبا و... به وجود آورد.

امیر: ... به راستی هم حیات هر هنری در گرو " به روز بودن " و سرشار شدن از اندیشه و نو آوری - به گونه ای که هویت و اصول آن حفظ گردد - است. و این نوآوری ها به غایت در اجرا های این دو استاد ارزنده آشکار است لیکن می پذیرم که نو آوری در هر فن و هنری در ابتدای امر برای بسیاری از افراد که هنوز در جمود ذهنی خویش دست و پا می زنند ، گناهی نا بخشودنی ست. آنچه ایرج و گلپا کردند نمونه ی بارز همین نو آوری با حفظ هویت هنر اصیل و کلاسیک پارسی ست. هر چند که به دلیل ذات تعالی طلب هنر! بی شک اجراهای این دو استاد عاری از هر گونه ضعف و خطایی نیست. که اگر روزی جز این بپنداریم ادامه ی حیات این هنر عبث است!

رضا: می دانید انگیزه اصلی این کسانی که می آیند و ماموریت دارند بر علیه زیبایی (گلپا و ایرج) قلم فرسایی کنند چیست؟ این قلم فرسایی در این زمان و این مکان یعنی توجیه اشتباهات جبران ناپذیر گذشته (توجیه خیانت به هنر). آنان کاملا واقف هستند که همگان متوجه زشتی کارشان شده اند. ولی هنوز جرات به گردن گرفتن نقش شان در تبانی برای خانه نشین کردن گلپا و ایرج را ندارند و هنوز در گرداب عذاب وجدان دست و پا می زنند. در صورتی که نام شان برای همیشه نه به عنوان هنرمند بلکه به عنوان هنربند (به بند کشیدن هنر) در تاریخ ثبت شده است.

 

نوشته شده در پنجشنبه هفتم مرداد 1389ساعت 22:33 توسط آزاده حسینی |

1-   تحلیل قدیمی ترین کنسرت استاد ایرج 

این کنسرت استثنایی مربوط به سال 1339 یعنی دقیقا 50 سال (نیم قرن) پیش است! هدیه ای ارزنده تقدیم به دوستداران موسیقی ناب و فاخر ایرانی. 

شعر:          

منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن   

منم که دیده نیالوده ام به بد دیدن   

(درآمد شور)

شعر:

وفا کنیم وملامت کشیم وخوش باشیم

که درطریقت ما کافریست رنجیدن

(درآمد شور)

شعر:

مراد دل زتماشای باغ عالم چیست

به دست مردم چشم از رخ تو گل چیدن

(گوشه ی رضوی)

همنوازی ویلون

تحریر بی نظیر رضوی

شعر:

به می پرستی از آن نقش خود زدم برآب

که تا خراب کنم نقش خود پرستیدن

(فرود به شور)

****************************************

2- تحلیل برنامه گل های رنگارنگ  b574

با همکاری استادان:

اکبر گلپایگانی، محمدرضا شجریان، الهه، احمد عبادی، مجید نجاحی، جهانگیر ملک

آواز: دشتی

آهنگ از: بزرگ لشکری

ترانه سرا: بیرن ترقی

اشعار: رهی معیری، سعدی، هوشنگ ابتهاج (ه.ا. سایه)

غزل آواز: فروغی بسطامی و رهی معیری

گوینده: روشنک

تحلیل آواز استاد گلپا در وبلاگ گلپا ارائه شده است.

تحلیل آواز شجریان

درآمد دشتی با تحریر     

شعر:

بار محبت ازهمه باری گران تر است

وانکس کشد که از همه ناتوان تر است

(درآمد دشتی)

(تحریر بیات راجه)

شعر:

دوست شرح اشتیاق دهد درحضور دوست

بیچاره ای که از همه کس بی زبان تر است

(بیات راجه)

شعر:

هر دم به تلخ کامی ما خنده می زند

شکر لبی که از همه شیرین زبان تراست

(ادامه گوشه ی بیات راجه)

(گوشه ی اوج یا عشاق با تحریر)

شعر:

دانی که من ز محفل آن شمع چیستم

پروانه ای که از همه آتش به جان تراست

(گوشه ی اوج )

تحریر عشاق اشاره به قرچه

شعر:

کی می دهد ز مهر به دست من آسمان

دست مهی که از همه نامهربان تر است

(گوشه ی قرچه)

تحریر قرچه وفرود به درآمد

دانلود آواز ایرج:

دانلود آواز شجریان و گلپا

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم خرداد 1389ساعت 22:30 توسط آزاده حسینی |
هدیه بهاری وبلاگ

هدیه ی ویژه ی بهاری به دوستداران صدای استاد ایرج:

دانلود نماهنگ (تصویری) یک شاخه گل شماره ۴۴۹

از اینجا دانلود کنید:بفرمایید

اثری ارزنده از هنرمند گرامی و دوست ارجمندم: پاپک

+++++++++++++++++++++++++

تحليل يك شاخه گل برنامه ي شماره 417

با هنرنمايي استادان:

قوامي- گلپا و شجريان

دستگاه: شور (نغمه بيات ترك)

و با همكاري:

احمد عبادی

 جليل شهناز

 لطف الله مجد

رضا ورزنده

حسن ناهيد

 وجهانگير ملك

آهنگ موزون از مرتضي محجوبي

غزل آواز : فرصت الدوله شيرازي – سلمان ساوجي – مولانا

گوينده : فيروزه امير معز

تحليل آواز گلپا در وبلاگ رسمي اكبر گلپايگاني ارائه شده است.

 آغاز برنامه با اجراي آواز توسط استاد قوامی

پیش درآمد بیات ترک در ریتم 8/6

مقدمه بیات ترک توسط سه تار بي نظير استاد عبادی

درآمد بیات ترک (زند) توسط استاد قوامی با تحریر

 شعر:

طالب یاری اگر باش گرفتار عشق

یا کشدت عشق یار یا که شوی یار عشق

(درآمد)

شعر

جان به چه کار آیدت نیست چو جانان تو را

جان بده و جان بخر بر سر بازار عشق

(درآمد دوم)

تحریر (اشاره به جامه دران)

شعر:

پا به ره عشق نه جان به سر عشق ده

(اشاره به افشاری)

دستت اگر می رسد پا مکش از کار عشق

(فرود به بيات ترک)

شعر:

صد شنو رد بشو از برده

تن آزاد کن باش گرفتار عشق

(اشاره به درآمد مثنوی ترک)

 ادامه ي آواز با اجراي استاد شجریان

ادامه برنامه با مثنوی خوانی

شعر:

گفت معشوق به عاشق کای خطا

تو به غربت دیده ای بس شهرها

(درآمد مثنوی ترک)

شعر:

گو کدامین شهر زان ها خوش تر است

(اشاره به گوشه دشتی)

گفت زان شهری که در آن دلبر است

(فرود)

شعر:

هر کجا تو با منی من خوش دلم

گر بود در قعر چاهی منزلم

(درآمد مثنوی ترک)

شعر:

هرچه گویم عشق را شرح و بیان

چون به عشق آیم خجل گردم از آن

(اشاره به دشتی)

شعر:

گرچه تفسیر زبان روشنگر است

لیک عشق بی زبان روشنتر است

(فرود)

دانلود آواز

آپلود آواز از: فرهاد اردکانی

 

نوشته شده در سه شنبه چهاردهم اردیبهشت 1389ساعت 22:28 توسط آزاده حسینی |
درباره وبلاگ
پیام ارزشمند استاد ایرج به خانم آزاده حسینی:
نويسنده گرامي و بسيار محترم وبلاگ:
به‌خاطر همه چيز ممنون: Upload كردن اين همه آواز با اين حجم و با اين شيوه، نوشتن و تحليل كردن، وقت گذاشتن و از خود گذشتن شما دوست عزيزم، در اداره اين وبلاگ همگي نشان از عشق و ارادت خالصانه شما به موسيقي كلاسيك (يا به‌اصطلاح غلط عامه «سنتي») ايران است... موفقيت روزافزون و سربلندي شما آرزوي قلبي من است. ((تنها خواهشي كه از شما دارم اين است كه در نوشتن تحليل‌ها (بخصوص درج اسامي گوشه‌ها) به منابع و رديف‌هاي سازي و آوازي معتبر مراجعه و استناد كنيد.))
"ایرج"

عشق ز افسانه ی گلپا به دل ما آمد
زندگی با دم ایرج به تجلا آمد
دل به میخانه و جان در چمن گلها رفت
زانکه آواز خوش ایرج و گلپا آمد
(شعر از: علي سمراد)
مطالب تازه
چهارگاه_ایرج دموی آلبوم پاپ استاد ایرج/درد و دلی با شما/ترانه جدید هفت سین مرضیه جاودانه_ لطف و سپاس از بزرگ لشگری ایرج در دو جایگاه (آزاده حسینی) ایرج_اسداله ملک (هدیه نوروزی بهداد) ایرج_فرهنگ شریف استاد شهناز_ایرج تحلیل آوازی شور به نقل از وبلاگ قدیمی ها و وبلاگ رسمی اکبر گلپایگانی: انوشیروان روحانی_ایرج استاد ایرج و بزم در موسیقی ایران
آرشيو وبلاگ
اردیبهشت 1391 فروردین 1391 اسفند 1390 بهمن 1390 دی 1390 آذر 1390 آبان 1390 مهر 1390 شهریور 1390 مرداد 1390 تیر 1390 خرداد 1390 اردیبهشت 1390 اسفند 1389 بهمن 1389 دی 1389 آبان 1389 مهر 1389 شهریور 1389 مرداد 1389 خرداد 1389 اردیبهشت 1389 فروردین 1389 اسفند 1388 بهمن 1388 اسفند 1387 آبان 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 مهر 1386 تیر 1386